اعتراف اندیشمندان به تاثیر عمیق اسلام بر پزشکی جدید
حفظ جان و سلامت انسان در نگاه اسلام جایگاهی والا دارد و همین نگاه، زمینهساز شکوفایی علمی پزشکی در تمدن اسلامی شد. مسلمانان با تأسیس بیمارستانهای پیشرفته، توسعه داروسازی، تدوین آثار علمی و ظهور دانشمندانی چون رازی، ابنسینا و زهراوی، سهمی بنیادین در شکلگیری پزشکی نوین ایفا کردند؛ میراثی که قرنها بر مراکز علمی اروپا اثر گذاشت و بخشی از پایههای پزشکی امروز را شکل داد.در ادامه، ابعاد مختلف نقش تمدن اسلامی در پیشرفت پزشکی و دستاوردهای دانشمندان مسلمان به اعتراف اندیشمندان دنیا بررسی خواهد شد.
اعتراف ویل دورانت
ویل دورانت، تاریخنگار مشهور آمریکایی، در کتاب «تاریخ تمدن» مینویسد:«مسلمانان نخستین داروخانهها و مدارس داروسازی قرون وسطی را تأسیس کردند و رسالههای بزرگی در داروشناسی نوشتند.»او همچنین درباره بیمارستانهای اسلامی مینویسد که در این دوره دهها بیمارستان در جهان اسلام ایجاد شد؛ بیمارستانهایی که علاوه بر درمان، مرکز آموزش پزشکی بودند و پزشکان برای فعالیت حرفهای نیازمند آزمون و دریافت مجوز دولتی بودند.دورانت تأکید میکند که در بغداد، نظام پزشکی گستردهای شکل گرفته بود؛ پزشکان به مناطق مختلف اعزام میشدند، از بیماران زندانها مراقبت میکردند و صدها پزشک دارای مجوز فعالیت بودند.او درباره دانشمندان این دوره نیز اشاره میکند که حنین بن اسحاق با تألیف آثار چشمپزشکی و علی بن عیسی با کتاب راهنمای چشمپزشکان، قرنها بر پزشکی اروپا تأثیر گذاشتند.
گوستاو لوبون: آثار رازی و ابنسینا، ستون آموزش پزشکی اروپا
گوستاو لوبون، فیلسوف، مورخ و پزشک فرانسوی، درباره جایگاه دانشمندان مسلمان در پزشکی اروپا مینویسد:«تدریس در دانشکدههای پزشکی اروپا برای مدت طولانی بر اساس نوشتههای رازی بود.»او تأکید میکند که آثار رازی و ابنسینا تا قرنها بخش اصلی آموزش پزشکی در دانشگاههای اروپایی را تشکیل میدادند.لوبون درباره ابنسینا، او را «شاهزاده پزشکی» مینامد و مینویسد آثار او به زبانهای مختلف ترجمه شد و حدود شش قرن بهعنوان یکی از منابع اصلی پزشکی جهان مورد استفاده قرار گرفت.او همچنین از ابوالقاسم زهراوی، جراح برجسته اندلسی، بهعنوان یکی از بزرگترین چهرههای جراحی جهان اسلام یاد میکند؛ دانشمندی که ابزارهای جدید جراحی طراحی کرد و آثارش بعدها به مرجع جراحان اروپایی تبدیل شد. به گفته هالر، آثار زهراوی منبع مشترک جراحان پس از قرن چهاردهم بود.
سر توماس آرنولد: پیشگامی ابنخاتمه در شناخت بیماریهای واگیردار
سر توماس آرنولد، مورخ انگلیسی، در کتاب «میراث اسلام» به جایگاه علمی ابنخاتمه، پزشک مسلمان اندلسی، در شناخت بیماری طاعون اشاره میکند.او مینویسد رساله ابنخاتمه درباره طاعون که پس از شیوع این بیماری در آلمریای اسپانیا در قرن چهاردهم نوشته شد، بر بسیاری از نوشتههای اروپایی درباره طاعون در قرون چهاردهم تا شانزدهم برتری داشت.ابنخاتمه در این اثر، بر اساس تجربه بالینی خود، به ارتباط مستقیم میان تماس با بیمار و انتقال بیماری اشاره میکند و توضیح میدهد که فرد سالم پس از تماس با مبتلا، میتواند با همان نشانهها به بیماری دچار شود؛ دیدگاهی که قرنها پیش از پذیرش عمومی نظریه انتقال بیماریها مطرح شد.توماس آرنولد تأکید میکند که اهمیت این دیدگاه زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم مفهوم مسری بودن بیماریها در میان بسیاری از پزشکان آن دوران مورد توجه جدی نبود.او همچنین درباره انتقال دانش اسلامی به اروپا مینویسد:«علوم حاصل از ترجمه کتابهای اسلامی و یونانی مانند باران رحمت بر خاک خشک اروپا بارید و آن را حاصلخیز ساخت.»به گفته آرنولد، آشنایی اروپاییان با علوم مسلمانان، زمینه نگارش آثار جدید در حوزههایی مانند جراحی، بیماریهای زنان و چشمپزشکی را فراهم کرد.
یگرید هونکه: بیمارستانهای اسلامی؛ مدرسه پزشکی در کنار تخت بیمار
یگرید هونکه، نویسنده و شرقشناس آلمانی، درباره نظام آموزش پزشکی در تمدن اسلامی مینویسد که بیمارستانهای بزرگ مسلمانان تنها مراکز درمانی نبودند؛ بلکه مدارس برجسته پزشکی به شمار میرفتند.در این مراکز، پزشکان و دانشجویان در کنار استادان، درباره بیماران واقعی، روشهای تشخیص و شیوههای درمان گفتوگو میکردند و آموزش پزشکی با تجربه عملی همراه بود.هونکه تأکید میکند:«بیمارستانهای بزرگتر همزمان مدارسی برجسته برای پزشکی بودند.»او تفاوت مهم پزشکی اسلامی را در پیوند میان دانش نظری و مشاهده مستقیم بیمار میداند؛ یعنی دانشجویان پزشکی، علم را نه فقط از کتاب، بلکه در کنار تخت بیماران میآموختند.به روایت او، دانشجویان در دمشق همراه استادان خود در بازدیدهای بیمارستانی شرکت میکردند و از بحثهای علمی پزشکان درباره موارد درمانی بهره میبردند.
ویل دورانت: بیمارستانهای اسلامی؛ پیشگام در خدمات درمانی و سلامت عمومی
ویل دورانت درباره جایگاه بیمارستانهای اسلامی در تاریخ پزشکی مینویسد:«اسلام در تجهیزات و کیفیت بیمارستانهای خود پیشاهنگ جهان بود.»او به بیمارستان نورالدین در دمشق اشاره میکند که قرنها خدمات درمانی و دارویی رایگان ارائه میداد و همچنین از بیمارستان عضدی بغداد یاد میکند که مانند یک کاخ سلطنتی در کنار دجله ساخته شده بود و بیماران در آن از غذا و داروی رایگان بهرهمند میشدند.به گفته دورانت، بیمارستان المنصور قاهره که در قرن سیزدهم میلادی تأسیس شد، یکی از بزرگترین بیمارستانهای قرون وسطی بود؛ مرکزی مجهز با بخشهای تخصصی بیماریها، آزمایشگاه، داروخانه، درمانگاه، کتابخانه و امکانات رفاهی برای بیماران.وی تأکید میکند که خدمات این بیمارستانها محدود به درمان نبود؛ بیماران بدون توجه به جایگاه اجتماعی، از خدمات رایگان بهرهمند میشدند و حتی برای دوره نقاهت پس از ترخیص، حمایت مالی دریافت میکردند. برای بیماران مبتلا به بیخوابی نیز از موسیقی، داستانگویی و کتاب استفاده میشد.
داروسازی اسلامی؛ پایهگذاری داروخانه و نظام استاندارد دارویی
یکی دیگر از عرصههای مهم پزشکی اسلامی، داروسازی بود. فیلیپ خوری حِتّی، استاد دانشگاههای پرینستون و هاروارد، مینویسد:«مسلمانان اولین داروخانهها و اولین مدرسههای داروسازی را تأسیس و اولین فارماکوپهها را ایجاد کردند.»به گفته او، مسلمانان با تألیف رسالههای دارویی، توسعه دانش شیمی و تدوین استانداردهای دارویی، نقش مهمی در شکلگیری علم داروسازی داشتند. در دوره عباسی، داروسازان و پزشکان ملزم به گذراندن آزمون و دریافت مجوز بودند و پس از بررسی صلاحیت علمی، اجازه فعالیت پیدا میکردند.در بغداد نیز نظام نظارت پزشکی شکل گرفته بود؛ بهگونهای که در پی یک مورد قصور پزشکی، سنان بن ثابت مأمور ارزیابی پزشکان شد و تنها افراد دارای صلاحیت اجازه طبابت یافتند. طبق گزارشهای تاریخی، بیش از ۸۶۰ پزشک در بغداد این آزمون را با موفقیت پشت سر گذاشتند.همچنین گروههای پزشکی برای رسیدگی به بیماران به مناطق مختلف اعزام میشدند و پزشکان از زندانها بازدید میکردند؛ موضوعی که به گفته فیلیپ حِتّی، نشاندهنده توجه پیشرفته مسلمانان به بهداشت عمومی و مسئولیت اجتماعی پزشکی در دورهای بود که چنین ساختاری در بسیاری از نقاط جهان وجود نداشت.
ویل دورانت و جرجی زیدان: مسلمانان؛ بنیانگذاران علم داروسازی
ویل دورانت درباره پیشرفت مسلمانان در حوزه داروسازی مینویسد:«مسلمانان اولین داروخانهها و اولین مدرسههای داروسازی را تأسیس کردند و نخستین فارماکوپهها را ایجاد کردند.»به گفته دورانت، گسترش داروهای اسلامی چنان بود که تجارت ایتالیا با شرق، بخشی مهم از داروهای مورد نیاز خود را از جهان اسلام تأمین میکرد. جرجی زیدان، تاریخنگار و نویسنده مشهور، نیز داروسازی را یکی از حوزههایی میداند که مسلمانان در آن نقش پیشگام داشتند. او اشاره میکند که دانشمندان مسلمان با ترجمه آثار هندی و یونانی، سپس تألیف و توسعه این دانش، پایههای مستقل داروسازی را شکل دادند.زیدان تأکید میکند که مسلمانان نخستین کسانی بودند که اقرباذین (فرمولنامه دارویی) را به شکل نظاممند تدوین کردند و بسیاری از داروهایی که بعدها وارد اروپا شد، با نامهای عربی، فارسی یا هندی باقی ماند.او همچنین پیشرفت داروسازی اسلامی را نتیجه رشد همزمان شیمی و گیاهشناسی میداند و از دانشمندانی مانند جابر بن حیان، کندی و ابوبکر رازی بهعنوان چهرههایی یاد میکند که با پژوهشها و کشفیات خود، در شکلگیری پایههای شیمی و داروسازی نقش داشتند.
گوستاو لوبون: شیمی پزشکی، نظارت بهداشتی و تأثیر ماندگار علوم اسلامی بر غرب
گوستاو لوبون، فیلسوف و مورخ فرانسوی، معتقد است تحول بنیادین در پزشکی و داروسازی زمانی رخ داد که افزایش تعداد داروها و پیچیدهتر شدن روشهای تولید، نیاز به جدایی و تخصصی شدن حرفه پزشکی و داروسازی را ایجاد کرد؛ تحولی که به گفته او در بستر تمدن اسلامی شکل گرفت. او تأکید میکند که جهان اسلام علاوه بر مرکز علمی، یکی از مسیرهای مهم تجارت جهانی نیز بود.لوبون درباره نقش رازی در تحول داروسازی مینویسد:«رازی کشف کرد که با تصفیه و تبدیل مصنوعی مواد طبیعی، میتوان داروهایی ساخت که در طبیعت وجود ندارند.»به گفته او، رازی با آزمایش دقیق ترکیبات دارویی پیش از استفاده، جایگاه شیمی پزشکی را ارتقا داد و در توسعه داروهای جدید و مواد بیهوشکننده نقش داشت؛ بهگونهای که پزشکی، بخشی از دستاوردهای دارویی خود را مدیون شیمی اسلامی است.لوبون همچنین اشاره میکند که تولید گسترده داروها در تمدن اسلامی، نیازمند دانش تخصصی و مهارت علمی بود و داروسازی از یک فعالیت ساده به حرفهای مستقل و سازمانیافته تبدیل شد.
نظام نظارت بهداشتی در تمدن اسلامی
لوبون درباره ساختار نظارت سلامت عمومی در جوامع اسلامی مینویسد:«داروخانهها بهطور منظم توسط مأموران پلیس بهداشتی بازرسی میشدند.»این نظارت تنها محدود به داروخانهها نبود؛ بلکه کیفیت مواد غذایی، بازارها، نانواییها، لبنیاتیها و مراکز عرضه مواد مصرفی نیز کنترل میشد تا از مسمومیتهای غذایی و شیوع بیماریها جلوگیری شود.او معتقد است این نظام بهداشت عمومی، الگویی برای غرب شد و نشاندهنده توجه سازمانیافته مسلمانان به سلامت جامعه بود.
تأثیر پزشکی و داروسازی اسلامی بر اروپا
لوبون تأکید میکند که داروسازان غربی تا قرن هفدهم در تهیه داروهای خود از دستورالعملها، فرمولها و دارونامههای اسلامی استفاده میکردند. انتقال این دانش از مسیرهای تجاری و ترجمه آثار پزشکی اسلامی، نقش مهمی در رشد داروسازی اروپا داشت.او همچنین به جایگاه بالای دانشمندان مسلمان اشاره میکند و مینویسد اعتبار علمی آنان چنان گسترده بود که برخی نویسندگان اروپایی برای افزایش اعتبار آثار خود، آنها را به نام دانشمندان مسلمان منتشر میکردند.از جمله نمونههایی که لوبون ذکر میکند، نسبت دادن برخی آثار به ابنماسویه، جابر بن حیان و استفاده از نام ابنسینا برای جلب اعتماد علمی است؛ موضوعی که به گفته او نشاندهنده جایگاه ممتاز دانش پزشکی اسلامی در جهان آن زمان بود.لوبون در پایان یادآور میشود که بسیاری از دانشمندان بزرگ اروپایی قرون وسطی، از جمله چهرههایی مانند آلبرت کبیر و راجر بیکن، با آثار علمی مسلمانان آشنا بودند و بخشی از پیشرفتهای خود را بر پایه این میراث علمی بنا کردند.
تداوم تأثیر پزشکی و داروسازی اسلامی در اروپا
گوستاو لوبون تأکید میکند که تأثیر دانشمندان مسلمان در پزشکی و داروسازی، تنها به قرون وسطی محدود نماند؛ بلکه آثار و دستاوردهای آنان قرنها در اروپا مورد استفاده قرار گرفت.او مینویسد:«تأثیر مستقیم مسلمانان بر داروسازی غربی حتی پس از رنسانس ادامه یافت و تا قرن نوزدهم تداوم داشت.»لوبون اشاره میکند که حتی در قرنهای هجدهم و نوزدهم، برخی منابع داروسازی اروپایی همچنان از آثار اسلامی بهره میبردند؛ از جمله انتشار نسخههایی از آثار دارویی ابنبیطار و استفاده دارونامههای اروپایی از منابع اسلامی.او در جمعبندی این تأثیر تاریخی مینویسد که بسیاری از دستاوردهای پزشکی امروز، از جمله بیمارستانها، آزمایشگاههای شیمی، داروخانهها و حتی برخی فرآوردههای دارویی، یادگار مسیر علمیای هستند که دانشمندان مسلمان در شکلگیری آن نقش مهمی داشتند.
جمعبندی
میراث پزشکی تمدن اسلامی نشان میدهد که این دوره تنها مرحلهای از تاریخ علم نبود، بلکه یکی از پایههای مهم شکلگیری پزشکی سازمانیافته در جهان به شمار میآید. از تأسیس بیمارستانهای پیشرفته و آموزش بالینی گرفته تا توسعه داروسازی، نظارتهای بهداشتی و آثار ماندگار دانشمندانی چون رازی، ابنسینا و زهراوی، دستاوردهای مسلمانان قرنها بر مسیر پزشکی جهان اثر گذاشت.اعترافات بسیاری از تاریخنگاران و پژوهشگران غربی نیز نشان میدهد که دانش پزشکی و داروسازی اسلامی، نهتنها در جهان اسلام شکوفا شد، بلکه از طریق ترجمه و انتقال علمی، نقشی مهم در رشد پزشکی اروپا و شکلگیری بخشی از دانش پزشکی نوین ایفا کرد. این میراث علمی، نمونهای برجسته از پیوند دانش، تجربه و خدمت به سلامت انسان در تاریخ تمدن بشری است.
منابع
Durant, Will. The Story of Civilization IV: The Age of Faith. New York: Simon and Schuster, 1950. pp. 245–246.Durant, Will. The Story of Civilization IV: The Age of Faith. New York: Simon and Schuster, 1950. pp. 330–331.Le Bon, Gustave. The World of Islamic Civilization. Tudor Publishing Company, 1974. p. 90.Le Bon, Gustave. The World of Islamic Civilization. Tudor Publishing Company, 1974. p. 92.Arnold, Sir Thomas Walker. The Legacy of Islam. Oxford University Press, London, 1952. pp. 340–341.Arnold, Sir Thomas Walker. The Legacy of Islam. Oxford University Press, London, 1952. p. 351.Hunke, Sigrid. Le Soleil d’Allah Brille sur l’Occident. Albin Michel, 1963. p. 131.Hitti, Philip K. History of the Arabs: From the Earliest Times to the Present. pp. 364–365.Zaydan, Jurji. Tarikh al-Tamaddun al-Islami (History of Islamic Civilization). Vol. 3. مؤسسة هنداوي للتعليم والثقافة، 2012. pp. 214–215.Le Bon, Gustave. The World of Islamic Civilization. p. 194.Le Bon, Gustave. The World of Islamic Civilization. p. 200.Le Bon, Gustave. The World of Islamic Civilization. p. 201.Le Bon, Gustave. The World of Islamic Civilization. p. 202.Le Bon, Gustave. The World of Islamic Civilization. p. 204.Le Bon, Gustave. The World of Islamic Civilization. p. 205.Le Bon, Gustave. The World of Islamic Civilization. pp. 206–207.
17:43 - 1 شهریور 1405