مهمترین شب شعر ایران زیر سایه رهبر شهید
پیگیری رهبر شهید برای احیای انجمنهای شعر، سنتی ماندگار را رقم زد؛ دیدار سالانه شاعران که از دهه شصت آغاز شد و تا آخرین سال حیات او ادامه یافت.
گروه کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس: سالهای اول انقلاب بود. هنوز گرد و غبار حوادث فرو ننشسته بود که جنگ آغاز شد. کشور درگیر بزرگترین نبرد تاریخ معاصر خود شده بود. در آن روزگار، اگر کسی از نان، اسلحه، پشتیبانی جبهه یا بازسازی شهرها حرف میزد، عجیب نبود. عجیب این بود که کسی نگران شعر باشد!بسیاری از محافل ادبی که پیش از انقلاب رونق داشتند، یکی پس از دیگری خاموش شدند و چراغ برخی انجمنها به کلی از نفس افتاد. کمتر کسی گمان میکرد در میانه آن همه التهاب، شعر هم مسئلهای باشد که باید برایش وقت گذاشت.اما برای شهید سیدعلی خامنهای، شعر هیچوقت یک سرگرمی حاشیهای نبود. او که سالها پیش از انقلاب پای ثابت انجمنهای ادبی مشهد بود و شبهای بسیاری را در محفل استاد فرخ و دیگر مجالس شعر گذرانده بود، نمیخواست این رشته گسسته شود. پیگیر شد، نامه نوشت و از مسئولان خواست که انجمنهای تعطیلشده دوباره جان بگیرند. این پیگیریها تنها روی کاغذ نماند. از میانه دهه شصت، وقتی مسئولیت ریاستجمهوری را برعهده داشت، دیدارهای شاعران با او شکل منظمتری پیدا کرد. نوروز سال ۱۳۶۳ در مشهد، جمعی از شاعران دور هم جمع شدند؛ جلسهای ساده و صمیمی که قرار نبود به سنتی چند ده ساله تبدیل شود. اما شد.هر سال که میگذشت، حلقه شاعران گستردهتر میشد. جلسات ادامه پیدا کرد و کمکم از مشهد به تهران آمد. حوزه هنری مسئولیت برگزاری آن را برعهده گرفت و دیدارها از نوروز به نیمه ماه رمضان منتقل شد؛ زمانی که بعدها به یکی از شناختهشدهترین شبهای ادبی کشور تبدیل شد.
پس از رحلت امام خمینی(ره) نیز بسیاری گمان میکردند این سنت به پایان رسیده است. شرایط تغییر کرده بود و حالا رئیسجمهور دیروز، رهبر انقلاب شده بود؛ مسئولیتی که طبعاً فرصت چندانی برای نشستهای ادبی باقی نمیگذاشت. حتی به برخی شاعران گفته شد که دیگر برگزاری آن جلسات صلاح نیست.اما ماجرا طور دیگری رقم خورد.در یکی از دیدارهای مشهد، وقتی جمعی از فضلای حوزه علمیه به دیدار رهبر انقلاب رفته بودند، ناگهان نگاه ایشان به یکی از برگزارکنندگان جلسات شعر افتاد. پیش از آنکه کسی سخنی بگوید، پرسیدند: «جلسه شاعران کی هست؟»پاسخی که شنیدند این بود که گفتهاند دیگر قرار نیست جلسهای برگزار شود. همانجا رو به مسئولان کردند و علت را جویا شدند. بعد هم تأکید کردند که این دیدارها باید ادامه پیدا کند.همین یک جمله کافی بود تا رشتهای که بسیاری تصور میکردند گسسته شده، دوباره پیوند بخورد.سال بعد، در رمضان ۱۳۶۸، جمع کوچکی از شاعران به دیدار رهبر انقلاب رفتند؛ جمعی انگشتشمار شامل چهرههایی چون مرحوم اوستا، مرحوم حمید سبزواری، علی معلم، سپیده کاشانی و سیمیندخت وحیدی. هنوز خبری از پوشش رسانهای گسترده نبود. جلسه حال و هوایی خانوادگی داشت. در همان دیدار، مرحوم اوستا با شوخی گفت که کیفها و کاغذهای شعرشان را هنگام ورود گرفتهاند و حالا چگونه شعر بخوانند؟ رهبر انقلاب نیز با لبخند دستور دادند وسایل شاعران را بازگردانند تا مجلس شعرخوانی آغاز شود.
آن شب، شاید هیچکس تصور نمیکرد که این جمع کوچک، آغازگر سنتی باشد که دههها بعد با عنوانهای مختلف شناخته شود؛ «شب شاعران بیدل»، «شب پانزدهم» یا «شب قدر شاعران» و یا «دیدار ماه».از آن پس، هر سال حلقه شاعران بزرگتر شد. تعداد مهمانان از چند نفر به چند ده نفر رسید و بعدها به صدها شاعر از نسلها و سلیقههای مختلف گسترش پیدا کرد. این جلسه تا آخرین سال عمر رهبر شهید برقرار بود؛ البته به جز سالهای کرونا. حتی اسفند ۱۴۰۴ نیز قرار بر برگزاری این دیدار بود اما افسوس که تیر دشمن منحوس مانع از آن شد و این حسرت بر دل شاعران و مهمانان جلسه ماند. البته شاعران کملطفی نکردند و جلسه در حوزه هنری برگزار شد؛ «محفل شعر امین» اما این بار جای میزبان حسابی خالی بود و شور و لبخندهای جلسات قبلی جایش را به اشک و آه و حسرت داده بود.#شعر #رهبر_شهید #رهبری 22:05 - 27 خرداد 1405