کادر درمان از مردم تشکر کردند
خانم دکتر با لباس رزم؛ همان روپوش سپیدش، روی سکو آمد. یکدنیا حرف دارد با مردمی که برای سلامتشان جان میدهد!اما انگار ایمان دارد با «یا حیدر» دردی، بیدرمان نمیماند.
گروه زندگی: این شبها جمعی از مدافعان جان فدای سلامت در تجمعات مردمی میدان ابوذر منطقه ۱۷ دارالشهدای تهران بهعنوان «حافظان جسم و روح مردم» مورد تجلیل قرار گرفتند. آنهایی که با حضور داوطلبانه و سازمانیافته، نمایشی از «مبعوثشدن» برای حفاظت از حرمت جان و روان مردم ایران اسلامی در شبهای سخت جنگ و آتشبساند.
سربازانی که همیشه در خط مقدم اند
نزدیک به صدمین شب از آغاز یک جنایت است.نهم اسفندماه بود که ناگهان آسمان این سرزمین ترک خورد و کینهای کهنه خونهای پاک را بر زمین ریخت. کینهای که داغهایی عمیق بر سینهها گذاشت.یکبار دیگر و این بار وحشیانهتر از همیشه آمریکا و رژیم صهیونیستی به این سرزمین طمع کردند. با شهادت رهبرمان ، فرماندهان نظامی و سرداران سبزپوش سپاه، دانشمندان و حتی دخترکان و پسرکان معصوم میناب آغاز کردند و اسمش شد «جنگ رمضان». اما مردم خواب نماندند، نه از روی لجاجت که از روی غیرت. هر کس هر چه در توان داشت نذر انسانیت و عاشقی کرد و حالا پس از قریب صد شب حضور متوالی در خیابانها و میادین، در میدان ابوذر و در منطقه ۱۷ و دارالشهدای تهران میان دود اسپند و صدای یا علی (ع) مردم، مردان و زنانی ایستادهاند که لباس سفید بر تن دارند؛ همانهایی که روزگاری در خط مقدم جنگ با کرونا جان دادند و حالا در جنگی دیگر، این بار در «جنگ رمضان»، داوطلب شدهاند.»
باید از مردم تشکر کرد
ارزش صبوری کسبهای که با وجود اختلال در کسبوکارشان، این تجمعات را همراهی میکنند هم نوعی از ایثار است که پیام مقاومت و همبستگی ملی را به گوش دشمنان آمریکایی و صهیونیستی میرساند و موجب خشم و ناامیدی آنان میشود.خانم دکتر ضمن قدردانی از صبر و تحمل کسبه، خانمهای خانهدار و تمام کسانی که در برگزاری منظم این تجمعات همکاری میکنند میگوید: «همیشه از ما پزشکان تقدیر میشود. اما من میخواهم از طرف کل کادر درمان و خادمین مردم، از همین مردم تشکر کنم؛ بهخاطر اینکه میدانم آن کسبهای که این روزها صبوری کرد تا ما دور هم جمع شویم، شاید به کسبوکارش آسیب خورد، آن خانهداری که از استراحت خود زد، آن مغازهداری که مغازهاش را بست و سود نکرد، آمد اینجا که بگوید ایران برای ماست و برای ما خواهد بود و هرگز از دستش نمیدهیم. دستبهدست هم میدهیم و بهوقتش همه پشتهم هستیم تا ایرانمان را حفظ کنیم.»
دلم میخواهد همه با هم بگوییم «حیدر»
بانوی سپیدپوش سلامت، بلندبلند «اللهاکبر» میگوید و «خامنهای رهبر.» صدای مردم جان فدا هم در آسمان میدان ابوذر میپیچد: «اللهاکبر، خامنهای رهبر.» او معتقد است این جنگ خیلی درد داشت، ولی یک حسن بینظیر داشت که انگار به همه دردهایش میچربدو در حالی که بغض سعی میکند راه کلامش را ببندد با صدایی لرزان میگوید: «ما همیشه «حیدر حیدر» میگفتیم، ولی این جنگ باعث شد این نام را از قلب و وجودمان بگوییم و فکر میکنم به آن اندازه که ما در این جنگ «حیدر» گفتیم شاید در این سالها نگفته بودیم.»
13:13 - 15 خرداد 1405