سفر یک هیأت ارشد وزارت جنگ اسرائیل به باکو و نمایش علنی سامانههای موشکی رافائل، همکاریهای امنیتی اسرائیل و آذربایجان را از سطح محرمانه به بازدارندگی آشکار رسانده است.
برخی از نظرات دوستان تأمل برانگیز است!موضوع آذربایجان و ظهور تهدید برای منافع کشور، حاصل عملکرد شخص وزیرخارجه نظام ج.ا و هیچ فرد یا جریان دیگری نیست!این که ما اجازه داده باشیم تا آذربایجان بخشی از خاک خود را از تصرف ارمنستان خارج کند، بیشتر ساده انگاری ست. همانطور که خواستیم اجازه کریدور زنگزور را ندهیم، اما به حساب نیامد!متأسفانه چند دهه سیاست تمرکز بر غرب آسیا با موضوعیت لبنان، سوریه، عراق و فلسطین (محورمقاومت) به یک خلاء حضور میدانی انجامید که بمثابه حضور ما در نزدیکی مرزهای فلسطین اشغالی، رژیم صهیونیستی هم اقدام متقابل کرد و از فضای تنش آلود میان ایران و همسایگان (که نتیجه سیاست هایی از جنس شعارزدگی و بالا رفتن از در و دیوارها بوده) بهره برد!سیاست های ما در شرایط فعلی و حتی کوتاه مدت در غرب آسیا به شکست انجامید. سوریه از دست رفت! از حزب الله تنها یک نام باقی مانده که حتی توان پاسخ به تجاوزات مکرر رژیم کودک کش را ندارد! سیاست حاکم بر لبنان تا جایی با ج.ا در تضاد است که وزیرخارجه این کشور که بخشی از آبادانی خود را مدیون پول ملت ایران است، امروز دعوت برای حضور در ایران را رد کرده و حماس که حکایت آن از ابتدا پیدا بود!وقایع آذربایجان از چند منظر به بازی قاعده قدرت مربوط می شود. تجهیز آذربایجان هم در راستای محور تورانی و هم نفوذ ناتو تعریف می شود.تهدیدی که حاصل انفعال سیاست گذاری های کلان است و امروز تاوان فرصت سوزی ها را می دهیم.تلاش آقای عراقچی در جهت راستای مدیریت تنش و حضور میدانی در باکو قابل تقدیر است و باید امیدوار بود که با ابزارهای موجود، بخشی از تهدید را با فرصت های دیپلماتیک تعدیل کند. مانند رابطه با سعودیهر چند با توجه به نقشه های دشمنان، دیر شده!!!