دمیدن روح تازه در پیکر کهنه؛ هنر گذار از فروپاشی بدون تخریب
محمد بهدار، مدیر گروه حکمرانی و فناوری اندیشکده حکمرانی شریف، طی یادداشتی به بازخوانی نهادسازیهای پساجنگ و درسهایی برای ایران پرداخته است.
پیش از هرگونه اقدام برای بازسازی یک کشور یا نظام اقتصادی، سیاستگذار با یک دوگانه بنیادین و اغلب سرنوشتساز مواجه است؛ آیا باید نهادهای برآمده از دوران بحران یا رژیم پیشین را به کلی ویران کرد و بنایی نو از صفر بنا نهاد، یا اینکه اسکلت همان ساختار فرسوده و حتی بدنام را حفظ کرد و روحی تازه در آن دمید؟بررسی تجارب تاریخی نشان میدهد که «ایجاد نهادی جدید» هرچند از منظر سیاسی و اخلاقی جذاب و نمادین بهنظر میرسد، اما معمولاً پرهزینه، کُند و با ریسک بالای شکست همراه است. تاریخ بازسازی فرانسه، ایتالیا، آلمان و ویتنام همگی بر تقدم این مسیر دوم گواهی میدهند.• فرانسه: پالایش تکنوکراتهای ویشی و خلق برنامهریزی هدایتی• ایتالیا: از خودکفایی فاشیستی تا معجزه اقتصادی دموکراسی مسیحی• آلمان غربی: تداوم بوروکراتیک در سایه و جراحی رادیکال پولی• ویتنام: از «دوی موی» تدریجی تا جراحی ساختاری ۲۰۲۵• روسیه: فاجعه تخریب نهادی و ظهور نئوپاتریمونیالیسمپیشنهادات سیاستی برای بازسازی و اصلاحات نهادی در ایران:• کارگروه نوسازی فرابخشی (مدل کمیسریاری برنامهریزی)• توقف خصوصیسازیهای ناپخته و اولویتدهی به تنظیمگری• توانمندسازی مالی شهرداریها (حکمرانی چندسطحی)• لنگر خارجی برای تعهدپذیری (مدل ویتنام)• مشروعیتسازی اجتماعی از طریق نهادهای سهجانبه
22:47 - 22 اردیبهشت 1405