اشک، شجاعت، یکپارچی و غم
افتخار بدرقه و خادمی شهدای خدمت رو داشتم، نه یک خادمی بله یک زندگی در مدتی کوتاه
چشمان پر از اشک، صدای گریه کنان، و لبخندهایی که در گوشههای صورت ناپدید شده، نشانی از سوزس غم بر جگر مردم هستند. هر اشکی که میریزد، داستانی از فداکاری، ایثار و عشق به وطن را میگوید. شهادت نه پایان، بلکه آغاز یک ایثار ابدی است، و این احساس در هر قدم از راهپیمایی، در هر نگاه، و در هر سکوت حاضر است.
و چه خوش بود عطر همراهی تا بهشت ...
04:42 - 25 دی 1404