رنگ باختن فضای سبز در آپارتمانهای امروزی
با گسترش بیرویهی آپارتمانسازی و تغییر سبک زندگی شهری، این تصویر آرام آرام از چهره کوچهها پاک میشود؛ گویی سبزیِ خانههای اردبیل دارد به خاطرهای محو بدل میشود.
خبرگزاری فارس، اردبیل: تا همین یکی دو دهه پیش، اردبیل شهری بود که هر خانهاش نفس میکشید؛ درِ هر خانه با حیاطی پر از سبزه و درخت باز میشد و در مقابل درها، ردیفی از گل و بوتهها رنگ میداد به کوچهها. نه فقط خانهها، که خیابانها هم بوی خاک و گیاه میدادند. اما امروز، با گسترش بیرویهی آپارتمانسازی و تغییر سبک زندگی شهری، این تصویر آرام آرام از چهرهی شهر پاک میشود؛ گویی سبزیِ خانههای اردبیل دارد به خاطرهای محو بدل میشود.افزایش جمعیت، گرانی زمین و رونق ساختوسازهای چندطبقه، موجب شده خانههای ویلایی یکی پس از دیگری از نقشهی محلات قدیمی حذف شوند. در جای آنها برجهای مسکونی سر برافراشتهاند؛ برجهایی که برخلاف خانههای قدیمی، دیگر نه باغچهای دارند، نه درختی در گوشۀ حیاط. در مجتمعهای امروزی، حیاطها عملاً به محل عبور خودرو یا پارکینگ بدل شدهاند و فضاهای مقابل خانهها هم یا آسفالت شدهاند یا پوشیده از سنگ و بتن. حتی جایی برای یک درخت کوچک هم باقی نمانده است.در گفتوگو با برخی شهروندان اردبیلی، این تغییر فرهنگی و کالبدی کاملاً احساس میشود. یکی از آنها میگوید: «قبلاً وقتی صبح میشد، صدای پرندهها و بوی خاک خیس از حیاط به خانه میآمد. حالا فقط صدای ماشین و بوی بنزین است.» جملهای ساده اما پر معنا، که نشان میدهد از میان رفتن فضاهای سبز خانگی فقط یک مسئلهی زیباییشناسانه نیست؛ بلکه مستقیماً بر روح و روان مردم تأثیر میگذارد.
حذف فضای سبز از حیات خانهها
دلایل بسیاری پشت این دگرگونی نهفته است. نخست، فشار اقتصادی و رشد قیمت زمین باعث شده مالکان ترجیح دهند زمینهای بزرگ را خرد کرده و چندین واحد بسازند؛ نتیجه آن، توسعه عمودی و کاهش فضاهای باز خصوصی است.از سوی دیگر، بسیاری از سازندگان در پروژههای کوچکتر الزامی برای تأمین فضای سبز ندارند، زیرا ضوابط موجود شهرداری تنها برای مجتمعهای بزرگ سختگیر است. همین خلاء قانونی سبب شده باغچهها به بهانه جای پارک یا کاهش هزینه ساخت، به کلی حذف شوند. در این میان، زندگی آپارتمانی نیز فرهنگ «مالکیتِ زمین» را از میان برده؛ اهالی دیگر احساس نمیکنند آن حیاط قسمتی از خانهشان است، پس مسئولیتی هم برای کاشت و مراقبت از گیاهان حس نمیکنند.نتیجه این روند، پیامدهای اجتماعی و زیستمحیطی قابلتوجهی داشته است. در محلات فشرده و پرساختمان دمای هوا بیشتر شده، سایه درختان از خیابانها رفته و کیفیت هوا کاهش یافته است.نبود حیاط و فضای سبز خصوصی، حس تعلق به محیط را کمرنگ کرده و روابط همسایگی را سردتر. کودکان در خانهها دیگر هیچ ارتباطی با زمین و گیاه ندارند و نسل تازه در محیطی بزرگ میشود که در آن طبیعت تنها از پشت شیشه پنجره دیده میشود.راهکار چیست؟با اینحال کارشناسان شهری معتقدند هنوز میتوان این مسیر را اصلاح کرد. شهرداری و نظام مهندسی میتواند با تدوین مقرراتی تازه، سازندگان را به اختصاص حداقل ده درصد زمین پروژهها برای فضای سبز موظف کند.
تشویق مالی و تخفیف عوارض برای کسانی که بامسبز، دیوار سبز یا باغچه طراحی میکنند نیز میتواند انگیزهآفرین باشد. در کنار این اقدامات، طرحهای مردمی و فرهنگی نیز اهمیت ویژه دارند؛ مانند طرحی با عنوان «درخت مقابل هر خانه» که مردم را متعهد به کاشت یک درخت در جلوی منزل خود میکند. چنین طرحهایی در بسیاری از شهرهای کوچک دنیا موفق بودهاند و هم مشارکت اجتماعی را تقویت کردهاند، هم چهره شهر را دلنشینتر ساختهاند.توسعه فضای سبز در بدنه ساختمانهااز سوی دیگر، شهروندان میتوانند گامهای کوچکی اما مؤثر بردارند: کاشت گیاهان مقاوم به سرمای اردبیل در بالکنها و تراسها، استفاده از گلدانهای عمودی و بامسبزهای سبکوزن، یا حتی نگهداری چند گلدان در راهپلهها. اگر هر خانواده سهم کوچکی از سبزی طبیعت را به خانهاش برگرداند، همین جزئیات میتواند چهره شهر را دگرگون سازد.اردبیل، با اقلیم سرد و هوای پاک، ذاتاً شهری است سازگار با طبیعت. همین ویژگی میتواند نقطه شروعی برای بازگشت به تعادل از دسترفته باشد. شاید وقت آن رسیده که توسعه شهری نه فقط بر اساس تعداد طبقهها، بلکه بر اساس میزان سبزیِ درون خانهها سنجیده شود. اگر این تعادل برقرار گردد، بار دیگر میتوان صبح که پنجرهها باز میشود، بهجای صدای موتور خودرو، صدای گنجشکها را شنید و بوی خاک خیس را نفس کشید؛ همان حسی که اردبیل را همیشه زنده و دلنواز کرده بود.
13:27 - 18 اردیبهشت 1405