جستاری علیه انسداد زبانِِ گرانی

🔸امروز اقتصاد جنبه‌ای متافیزیکی پیدا کرده است. با هر تغییر و تغیری در آن، پیام‌های بسیاری به جامعه مخابره شده و دلالت‌های پرشماری آفریده می‌شود. توان متافیزیکی اقتصاد تا حدی است که به راحتی تبدیل به سخن اصلی جامعه و موضوع بحث اکثر محافل می‌شود. حتی زبان ارتباط مردم با یکدیگر رنگ و بوی اقتصادی یافته و گرانی‌ها نقطه تلاقی و میانگین تمام حرف‌های درون جامعه می‌شود. معمولا بین گرانی‌ها و انقباض سوژه‌های تکلم بین مردم رابطه مستقیمی وجود دارد. توان متافیزیکی گرانی تا حدی است که می‌تواند دلیل و علت همه واقعیت‌ها و نقطه ربط موضوعات دیگر به خود باشد. به همین دلیل می توان گفت گرانی انسداد زبانی نیز ایجاد می‌کند. گرانی در نقطه مقابل عدالت بیانی قرار دارد. یعنی همه بیان‌های مستقل و درست را در خود فرو برده و آنها را از قرار گرفتن در جایگاه درست خود می‌رهاند. به همین سیاق می‌توان گفت، امر واقع جنبه و بعدی اقتصادی دارد که اگر دستکاری شود، متورم شود و عفونت کند، می‌تواند همه صورت و سیرت واقعیت را تصرف کند.
🔸این جستار قابلیت امتداد دارد اما از حوصله قصدی که نویسنده دارد، خارج است. با همین مقدمه کوتاه، می‌توان به قدرت متافیزیکی اقتصاد در تغییر زبان و آگاهی جامعه، پی برد. همین التفات و توجه کافی است تا بدانیم که اثر متافیزیکی اقتصاد، نقطه‌ای و مقطعی نیست. انسداد زبانی ناشی از اقتصاد بدکارکرد، به انقباض آگاهی می‌انجامد. انقباض آگاهی یعنی ربط دادن همه موضوعات و مسائل به اقتصاد، تدریجا نظام محاسباتی بدنه جامعه و شیوه‌های معنابخشی آنها به پدیده‌ها را مادی می‌کند. در این وضعیت حقایق غیرمادی نیز باید به زبان ماده ترجمه شوند و در هر قضاوت و داوری یا تصمیم و رفتاری تنها محاسبه سود و زیان مادی وسط بیاید.🔸این اثر درازدامن، نشان می‌دهد، اتفاقا و در زمانی که گرانی‌ها رو به فزونی می‌رود، کسانی که دست‌اندرکار سخنرانی و سخنگویی و خادم آگاهی هستند، باید پاسدار عدالت بیان و کلام در جامعه شوند. شناسایی و توجه به اثر متافیزیکی اقتصاد نشان می‌دهد چرا نباید در چنین وضعیت‌هایی، خادمان آگاهی و پاسداران سلامت زبانی جامعه خود را کنار کشیده منفعل شوند و بگویند حالا دیگر با چه رویی حرف بزنیم. همین التفات نشان می‌دهد که چرا نباید همه گفتارهای ضد انسداد زبانی، معطوف به شکایت از وضعیت اقتصادی باشد و نوک پیکان حرف‌ها جملگی به سمت دستگاه دولتی و دیوانی نشانه رود. آنها در وهله اول باید مسئول و متعهد به جریان نرمال زبان و آگاهی در میان جامعه باشند و ناخواسته قدم در راهی نگذارند که سمبه این انسداد را پرزور کرده و در باد انقباض آگاهی بدمند...
23:04 - 25 آذر 1404

1 إعادة النشر2 التفاعل
41٫5k من المشاهدات


1 الإجابة

‌محسن سلگی‌ صورة الملف الشخصي
@Mohsensolgi25 آذر 1404
تعليقًا على
درود بر این قلم