خبرنگار کنشگر اصلی و پیشران حقیقی جنگ شناختی است
هفدهم مردادماه روز خبرنگار را خدمت افسران جنگ شناختی تبریک عرض مینمایم.روز خبرنگار، یادآور ارزش قلمهایی است که در سختترین شرایط، حقیقت را فدای هیاهو نمیکنند و رسالت خود را در حفظ اعتماد عمومی و دفاع از آگاهی جامعه میدانند. خبرنگاران، با تعهد، تخصص و اخلاق حرفهای، نهتنها روایتگر رویدادها، بلکه حافظان سرمایه اجتماعی و امیدآفرینان جامعه هستند.در جنگ شناختی، هدف تغییر نگرشها، ایجاد تردید، گسترش شایعات، تحریف واقعیتها و اثرگذاری بر تصمیمگیری افراد و جوامع است. در چنین شرایطی، خبرنگار بیش از هر زمان دیگری مسئولیتی سنگین بر عهده دارد. خبرنگار حرفهای با پایبندی به اصول اخلاقی، راستیآزمایی اطلاعات، سرعت همراه با دقت و انتشار اخبار مستند، میتواند از شکلگیری فضای ابهام و انتشار اطلاعات نادرست جلوگیری کند.امروز، دیگر خبرنگار صرفاً یک «راوی» یا «ناظر» وقایع نیست؛ او در میدان نبردی پیچیده و بیامان ایستاده است که مرزهای آن از خاک و خون فراتر رفته و به ژرفای ذهن و باورهای جامعه نفوذ کرده است: «جنگ شناختی».در این جنگ نوین، هدف تسخیر جغرافیا نیست؛ هدف «تسخیر ادراک» است. دشمن با انبوهی از دادههای جعلی، دیپ فیکها، شایعات هدفمند و روایتهای دوگانه، به دنبال ایجاد «شک» به جای «یقین» و «تفرقه» به جای «همبستگی» است. در چنین فضای آکنده از ابهام، خبرنگار حرفهای نه یک سرباز بیهدف، که یک «پزشک جنگزدهی شناختی» است.خبرنگار جنگ نظامی فقط در زمان جنگ فعالیت میکند اما خبرنگار جنگ شناختی قبل از جنگ، حین و پس از جنگ بطور مداوم تولید خبر و محتوا میکند.به همان اندازه که تاکتیکها و تکنیکهای جنگ نظامی از حالت سخت به نرم تغییر یافته است، به همان اندازه کار خبرنگار سختتر شده است.
خبرنگار نظامی سلاح و مهمات تولید نمیکند فقط گزارشگری و روایتگری میکند اما خبرنگار جنگ شناختی علاوه بر روایتگری دقیق، سلاح و مهمات هم توليد میکند.ارزش هر روایت صحیح و به موقع اگر بیشتر از موشکهای هایپرسونیک و بالستیک نباشد مطمئنم کمتر نیست.ارزش هر کلمه اگر بیشتر از قدرت تخریب پهپادهای رادارگریز نباشد مطمئنم کمتر نیست.در جنگ شناختی هر روایت به مثابه یک لانچر و هر کلمه به مثابه یک موشک است. به همین دلیل کار خبرنگار خیلی سخت شده است.خبرنگار جنگ نظامی، «چشمِ بینایِ تاریخ» است؛ او صحنه را برای نسلهای بعد ثبت میکند. اما خبرنگار جنگ شناختی، «سیستمایمنیِ بدنِ اجتماع» است؛ او نه فقط نگاه میکند، که مدام در حال شناساییِ آنتیبادیهایی علیه سمومِ اطلاعاتی است.چالش بزرگ امروز این است که خیلی از خبرنگارانِ کارکشتهی جنگهای نظامی، هنوز درک درستی از ماهیتِ جنگ شناختی ندارند و برعکس، بعضی فعالانِ فضای مجازی نیز از قواعدِ اخلاقیِ خبرنگاریِ کلاسیک بیبهرهاند. خبرنگار ترازِ انقلاب اسلامی، کسی است که هم «شجاعتِ» راویِ جبههها را داشته باشد و هم «تیزبینیِ» تحلیلگرِ جنگِ نرم را؛ چراکه امروز، تحریفِ یک روایت در شبکههای اجتماعی، گاه از یک موشکِ بالستیک ویرانگرتر است.تفاوت اساسی خبرنگار جنگ نظامی با خبرنگار جنگ شناختی در این است که خبرنگار جنگ نظامی، «راویِ میدانِ فیزیکی» است، اما خبرنگار جنگ شناختی، «تحلیلگرِ میدانِ ادراکی»؛ یکی با خاک و خون سر و کار دارد، دیگری با باورها و رمزگانِ ذهنی یک ملت.مقایسهی تطبیقی خبرنگار جنگ نظامی با خبرنگار جنگ شناختی به شرح زیر است:
۱. میدان نبرد (جغرافیا در برابر ذهن)· خبرنگار نظامی: در یک جغرافیای مشخص (جبهه، سنگر، شهر درگیر) حرکت میکند. مرزهای فیزیکی برای او واضح است و پیشروی یا عقبنشینی دشمن را با چشم میبیند.· خبرنگار شناختی: میدان نبرد او «بیمرز» و «مجازی» است. عرصهی نبرد او شبکههای اجتماعی، پیامرسانها و حتی ذهن مخاطبِ پشتِ صفحهی موبایل است. دشمن در این میدان نه یک لشکر، که یک «الگوریتم» یا «باتفارم» است.۲. سلاح و ابزار (دوربین در برابر سواد دیجیتال)· خبرنگار نظامی: سلاحش دوربین، ضبطصوت، قلم و جلیقهی ضدگلوله است. مهمترین ابزارش «حضور فیزیکی» و «دیدنِ بیواسطه» است.· خبرنگار شناختی: ابزارهایش هوش مصنوعی، موتورهای جستوجوی معکوس، تحلیلگر داده و «متا-سواد رسانهای» است. او برای کشف یک دروغ، ناچار است کدهای رایانهای، متریکهای انتشار و هویتهای جعلی را ردیابی کند.۳. دشمن (چهرهی مشخص در برابر چهرهی مبهم)· خبرنگار نظامی: دشمن را میشناسد؛ با یونیفرم، پرچم و تجهیزات مشخص. حتی اگر سرباز دشمن را نبیند، میداند که با یک نیروی انسانی روبهروست.· خبرنگار شناختی: دشمنی که با آن مواجه است، «فانتوم»وار است. او ممکن است با یک حساب کاربری جعلی، یک رسانهی وابسته یا حتی یک «دیپفیک» از چهرهی یک مقام رسمی طرف باشد. تشخیص این که «چه کسی» پشت این روایتسازی است، خود بزرگترین چالش اوست.۴. زمان و سرعت (گزارشِ رخداد در برابر پیشگیری از رخداد)· خبرنگار نظامی: عمدتاً «پسازِ وقوعِ» رویداد گزارش میدهد. بمب منفجر شد، بعد او گزارش میدهد. در بهترین حالت، رویداد را «لایو» پوشش میدهد.
· خبرنگار شناختی: وظیفهی او «پیشدستانه» و «واکنشبرانگیز» است. او باید روند تولید یک شایعه را قبل از ویروسی شدن، تشخیص دهد و با افشای بهموقع، از «قبلِ» شکلگیری یک بحران ذهنی جلوگیری کند. زمان در این جنگ برحسب «ثانیه» محاسبه میشود، نه دقیقه.۵. فرایند راستیآزمایی (دیدن باور کردن در برابر دیدن باور نکردن)· خبرنگار نظامی: اگر فیلم یک انفجار را ضبط کند، به دلیل حضور فیزیکی، اصالتِ آن برایش محرز است. اصل «دیدنْ باورکردن» در کار او هنوز تا حد زیادی صادق است.· خبرنگار شناختی: امروز با «دیدنْ باورنکردن» سر و کار دارد. او ممکن است فیلمی از یک حمله را ببیند که به کمک هوش مصنوعی ساخته شده. بنابراین، فرایند راستیآزمایی برای او بسیار پیچیدهتر، طولانیتر و مبتنی بر ردگیریِ «متادیتا» (فراداده) است، نه صرفاً محتوای تصویر.۶. ریسک و آسیبپذیری (جان در برابر اعتبار)· خبرنگار نظامی: بزرگترین ریسکش «از دست دادن جان» و آسیبهای جسمانی است. ترومای او، ترومای جنگِ فیزیکی است.· خبرنگار شناختی: ریسک او «ترور شخصیتی»، «تخریب اعتمادِ عمومی» و «فرسودگی روانی» است. او در تیررس کمپینهای تخریبِ گسترده قرار دارد؛ چرا که دشمن برای تضعیف حرفش، ناچار است خودِ او را بیاعتبار کند. همچنین، مواجههی مداوم با دروغ، او را در معرض «خستگیِ حقیقتیابی» قرار میدهد.۷. هدف نهایی (افشای خشونت در برابر افشای فریب)· خبرنگار نظامی: هدفش نشان دادن «چهرهی زشتِ خشونت»، تعداد تلفات، میزان خسارت و ثبتِ وقایع برای تاریخ است.
· خبرنگار شناختی: هدفش «مصونسازیِ جامعه» است. او سعی دارد به مخاطب بیاموزد که چگونه فریب نخورد تا ارادهی ملی در برابر تردیدافکنیها سست نشود. او به جای ثبتِ تاریخ، در حال «نگارشِ دفاعِ مدنیِ ذهنی» برای آینده است.در جنگ شناختی میکروفون خبرنگار بازدارنده ترین سلاح استراتژیک است که از یکطرف بدون جنگ و خونریزی محاسبات دشمن را تغییر داده و از سوی دیگر بدون هزینه و جنگ نظامی به اهداف راهبردی و سیاسی دست مییابد.در جنگ شناختی نیازی به کشتن سرباز و اسیر کردن فیزیکی فرماندهان نیست. اسیر کردن ذهن فرماندهان و سربازان میدان جنگ باعث پیروزی بدون جنگیدن میشود. بنابراین هدف اصلی جنگ شناختی پیروزی بدون جنگیدن است. پل رسیدن به پیروزی خبرنگارها هستند.درود خدا بر خبرنگارهای جهادی و پرتلاش ایران اسلامی که همواره در جنگ تحمیلی دوم و سوم پیشقراول و میدان دار اصلی نبرد با استکبار جهانی و صهیونیسم بین المللی بودند.خبرنگارها در این دو جنگ سکانداری امانتدار و نقش آفرین بودند که با روایت سازی بهموقع و تصویرسازی صحیح از جنگ، پیروزی های تاکتیکی نظامی را به دستاورد های استراتژیک تبدیل کردند.خداوند را شاکر و سپاسگزاریم که نعمت وجود خبرنگاران را بعنوان افسران جنگ شناختی به ملت شریف ایران ارزانی داشته است.دست بوس تمام خبرنگاران؛ فتحالله کلانتری.#جنگ-شناختی#جنگ-نظامی#فتحالله-کلانتری #خبرنگار 14:14 - 16 مرداد 1405