یک مربع شوم غیر اخلاقی چگونه تیشه به ریشه اخلاق در جامعه ایران می زنه؟ مدیر تکنوکرات که دنبال رئیس جمهور شدن و اثبات سریع توانایی هاشه و یا الان رئیس جمهوره و تا دور بعد انتخابات باید حتما یه چیزی از خودش رو کنه روبه مشاورش که یک اقتصاددان از نوع دانش آموخته فدرال ریزرو آمریکاست می کنه و می گه که آقا جنگ تموم شده و یه راهکار ارائه بده تا ما الان سریع هم اشتغال ایجاد کنیم و هم برای سازمان خودمون مثلا شهرداری تهران درآمد کسب کنیم. مشاور اقتصادی هم می گه آقا ساخت مسکن‌راه حله چون تو تهران زمین های خالی زیاد داریم که می تونیم آسمون خراش بسازیم که هر یه واحدش خدا تومن سود سریع و خالصه و سرمایه گذاری با ارزشه و هم چون مسکن بخش های زیادی از اقتصاد رو راه می اندازه و اشتغالزاست. شهرداری هم می تونه از طریق پول تراکم، کلی درآمد کسب کنه. باید از بانک ها بخواهیم که‌ سیاست هدایت اعتبار رو پیش بگیرند و وام بدهند به پیمانکارها تا اونها مسکن بسازند. پیمانکارها هم که از خداشونه چون یه سفارش پر و پیمون با وام بانکی بهشون داده شده و می تونن جیبشون رو پر پول کنند. بانک ها هم خوشحال هستند چون می دونند ساخت آسمون خراش تو تهران یعنی سرمایه گذاری سالم که‌برای ترازنامه اونها هم عالیه و سود خوبی خواهند کرد. مربع مدیر تکنوکرات+اقتصاددان فدرال ریزروی کینزی آمریکایی+‌پیمانکار همیشگی+بانک کیسه دوخته با در نظر گرفتن سود لحظه ای خودشون و البته ایجاد اشتغال زایی موقت در جامعه، با خیال خدمت اینگونه تیشه به ریشه اخلاق می زنند: اولا با خلق پول جدید به جای به کاربردن همین نقدینگی موجود جامعه، باعث افزایش تورم می شن. ممکنه کسی بگه که پروژه ها پر سوده و پولش بر می گرده و تورم ایجاد نمیشه در حالی که این طور نیست.
خلق پول همیشه تورمزاست چون باعث تقاضا برای منابع میشه و در ثانی خیلی از افرادی که مشتری این خانه ها هستند هم باز برای خرید خانه وام از جاهای دیگر خ‌واهند گرفت و پول جدیدتر خلق خواهند کرد. هدایت نقدینگی همیشه از هدایت اعتبار بهتر است! دوما، چون، تصمیم گیرندگان فقط به پول بعنوان معیار سود نگاه می کنند و بهره وری لحظه ای ساختمان سازی در تهران و چند نقطه معدود دیگر، بسیار بالاتر از نقاط محروم و شهرستان ها و حاشیه است، سرمایه گذاری باز فقط در تهران و چند نقطه بالون جمعیتی دیگه انجام میشه که مساوی محروم کردن بقیه کشور از سرمایه گذاری و در ضمن، افزودن آلودگی و ترافیک بیشتر به تهرانه. مناطق دیگر حاشیه ای و کمتر توسعه یافته ایران، توسعه پیدا نمی کنند چون سود اضلاع مربع فوق الذکر در سرمایه گذاری روی آن ها نیست. در تهران، قشر متمول و متوسط به بالا دچار اعصاب خوردی از کیفیت پایین محیط زیست می شوند و به فکر مهاجرت می افتند. عدالت در شهرستان ها و محیط زیست در تهران قربانی می شوند.
مدیر تکنوکرات سعی می کند با جمع‌کردن پول تراکم شهر و ساختن چند پل و تونلی که به قیمت شلوغ تر کردن شهر و افزودن بر ترافیک و آلودگی شهر، مهیا کرده است خود را به جامعه بعنوان فردی لایق و کارآمد جهت ریاست جمهوری بفروشد. پیمانکاران، پروژه هایشان را تمام کرده و با تبدیل پول سود خود به دلار در کانادا برای خود و خانواده اشان خانه می خرند. اقتصاددان فدرال ریزرو به مدت ۱۰ سال دیگر، مشغول توضیح علت ت‌ورم و افزایش ارز به مردم است و به عنوان مشاور همه نهادهای نظام از این مسئولیت به مسئولیت دیگری جابجا می شود و بانک کیسه دوز هم پول های خود را صد چندان کرده و هنوز اما مشکل ناترازی دارد و نیازمند حمایت است چون همه پول های خود را تحت عنوان هدایت اعتبار به خویشاوندان و شرکت های خویشاوندان خودش وام می دهد. رنج بردن جامعه از کمبود مزمن عدالت و محیط زیست، باعث از بین رفتن جذابیت زیستن در ایران و تولید نفرت در مناطق پیرامونی و تولید قهر در مناطق متمول میشه. وقتی سرمایه انسانی مهاجرت کنه و از مسئولیت رانده بشه یا راه داده نشه، کیفیت تصمیم سازی جامعه و کیفیت زندگی باز پایین می آد. تاسیس شرکت هایی که می تونن مشکلات جامعه رو حل کنند کم کم ناپدید میشه. دو بال دین و دانش نمی تونن توی خاکی که با ع‌دالت و محیط زیست، بارور نشده، رشد کنند. دولت به وظیفه اصلی اش که ایجاد محیط شکوفایی در مساحت ۱۶۴۸۰۰۰ کیلومتری عمل نکرده بلکه با خلق پول بیشتر، تنها زمینه اشتغالزایی موقت و سپس، افزایش نرخ سود بانکی و ربا در آینده ای نزدیک رو فراهم کرده. فرار سرمایه و افزایش قیمت ارز و بلند شدن صداها برای افزایش قیمت بنزین، فازهای پیش روی بعدی هستند.سیاست «سود لحظه ای» توسط اضلاع مربع فوق الذکر «تصویر ایران» رو خراب می کنه.
16:25 - 12 اردیبهشت 1405