افول معماری تهاجمی واشنگتن

🔶 آخرین ارزیابی نظامی-تسلیحاتی از صحنه نبرد ایران و آمریکابرداشت از منابع میدانی و تحلیلیفقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر█▌ سرخط مطالب:☼ از آغاز درگیری‌های گسترده در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، ایران با به‌کارگیری موشک‌های بالستیک و پهپادهای انتحاری پیشرفته نظیر «آرش» با برد ۲,۰۰۰ کیلومتر و کلاهک‌های تا ۲۶۰ کیلوگرم، توانسته است حداقل ۲۲۸ سازه و قطعه تجهیزات را در ۱۵ پایگاه نظامی آمریکا منهدم یا آسیب‌رسانی کند.☼ یوری لیامین، کارشناس نظامی مرکز تحلیل‌های «کست»، تأکید کرد که انهدام رادار «AN/TPY-2» در اردن توسط پهپادهای ایران، عملاً یکی از لایه‌های کلیدی سپر دفاع موشکی آمریکا در منطقه را از کار انداخت.☼ ژنرال فرانک مکنزی، فرمانده پیشین سنتکام، به صراحت اذعان کرده است که استقرار ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا در فاصله تنها ۱۶۰ کیلومتری ایران در قطر، در شرایط کنونی «دیوانگی» محض است و پایگاه‌هایی چون «العدید» که روزگاری بزرگترین پایگاه هوایی آمریکا در منطقه بود، اکنون به حدی ناامن شده‌اند که بیشتر هواپیماها از آن تخلیه شده‌اند.☼ کاهش چشمگیر «چشم‌های نظارتی» آمریکا در منطقه، همراه با از کار افتادگی یا ناکارآمدی پایگاه‌های کلیدی، نشان‌دهنده موفقیت چشمگیر راهبرد ایران در «هزینه‌زایی» و تضعیف توان نظامی آمریکا در خاورمیانه است. این وضعیت، هزینه‌های نظامی و ریسک هرگونه عملیات تهاجمی آینده را به طور تصاعدی افزایش داده و هم‌پیمانان منطقه‌ای آمریکا را در تنگنای راهبردی قرار داده است.
▬ گزارش‌های میدانی و اظهارات مقامات ارشد نظامی آمریکا حکایت از دگرگونی بنیادین در معادلات قدرت منطقه‌ای دارد؛ به‌گونه‌ای که معماری تهاجمی واشنگتن که طی چهار دهه بر پایگاه‌های پیشرفته در خلیج‌فارس استوار بود، با افول راهبردی مواجه شده است. بر اساس آخرین داده‌های منتشرشده، از آغاز درگیری‌های گسترده در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، ایران با به‌کارگیری موشک‌های بالستیک و پهپادهای انتحاری پیشرفته نظیر «آرش» با برد ۲ هزار کیلومتر و کلاهک‌های تا ۲۶۰ کیلوگرم، توانسته است حداقل ۲۲۸ سازه و قطعه تجهیزات را در ۱۵ پایگاه نظامی آمریکا منهدم یا آسیب‌رسانی کند که بر اساس تحلیل واشنگتن‌پست، هفت تن از ۱۳ کشته‌شده آمریکایی در این حملات برون‌مرزی و بیش از ۴۰۰ زخمی، حاصل حملات مستقیم به این پایگاه‌ها بوده‌اند. هم‌زمان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اجرای عملیات‌های «غافلگیرانه» علیه موقعیت‌های نظامی در اربیل عراق و انهدام یک سامانه پاتریوت و بالون جاسوسی، و نیز حملات موشکی به پایگاه‌های کویت، بحرین و اردن، نشان داده است که شبکه گسترده پایگاه‌های آمریکا دیگر چون گذشته امن نیست و «چشم‌های نظارتی» واشنگتن در منطقه یکی پس از دیگری کور می‌شود.
▌▌ از کار افتادگی باندهای پرواز و افزایش هزینه‌ها▬ هدف‌گیری سیستماتیک باندهای فرودگاه‌های نظامی و زیرساخت‌های سوختی مستقر در منطقه، معادلات عملیاتی آمریکا را دگرگون ساخته است. گزارش‌ها حاکی است که حملات پهپادی و موشکی ایران به پایگاه‌های کلیدی نظیر «علی‌السلام» در کویت و «العدید» در قطر، و همچنین پایگاه هوایی «پرنس سلطان» در عربستان، نه تنها امکان استفاده از باندهای پرواز را برای پرتاب هواپیماهای تهاجمی مختل کرده، بلکه واشنگتن را ناچار به انتقال بخش قابل‌توجهی از دارایی‌های هوایی خود به پایگاه‌هایی دورتر، از جمله «طائف» (Taif) در عربستان و حتی پایگاه‌هایی در اسرائیل، کرده است. ژنرال فرانک مکنزی (General Frank McKenzie)، فرمانده پیشین سنتکام، به صراحت اذعان کرده است که استقرار ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا در فاصله تنها ۱۶۰ کیلومتری ایران در قطر، در شرایط کنونی «دیوانگی» محض است و پایگاه‌هایی چون «العدید» که روزگاری بزرگترین پایگاه هوایی آمریکا در منطقه بود، اکنون به حدی ناامن شده‌اند که بیشتر هواپیماها از آن تخلیه شده‌اند. این تغییر تاکتیکی، وادار کردن نیروهای آمریکایی به آغاز حملات از فواصل دورتر (فراتر از افق) را در پی داشته که مستلزم مصرف سوخت بیشتر، افزایش چشمگیر هزینه‌های لجستیکی و کاهش امنیت پروازها به دلیل آسیب‌پذیری بیشتر در برابر پدافند هوایی لایه‌ای ایران است؛ چنان‌که ناوگان سوخترسان آمریکا در منطقه به طور بی‌سابقه‌ای گسترش یافته و هم‌زمان، حضور دو ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» (USS Abraham Lincoln) و «جورج اچ‌دبلیو بوش» (USS George H.W. Bush) به همراه بیش از ۲۵ ناو دیگر، خود به هدفی برای حملات متقابل ایران بدل شده است.
▌ نابودی سیستماتیک سامانه‌های نظارتی زمینی از روز نخست درگیری، محور دوم راهبرد ایران، کور کردن «چشم‌های نظارتی» آمریکا در منطقه بوده است. حملات متمرکز بر سامانه‌های راداری زمینی و سنسورهای پیشرفته نظارتی، از جمله سامانه «AN/TPY-2» مرتبط با سپر پاتریوت در اردن که توسط حملات پهپادی ایران در ماه مارس منهدم شد، توانایی واشنگتن را برای جمع‌آوری اطلاعات از حریم هوایی و دریایی ایران به شدت کاهش داده است. یوری لیامین (Yuri Lyamin)، کارشناس نظامی مرکز تحلیل‌های «کست» (Caste)، خاطرنشان می‌کند که انهدام این رادار که برای هدایت موشک‌های «تاد» (THAAD) علیه موشک‌های بالستیک میان‌برد طراحی شده بود، عملاً یکی از لایه‌های کلیدی سپر دفاع موشکی آمریکا در منطقه را از کار انداخت و علیرغم انتقال سامانه‌های جایگزین از کره جنوبی، حملات مداوم ایران مانع از بازیابی کامل این پوشش نظارتی شده است. ناظران نظامی معتقدند که حملات گسترده پهپادی «آرش» و موشک‌های بالستیک ایران به تأسیسات ارتباطی و راداری در بحرین (مقر ناوگان پنجم)، کویت و قطر، هرگونه تلاش برای بازسازی این سامانه‌ها را با حملات مجدد و سریع‌تر ایران خنثی کرده و یک «شوک راهبردی» عمیق به جامعه اطلاعاتی آمریکا وارد آورده است؛ چرا که آنها احتمال حملات هماهنگ و گسترده ایران به پایگاه‌های مستقر در خلیج‌فارس را بسیار پایین ارزیابی کرده بودند.
▌ ناکارآمدی پایگاه‌های باقی‌مانده اگرچه پایگاه‌های نظامی آمریکا به طور کامل تخریب نشده‌اند، اما شواهد میدانی و اذعان فرماندهان سابق نظامی نشان می‌دهد که بسیاری از آنها به دلیل آسیب‌های گسترده به زیرساخت‌های کلیدی، به وضعیت «ناکارآمد رزمی» تنزل یافته‌اند. ژنرال مکنزی هشدار داده است که تصاویر ماهواره‌ای می‌توانند فریبنده باشند و وجود باندهای فرود سالم لزوماً به معنای عملیاتی بودن پایگاه نیست؛ چرا که تخریب آشیانه‌ها، تأسیسات سوخترسانی زیرزمینی و به‌ویژه سامانه‌های راداری و پدافندی، عملاً امکان استفاده از این پایگاه‌ها را به عنوان مراکز تجمع و انتقال نیرو سلب کرده است. بر اساس گزارش‌ها، بسیاری از پایگاه‌های میزبان در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس، از جمله پایگاه‌های بحرین، قطر، کویت و امارات، آنچنان آسیب دیده‌اند که پنتاگون ناچار شده است ضمن بررسی انتقال برخی تأسیسات به اسرائیل و مصر، از هم‌پیمانان عرب خود بخواهد تا با احداث پایگاه‌های جدید در ساحل دریای سرخ عربستان موافقت کنند. این وضعیت نشان‌دهنده آن است که پیش‌فرض دیرینه آمریکا مبنی بر امنیت پایگاه‌های دور از جبهه، با توانایی پهپادی و موشکی ایران که قادر به هدف‌گیری اهدافی با برد ۲ هزار کیلومتری است، فروپاشیده و به تعبیر تحلیلگران، «حضور نظامی آمریکا در منطقه دیگر نقش یک سپر حفاظتی را ایفا نمی‌کند، بلکه نقش یک صاعقه‌گیر را دارد که آتش درگیری را به سمت خود می‌کشد».
█▌▬ کاهش چشمگیر «چشم‌های نظارتی» آمریکا در منطقه، همراه با از کار افتادگی یا ناکارآمدی پایگاه‌های کلیدی، نشان‌دهنده موفقیت چشمگیر راهبرد ایران در «هزینه‌زایی» و تضعیف توان نظامی آمریکا در خاورمیانه است. حتی وزیر جنگ آمریکا، پیت هگست (Pete Hegseth)، در اظهارنظری برای جلب حمایت کنگره از بودجه ۱/۵ تریلیون دلاری، اذعان کرده است که ایران «در ضعیف‌ترین وضعیت نظامی در دهه‌های اخیر قرار دارد»، اما در مقابل، گزارش‌های اسرائیلی حاکی از بازسازی سریع ذخایر موشکی سنگین ایران به حدود ۲,۰۰۰ موشک بالستیک تنها ظرف چند ماه است که نشان می‌دهد توان تولیدی ایران در سایه تداوم حملات، نه تنها تحلیل نرفته، بلکه با سرعتی فراتر از برآوردهای اولیه در حال بازیابی است. در این میان، تصمیم واشنگتن برای اعمال محاصره دریایی «غیرقابل نفوذ» در تنگه هرمز، که به ادعای هگست با هدف «از بین بردن توانایی ایران برای دیدن و حس کردن» انجام شده، عملاً نتوانسته مانع از حملات متقابل ایران به نفتکش‌ها و زیرساخت‌های انرژی شود و تهدیدات ترامپ برای بمباران پل‌ها و نیروگاه‌های ایران، با پاسخ قاطع تهران برای هدف‌گیری زیرساخت‌های منطقه‌ای حاوی منافع آمریکا مواجه شده است. این وضعیت، هزینه‌های نظامی و ریسک هرگونه عملیات تهاجمی آینده را به طور تصاعدی افزایش داده و هم‌پیمانان منطقه‌ای آمریکا را در تنگنای راهبردی قرار داده است؛ به‌گونه‌ای که کشورهایی چون عربستان و امارات، ضمن پرهیز از مواضع صریح، به طور پنهانی به دنبال برقراری کانال‌های ارتباطی مستقیم با تهران برای تضمین امنیت انرژی خود هستند و این بزرگترین زنگ خطر برای افول معماری امنیتی و تهاجمی ایالات متحده در غرب آسیا به شمار می‌رود.
20:17 - 2 مرداد 1405

2 بازنشر3 واکنش
44٫6k بازدید