هرآنچه پیش از تحصیل در رشته فقه الاجتماع باید بدانید.
هر آنچه باید درباره «چیستی»، «چرایی» و «چگونگی» تحصیل در رشته «فقه الاجتماع» بدانید.آیا شما نیز جزو آن دسته از طلاب و پژوهشگرانی هستید که «فقه موجود» را برای پاسخ به بحرانهای بزرگ اجتماعی ناکافی میبینید؟ آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا دستگاه عظیم «اصول فقه» ما، با آن همه دقت و عمقی که در «مکاسب» شیخ انصاری و «کفایه» آخوند خراسانی دارد، در مواجهه با پدیدههایی چون «حکمرانی»، «امنیت ملی»، «نظام بانکداری»، «رسانه» و «محیط زیست»، ساکت و منفعل است؟ آیا به دنبال «مسیری» فراتر از «فقه فردی» هستید که شما را به یک «فقیه تمدنساز» تبدیل کند؟اگر پاسخ شما مثبت است، این نوشتار، دقیقاً برای شماست. آنچه میخوانید، نه یک «فهرست کتاب»، که یک «نقشه راه جامع و مرجع» برای تحصیل در «فقه الاجتماع» است؛ رشتهای که در «مدرسه عالی فقاهت رضوی» (حلقه اجتهادی فقه الاجتماع) در مشهد مقدس، بهعنوان یک «افق معرفتی نوین» در دل سنت فقاهت شیعه در حال تکوّن و بالندگی است. ما در پایگاه «امتداد حکمت متعالی» (mtdd.ir) ، متعهد به تبیین و ترویج مبانی این «اجتهاد تمدنساز» هستیم.
فقه الاجتماع؛ یک «باب جدید» یا یک «انقلاب پارادایمی»؟
پیش از هر چیز، باید یک «کژفهمی» رایج را اصلاح کرد. «فقه الاجتماع» صرفاً یک «باب جدید» در کنار «فقه العبادات» و «فقه المعاملات» نیست. این تصور، یک «خطای استراتژیک» است. «فقه الاجتماع» یک «افق معرفتی متمایز» (پارادایم) است. افقی که با حفظ کامل «منابع معتبر» (کتاب، سنت، عقل و اجماع) و «روشهای استنباطی آزموده» (قواعد اصول فقه)، یک «سطح تحلیل» جدید، یک «منطق کشف» کلانتر و یک «نظام مسئلهسازی» متفاوت را میگشاید.تفاوت بنیادین فقه فردی و فقه الاجتماع:· موضوع: در فقه فردی، «فعل مکلف» است (نماز، روزه، بیع). اما در فقه الاجتماع، «نظامات»، «ساختارها»، «نهادها» و «روابط کلان اجتماعی» نیز موضوع حکم قرار میگیرند. «عدالت اجتماعی» وصف «نظام توزیع ثروت» است، نه فقط «پرهیز فردی از ظلم».· مبانی: فقه الاجتماع، بر خلاف فقه فردی، نیازمند یک «لایه کلامی پیشینی» است. ما بر اساس «نظریه جعل» ، ابتدا تحلیل میکنیم که خداوند متعال با کدام «افعال الهی» (جعل خلافت، جعل اخوت، جعل مودت) بسترهای حیات اجتماعی را «قرار داده» است. «نظریه کلامی» ، روح حاکم بر «نظریه فقهی» در اینجاست.· روش استنباط: در فقه فردی، منطق اصلی، «استظهار لفظی» از یک آیه یا روایت است. اما در فقه الاجتماع، برای کشف یک «نظریه» یا «نظام» (مانند نظام اقتصادی اسلام)، نیازمند «استقراء نظاممند» در «مجموعه آیات و روایات» یک حوزه و کشف «الگوی مفهومی» حاکم بر آنها هستیم. در اینجا «عقل» دیگر فقط یک «ابزار» نیست، بلکه به «مهندس کشف نظام» تبدیل میشود؛ البته نه بهعنوان یک «منبع مستقل تشریع» (که همان قیاس ممنوع است)، بلکه بهعنوان «خادم وحی» و «کاشف مراد جدی شارع».
نتیجه
کسی که میخواهد در «فقه الاجتماع» صاحبنظر شود، باید همزمان در «فقه»، «اصول»، «کلام»، «فلسفه» و «علوم اجتماعی» مجتهد باشد. این مسیر، سخت، طولانی، اما شدنی و «بسیار ضروری» است.
برنامه مطالعاتی پیشنهادی
یک مسیر گامبهگام به سوی «فقاهت تمدنی»برنامهای که در ادامه میآید، برای یک دوره ۵ ساله فشرده طراحی شده و مبتنی بر یک «منطق طولی» است. هیچ گامی را بدون تثبیت گام قبلی برندارید.پیشنیاز اول: بنیانهای فکری (نظام جامع اندیشه اسلامی).شما نمیتوانید «مهندس اجتماعی» باشید، مگر آنکه «مهندس فکر» خود را ساخته باشید. غوطهوری طولانیمدت در آثار یک «حکیم فقیه نظامپرداز» (همچون علامه طباطبایی، شهید مطهری، شهید صدر، یا امام خمینی) یک «ضرورت روشی» است. این مطالعه، «دستگاه محاسباتی» ذهن شما را از «فرد» به «اجتماع» و از «تکلیف» به «نظام» ارتقا میدهد. حداقل دو سال انس پیوسته با این تراث لازم است.پیشنیاز دوم: شناخت «میراث اجتماعی» در تمدن اسلامی.این یک گام «غیرقابل مذاکره» است. شما باید ثابت کنید که این «افق نو»، ریشه در سنت فقاهتی ما دارد. مطالعه «احکام السلطانیه»، «اخلاق ناصری»، «شواهد الربوبیه» ملاصدرا، رسالههای «اعتباریات» علامه و «ولایت فقیه» امام، به شما نشان میدهد که دغدغه «نظام اجتماعی» و «حکمرانی»، همواره در قلب «فقهای بزرگ ما» زنده بوده است. این مطالعه، به شما «حافظه تاریخی» و «عمق تراثی» میبخشد.پیشنیاز سوم: تحلیل تاریخ و تحولات اجتماعی.«فقه» در خلأ شکل نمیگیرد. یک «فقیه اجتماعی» باید «تاریخخوان» باشد. تحلیل دقیق «نهضت تنباکو» تا «انقلاب اسلامی»، مطالعه «سیره سیاسی معصومین (ع)» در برخورد با بحرانهامانند صلح امام حسن ع و قیام امام حسین (ع)، و نیز درک «فرهنگ مردمشناختی ایران»، به شما قدرت «تشخیص موضوع» و «تطبیق حکم» در «بستر واقعیت» را میدهد.پیشنیاز چهارم: آشنایی با «غرب» و «علوم اجتماعی مدرن».هدف، «مصادره» یا «مرعوبیت» نیست، بلکه «درک میدان» است.
شما باید منطق «اومانیسم»، «سکولاریسم» و «لیبرالیسم» را بفهمید، با «نظریههای جامعهشناسی» آشنا شوید، و «روشهای تحقیق کیفی و کمی» را بیاموزید تا بتوانید با «زبان روز» با «نخبگان مدرن» گفتوگو کرده و «مسائل نوپدید» (مانند هوش مصنوعی، ارزهای دیجیتال، و بحرانهای زیستمحیطی) را «موضوعشناسی فقهی» کنید. این، همان «اخذ موضوع» از «متخصص» است که در مبانی «فقه تخصصی» بر آن تأکید میشود.
چرا این مسیر سخت، تنها راه است؟
شاید بپرسید: «آیا واقعاً لازم است یک فقیه، این همه دانش را یکجا داشته باشد؟» پاسخ، قاطعانه «بله» است. مگر نه اینکه شیخ انصاری (ره) برای استنباط یک «حکم معاملی»، چنان در «عرف عقلا» و «ارتکازات عقلایی» غور میکرد که گویی خود یک «تاجر بزرگ» است؟ امروز، «عرف عقلا» در «بازارهای مالی جهانی» و «فضای مجازی» است. فقیهی که این عرصهها را نشناسد، چگونه میتواند «حکم شرعی» آن را استخراج کند؟این برنامه مطالعاتی، شما را به یک «نخبه چندبعدی» تبدیل میکند. کسی که هم «مبانی کلامی و فلسفی» را میداند، هم «منابع فقهی و روایی» را میشناسد، هم با «روشهای علمی» آشناست و هم «تاریخ و فرهنگ» جامعه خود را درک میکند. این، دقیقاً مسیری است که حلقه اجتهادی فقه الاجتماع در مدرسه عالی فقاهت رضوی پیش روی شما نهاده است.اگر آماده این سفر پرفراز و نشیب هستید، برای دریافت مشاوره تخصصی و برنامه مطالعاتی دقیقتر، به سایت ما به آدرس mtdd.ir مراجعه کرده و با ما در ارتباط باشید. «فقه تمدنی»، منتظر «مجتهدان تمدنساز» است.هماکنون، گام اول را بردارید.حامد محمدجانی - 7 تیر ماه 1405 19:55 - 7 تیر 1405