طَنینِ خشمِ عدالت؛ از خاکِ رَضوی تا سقوطِ ترامپ!

ای تاریخ؛ ای سیاست؛ ای نویسندگان؛ کجایید تا ببینید! و تماشا کنید که چگونه مشهد، امروز در تلاقیِ غریبِ «زمان و ابدیت» می‌تپد. در سایه‌سارِ گنبدِ طلایی، جایی که «غریبِ غریب‌اندیش» (امام رضا علیه السلام) پناهگاهِ تمامِ دل‌های خسته است، امروز اتفاقی می‌افتد که هندسه‌ی تاریخ را دگرگون می‌کند. بنگرید به آن بارگاهِ قدسی؛ تمدنی از نور که قرن‌ها میزبانیِ تشنه‌لبانی را کرده است که تنها به دنبالِ یک «نگاهِ رحیمانه» بودند و در میانه‌ی این نور، تماشا کنید پیکری را که امروز در رکابِ این امامِ رئوف تشییع می‌شود. او که سال‌ها در گوشه‌ی این حرم، در مقامِ «خادم‌الرضا» بود؛ کسی که تخصصش نه در کلام، بلکه در «فنای در خدمت» بود. او که با هر قدم در صحن و سرایِ رضوی، معنایِ بندگی را در خاکِ این بارگاه آموخت و اکنون، می‌بیند که امامِ رئوف، او را نه تنها به عنوانِ یک خادم، بلکه به عنوانِ یک «شهیدِ والامقام» در کنارِ خویش پذیرفته است. چه پیوندِ عجیبی است؛ خادمی که سال‌ها در پیش‌گاهِ امامِ هشتم، آدابِ تسلیم را آموخت و حالا، در همان همسایگیِ قدسی، در آغوشِ همین خاکِ پاک به آرامش می‌رسد. این است آغازِ یک روایت؛ روایتِ مردی که از «خادمی برای رضا» به «سرداری برای حق» تبدیل شد و اکنون، تمامِ تاریخ و معرفت و حماسه، گردِ او آمده‌اند تا بدرقه‌ای بی‌نظیر بسازند.بنگرید! این روایتِ بیداردلانی است که در غفلتِ خوابِ گسسته، بیداریِ جان را برگزیدند. تماشا کنید این سیلِ خروشانِ آدمیان را که کارِ سـیـدِ غیرت شده‌اند. این نه یک سوگواری، که یک «آموزشِ فراملّی» است؛ حماسه‌ای که شکوهش از تهران و قم آغاز شد، در نجف و کربلا محشرِ کبری را برپا کرد و اکنون در مشهد، به کمالِ رسید.
گویی امروز، فردوسی از خوابِ هزارساله بیدار شده است. همان حکیمِ توس که تاریخِ ایران را در کلامِ خویش جاری کرد، امروز ایستاده است تا این حماسه جدید را روایت کند. او با فریادی که در گوشِ تاریخ می‌پیچد، می‌گوید که بنیادِ دنیا، تنها به دین و ایمان است و پیروزیِ مرد، در میدانِ شهادت!تماشا کنید که چگونه «شاهنامه‌ی» او، امروز در کوچه‌های مشهد، با مرکبِ خونِ شهید بازنویسی می‌شود. در رکابش، شاعرانِ اصیلِ این خاک، از عماد خراسانی تا محمد قهرمان، با زبانِ شعر و شور، این رستاخیزِ انسانی را به گوشِ جهان می‌رسانند.ببینید! این تلاقیِ قرن‌هاست در رکابِ یک شهید. تماشا کنید که چگونه تاریخ، تمامِ جلال و جمالش را به میدان آورده است تا بر حقانیتِ این مسیر گواهی دهد. در میانِ این خیلِ عظیمِ فرشتگان، تماشا کنید حضورِ فقیه گرانقدر، «ابن شهر آشوب» را که با وقاری علوی گام برمی‌دارد. و ببینید حکیمِ فرزانه، «خواجه نصیرالدین طوسی» را؛ او که روزی جهان را با اسطرلاب می‌سنجید، امروز قلم را زمین گذارده تا در کنارِ پیکرِ «امام‌شهید»، درسِ ولایت‌مداری بخواند و بفهمد که حقیقتِ جهان در یک «قیام_لِلّه» است. در این ازدحامِ نور، چهره‌ی «شیخ طبرسی» نمایان است و در کنارش، آن ذوالفنونِ یگانه، «شیخ بهایی» بزرگ، با نگاهی نافذ به زائرانی می‌نگرد که امروز خود به «بنایِ عظمتِ شهادت» بدل گشته‌اند. تماشا کنید حضورِ عارفِ واصل، «ملا محسن فیض کاشانی» را که تمامِ اسرارِ فیضِ الهی را در لبخندِ این شهید می‌بیند! و بنگرید به صاحبِ «مجمع‌البیان»، «شیخ طبرسی» و صاحبِ «وسایل‌الشیعه»، «شیخ حرّ عاملی» که امروز نه با روایتِ کتب، بلکه با حضورِ بِالعیان، حدیثِ عشق را در صحن و سرایِ رضوی روایت می‌کنند.
در گوشه‌ای از این اقیانوس، آن پیرِ فرزانه، «شیخ حسنعلی اصفهانی (نخودکی)» با نفسِ حقّش بر پیکرِ شهیدان دعا می‌خواند و ستارگانِ فروزانِ حوزه‌ی خراسان؛ آیت‌الله میرزا هاشم قزوینی، آیت‌الله حاج شیخ غلامرضا واعظ طبسی و آیت‌الله مجتهد خراسانی با حضورشان، مهرِ اصالت و فقاهتِ این راه را امضا کرده‌اند.بنگرید! در این میان، پیوندهایی هست که از جنسِ آسمان است. تماشا کنید حضورِ گرم و صمیمیِ «شهید هاشمی‌نژاد» را؛ رفیقِ دیرین و دوستِ بی‌بدیلِ امام‌شهید. ببینید چگونه این دو دوست در میانه‌ی این جمعیت، دوباره در آغوشِ یکدیگر می‌تابند؛ تجدیدِ پیمانی میان دو همسفرِ خونی که برای هم شهید شدند تا ابدیت را در آغوش یکدیگر لمس کنند!و تماشا کنید چهره‌ی متین و باوقارِ «آیت‌الله میلانی» را. ببینید استادی را که امروز، در مقامِ شاگردِ «شهادت» ایستاده است. تماشا کنید نگاهی را که روزی در کلاس‌های درس، مسیرِ معرفت را به امام‌شهید آموخت و امروز می‌بیند که شاگردش با نمره‌ی «عالی»، فارغ‌التحصیلِ مدرسه‌ی عشق شده است. در کنارِ ایشان، بزرگانی چون آیت‌الله مروارید و آیت‌الله محمدباقر ملکی میانجی با چشمانی اشک‌بار، همراهِ این کاروانِ سرخ تا بهشت گام برمی‌دارند.باید با بصیرت نگریست؛ تماشا کنید آن قابِ قدسی را؛ سیمایِ صبور و نورانیِ آقاسید جواد خامنه‌ای و حاجیه خانم میردامادی، پدر و مادرِ والامقامِ امام‌شهید. تماشا کنید وقاری را که در چشمانِ آن‌هاست؛ وقاری که نه از سرِ غم، که از سرِ «رضایتِ الهی» است. این دو انسانِ پاک، تمدنِ «صبر» را به رخِ جهان می‌کشند. آن‌ها نه تنها فرزندشان را، که تمامِ هستیِ خود را به پیشگاهِ حقیقت تقدیم کردند تا راهِ نجاتِ جهانیان هموار شود.
تماشای این دو کوه استوار، گویی امضای نهایی بر سندِ شهادت است.ببینید! این تبارشناسیِ عزت است. او وارثِ آن فقاهتِ اصیلی است که از «شیخ طوسی (رئیس الطائفه)» و کتابِ «المبسوط» آغاز شد و در امتدادِ مسیرِ «آخوند ملاکاظم خراسانی» به کمال رسید. تمدنِ «نماز» و «ولایت»، امروز در برابرِ جاهلیتِ مدرن ایستاده است. در این نقطه، تماشا کنید تجدیدِ بیعتِ تاریخی و عظیمِ این ملت را؛ بیعت با امام سید مجتبی خامنه‌ای، رهبری که امروز در پیشگاهِ خونِ شهید، پرچمِ ولایت را با صلابت می‌بَرَد. این بیعت، تنها یک پیمان سیاسی نیست، بلکه «عهدِ خونی» است برای ادامه دادنِ راهِ امام‌ شهید.و بشنوید این طنین را؛ اراده‌ی این ملت بر «انتقام» است. انتقامی که از جنسِ حق است. تماشا کنید که این خون، تبدیل به گُرزِ حقیقتی می‌شود که بر سرِ استکبار و ترامپ فرود می‌آید. انتقامی که نه از سرِ کینه، که از سرِ عدالت است تا جهان بداند: «خونِ شهید، هرگز بی‌پاسخ نمی‌ماند و هر ضربه‌ای که به ولایت زده شود، با ضربه‌ای سخت‌تر باز خواهد گشت».ببینید و به تماشا بنشینید! تماشا کنید که چگونه آسمانِ مشهد، امروز میزبانِ تمامِ «غیرتِ خراسان» و تجلیِ عشقِ سراسرِ ایران است. در پیشاپیشِ این کاروان، چهره‌ی مصممِ «شهید دیالمه» می‌درشد و حضورِ باوقارِ «شهید شوشتری» جاری است. و بنگرید به آن پهلوانِ بی‌ادعا، «عبدالرسول برونسی»؛ گویی دوباره از دلِ خاک برخاسته تا شانه زیرِ تابوتِ امام‌ شهید بگذارد.و ببینید آن سردارِ جوان، «شهید کاوه» را که گواه باشد راهِ شهادت، راهی است بی‌مرز. در کنارِ این سرداران، تماشا کنید حضورِ نورانی و متینِ «شهید آیت‌الله رئیسی» را؛
مردی که «خدمت به ملت» را عبادت دانست و در نهایت، در همان مسیری که برای مردم گام برداشت، به مقامِ «شهیدِ خدمت» نایل شد. ببینید چگونه ایشان، در کنارِ این کاروانِ سرخ، گواه است بر اینکه راهِ حکومتِ الهی، همان راهِ خدمت و فداکاری است.و در نهایت، تماشا کنید! این تنها تشییعِ یک پیکر نیست؛ این «معادِ غیرت» است در خاکِ خراسان. تماشا کنید که چگونه امروز، از شهید رئیسی و شوشتری و کاوه و برونسی تا هزاران شهیدِ گلگون‌کفنِ مشهد و یارانشان از تمامِ گوشه و کنارِ ایران، همگی در محضرِ امامِ رئوف و در رکابِ این پیکرِ مطهّر، پیمانی دوباره بستند. پیمانی که با خونِ جاریِ لشکریانِ ۷۷ و تمامِ شهدای وطن امضا شده است تا برای همیشه یادگارِ این سرزمین بماند. آری، تماشا کنید! این است روایتِ مقاومت؛ جایی که فقاهت و شهادت، خدمت و رزم، شعر و عرفان، در یک نقطه به هم می‌رسند تا به جهان اعلام کنند: «فتحِ مبین، در گِرویِ خونِ عاشقان و اراده‌ی انتقام است».#امام_رئوف#امام_شهید#امام_سید_مجتبی_خامنه‌ای#باید_برخاست#از_نجف_تا_مشهد#محشر_کبری#تهران_قم_کربلا_مشهد#خروش_ملت#حماسه_میلیونی#اتحاد_مقاومت#جغرافیای_خون#انتقام_سخت#سقوط_ترامپ#هادی_ابراهیمی_کیاپی#حکمت_سیاسی
17:11 - 18 تیر 1405

2 واکنش
122٫7k بازدید