مهم‌ترین اعتراض‌ها را شاعران انقلاب داشتند

میلاد عرفان‌پور، شاعر، می‌گوید که شعر یک رسانه است و شاعران همواره جزو اولین نفراتی هستند که وارد میدان می‌شوند و نسبت به مسائل مختلف واکنش نشان می‌دهند.
گروه کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس: در برهه‌های مختلف تاریخی، سیاسی و اجتماعی، هنرمندان با استفاده از هنر خود همواره سعی کرده‌اند تا کنشی داشته باشند. گویی که این کنش را مسئولیت اجتماعی خود دانسته‌اند. شعر در میان هنرها، شاید سریع‌ترین نوع هنر باشد که به هر مسئله‌ای می‌تواند واکنش داشته باشد. میلاد عرفان‌پور، از جمله شاعران معاصر است که در بزنگاه‌های مختلف، با استفاده از شعر خود به مسائل مختلف واکنش نشان داده است و به گفته خودش این هنر را یک رسانه می‌بیند. با او در این گفت‌وگو از چگونه شاعر شدنش صحبت را آغاز کردیم بعد به سراغ مسئله‌های مهمی مانند تبیین «شاعر انقلاب»، مسئولیت اجتماعی و... پرداخته‌ایم. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید:

*پس‌کوچه‌های شعر در شیراز

فارس: چه چیزی میلاد عرفان‌پور را شاعر کرد؟عرفان‌پور: من اعتقاد دارم که فرد با تصمیم قبلی شاعر نمی‌شود و اینطور نیست که مثل انتخاب رشته مدرسه یا دانشگاه بررسی کنم و ناگهان از فردایش شاعر شوم. اولا شاعری یک موهبت الهی است که خداوند ارزانی می‌کند و باید قدر دانسته شود. ثانیا زیست شاعر نیز دخیل است. در کودکی در خانواده فضایی را تجربه کردم که ناخودآگاه مرا با شعر مانوس کرد. مرحوم مادربزرگم که او را «بی بی» صدا می‌زدیم، سواد چندانی نداشت اما دوبیتی‌های محلی زیادی را از حفظ بود و می‌خواند. جدا از آن چون پدرم علاقه‌مند به شعر بود و مداحی برای اهل‌بیت(ع) می‌کرد، ذهن من مدام با شعر درگیر بود. دوازده ساله بودم که سررسیدی را گرفتم و شروع کردم به سرودن در قالب‌های مختلف و بعد از یکی دوسال دبیری داشتیم که مرا با شعر امروز و به خصوص قیصر امین‌پور آشنا کرد و فصل تازه‌ و جدی را برای من در حوزه شعر آغاز کرد. فارس: شما اهل شیراز هستید و شیراز هم که با شعر گره خورده است. عرفان‌پور: قطعا هوا و خاک شیراز هم بی‌تاثیر نیست. فارس: به عنوان شاعر شیرازی، حافظ یا سعدی؟عرفان‌پور: قابل مقایسه نیستند؛ چون در دو فضای مختلف هر کدام به اوج رسیدند. حافظ در یک بعد عمق و جان بیشتری دارد و سعدی در جغرافیای گسترده‌تری از زبان کار جدی انجام داده است. هردو لطف خود را دارند.فارس: شما اشاره کردید که پدرتان مداحی می‌کنند. آیا شده شعری از شما را به شکل مداحی بخوانند؟عرفان‌پور: بله. همان زمان که در نوجوانی شعر می‌گفتم به خصوص در محرم، پدرم برخی از اشعار مرا می‌خواندند. هنوز هم گاهی این کار را انجام می‌دهند. اخیرا هم خودشان چیزهایی می‌نویسند؛ چون طبع شعر دارند.

*قیصر شاعر زندگی است

فارس: با مرحوم قیصر امین‌پور شما مراوده‌ای هم داشتید؟عرفان‌پور: آقای امین‌پور را دو سه باری دیدم و دیدارشان هم برای من خاطره‌انگیز بود. من به این بزرگوار علاقه داشتم. ایشان را تقریبا دوسال پایانی عمرشان دیدم. به ایشان گفتم که من افتخار دریافت جایزه قیصر امین‌پور را داشتم و ایشان متواضعانه گفتند که این چه حرفی است؛ ما باید جایزه شما را دریافت کنیم. ایشان به بنده محبت داشتند. البته ایشان به همه محبت داشتند. خاطرات بسیاری از کوچک‌نوازی و فروتنی و روح بزرگ ایشان وجود دارد. به رغم بیماری کسی ندید که لبخند از لبهای ایشان محو شود. فارس: در بین شعرای معاصر کدام شاعر را بیشتر دوست دارید؟عرفان‌پور: من قیصر امین‌پور به چند جهت را طور دیگری دوست دارم. یکی این که قیصر شاعر زندگی است و به نظر من شاعر در هر تفکری که هست، باید شاعر زندگی باشد. یعنی شاعر در لحظه عاشقانه‌اش از عشق بگوید و از لحظه تاثر اجتماعی از جامعه بگوید، به وقتش هم از اهل بیت(ع) دم بزند و دریغ نکند. قیصر امین‌پور در هر موضوعی شعر دارد و در قالب‌های مختلفی. شعرای دیگری چون محمدکاظم کاظمی، علیرضا قزوه و محمدمهدی سیار نیز شعرهای قوی و محکمی دارند. به نظر من در یکی از دوره‌هایی هستیم که شکوفایی شعر فارسی است و امید داریم که این ظرفیت بزرگ بتواند به قله‌هایی هم دست پیدا کند. تنها خلاء ما این است که در این دوره هنوز به قله‌های شعر فارسی نرسیدیم؛ هرچند شاعران نزدیک به قله و یا در مسیر را کم نداشتیم و نداریم.

*انحرافی به نام تخصصی کردن شعر

فارس: با وجود این که اشعار عاشقانه کم نداریم اما شما را به عنوان شاعر آیینی یا شاعر انقلاب می‌شناسند. نسبت و موضع شما با این عنوان چگونه است؟ با تخصصی شدن شاعران مشکلی ندارید؟عرفان‌پور: به نکته مهمی اشاره کردید. در مهندسی و پزشکی گریز و گزیری نداریم که به سمت تخصص‌گرایی برویم اما در شعر تخصصی کردن محتوا که من نامش را «تقطیع محتوایی شعر» می‌نامم، یک انحرافی بود که پدید آمد.شاعر در دوره انقلاب اسلامی، شاعری است که از زندگی می‌گوید؛ از عشق، اعتراض، اجتماع و ائمه(ع)، حکمت و... در همه لحظه‌ها شاعر است. شاعر انقلاب شاعری است که در موضوعات مختلف رنگ و بوی یک مسلمان انقلابی با گفتمان مشخص اخلاقی و اعتقادی خودش را دارد. در عاشقانه‌اش نجیب است؛ در موضوعات اجتماعی سعی می‌کند حقیقت را پیدا کند و بعد موضع بگیرد و در تقابل حق و باطل از حق دفاع کند. در حکمت هم تلاش می‌کند که شعرش خالی از اندیشه و حرف نو برای انسان امروز نباشد. در اعتراض هم سعی می‌کند جانب انصاف را رعایت کند. همه این‌ها با هم شاعر آیینی می‌شود.اما تصوری که عموم از شاعر انقلاب دارند این است که فقط در موضوع خاص انقلاب اسلامی شعر بگوید. یا تصوری که از شاعر آیینی دارند این است که فقط باید مدح و مرثیه بگوید که البته ارزشمند و توفیق و رزق است اما مطلوب شعر و شاید همان ائمه(ع) این باشد که در زمانه خود در موضوعات مختلف جانب ما را بگیر. از عشق، اعتراض، حکمت و... طوری گفته شود که ائمه(ع) دوست دارند و سیره ماست. تفکر ایرانی هم که در بسیاری موارد منشعب از تفکر غنی و متعالی اسلامی است. همه این‌ها شاید همان واژه متداول شاعر آیینی را ساخته است.
متاسفانه رسانه‌ها هم گاهی به بیراهه می‌روند. یعنی تصویری که از ما ارائه می‌دهند این است که فقط در مناسبت‌های سیاسی و مذهبی به ما می‌پردازند. این ظلمی است که رسانه‌ها به شعرای انقلاب می‌کنند. بخش زیادی از اشعار در موضوعات مختلف شاعران مختلف دیده نمی‌شود و فقط برشی از اشعارشان را به مخاطب نمایش می‌دهیم. فارس: می‌تواند به این دلیل باشد که معمولا شاعران انقلاب در برهه‌های خاصی مثل جنگ تحمیلی 12 روزه اشعاری را می‌سرایند که مورد توجه بسیاری قرار می‌گیرد.عرفان‌پور: مسئله این است که وقتی من شاعر درمورد همین حوادث اخیر شعری گفتم واقعا با دغدغه سرودم و از دلم برآمده اما حرف من این است که چرا در دیگر ایام سال به دیگر اشعار ما توجه نمی‌شود. چرا من برای شعر عاشقانه‌ام به صداوسیما و دیگر رسانه‌ها دعوت نمی‌شوم؟ چندبار به اشعار اعتراضی ما در دیگر ایام سال پرداخته شده است؟ چقدر رسانه تصویر جامعی از شاعران نشان داده است؟ چون آن تصویر ساخته نشده و فقط در مناسبت‌های خاص از من دعوت می‌شود که شعر بخوانم، از من شاعر یک تصویر محدود در ذهن مخاطب نقش می‌بندد که فقط باید ما را در قاب سیاسی ببینند. درصورتی که بسیاری از عزیزان عاشقانه‌ها و ترانه‌های بسیار زیادی دارند. اتفاقا مهم‌ترین اعتراض‌ها را شاعران انقلاب داشتند. اما فقط دفاع ما را از انقلاب نشان داده‌اند، در صورتی که همین شاعر مدافع انقلاب به جای خود از گرانی، نابرابری و مشکلات بانکی فریاد می‌زند.
من چندسال پیش برای فساد نظام بانکی به خصوص بانک‌های خصوصی که در هر خیابان ساختمان‌های متعلق به آن‌هاست، شعری نوشتم. اینطور نوشتم که :«هر میدان شعبه، هر خیابان شعبه/این شعبه اوست بدتر از آن شعبهاز ثروت ما چه برج‌ها ساخته‌اند/ این حرمله با تیر هزاران شعبه»این‌ها پخش نمی‌شود که من نقد به اقتصاد و شکاف اجتماعی دارم اما عمیقا باور دارم انقلاب اسلامی ظرفیت حل کردن این مشکلات را دارد، عمیقا باور دارم که فسادهای موجود ساختارمند و فراگیر نیست، عمیقا باور دارم که در دل همین نظام مسئولانی، نهادهایی و موسساتی هستند که با اخلاص و جوانمردی کار می‌کنند. همه را نمی‌توان با یک چوب زد. بله ما مسئولانی هم داریم که کارنابلدند و سواستفاده‌گر از بیت‌المال و هم با تجمل زندگی می‌کنند و هم تصمیمات غلط دامنه‌داری بگیرند که در زندگی طبقات مختلف مردم اثر می‌گذارد. پس هردو رو باید کنار هم دید. یک زمانی با گروهی از شعرا در یک شعر سیاسی و اجتماعی نقد جدی کردیم که «ای نشسته در صف اول...» که شکل خطابه‌ای بود و صریح‌تر نقد کند به صف اول مسئولان. جناب میثم مطیعی آن شعر را خواندند که مورد استقبال قرار گرفت. صحبت این است که باید به جا، جامع و درست تصویر انقلاب بازنمایی شود.

*این هنر زودتر از هنرهای دیگر به میدان می‌آید

فارس: شما در بزنگاه‌های حساس کشور، مثل همین اغتشاشات اخیر، اشعاری را سرودید و بسیار سریع واکنش نشان دادید. آیا شعر سرودن برای شما یک مسئولیت اجتماعی است؟ اصلا چطور می‌شود که با زبان شعر که بیشترش جوششی و ذوقی است، اینقدر سریع واکنش نشان داد؟ این نیازمند چه پشتوانه فکری است؟عرفان‌پور: مزیت شعر نسبت به بقیه هنرها این است که زودتر به میدان می‌آید. شاعر تنها چیزی که نیاز دارد جرقه و تاثر عمیقی است که باید در روحش اتفاق بیافتد. گاهی با دیدن یک تصویر یا خواندن شعر همکار دیگر ممکن است این جرقه ایجاد شود و تکان روحی رخ می‌دهد و شعر سروده می‌شود. در بسیاری از مواقع من همان لحظات اول شعر را نوشتم و نیازی نیست که مثل خلق یک تابلوی نقاشی چندین ساعت صبر کنیم. شعر با یک سرعت خوبی می‌تواند نقش ایفا کند. ویژگی دیگر شعر این است که نیازمند تجهیزات و ابزار دیگری نیست. شما مستند را بدون تجهیزات نمی‌توان ساخت اما شعر با وجود انسان ساخته می‌شود. حتی اگر قلمی برای نوشتن نباشد، شاعر می‌تواند با زبان خود آن را بخواند. شعر مهم‌ترین و ریشه‌ای ترین هنر ماست. شعر مادر هنرهای ایران است اما قدر آن آنطور که باید دانسته نمی‌شود. مجموع بودجه‌ای که نهادهای مختلف برای شعر تقریبا معادل یک سوم هزینه یک فیلم سینمایی معمولی است. ما در این حوزه ضعف داریم. این علیرغم تاکیدات مقام معظم رهبری بر این حوزه است. ایشان شعر را راهبردی می‌بینند. ایشان یک جمله کلیدی دارند که گفته‌اند اگر تنها یک هنر باشد که بخواهیم برایش سرمایه‌گذاری کنیم، آن شعر است.
ما بضاعت خوبی در شعر کشور داریم. به ویژه در بخش بانوان شاعر، در هیچ دوره‌ای از تاریخ ایران به این میزان شاعر خانم توانمند نداشتیم؛ البته هنوز به قله‌ها نرسیدیم. اما شاعران زنی داریم که اگر قدر بدانند و خوب کار کنند، ظرفیت رسیدن به قله‌هایی چون پروین اعتصامی را دارند.فارس: در بخشی از صحبت‌هایتان اشاره کردید که شعر می‌تواند حق و باطل را تبیین کند. در دوره‌های مختلف تاریخ، شعر و ادبیات در تاریخ و سیاست اثرگذاری داشت. اکنون که مرز حق و باطل بسیار باریک است، آیا هنوز این کارایی را دارد؟عرفان‌پور: شعر در تاریخ ما وجهه اجتماعی و سیاسی پررنگی داشته است. از شعر «بوی جوی مولیان آید همی» که برآمده از یک اتفاق اجتماعی-سیاسی است تا بعدها در دوره مشروطه به اوج خود می‌رسد و شعرهای ملک‌الشعرای بهار و نسیم شمال می‌رسد. شعر مهم‌ترین رسانه است. کما این که در سال‌ها و قرن‌های مختلف شعر مهم‌ترین رسانه در ایران بود. اکنون ممکن است با توجه به تعدد رسانه‌ها کمی به آن کمتر توجه شود اما همچنان شعر رسانگی و توان بر هم زدن محاسبات در جنگ شناختی را دارد و هنوز هم می‌تواند روایت ایجاد کند. رهبر معظم انقلاب بارها تاکید کردند که در جنگ شناختی باید به جنگ روایت‌ها بیشتر توجه کنیم. یکی از راه‌هایش این است که شعرها این روایت‌ها را پیش ببرد و رقم بزند. شاعر وظیفه قرآنیش هم این است که خداوند می‌فرماید شاعر مسلمان کسی است که اگر ظلمی می‌بیند فریاد بزند و دادخواهی کند. اگر اتفاقی هرچند مبهم و فتنه‌گون رخ می‌دهد باید تحقیق کرد و به حقیقت رسید و آن حقیقت را منتقل کنیم.
ما در شعر دو صدق داریم؛ صدق اول این است که شاعر آن چه که می‌گوید راست باشد و در دلش همان باشد. دوم آن که چیزی که می‌گوید حقیقت هم باشد. چون اگر حقیقت نباشد ممکن است یک جامعه‌ای را به اشتباه بیاندازد. ممکن است چیزی را حق معرفی کنید که حق نباشد. فضای فتنه‌گون همین است که حق و باطل درهم می‌آمیزند و تشخیص سخت می‌شود. شاعر یعنی کسی که برای رسیدن به حقیقت تلاش و مجاهدت می‌کند. اگر تمام فضای مجازی یک حرف را می‌زند تو باید شهامت داشته باشی که اگر واقعیت غیر از آن است که گفته می‌شود، تو حقیقت را بگویی و جلوی موج باطل بیایستی. ما شاعران در میدانی داریم که هم در موضوعات مختلف شاعر هستند و هم به جا تلاش می‌کنند طرف حق را بگیرند. اما شاعرانی را هم داریم که با شنیدن یک خبر هیجان‌زده می‌شود و تحلیل غلط می‌کند و آن را در شعر منعکس می‌کند. من به جد معتقدم که هر شعر یک کنش است و نسبت به این کنش چه در این دنیا چه در آن دنیا مسئول است.

*شعر و شعور در محضر رهبری

فارس: در صحبت‌هایتان چند باری از سخنان رهبری وام گرفتید. اولین باری که به دیدار ایشان رفتید را به خاطر دارید؟ چه حس و حالی داشتید و چه شعری خواندید؟عرفان‌پور: من ۱۷ ساله بودم که خدمت ایشان رسیدم. در آن زمان این شعر « پاییز بهاری است که عاشق شده است» سر زبان‌ها افتاده بود و چند جشنواره نیز برگزیده شده بودم. چند رباعی خواندم از جمله همین رباعی مذکور. ایشان همواره به شعرا محبت دارند و این محبت نصیب من هم نیز شده است. خوشحالیم که در کشوری زندگی می‌کنیم که با شعر آمیخته شده و در برهه‌ای از زمان زندگی می‌کنیم که رهبر عزیز ما خودش شاعر است و به شدت شعر را می‌فهمد و نگاه راهبردی به این حوزه دارند. نگاه ایشان الهام‌بخش ما در شعر بوده است. تلاش ما این بوده است که بتوانیم اندک کاری برای رضایت ایشان و حضرت صاحب زمان(عج) داشته باشیم. هرچند هرچه که بوده لطف خدا و مدد اهل بیت(ع) بوده است. فارس: در پایان برایمان شعری از خودتان بخوانید. عرفان‌پور: بله حتما. « تلخ است که لبریز حقایق شده استزرد است که با درد موافق شده استعاشق نشدی وگرنه می‌فهمیدیپاییز بهاری است که عاشق شده است»«آن مست همیشه با حیا چشم تو بودآن آیینه رو به خدا چشم تو بوددنیا همه شعر است به چشمم اماشعری که تکان داد مرا چشم تو بود»«گر سر برود ز سر هوایت نرودتاثیر طلسم چشم‌هایت نرودفرشی به زیر دل شکسته انداخته‌ایمآهسته بیا شیشه به پایت نرود»«دل این دل تنگ زیر این چرخ کبودیک عمر دهان جز به شکایت نگشودآرامش تصویر شما بر هم خوردشرمنده‌ام ای درخت، ای گل، ای رود»«ما را دم مرگ آبرو باشد کاشبا دوست مجال گفت‌وگو باشد کاشعمری به هوای دل خود زیسته‌ایمجان دادن ما برای او باشد کاش»
«این خانه غمی دارد و آن خانه غمیاز این همه غم نمی‌نویسد قلمیدر خانه دیگری از این کوچه تلخ در وهم نشسته شاعر محترمی»«مسخ هیجان‌ها مشو ای جان عزیزباری به تماشای حقیقت برخیزیا رود شو و جامه به دریا بشتابیا آب به آسیاب تردید مریز»«سرو است و به ایستادگی متهم استاز شش جهت آماج هزاران ستم استعمرم همه ارزانی این یک مصرعجمهوری اسلامی ایران حرم است»« ما سینه زدیم بی صدا باریدنداز هرچه که دم زدیم آن‌ها دیدندما مدعیان صف اول بودیماز آخر مجلس شهدا را چیدند»« ای نفس چرخی بزن در سینه‌ام آن دم برواین تفرجگاه غم‌ها را ببین بی‌غم برورحم کن با من بمان ای عشق اگر هم می‌رویمثل باران بهار از چشم من نم نم بروای دل ای دردانه هستی خودت را کم نگیرای کم و بیشت خطا بی‌فکر بیش و کم برواز تزلزل تا توکل سیر کن از موج اشکاین جهان محکم بمان و آن جهان محکم برویا دل یاری به دست آور به نقد جان خویشیا تهی‌دستانه از این راه ابریشم بروچون فقط یک بار میمیری مرنجان خویش را با شجاعت زندگی کن، با شهادت هم برو»#شعر#رهبری#شاعر#فتنه#اعتراضات #اعتراض #میلاد_عرفان_پور#شعر_انقلاب
09:04 - 15 ژانویه 2026

0 بازدید