از تخریب تا تسلیت؛ تناقضی که پس از درگذشت امیر حجازی آشکار شد
درگذشت امیر حجازی، هنرمند، کارگردان و بازیگر تئاتر تبریز، موجی از اندوه و پیامهای تسلیت را در میان اهالی فرهنگ و هنر به همراه داشت. اما در کنار این همدردیها، واکنشهایی نیز شکل گرفت که بار دیگر یک پرسش قدیمی را مطرح میکند: چرا برخی هنرمندان تنها پس از مرگ، مورد احترام و ستایش قرار میگیرند؟
مرور فضای هنری نشان میدهد که گاهی فاصله میان رفتار امروز و دیروز، آنقدر زیاد است که نمیتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد. در بسیاری از موارد، افرادی که امروز از فقدان یک هنرمند ابراز تأسف میکنند، در دوران حیات او از منتقدان یا مخالفان او بودند. نقد، حق هر فردی است، اما میان نقد منصفانه و تخریب شخصیت، شایعهپراکنی، بیاحترامی و دامن زدن به اختلافها، فاصلهای روشن وجود دارد.جامعه هنری بارها شاهد آن بوده است که هنرمندانی در زمان حیات، با بیمهری، تنهایی و کمتوجهی روبهرو شدهاند، اما پس از درگذشتشان، فضای مجازی مملو از پیامهایی شده که از بزرگی، اخلاق و جایگاه آنان سخن میگوید. این تناقض، پرسشی جدی را پیش روی ما قرار میدهد: اگر این احترام و ارادت واقعی است، چرا زمانی که آن هنرمند در میان ما بود، کمتر نشانی از آن دیده میشد؟
شاید بزرگترین مسئولیت جامعه فرهنگی، حمایت از هنرمندان در زمان حیاتشان باشد؛ زمانی که هنوز میتوان با یک همراهی، یک حمایت یا حتی یک نقد منصفانه، به ادامه مسیرشان کمک کرد. هیچ پیام تسلیت، هرچند صمیمانه، نمیتواند جای خالی احترام و حمایت در روزهای زندگی را پر کند.درگذشت امیر حجازی، تنها فقدان یک هنرمند نیست؛ بلکه فرصتی برای بازنگری در رفتارهای فرهنگی و اجتماعی ماست. اگر قرار است از این اتفاق درسی گرفته شود، آن درس چیزی جز احترام به انسانها در زمان حیاتشان نیست؛ نه زمانی که دیگر صدایی برای شنیدن و فرصتی برای پاسخ دادن ندارند.
15:18 - 31 تیر 1405