رقص مرگ و زندگی «باد و خاک» در قلب ایران

استان مرکزی امروز بر لبه پرتگاه بیابانی‌شدن کامل قرار دارد، ادامه روند کنونی به معنای تشدید بحران آلودگی هوای، نابودی کشاورزی و مهاجرت اجباری است.
خبرگزاری فارس_اراک؛ در سکوت گرم و خشک دشت‌های مرکزی ایران، جنگی خاموش و بی‌امان در جریان است. جنگی که نه صدای شلیکی دارد و نه مرزی مشخص، اما هر روز بر قلمرو آن افزوده می‌شود. این، نبرد فرسایش سرزمینی و پیشروی خزنده بیابان در استان مرکزی است.برخلاف تصور عمومی که کویر را پدیده‌ای مختص نواحی جنوب و شرق کشور می‌داند، داده‌های میدانی حکایت از آن دارند که اکنون نزدیک به نیم میلیون هکتار از پهنه استان مرکزی منطقه‌هایی که روزگاری از حاصلخیزی و تنوع نسبی برخوردار بود، شناسنامه بیابانی دریافت کرده‌اند.این عرصه، که تقریباً به اندازه یک استان کوچک وسعت دارد، به‌طور عمده در شهرستان‌های زرندیه، ساوه، اطراف دریاچه نمک میقان اراک و مناطقی از محلات و دلیجان پراکنده شده و همچون زخمی که التیام نمی‌یابد، در حال گسترش است. این مناطق، امروز نه فقط بیابان، که با کوچک‌ترین وزش باد، سلامت و آرامش میلیون‌ها نفر را هدف می‌گیرند.در گفت‌وگویی با «عظیمی»، کارشناس ارشد منابع طبیعی و پژوهشگر حوزه بیابان، وی این وضعیت را یک «بحران آرام اما با شتاب زیاد» توصیف کرد. وی با تاکید بر چندعاملی بودن این پدیده گفت: ما در استان مرکزی با یک «توفان تمام‌عیار» مواجهیم؛ توفانی که از ترکیب تغییرات اقلیمی، مدیریت ناپایدار منابع آب و فشار بیش از حد بر مراتع شکل گرفته است. کاهش باران و افزایش دما، طبیعت را ضعیف کرده، و در این شرایط، چرای بیرویه دام و برداشت‌های غیرمجاز از آب‌های زیرزمینی، ضربه نهایی را وارد می‌آورند. نتیجه، مرگ تدریجی خاک و فرار ریزگردها به آسمان است.
عظیمی به پیامدهای پنهان این بحران نیز اشاره کرد: فراموش نکنیم که بیابان‌زایی فقط به معنای از دست دادن خاک نیست. این فرآیند، چرخه آب را مختل می‌کند، دمای منطقه را افزایش می‌دهد، و تنوع زیستی منحصربه‌فرد این ناحیه را برای همیشه نابود می‌سازد. ما داریم سرمایه طبیعی نسل‌های آینده را پیش‌چشم خود می‌سوزانیم.دست‌های خالی در مقابل طوفاناگرچه نهادهای متولی از انجام اقداماتی مانند نهال‌کاری محدود، احداث بادشکن و حفاظت از برخی عرصه‌ها خبر می‌دهند، اما به گفته کارشناسان، این اقدامات در مقایسه با ابعاد فاجعه، همچون «ریختن لیوان آبی بر آتش سوزانی گسترده» است. بزرگ‌ترین مانع، کمبود شدید و مزمن منابع مالی است. اعتبارات فعلی به‌هیچ‌وجه پاسخگوی مهار کانون‌های غبارخیز و احیای اراضی نیمه‌مرده نیست.راه برون‌رفت: از فناوری تا فرهنگخروج از این بن‌بست نیازمند تغییر نگرش و اجرای برنامه‌ای جامع است، عظیمی می‌گوید: به جای پراکنده‌کاری، باید با استفاده از سامانه‌های پایش ماهواره‌ای، کانون‌های بحرانی و اولویت‌دار را شناسایی و تمام منابع را بر مهار آنها متمرکز کردو تا زمانی که معیشت جوامع محلی به بهره‌کشی از مراتع شکننده وابسته است، توقف چرای بیرویه ناممکن خواهد بود. وی بیان می‌کند: ایجاد مشاغل سبز و پایدار مرتبط با گردشگری طبیعی یا کشت گیاهان دارویی سازگار، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.کارشناس ارشد منابع طبیعی و پژوهشگر حوزه بیابان استان مرکزی با اشاره به بازآفرینی چرخه آب می‌افزاید: اجرای سریع و گسترده پروژه‌های ساده ولی مؤثری مانند «پخش سیلاب» و «سنگچینی» برای نفوذدادن هر قطره باران به خاک، می‌تواند رطوبت را به مناطق بحرانی بازگرداند.
فریاد خاک در برابر طوفان سکوتدر بیابان‌های در حال گسترش استان مرکزی، نه تنها گیاهی نمی‌روید، که امید نیز در حال خشکیدن است. "ما داریم آخرین حلقه‌های زنجیره را از دست می‌دهیم" رضا احمدی استاد زمین شناسی دانشگاه آزاد، با نگرانی عمیقی می‌گوید: وضعیت استان مرکزی یک زنگ خطر اکوسیستمی سراسری است. اینجا فقط خاک در حال فرسایش نیست؛ ما شاهد نابودی تدریجی بانک ژن گیاهان بومی و سازگار با خشکی هستیم. گونه‌هایی که شاید کلید مقاومت در برابر تغییرات اقلیمی آینده باشند. وقتی پوشش گیاهی از بین برود، تنها ریزگرد بلند نمی‌شود؛ تمام خدمات اکوسیستمی مانند تصفیه هوا، تنظیم دما و حتی چرخه آب شیرین محلی متلاشی می‌شود. ما در حال فروپاشی یک سیستم زنده هستیم.پایان آب، آغاز بیابان مطلق است کارشناس آزمایشگاه مکانیک خاک نیز بر عامل کلیدی دیگری تأکید می‌کند و می‌گوید: رقص مرگ و زندگی در این منطقه به سطح آب سفره‌ها گره خورده است. برداشت بی‌رویه از چاه‌ها، سطح آب را چنان پایین برده که ریشه درختان کهنسال و پوشش گیاهی طبیعی به آن نمی‌رسد. این یک مرگ خاموش از پایین به بالا است. حتی اگر باران هم ببارد، خاک مرده و فشرده، توان جذب را از دست داده و سیلاب ویرانگر ایجاد می‌کند.
این نبرد را دولت به تنهایی نمی‌تواند ببرد. آموزش همگانی، جذب مشارکت مردمی و سازمان‌های مردم‌نهاد در پایش و حفاظت، می‌تواند نیروی بازدارنده قدرتمندی ایجاد کند.استان مرکزی امروز بر لبه پرتگاه بیابانی‌شدن کامل قرار دارد، ادامه روند کنونی به معنای تشدید بحران آلودگی هوای، نابودی کشاورزی و مهاجرت اجباری است. نجات قلب جغرافیایی ایران از این سرنوشت، نیازمند اعلان «وضعیت قرمز» زیست‌محیطی، تخصیص بودجه اضطراری و عزمی ملی است. اگر امروز اقدام نکنیم، فردا برای اقدامی دیر خواهد بود؛ چرا که بیابان، به انتظار نمی‌نشیند.#بی‌آبی#بیابان #کویر #ریزگرد#آلودگی_خاک
08:49 - 2 دی 1404
استان ها
مرکزی

2 بازنشر1 واکنش
19٫9k بازدید