روایتی از یک شب همقدم شدن با عاشقان ایران در کف خیابان

مردم غیور، با بصیرت و با صلابت شهرستان آبیک ۴۷ شب است که در زیر باد و باران و سرما و صدای پدافند، در راستای خون‌خواهی از قائد شهید امت و دفاع از وطن و حمایت از نیروهای مسلح، در خیابان حاضرند؛ آنها معتقدند: «هر چه شب را تیره‌تر کنند، سحر را باشکوه‌تر خواهند ساخت.»
به گزارش خبرگزاری فارس از آبیک، یک شب هوا سرد بود و نسیم خنکی می‌وزید. شبی دیگر گاهی باران می‌بارید و صدای رعد و برق در شهر می‌پیچید. شب‌هایی هم صدای پدافندها به گوش می‌رسید.با همه این اوصاف، پس از شهادت قائد عظیم‌الشأن انقلاب و فرماندهان نظامی و قشرهای مختلف مردم، ۴۷ شب است که مردم شهر آبیک در کف میدان هستند و خیابان آمدن را بر خانه ماندن ترجیح داده‌اند.بوستان شهید رجایی شهر آبیک به نقطه آغاز تجمع شبانه مردم آبیک برای خون‌خواهی رهبر معظم انقلاب، حمایت از نیروهای مسلح و دفاع از وطن تبدیل شده است.بیش از ۴۵ روز از حضور غیرتمندانه، با بصیرت، انقلابی و ایران‌دوستی مردم آبیک می‌گذرد و همچنان با شور و شوق مثال‌زدنی در خیابان‌ها حضور دارند و لبیک‌گوی رهبر فرزانه و فرمانده هوافضای سپاه هستند مبنی بر اینکه: «خیابان با شما و میدان نبرد با ماست».عرق به وطن و پرچم سه‌رنگ و ولایتمداری، شور شرکت وفادار مردم در تجمعات شبانه را هر شب پرشورتر از شب‌های گذشته کرده است.در این شب‌ها مردم اعم از زن و مرد، پیر و جوان، کوچک و بزرگ با شور و ذوق خاصی به میدان می‌آیند و گاه بنرها و دست‌نوشته‌های جالبی در دست دارند.در یکی از شب‌ها آقایی میان‌سال با دوچرخه‌اش به صف راهپیمایان پیوست. او گفت که پایش پلاتین دارد و با دوچرخه به تجمع می‌آید. خانم مسنی هم در وسط بلوار آیت‌الله طالقانی روی صندلی کوچک چهارپایه نشسته بود و به قول دخترش، این صندلی هر شب همراهش است.

شعارهای گیلکی و لباس‌های کردی

خانمی با پسرهایش و اسب‌های پلاستیکی آن‌ها، پیرمرد مسنی با عصایش، مردی با موتورسیکلت، مادرانی با کالسکه و کریحر، مادر شهیدی با ویلچر و پسرش، میهمانانی ویژه از کاظمین و عراق، فرمانده سپاه صاحب‌الامر (عج) استان قزوین، نمایندگان مجلس از استان قزوین و دیگر مسئولان - همه در تجمعات شبانه حضور داشتند. قومیت‌های مختلف نیز کم نگذاشته‌اند: پدر و مادر گیلانی با دو دخترشان با دست‌نوشته «آمو هر کدوم خور میرزاکوچیک خوانیم»؛ یک گروه از اکراد با پوشش محلی و تفنگ به دست حضور غرورآفرینی داشته‌اند. بازار مداحی و شعارهای حماسی با لهجه‌های شمالی، آذری و لری در این شب‌ها داغ بود.و اما در مقابل بوستان شهید رجایی در این شب‌های پرشور و جنب‌وجوش دفاع از ایران و کشور دوستی، غرفه‌های مختلفی برپاست. در غرفه نقاشی، کودکان نقاشی‌های خود را تحویل می‌دهند تا در پایان جنگ، بهترین انتخاب و جایزه اعطا شود. غرفه جهادی و فرهنگی بسیج خواهران یکی از دانشگاه‌های شهرستان آبیک با برنامه‌های مختلف از جمله تریبون آزاد، تقدیم گل به نیروهای انتظامی، پخش تراکت با موضوع رهبری و ... فعال بود.فعالیت گروه‌های جهادی مختلف، ایستگاه‌های صلواتی شهید سید علی خامنه‌ای و روایت حقیقت، بساط چای آتشی، اسفند دود کردن، خرما و دم‌نوش گیاهی و غیره، همچنین توزیع نهال از سوی شهرداری به شهروندان به مناسبت شهادت رهبر انقلاب، از دیگر برنامه‌های جنبی تجمعات شبانه شهر آبیک بوده است.

پرستاری از مادر در این شب‌ها

در این شب‌ها، حرف‌های مردم هم شنیدنی است. دبیر بازنشسته‌ای که هر شب در تجمعات حضور پیدا می‌کند، می‌گفت: «با اینکه از مادرم به نوبت پرستاری می‌کنیم، در شب‌هایی که نوبت من است به گونه‌ای برنامه‌ریزی می‌کنم که هم در تجمع باشم و هم خدمت مادرم برسم و از او پرستاری کنم. به خدا و به خون رهبر شهیدم و دانش‌آموزان میناب قسم که تا آخر عمر در این تجمعات خواهم بود.»یک جوان یک هفته‌ای است که پرچم بزرگ را می‌چرخاند. او نیت کرده تا زمانی که جنگ تمام شود در میدان بماند.یکی می‌گفت: «شاید در شب‌های سرد فرزندم بیمار شود یا سرما بخورد، اما پای ولایت هستیم و اجازه تعرض به کشورمان را نمی‌دهیم.»نکته جالب در این تجمعات شبانه، درخواست‌های مکرر برخی شهروندان برای عکس گرفتن از خودشان بود؛ کسانی که با تمام وجود در تجمعات شرکت کرده بودند، نه برای دیده شدن، بلکه بیشتر برای عرق ملی که از ذهنشان تراوش شده بود و در وجودشان جوانه زده بود.

رژه کودکان آبیکی

در شب ۲۵ فروردین که سالروز تدفین دو شهید گمنام شهر آبیک بود، مقصد نهایی سیل جمعیت در گلزار این دو شهید در بوستان شهید رجایی بود. راوی به روایت‌گری پرداخت و مداح نیز مداحی می‌کرد. مادران و پدران عزاداری و سوگواری می‌کردند و کودکان نیز با شور دست از بازی برنمی‌داشتند؛ بر سرسره‌ها سوار می‌شدند و می‌گفتند و می‌خندیدند.
رژه کودکان با تفنگ و عروسک‌ها نیز قابل توجه بود و خود کودکان میکروفون به دست شعار می‌دادند و خود را در ایران‌دوستی سهیم می‌کردند. لباس نظامی و اسلحه به دست بودن نوگلان پسر آبیکی بر جذابیت حضور آنان در این شب‌ها افزوده بود.بنر بزرگی در این شب‌ها با عنوان «یادگاری» در قالب «شجاعت فرزندان ایران برای وطن» خودنمایی می‌کند و مردم دل‌نوشته‌های زیادی را بر روی آن به رشته تحریر درآورده‌اند. از «اینجا ایرانه ملک دلیرانه» بگیر تا «سگ زرد بفهم تو حریف ایران خامنه‌ای نمی‌شی» - نمونه‌ای از درد دل‌های مردمی است که بیش از ۴۰ شب است پای ایران ایستاده‌اند و این بنر منتشر می‌شود.

کتک زدن ترامپ با دمپایی

«کتک زدن ترامپ و نتانیاهو با دمپایی» نسخه‌ای از طرح ابتکاری بانوی آبیکی بود. دست‌نوشته‌هایی همچون «جوک‌های قرن ۲۱ به قلم شهروند آبیکی»، «جام فدای سر» و بنر «نه سازش، نه تسلیم، نبرد تا پیروزی» که دست‌نوشته هنرمند خوشنویس آبیکی بود، خالی از لطف نبود.به هر حال، مردم شهرستان آبیک اعلام کرده‌اند تا هر شبی که لازم باشد در کف خیابان و پای ایران‌دوستی، انقلاب، خون‌خواهی رهبر شهید انقلاب و در حمایت از نیروهای مسلح خواهند بود تا به پیروزی نهایی جنگ برسیم. آنها اعلام کرده‌اند: «هر چه شب را برایمان تیره‌تر بخواهند، ما سحر را باشکوه‌تر می‌سازیم.»#جنگ #رهبر_شهید #مردم #ایران
22:59 - 27 فروردین 1405