بازی ناتمام تیم ملی ایران در جام جهانی

جام جهانی برای فوتبال ایران خاطرات فراوانی ساخته، اما سهم این خاطرات در قفسه کتاب‌ها اندک است و بسیاری از روایت‌های ارزشمند هرگز مکتوب نشده‌اند.
گروه کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس: هر چهار سال یک بار، با سوت آغاز جام جهانی، میلیاردها چشم به مستطیل سبز دوخته می‌شود. اما جام جهانی فقط همان ۹۰ دقیقه‌ای نیست که در ورزشگاه می‌گذرد. بیرون از زمین مسابقه، روی سکوها، در خیابان‌های شهرهای میزبان، در هتل‌ها و اتوبوس‌ها و میان هوادارانی که هزاران کیلومتر سفر کرده‌اند، روایت دیگری در جریان است؛ روایتی که گاهی به کتاب تبدیل می‌شود و گاهی با سوت پایان مسابقات از یاد می‌رود.فوتبال سال‌هاست در بازار کتاب ایران هم صاحب قفسه‌ای مستقل شده است. زنده‌یاد حمیدرضا صدر از نخستین کسانی بود که نشان داد فوتبال فقط آن ۹۰ دقیقه‌ای نیست که روی مستطیل سبز جریان دارد. او از سکوها نوشت، از پیراهن‌ها، از شکست‌ها و خاطراتی که سال‌ها بعد از سوت پایان در ذهن هواداران باقی می‌مانند. آثاری چون «پسری روی سکوها»، «روزی روزگاری فوتبال» و «پیراهن‌های همیشه» فوتبال را از جدول رده‌بندی و نتیجه مسابقات بیرون کشیدند و به بخشی از تاریخ و حافظه جمعی ایرانیان تبدیل کردند.در سال‌های بعد، جام جهانی نیز راه خود را به کتاب‌ها باز کرد. «آن شب در دوحه» و «پرسه در لوسیل» از جمله آثاری بودند که تلاش کردند تجربه حضور در بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان را از زاویه یک ناظر ایرانی ثبت کنند.
با این حال، مرور قفسه کتاب‌های فوتبالی ایران یک خلأ مهم را آشکار می‌کند؛ شاید مهم‌تر از آنچه درباره جام جهانی نوشته شده، چیزی باشد که نوشته نشده است.ادبیات معاصر ایران سابقه‌ای طولانی در مستندنگاری سفرها و رویدادهای مهم دارد. از سفرهای سیاسی و فرهنگی گرفته تا مأموریت‌های رسانه‌ای، بارها نویسندگان همراه کاروان‌ها و شخصیت‌های مختلف شده‌اند و حاصل این همراهی را در قالب کتاب منتشر کرده‌اند. «داستان سیستان» رضا امیرخانی، که از سفر رهبر شهید انقلاب به سیستان و بلوچستان شکل گرفت، یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های این سنت است.
اما همین الگو در فوتبال ایران کمتر دیده می‌شود. عجیب است که بزرگ‌ترین رویداد ورزشی جهان، با همه حساسیت‌ها و مخاطبانش، هنوز نتوانسته سنتی از مستندنگاری و روایت‌نویسی پیرامون تیم ملی ایجاد کند. در روسیه و قطر، ده‌ها خبرنگار، نویسنده و فعال رسانه‌ای ایرانی برای پوشش مسابقات و حضور در فضای جام جهانی راهی کشورهای میزبان شدند.بسیاری از آنها هفته‌ها در کنار تیم ملی و هواداران ایرانی زندگی کردند و از نزدیک شاهد جزئیاتی بودند که هرگز در قاب تلویزیون دیده نمی‌شد. با این حال امروز که به قفسه کتاب‌ها نگاه می‌کنیم، سهم آن تجربه بزرگ چندان پررنگ نیست. گویی شبکه‌های اجتماعی، جای دفترچه‌های یادداشت را گرفته‌اند. روایت‌هایی که می‌توانستند چند سال بعد به کتابی خواندنی و سندی برای پژوهشگران فوتبال و فرهنگ عمومی تبدیل شوند، در قالب استوری‌هایی ۲۴ ساعته منتشر شدند و از میان رفتند. عکس‌ها باقی ماندند، اما روایت‌ها نه؛ تصویر ثبت شد، اما تجربه مکتوب نشد.اگر کسی بخواهد بداند زندگی در اطراف کاروان ایران چگونه می‌گذشت، هواداران ایرانی چه تجربه‌ای از حضور در دوحه داشتند، خبرنگاران ایرانی چه چیزهایی را از نزدیک دیدند و فضای واقعی پیرامون تیم ملی چه شکلی بود، منابع چندانی پیش روی خود نمی‌بیند.
جام جهانی ۲۰۲۶ در شرایطی از راه می‌رسد که حضور ایرانیان در آمریکا، کانادا و مکزیک احتمالاً با محدودیت‌ها و دشواری‌های بیشتری همراه خواهد بود. همین مسئله ارزش تجربه‌های ثبت‌نشده جام‌های جهانی گذشته را دوچندان می‌کند؛ تجربه‌هایی که می‌توانستند امروز بخشی از حافظه مکتوب فوتبال ایران باشند، اما بیشتر در آرشیو تلفن‌های همراه و صفحه‌های شخصی شبکه‌های اجتماعی جا مانده‌اند تا در قفسه کتابخانه‌ها.#فوتبال #جام_جهانی #جام_جهانی_۲۰۲۶ #ایران #تیم_ملی
18:03 - 24 خرداد 1405
فرهنگ
کتاب و ادبیات

2 بازنشر3 واکنش
52٫5k بازدید



2 پاسخ

@user17091015095721872663 ساعت پیش
در پاسخ به
جناب طحانی قضیه اعتماد نیست ، قضیه اینه جوری برنامه چیده بشه که اگه بزنه زیر توافق که همه میدونیم میزنه ، تا اون موقع گرفته هامون به داده هامون بچربه و ضرر نکنیم . مثلا زمان برای بازسازی نظامی و پافندی ، یا پول برای افزایش تاب آوری و خرید تسلیحات ... یا زمان خریدن برای استقرار و تثبیت رهبری معظم...…
نمایش بیشتر

@dr_rr3 ساعت پیش
در پاسخ به
‎@user1709101509572187266داداش چرا بلاک کردی