وقتی نقدهای نکونام با گذشته خودش همخوانی ندارد

کاپیتان پیشین تیم ملی انتقادهایی را نسبت به عملکرد تیم ملی در جام جهانی مطرح می‌کند که نگاهی به کارنامه خودش، تناقض این گفته‌ها را ثابت می‌کند.
به گزارش خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس، جواد نکونام این روزها پس از پایان ناموفق دوران حضورش روی نیمکت استقلال، با حضور در یک برنامه اینترنتی به یکی از منتقدان اصلی کادر فنی تیم ملی تبدیل شده است. او در صحبت‌های اخیرش از «ذهنیت برنده»، «لزوم صعود از مرحله گروهی»، «نسل‌سازی» و «نبردن بازیکنان جوان» سخن گفته است؛ اما مرور کارنامه خودش نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از این انتقادها با عملکرد گذشته او همخوانی ندارد.

ذهنیت برنده؛ از حرف تا عمل

"به نظر من در همین گروه حتی می‌توانستیم مصر را راحت شکست بدهیم. اگر این باور را داشتیم و با این ذهنیت وارد زمین می‌شدیم که باید مصر را ببریم، قطعاً توانایی انجامش را داشتیم."نکونام امروز از اهمیت داشتن ذهنیت پیروزی صحبت می‌کند، اما بسیاری هنوز اتفاقات پیش از دیدار حساس فولاد مقابل الهلال در مرحله یک‌چهارم نهایی لیگ قهرمانان آسیا را به خاطر دارند؛ جایی که او پیش از مسابقه اردوی تیمش را ترک کرد و به ایران بازگشت یا به نوعی فرار کرد. توجیه او این بود که مشکلات فولاد به اندازه‌ای است که تیمش برابر الهلال شکست سنگینی خواهد خورد.اگر قرار است معیار، داشتن ذهنیت برنده باشد، چنین تصمیمی بیش از هر چیز نشانه پذیرش شکست پیش از آغاز مسابقه بود؛ دقیقاً برخلاف همان ذهنیتی که امروز از تیم ملی مطالبه می‌کند.نمونه دیگر به هفته‌ بیست و هفتم لیگ بیست و سوم و دیدار استقلال مقابل نساجی بازمی‌گردد. استقلال برای حفظ صدرنشینی به پیروزی نیاز مبرمی داشت، اما پس از آنکه خبر شکست سه بر صفر پرسپولیس مقابل استقلال خوزستان در پایان نیمه اول در ورزشگاه آزادی به او و دستیارانش رسید، استقلال در نیمه دوم عملاً از حالت تهاجمی خارج شد و حتی یک حمله جدی هم روی دروازه نساجی طراحی نکرد. اگر امروز انتقاد این است که تیم ملی باید برای بردن مصر حمله می‌کرد، این سؤال مطرح می‌شود که چرا همان رویکرد در آن مسابقه از سوی تیم تحت هدایت نکونام دیده نشد؟

فراموشی جام جهانی ۲۰۱۴

نکونام در صحبت‌های اخیرش می‌گوید ایران باید با ذهنیت شکست دادن مصر وارد زمین می‌شد. اما او کاپیتان همان تیم ملی بود که در جام جهانی ۲۰۱۴، پس از نمایشی امیدوارکنندهدو شکست یک بر صفر مقابل آرژانتین، در آخرین بازی مرحله گروهی مقابل بوسنی قرار گرفت؛ تیمی که پیش از آن حذفش قطعی شده بود.آن تیم نه‌تنها نتوانست از نظر ذهنی خود را برای پیروزی آماده کند، بلکه یکی از ضعیف‌ترین نمایش‌های خود را ارائه داد و با نتیجه ۳ بر یک شکست خورد. این در حالی بود که بوسنی دیگر انگیزه صعود نداشت، اما مصر تیمی بود که برای صدرنشینی و صعود به مرحله بعد می‌جنگید. بنابراین اگر قرار است از «ذهنیت برنده» صحبت شود، این مطالبه پیش از هر چیز باید شامل همان نسل به کاپیتانی نکونام نیز باشد.

صعود از گروه دستاورد نیست؟

" حتی اگر فرض کنیم با نتایج سایر مسابقات، مثلاً بازی اتریش و الجزایر، به شکلی از گروه صعود می‌کردیم، باز هم آن را دستاورد بزرگی برای فوتبال ایران نمی‌دانم. دستاورد واقعی زمانی است که در جام ملت‌های آسیا بتوانیم بعد از سال‌ها به فینال برسیم و قهرمان شویم. این یک موفقیت بزرگ است و به همین دلیل، اولویت اصلی فوتبال ما باید موفقیت در جام ملت‌های آسیا باشد"نکونام امروز می‌گوید حتی صعود از مرحله گروهی هم دستاورد بزرگی محسوب نمی‌شود و معیار موفقیت باید حضور در فینال یا قهرمانی جام ملت‌های آسیا باشد.این در حالی است که در دوران بازی او، بارها تلاش شد شکست یک بر صفر مقابل آرژانتین در جام جهانی ۲۰۱۴ یا بازگشت به جریان بازی مقابل عراق در یک‌چهارم نهایی جام ملت‌های ۲۰۱۵ ــ هرچند در نهایت با شکست در ضربات پنالتی همراه شد ــ به‌عنوان دستاوردهای بزرگ فوتبال ایران معرفی شود.اگر آن نتایج و نمایش‌ها شایسته تقدیر بودند، چگونه امروز صعود از مرحله گروهی جام جهانی، دیگر دستاورد محسوب نمی‌شود؟ این تغییر معیار، بیش از آنکه مبتنی بر یک نگاه ثابت فنی باشد، شائبه قضاوت‌های دوگانه را ایجاد می‌کند.

نسل‌سازی؛ شعاری که با کارنامه جواد همخوان نیست

" همچنان اعتقاد دارم که باید چند بازیکن جوان را با خودمان به این جام می‌بردیم؛ حتی اگر قرار نبود بازی کنند. بالاخره اینکه چه کسی بازی کند، روی نیمکت بنشیند یا حتی روی سکو باشد، کاملاً به سلیقه و تصمیم سرمربی برمی‌گردد.اما همین که یک بازیکن جوان در جام جهانی حضور داشته باشد، از نزدیک فضای مسابقات را ببیند، روی سکو بنشیند، تمرینات، بازی‌ها، جو ورزشگاه، حضور خبرنگاران و تماشاگران را از نزدیک لمس کند، خودش یک تجربه بسیار ارزشمند است. چنین بازیکنی وقتی بعدها در جام ملت‌های آسیا یا تورنمنت‌های بزرگ دیگر به میدان برود، با آن فضا غریبه نیست و راحت‌تر می‌تواند بازی کند" یکی دیگر از محورهای انتقاد نکونام، نبردن بازیکنان جوان به جام جهانی است. او معتقد است حتی اگر این نفرات بازی هم نمی‌کردند، حضور در فضای جام جهانی می‌توانست تجربه ارزشمندی برای آینده‌شان باشد.اصل این استدلال قابل دفاع است، اما سؤال اینجاست که آیا خود نکونام در دوران مربیگری‌اش چنین رویکردی داشت؟آخرین مسابقه‌ای که او روی نیمکت استقلال نشست، دیدار مقابل السد در لیگ نخبگان آسیا بود؛ مسابقه‌ای که میانگین سنی ترکیب استقلال دقیقاً ۲۹.۸ سال بود؛ همان میانگین سنی تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶. بنابراین اگر ملاک، جوان‌گرایی و آینده‌نگری است، این انتقاد ابتدا متوجه کارنامه خود او نیز خواهد بود. فردی که سال‌ها کاپیتان تیم ملی بوده و خودش می‌داند بازیکن جوان ابتدا باید در باشگاه برای حضور در تیم ملی آبدیده شود.
از سوی دیگر، برخلاف ادعای مطرح‌شده، تیم ملی نیز کاملاً از بازیکنان جوان غافل نبود. نفراتی مانند امیرمحمد رزاقی‌نیا و دانیال ایری در فهرست نهایی تیم ملی قرار گرفتند و محمد خلیفه و امیرحسین محمودی نیز همراه تیم بودند تا تجربه حضور در جام را به دست آورند؛ دقیقاً همان تجربه‌ای که نکونام از آن به‌عنوان یک سرمایه برای آینده یاد می‌کند.

نقد فنی یا آغاز یک رقابت؟

انتقاد از عملکرد تیم ملی حق هر کارشناس و مربی است و هیچ تیمی نباید از نقد مصون باشد. اما زمانی که این نقدها با معیارهایی مطرح می‌شود که در گذشته خود گوینده رعایت نشده‌اند، طبیعی است که با واکنش و پرسش‌های جدی مواجه شوند.از سوی دیگر، این شائبه مطرح است که برخی افراد نزدیک به جواد نکونام در هفته‌های اخیر برای حضور او روی نیمکت تیم ملی در آینده تلاش و از تغییر کادر فنی استقبال کرده‌اند. در چنین فضایی، این برداشت نیز مطرح می‌شود که انتقادهای اخیر صرفاً یک تحلیل فنی نیست و می‌تواند در راستای افزایش شانس او برای نزدیک شدن به نیمکت تیم ملی نیز تفسیر شود؛ هرچند درباره چنین انگیزه‌ای نمی‌توان با قطعیت اظهار نظر کرد.#جواد_نکونام #تیم_ملی#امیر_قلعه‌نویی
01:30 - 8 تیر 1405

0 بازدید