آمریکا رسما یک امپراتوری در حال زوال است

نیویورک تایمز: حمله آمریکا و اسرائیل به ایران نه فقط یک تصمیم بد، بلکه نقطه عطفی در روند زوال امپراتوری آمریکا محسوب می‌شود. هر نظام امپریالیستی، تا زمانی دوام می‌آورد که ابزارهایش کفاف اهدافش را بدهد. جنگ ایران نشان داد که دونالد ترامپ این امپراتوری را به طرز خطرناکی دچار افزون‌ طلبی کرده است. برخلاف وعده‌های انتخاباتی او مبنی بر عقب‌ نشینی از خاورمیانه و تمرکز بر نیمکره غربی (دکترین مونروی به‌روز شده)، حمله به ایران یک ماجراجویی بی‌پایان و غیرضروری بود که نه تنها منافع حیاتی آمریکا را تامین نمی‌کند، بلکه نیروهای مسلح این کشور را تحلیل می‌برد.استراتژی اولیه ترامپ برای مقابله با چین در نیمکره غربی از جمله فشار برای فروش بنادر کانال پاناما، ربودن رهبر ونزوئلا و تهدید کوبا، دستکم انسجام منطقی داشت. اما جنگ با ایران کاملا متفاوت بود: یک تعهد خطرناک و بدون پایان که هیچ ارتباطی با عقب‌نشینی به نیمکره خودی نداشت. تنها چند ماه پیش، هیچکس در دولت ترامپ چنین جنگی را پیش‌ بینی نمی‌کرد. این جنگ نشان داد که آمریکا برخلاف لفاظی‌هایش، توان نظامی لازم برای تحمیل اراده خود بر ایران در یک درگیری طولانی را ندارد.ایالات متحده نمی‌تواند مانند جنگ ۱۹۹۱ عراق، یک میلیون سرباز از ۴۰ کشور را برای تسخیر ایران جمع کند. ایران کشوری بزرگ، پیچیده و مقاوم است. حتی با تکیه بر موشک‌های پیشرفته، آمریکا ذخایر استراتژیک خود را خالی می‌کند. براساس گزارش‌ها، آمریکا هزار و ۱۰۰ فروند موشک کروز استیلت که برای درگیری با چین ذخیره شده بود و هزار موشک تاماهاوک (ده برابر میانگین خرید سالانه) را مصرف کرده است. نیروهای مسلح آمریکا در قیاس با ادعاهایش، نه با تولید ناخالص داخلی، ناکارآمدی خود را نشان داده‌اند.
اکنون آمریکا با سه گزینه روبروست: انصراف از جنگ و نشان دادن ضعف نظامی به جهان؛ خارج کردن منابع از صحنه‌های حیاتی دیگر (اروپا و شرق آسیا) برای تامین مالی گشت و گذار ایرانی؛ یا توسل به گزینه‌های نظامی افراطی که ترامپ به آنها اشاره کرده و باعث شرم ابدی خواهد شد. در هر صورت، ایالات متحده در خطر از دست دادن شهرت، دوستان یا روح خود قرار دارد. بنیامین نتانیاهو که این جنگ را به ترامپ توصیه کرد، از منطق بازی صندلی‌های ژئواستراتژیک استفاده کرد: زمانی که موسیقی بایستد، آمریکا دیگر توان یا تمایل سنتی برای حفاظت از اسرائیل را نخواهد داشت. زودباوری ترامپ آخرین شانس اسرائیل بود.امروزه آمریکا شباهت‌های نگران‌ کننده‌ای با بریتانیای یک قرن پیش دارد: صنعت‌ زدایی، تعهد بیش از حد، خودراضی بودن، و وابستگی فناورانه به رقیب (چین امروز مانند آلمانِ قبل از جنگ جهانی اول). این در حالی است که بدهی ملی آمریکا به ۳۵ تریلیون دلار رسیده است. رای‌دهندگان ترامپ به درستی احساس می‌کردند سیستم جهان‌گرایانه تحت رهبری آمریکا به نفع نخبگان است نه مردم. ترامپ وعده تغییر داد، اما در نهایت مرتکب همان اشتباه کلاسیک امپراتوری‌های در حال زوال شد: ماجراجویی نظامیِ فراتر از توان. بدین ترتیب، جنگ ایران نه تنها امپراتوری را سرنگون نکرد، بلکه فروپاشی تدریجی آن را تسریع کرد.سوال این نیست که آیا آمریکا در حال زوال است، بلکه چگونگی مدیریت این زوال است. بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم با وجود دست‌ و پا‌گیر بودن، عقب‌نشینی نسبتا موفقی را مدیریت کرد. ترامپ می‌توانست مسیر مشابهی را در پیش گیرد: پذیرش محدودیت‌های قدرت و تمرکز بر نیمکره غربی.
اما جنگ ایران ثابت کرد که او هم مانند پیشینیانش نتوانست در برابر وسوسه اقدام قاطع مقاومت کند. نتیجه، تبدیل شدن به یک امپراتوری در حال زوال است که دیگر حتی توان حفظ ظاهر قدرت را هم ندارد. طنز تلخ آنکه ترامپ دقیقا همان چیزی شد که رای‌دهندگانش از آن گریزان بودند: نمونه‌ای از نخبه‌ای که وعده عقب‌نشینی می‌دهد اما در عمل، امپراتوری را بیش از پیش در باتلاق فرو می‌برد.
17:49 - 13 اردیبهشت 1405

11 واکنش
1435 بازدید