اگر امروز نپردازیم، فردا نخواهیم شناخت

بخشی از آیین‌های عاشورایی گیلان که روزگاری روشنایی‌بخش محرم بود، حالا در مه فراموشی کمرنگ شده و نسل جدید کم‌تر آن‌ها را می‌شناسد.
به گزارش خبرگزاری فارس از رشت، در سال‌هایی نه‌چندان دور، وقتی محرم از راه می‌رسید، تکیه‌های قدیمی گیلان میزبان نقالانی بودند که با صدایی رسا و لحنی حماسی، پرده‌هایی مصور از واقعه کربلا را روایت می‌کردند؛ هنر آیینی که هم روایتگری بود و هم آموزش و در عین حال حلقه اتصال احساسات مردم با روح حماسه عاشورا.
رحمت‌الله محمدی، پیرمردی ۸۵ ساله از کوچصفهان، با حسرت از روزهایی یاد می‌کند که صدای نقال هنوز در بازار رشت می‌پیچید و کودکان به دورش جمع می‌شدند.هم‌زمان، در ماسال و ضیابر، گروه‌هایی از جوانان تعزیه‌خوان با لباس‌های ساده و لهجه گیلکی یا تالشی، در نقش امام حسین علیه اسلام، حضرت زینب سلام الله علیها یا شمر ملعون ظاهر می‌شدند که این تعزیه‌های بومی، به گفته کریم نوربخش از ماسال، با زبان مادری اجرا می‌شدند و به همین دلیل تأثیرگذارتر از نمونه‌های رسمی و امروزین بودند.
در کنار این روایت‌های مردانه، زنان نیز در خانه‌های گلی و حیاط‌دار روستاها، با زبان خودشان روضه می‌خواندند که ننه سیده از کیاشهر می‌گوید: «ما خودمون روضه می‌خوندیم، گریه می‌کردیم، مجلس می‌گرفتیم. حالا زن‌ها فقط تماشاچی‌ان.»

غذاهایی که مزه محرم داشتند

یکی از مظاهر برجسته فرهنگ حسینی در گیلان، نذری‌هایی بود که هر منطقه، بسته به طبیعت و ذائقه‌اش، خاص خودش را داشت. در رودبار «شامی رودباری» با سبزی‌های کوهی پخته می‌شد، در شفت «شیرین خورشت» و در لاهیجان «اشکنه رب‌انار». بی‌بی قمر، بانویی 80 ساله در روستای پیشکنار رشت، می‌گوید: «اون غذاها ساده بودن ولی بوی محرم می‌دادن. الان همه‌ش شده قیمه با ظرف یکبارمصرف.» این نذری‌ها نه‌فقط برای سیر کردن شکم، بلکه برای زنده نگه‌داشتن پیوند معنوی مردم با محرم بود؛ پیوندی که امروزه با سرعت در حال گسستن است.

طبل چوبی و مشعل‌های دست‌ساز؛ آیین‌هایی در غبار فراموشی

پیش از آنکه آمپلی‌فایرها صدای دسته‌های عزاداری را یک‌شکل کنند، کوچه‌های گیلان با صدای طبل‌های چوبی، سرنا و ناقاره می‌لرزید و این نوای سنتی، به تعبیر کربلایی صفرعلی مومن زاده، پیرغلام امام حسین علیه السلام در اطاقور، دل می‌لرزاند، نه فقط گوش را اما حالا این صداها جای خود را به تکرار آواهایی داده‌اند که اگرچه بلندترند، اما احساس کمتری منتقل می‌کنند.
آیین دیگری که امروزه تقریباً منقرض شده، مشعل‌گردانی یا چهل‌چراغ بود. محمد رحیمی، خادم مسجد در منطقه چوبر شفت، با اشتیاق از دورانی یاد می‌کند که نوجوان‌ها فانوس‌های دست‌ساز با شمع روشن می‌کردند، کوچه به کوچه می‌گشتند و با هر خانه‌ای که صلوات می‌فرستاد، نوری به ظلمت شب افزوده می‌شد. او می‌گوید: «الان بچه‌ها یا گوشی دستشونه یا فقط فیلم می‌گیرن. از اون حال و هوا دیگه خبری نیست.»

وقتی هویت فرهنگی خاموش می‌شود

کارشناسان فرهنگی هشدار می‌دهند که خاموشی این سنت‌ها، چیزی بیش از یک نوستالژی از دست‌رفته است و به گفته محمدرضا مرادی، پژوهشگر فرهنگ عامه گیلان «این آیین‌ها بخشی از حافظه فرهنگی ما هستند و وقتی تعزیه بومی، نقالی، مویه‌های زنانه، طبل چوبی و نذری‌های خاص محلی را فراموش می‌کنیم، فقط یک شکل بیرونی از محرم باقی می‌ماند و جانِ آن از بین می‌رود.»وی تأکید می‌کند که احیای این سنت‌ها، صرفاً وظیفه پیرمردان و مادربزرگ‌ها نیست؛ بلکه نهادهای فرهنگی، آموزش و پرورش، رسانه‌ها و هیئات مذهبی باید برای بازگشت آن‌ها برنامه داشته باشند.

اگر امروز نپردازیم، فردا نخواهیم شناخت

فرهنگ عاشورا در گیلان، فقط مداحی و پرچم سیاه نبود؛ این فرهنگ، مجموعه‌ای از آیین‌ها، زبان‌ها، خوراک‌ها، صداها و شعورهایی بود که طی قرن‌ها شکل گرفت و نسل به نسل منتقل شد.امروز، اگر آن را فقط به فضای مجازی یا تقلیدهای یک‌شکل محدود کنیم، فردا دیگر چیز زیادی برای بازگو کردن نخواهیم داشت و شاید باید بار دیگر فانوس را روشن کنیم، طبل چوبی را بتکانیم، نقالی را از نو تمرین کنیم و بگذاریم محرم، به زبان مردم بازگردد وگرنه، روزی خواهد رسید که مشعل‌گردانی فقط یک مدخل در لغت‌نامه‌ها باشد.#فرهنگ_حسینی_گیلان#سنتهای_در_حال_فراموشی#مشعلگردانی_نقالی_تعزیه#عاشورای_محلی#هویت_بومی_محرم
13:11 - 16 تیر 1404