ماجرای پشت‌پرده تصمیم ترامپ برای حمله به ایران

کتاب «تغییر نظام: ریاست‌جمهوری امپراتورگونه دونالد ترامپ از درون» (Regime Change: Inside the Imperial Presidency of Donald Trump) اثری افشاگرانه و حاصل بیش از ۱۰۰۰ مصاحبه و سه سال گزارش‌نویسی مگی هابرمن و جاناتان سوآن، خبرنگاران برجسته روزنامه نیویورک تایمز است. این کتاب که تنها ۱۷ ماه پس از آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ منتشر شده و در همان روز اول فروش، رکورد بی‌سابقه ۱۵۰ هزار نسخه را ثبت کرده است، تصویر تکان‌دهنده و بی‌پرده‌ای از نحوه تحول ساختار قدرت در کاخ سفید و حرکت آن به سمت یک «ریاست‌جمهوری امپراتوری» و بدون محدودیت ارائه می‌دهد.
این کتاب از چگونگی ورود ترامپ به جنگ، پرده بر میدارد و نشان می‌دهد که چگونه مذاکرات درون دولت، غرایز رئیس جمهور، شکاف‌های حلقه داخلی او و نحوه اداره کاخ سفید توسط او را برجسته کرده است. این کتاب از مصاحبه‌های گسترده‌ای که به شرط ناشناس ماندن انجام شده است، برای شرح بحث‌های داخلی و مسائل حساس استفاده می‌کند.انتشار این کتاب با واکنش تند دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مواجه شد که محتوای آن را «دروغ‌بافی و اتهام‌زنی محض» توصیف کرد.
این گزارش تأکید می‌کند که تفکر جنگ‌طلبانه ترامپ در طول ماه‌های متمادی چقدر با تفکر نتانیاهو همسو بوده است، بیش از آنچه حتی برخی از مشاوران کلیدی رئیس جمهور تصور می‌کردند. ارتباط نزدیک آنها یک ویژگی پایدار در طول دو دولت بوده است و این پویایی - هرچند گاهی اوقات نگران‌کننده - باعث انتقاد و سوءظن شدید در هر دو جناح چپ و راست سیاست آمریکا شده است.و این نشان می‌دهد که چگونه در نهایت، حتی اعضای بدبین‌تر کابینه جنگ ترامپ - به استثنای ونس، چهره‌ای در کاخ سفید که بیشترین مخالفت را با یک جنگ تمام عیار داشت - تسلیم غرایز رئیس جمهور، از جمله اعتماد فراوان او به سریع و قاطع بودن جنگ شدند. کاخ سفید نیز از اظهار نظر خودداری کرد.در اتاق وضعیت در ۱۱ فوریه ۲۰۲۶ (۲۲ بهمن ۱۴۰۴)، نتانیاهو با ارائه یک ویدیوی کوتاه برای ترامپ، به این نتیجه رسید که ایران برای تغییر رژیم آماده است و ابراز عقیده کرد که یک ماموریت مشترک ایالات متحده و اسرائیل می‌تواند سرانجام به جمهوری اسلامی پایان دهد.
در یک مقطع، اسرائیلی‌ها برای ترامپ یک ویدیوی کوتاه پخش کردند که شامل مونتاژی از رهبران جدید بالقوه بود که می‌توانستند در صورت سقوط دولت تندرو، کشور را به دست بگیرند. در میان کسانی که در این ویدیو حضور داشتند، #رضا_پهلوی، پسر تبعیدی آخرین شاه ایران، که اکنون یک مخالف مستقر در واشنگتن است و سعی کرده بود خود را به عنوان یک رهبر سکولار که می‌تواند ایران را به سمت یک دولت پسا-تئولوژیک هدایت کند، معرفی کرد.نتانیاهو و تیمش شرایطی را که به عنوان پیروزی تقریباً قطعی به تصویر می‌کشیدند، تشریح کردند: برنامه موشک‌های بالستیک ایران می‌تواند در عرض چند هفته نابود شود. رژیم آنقدر ضعیف خواهد شد که نمی‌تواند تنگه هرمز را مسدود کند و احتمال اینکه ایران به منافع ایالات متحده در کشورهای همسایه ضربه بزند، بسیار کم ارزیابی شد.علاوه بر این، اطلاعات موساد نشان می‌داد که اعتراضات خیابانی در داخل ایران دوباره آغاز خواهد شد و - با انگیزه‌ای که سازمان جاسوسی اسرائیل به دامن زدن به شورش‌ها و قیام‌ها می‌دهد - یک کمپین بمباران شدید می‌تواند شرایط را برای مخالفان ایرانی جهت سرنگونی رژیم فراهم کند. اسرائیلی‌ها همچنین احتمال عبور مخالفین کرد ایرانی از مرز عراق برای گشودن یک جبهه زمینی در شمال غربی، گسترش بیشتر نیروهای رژیم و تسریع فروپاشی آن را مطرح کردند.نتانیاهو ارائه خود را با لحنی یکنواخت و مطمئن ارائه داد. به نظر می‌رسید که این موضوع به مذاق مهمترین فرد حاضر در اتاق، یعنی رئیس جمهور آمریکا، خوش آمده است.
ترامپ به نتانیاهو گفت:به نظر من خوب است. برای نتانیاهو، این نشانه‌ای از چراغ سبز احتمالی برای عملیات مشترک ایالات متحده و اسرائیل بود.نتانیاهو تنها کسی نبود که از جلسه با این تصور که ترامپ تقریباً تصمیم خود را گرفته است، بیرون آمد. مشاوران رئیس جمهور می‌توانستند ببینند که او عمیقاً تحت تأثیر وعده‌های مربوط به توانایی‌های نظامی و اطلاعاتی نتانیاهو قرار گرفته است، درست همانطور که وقتی این دو نفر قبل از جنگ ۱۲ روزه با ایران در ماه ژوئن با هم صحبت کردند، تحت تأثیر قرار گرفته بود.پیش از این، در سفر ۱۱ فوریه خود به کاخ سفید، نتانیاهو سعی کرده بود ذهن آمریکایی‌های حاضر در اتاق کابینه را بر تهدید وجودی آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ۸۶ ساله ایران، متمرکز کند.وقتی دیگران در اتاق از نخست وزیر در مورد خطرات احتمالی این عملیات سوال کردند، نتانیاهو این خطرات را پذیرفت اما یک نکته اصلی را مطرح کرد: از نظر او، خطرات عدم اقدام بیشتر از خطرات اقدام بود. او استدلال کرد که هزینه اقدام تنها در صورتی افزایش می‌یابد که حمله به تعویق بیفتد و به ایران زمان بیشتری برای تسریع تولید موشک و ایجاد سپر ایمنی در اطراف برنامه هسته‌ای خود داده شود.
همه افراد حاضر در اتاق می‌دانستند که ایران ظرفیت افزایش ذخایر موشکی و پهپادی خود را با هزینه‌ای بسیار کمتر و بسیار سریع‌تر از آنچه ایالات متحده می‌تواند رهگیرهای بسیار گران‌تر را برای محافظت از منافع آمریکا و متحدانش در منطقه بسازد و عرضه کند، دارد.ارائه‌های نتانیاهو - و پاسخ مثبت ترامپ به آنها - یک وظیفه فوری برای جامعه اطلاعاتی ایالات متحده ایجاد کرد. تحلیلگران شبانه تلاش کردند تا عملی بودن آنچه تیم اسرائیلی به رئیس جمهور گفته بود را ارزیابی کنند.نتایج تحلیل اطلاعاتی ایالات متحده روز بعد، ۱۲ فوریه، در جلسه دیگری که فقط برای مقامات آمریکایی در اتاق وضعیت برگزار شد، به اشتراک گذاشته شد. قبل از ورود ترامپ، دو مقام ارشد اطلاعاتی، حلقه داخلی رئیس جمهور را در جریان گذاشتند.مقامات اطلاعاتی تخصص عمیقی در توانایی‌های نظامی ایالات متحده داشتند و سیستم ایران و بازیگران آن را از نزدیک می‌شناختند. آنها ارائه نتانیاهو را به چهار بخش تقسیم کرده بودند.اول: کشتن آیت‌الله.دوم: فلج کردن ظرفیت ایران برای اعمال قدرت و تهدید همسایگانش.سوم: یک قیام مردمی در داخل ایران.و چهارم: تغییر رژیم، با انتصاب یک #رهبر_سکولار برای اداره کشور.
مقامات آمریکایی ارزیابی کردند که دو هدف اول با قدرت اطلاعاتی و نظامی آمریکا قابل دستیابی است. آنها ارزیابی کردند که بخش‌های سوم و چهارم طرح نتانیاهو، که شامل احتمال حمله زمینی کردها به ایران بود، با واقعیت فاصله دارد.وقتی ترامپ به جلسه پیوست، رتکلیف، مدیر سازمان سیا او را در مورد ارزیابی‌اش توجیه کرد. مدیر سیا از یک کلمه برای توصیف سناریوهای تغییر رژیم نخست وزیر اسرائیل استفاده کرد: «مسخره».در ارزیابی سیا، محتمل‌ترین و در عین حال خطرناک‌ترین سناریو این بود که نیروهای تندرو در سپاه پاسداران کنترل اوضاع را به دست بگیرند و جایگاه روحانیون حاکم را تضعیف کنند. سناریوی قیام مردمی و سرنگونی حکومت از درون، به نوشته کتاب، کم‌احتمال‌ترین گزینه‌ای بود که تحلیلگران سیا مطرح کرده بودند.در آن لحظه، روبیو حرفش را قطع کرد. او گفت: «به عبارت دیگر، این مزخرف است.»چند نفر دیگر، از جمله ونس، که تازه از آذربایجان برگشته بود، وارد بحث شدند و او نیز در مورد چشم‌انداز تغییر رژیم ابراز تردید شدید کرد.رئیس جمهور سپس رو به ژنرال کین کرد. «ژنرال، نظر شما چیست؟»ژنرال کین پاسخ داد: «آقا، این، طبق تجربه من، روال عملیاتی استاندارد برای اسرائیلی‌ها است. آنها بیش از حد تبلیغ می‌کنند و برنامه‌هایشان همیشه به خوبی تدوین نشده است. آنها می‌دانند که به ما نیاز دارند و به همین دلیل است که به سختی تبلیغ می‌کنند.»
ترامپ به سرعت ارزیابی را سنجید. نکته اصلی این بود که تصمیم او در مورد جنگ علیه ایران به قابل دستیابی بودن بخش‌های ۳ و ۴ ارائه نتانیاهو بستگی نداشت.به نظر می‌رسید ترامپ همچنان به انجام بخش‌های ۱ و ۲ بسیار علاقه‌مند است: کشتن آیت‌الله و رهبران ارشد ایران و از بین بردن ارتش ایران.ژنرال کین یک وفادار سیاسی نبود و نگرانی‌های جدی در مورد جنگ با ایران داشت. اما او در نحوه ارائه نظرات خود به رئیس جمهور بسیار محتاط بود.همچنان که تیم کوچک مشاورانی که در جریان برنامه‌ها بودند، در روزهای بعد به بررسی آنها پرداختند، ژنرال کین این ارزیابی نظامی نگران‌کننده را با ترامپ و دیگران در میان گذاشت که یک عملیات بزرگ علیه ایران، ذخایر تسلیحات آمریکایی، از جمله موشک‌های رهگیر را که پس از سال‌ها حمایت از اوکراین و اسرائیل، با کمبود مواجه شده بودند، به شدت کاهش خواهد داد. ژنرال کین هیچ مسیر روشنی برای پر کردن سریع این ذخایر نمی‌دید.
او همچنین به دشواری عظیم تأمین امنیت #تنگه_هرمز و خطرات مسدود کردن آن توسط ایران اشاره کرد. ترامپ این احتمال را با این فرض که رژیم قبل از رسیدن به آن تسلیم خواهد شد، رد کرده بود. به نظر می‌رسید که رئیس جمهور فکر می‌کند این یک #جنگ_بسیار_سریع خواهد بود - برداشتی که با واکنش نه چندان قاطع به بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران توسط ایالات متحده در ماه ژوئن تقویت شده بود.از میان تمام چالش‌های سیاست خارجی که ترامپ در طول دو دوره ریاست جمهوری با آن مواجه شده بود، ایران جایگاه ویژه‌ای داشت. او ایران را دشمنی منحصر به فرد و خطرناک می‌دانست و حاضر بود برای جلوگیری از توانایی رژیم در جنگ یا دستیابی به سلاح هسته‌ای، ریسک‌های بزرگی را بپذیرد.علاوه بر این، سخنان نتانیاهو با تمایل ترامپ برای برچیدن حکومت دینی ایران که در سال ۱۹۷۹، زمانی که ترامپ ۳۲ ساله بود، قدرت را به دست گرفته بود، همخوانی داشت. از آن زمان، این حکومت #خاری_در_چشم_آمریکا بوده است.اکنون، او می‌تواند اولین رئیس‌جمهوری باشد که از زمان به قدرت رسیدن رهبری روحانیون در ۴۷ سال پیش، تغییر رژیم در ایران را عملی کرده است. انگیزه مضاعفی که معمولاً ذکر نمی‌شود اما همیشه در پس‌زمینه وجود دارد، این است که ایران برای انتقام از ترور ژنرال قاسم سلیمانی در ژانویه ۲۰۲۰، توطئه‌ای برای کشتن ترامپ ترتیب داده بود.
پس از مرگ قاسم سلیمانی در حمله آمریکا در دوره نخست ریاست‌جمهوری او، مقام‌های ایالات متحده تهدیدهایی را از سوی ایران علیه دونالد ترامپ و برخی چهره‌های سابق دولتش دنبال می‌کردند. به روایت نویسندگان، خشم و بی‌اعتمادی ترامپ به جمهوری اسلامی در جریان کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ و زمانی که مقام‌های آمریکایی گفتند ایران برای ترور او برنامه‌ریزی کرده بود، شدیدتر شد.هابرمن و سوان می‌نویسند برخی اطرافیان ترامپ ترجیح می‌دادند این موضوع را کم‌اهمیت جلوه دهند، اما احساس او نسبت به جمهوری اسلامی از بسیاری موضوعات دیگر «شدیدتر و کمتر معامله‌گرانه» بود.در همین زمینه، کتاب به بازداشت آصف مرچنت، شهروند پاکستانی متهم به ارتباط با سپاه پاسداران، اشاره می‌کند؛ بازداشتی که تقریبا هم‌زمان با سوءقصد نافرجام به ترامپ در باتلر پنسیلوانیا خبرساز شد. مقام‌های آمریکایی گفته بودند ضارب باتلر ارتباطی با ایران نداشت، اما به روایت کتاب، هم‌زمانی این دو رویداد در ذهن ترامپ و حلقه نزدیکش به هم گره خورد و نگاه او به جمهوری اسلامی را سخت‌تر کرد.اعتماد ترامپ به توانایی‌های ارتش ایالات متحده که برای دوره دوم به قدرت بازگشته بود، افزایش یافته بود. او به ویژه با حمله کماندویی تماشایی برای دستگیری رهبر ونزوئلا، نیکولاس مادورو، از مجتمع مسکونی‌اش در ۳ ژانویه، جسورتر شد. واکنش محدود ایران به حملات سال قبل نیز این برداشت را در ذهن او تقویت کرده بود.
در داخل کابینه، هگست بزرگترین طرفدار یک کمپین نظامی علیه ایران بود.روبیو به همکارانش نشان داد که بسیار مرددتر است. او باور نداشت که ایرانی‌ها با یک توافق مذاکره شده موافقت کنند، اما ترجیح او ادامه کمپین فشار حداکثری به جای شروع یک جنگ تمام عیار بود. با این حال، روبیو سعی نکرد ترامپ را از این عملیات منصرف کند و پس از شروع جنگ، توجیه دولت را با قاطعیت کامل ارائه داد.خانم وایلز، رئیس دفتر ترامپ به همکارانش گفته بود که نگران کشیده شدن ایالات متحده به جنگ دیگری در خاورمیانه است. حمله به ایران این پتانسیل را داشت که ماه‌ها قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای، قیمت بنزین را به شدت افزایش دهد، انتخاباتی که می‌توانست به تعیین اینکه آیا دو سال پایانی دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ سال‌ها موفقیت خواهد بود یا احضاریه‌هایی از سوی دموکرات‌های مجلس نمایندگان، کمک کند. اما در نهایت، خانم وایلز با این عملیات موافق بود.هیچ‌کس در حلقه نزدیکان ترامپ بیشتر از معاون رئیس‌جمهور نگران چشم‌انداز جنگ با ایران نبود، یا برای جلوگیری از آن تلاش بیشتری نکرد.ونس حرفه سیاسی خود را دقیقاً در مخالفت با نوعی ماجراجویی نظامی که اکنون تحت بررسی جدی بود، بنا نهاده بود. او جنگ با ایران را «حواس‌پرتی عظیم منابع» و «بسیار پرهزینه» توصیف کرده بود.
با این حال، او در همه زمینه‌ها طرفدار صلح نبود. در ژانویه، زمانی که ترامپ علناً به ایران هشدار داد که کشتار معترضان را متوقف کند و قول داد که کمک در راه است، ونس به‌طور خصوصی رئیس‌جمهور را تشویق کرد که خط قرمز خود را اجرا کند. اما آنچه معاون رئیس جمهور خواستار آن بود، یک حمله محدود و تنبیهی بود، چیزی نزدیک به مدل حمله موشکی ترامپ علیه سوریه در سال ۲۰۱۷ به دلیل استفاده از سلاح‌های شیمیایی علیه غیرنظامیان.معاون رئیس جمهور فکر می‌کرد که جنگ برای تغییر رژیم با ایران یک فاجعه خواهد بود. ترجیح او عدم حمله بود. اما با علم به اینکه ترامپ احتمالاً به نوعی مداخله خواهد کرد، سعی کرد به سمت اقدام محدودتر حرکت کند. بعداً، وقتی به نظر می‌رسید که رئیس جمهور مصمم به یک کارزار گسترده است، ونس استدلال کرد که او باید این کار را با نیرویی بسیار زیاد انجام دهد، به این امید که به سرعت به اهداف خود برسد.ونس در حضور همکارانش به ترامپ هشدار داد که جنگ علیه ایران می‌تواند باعث هرج و مرج منطقه‌ای و تلفات بی‌شماری شود. همچنین می‌تواند ائتلاف سیاسی ترامپ را از هم بپاشد و توسط بسیاری از رأی‌دهندگانی که به وعده عدم جنگ جدید ایمان آورده بودند، به عنوان خیانت تلقی شود.ونس نگرانی‌های دیگری را نیز مطرح کرد. او به عنوان معاون رئیس جمهور، از دامنه مشکل مهمات آمریکا آگاه بود. جنگ علیه رژیمی با اراده عظیم برای بقا می‌تواند ایالات متحده را برای چند سال در موقعیت بسیار بدتری برای جنگیدن در مناقشات قرار دهد.
معاون رئیس جمهور به همکارانش گفت که هیچ بینش نظامی نمی‌تواند واقعاً ارزیابی کند که ایران در تلافی چه خواهد کرد، زمانی که بقای رژیم در خطر باشد. یک جنگ می‌تواند به راحتی در مسیرهای غیرقابل پیش‌بینی پیش برود. علاوه بر این، او فکر می‌کرد که به نظر می‌رسد شانس کمی برای ساختن یک ایران صلح‌آمیز در پی آن وجود دارد.فراتر از همه اینها، شاید بزرگترین خطر از همه بود: ایران در مورد #تنگه_هرمز از مزیت برخوردار بود. اگر این آبراه باریک که مقادیر زیادی نفت و گاز طبیعی را حمل می‌کند، مسدود شود، عواقب داخلی آن در ایالات متحده شدید خواهد بود، که با افزایش قیمت بنزین آغاز می‌شود.تاکر کارلسون، مفسری که به عنوان یکی دیگر از منتقدان برجسته مداخله در جناح راست ظاهر شده بود، در طول سال گذشته چندین بار به دفتر بیضی شکل آمده بود تا به ترامپ هشدار دهد که جنگ با ایران ریاست جمهوری او را نابود خواهد کرد. در روزهای پایانی فوریه، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها در مورد اطلاعات جدیدی صحبت کردند که جدول زمانی آنها را به طور قابل توجهی تسریع می‌کرد. آیت‌الله قرار بود در روز روشن و کاملاً آماده برای حمله هوایی، با دیگر مقامات ارشد ایران در روی زمین ملاقات کند. این یک فرصت زودگذر برای ضربه زدن به قلب رهبری ایران بود، هدفی که ممکن است دیگر خود را نشان ندهد.دیپلماسی به ایالات متحده زمان بیشتری برای انتقال دارایی‌های نظامی به خاورمیانه داد.چندین نفر از مشاورانش گفتند که رئیس جمهور عملاً چند هفته قبل تصمیم خود را گرفته بود. اما او هنوز دقیقاً زمان آن را تعیین نکرده بود. اکنون، نتانیاهو از او خواست که سریع اقدام کند.
در همان هفته، کوشنر و ویتکاف پس از آخرین مذاکرات با مقامات ایرانی از ژنو تماس گرفتند. طی سه دور مذاکره در عمان و سوئیس، این دو نفر تمایل ایران به توافق را آزمایش کرده بودند. در یک مقطع، آنها به ایرانیان سوخت هسته‌ای رایگان را برای کل برنامه‌شان پیشنهاد دادند - آزمایشی برای اینکه آیا اصرار تهران بر غنی‌سازی واقعاً برای انرژی غیرنظامی است یا برای حفظ توانایی ساخت بمب.ایرانیان این پیشنهاد را رد کردند و آن را توهین به عزت خود خواندند.کوشنر و ویتکاف تصویر کلی را برای رئیس جمهور ترسیم کردند. آنها گفتند که احتمالاً می‌توانند در مورد چیزی مذاکره کنند، اما این کار ماه‌ها طول خواهد کشید. اگر ترامپ می‌پرسید که آیا می‌توانند در چشمان او نگاه کنند و به او بگویند که می‌توانند مشکل را حل کنند، کوشنر به او گفت که رسیدن به آنجا زمان زیادی خواهد برد، زیرا ایرانی‌ها در حال بازی کردن هستند.روز پنجشنبه، ۲۶ فوریه، حدود ساعت ۵ بعد از ظهر، آخرین جلسه اتاق وضعیت آغاز شد. در آن زمان، مواضع همه افراد حاضر در اتاق مشخص بود. همه چیز در جلسات قبلی مورد بحث قرار گرفته بود؛ همه از موضع یکدیگر آگاه بودند. بحث حدود یک ساعت و نیم طول می‌کشید.
مدیر سیا به رئیس جمهور گفت که تغییر رژیم بسته به نحوه تعریف این اصطلاح امکان‌پذیر است. او گفت: "اگر منظور ما فقط کشتن رهبر معظم انقلاب باشد، احتمالاً می‌توانیم این کار را انجام دهیم."وقتی وارینگتون، مشاور کاخ سفید، فراخوانده شد، گفت که این یک گزینه قانونی و مجاز است، از نظر اینکه چگونه این طرح توسط مقامات آمریکایی تدوین و به رئیس جمهور ارائه شده است.چونگ عواقب احتمالی روابط عمومی را تشریح کرد: ترامپ با مخالفت با جنگ‌های بیشتر برای تصدی پست ریاست جمهوری نامزد شده بود. مردم به درگیری در خارج از کشور رأی نداده بودند. این طرح‌ها همچنین با هر آنچه دولت پس از بمباران ایران در ماه ژوئن گفته بود، مغایرت داشت. آنها چگونه هشت ماه اصرار بر نابودی کامل تأسیسات هسته‌ای ایران را توجیه می‌کنند؟ چونگ نه بله گفت و نه خیر، اما گفت که هر تصمیمی که ترامپ بگیرد، درست خواهد بود.
روبیو با شفافیت بیشتری به رئیس جمهور گفت:اگر هدف ما تغییر رژیم یا شورش است، نباید این کار را انجام دهیم. اما اگر هدف نابودی برنامه موشکی ایران است، این هدفی است که می‌توانیم به آن دست یابیم.همه تسلیم غرایز رئیس جمهور شدند. آنها دیده بودند که او تصمیمات جسورانه‌ای گرفته، ریسک‌های غیرقابل تصوری را پذیرفته و به نحوی پیروز شده است. اکنون هیچ کس مانع او نخواهد شد.
رئیس جمهور به حضار گفت:"فکر می‌کنم باید این کار را انجام دهیم." او گفت که آنها باید مطمئن شوند که ایران نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد و باید مطمئن شوند که ایران نمی‌تواند به اسرائیل یا سراسر منطقه موشک شلیک کند.به روایت کتاب چند ساعت بعد، در ۲۷ فوریه، دستور نهایی را صادر کرد و عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل در نخستین ساعات ۲۸ فوریه آغاز شد. هابرمن و سوان، در کتاب «تغییر رژیم» این تصویر را ترسیم کرده‌اند که رئیس‌جمهور با وجود هشدارهای اطلاعاتی، تردیدهای نظامی و ملاحظات سیاسی، در لحظه نهایی، بیش از همه به برداشت شخصی خود از ضعف ایران، جذابیت یک پیروزی تاریخی و غریزه‌اش برای نمایش قدرت تکیه کرد.
20:33 - 8 تیر 1405

0 بازدید