پخت و پز غربی ها با چاشنی آشوب
آمریکا و غرب هیچگاه دلشان به حال ایران نسوخته؛ هرجا نتوانستهاند خاک ما را کنترل کنند، سراغ تحریم و آشوب رفتهاند.
به گزارش خبرنگار سیاسی باشگاه خبرنگاران توانا؛ از کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا بعد از انقلاب اسلامی ۵۷، یک واقعیت تاریخی غیرقابل انکار بارها و بارها تکرار شده است؛ آمریکا و غرب هر جا نتوانستند ایران را مستقیم و بیواسطه کنترل کنند، بلافاصله سراغ فشار اقتصادی، تحریم، جنگ روانی و آشوب داخلی رفتند. این همان نسخه همیشگی است؛ نسخهای که نه از دلسوزی، بلکه از دشمنی عمیق با استقلال ایران میآید.در این راستا، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز همین الگوی خصمانه ادامه پیدا کرد؛ از جنگ تحمیلی که با چراغ سبز و حمایت مستقیم آمریکا و غرب به راه افتاد، تا فتنه ۸۸ و اعتراضات ۹۶ و ۹۸ و اتفاقات امروز. در تمام این مقاطع، آمریکا، غرب و جریان ضدانقلاب تلاش کردند این موضوعات را به پروژهای برای بیثباتسازی نظام تبدیل کنند.در اعتراضات اخیر نیز دقیقاً همین سناریو تکرار شد. اعتراض اقتصادیِ بهحق مردم آغاز شد، اما با ورود رسانههای معاند غربی، شبکههای اجتماعی هدایتشده و حمایت علنی سیاسی آمریکا، مسیر مطالبهگری عمداً به سمت آشوب، ناامنی و تخریب کشانده شد.
بازی قدیمی دشمندر این رابطه، غرب نهتنها هیچ برنامهای برای حل مشکلات مردم ایران ندارد، بلکه اساساً دشمن رفاه، امنیت و استقلال این ملت است؛ حتی اگر هزینه این دشمنی مستقیماً از جیب مردم پرداخت شود.اعتراضها بهدلیل فشار اقتصادی شکل گرفت، اما با دخالت رسانهای و سیاسی آمریکا، اروپا و ضدانقلاب، در مواردی از مسیر خود منحرف و به اغتشاش تبدیل شد. هدف آنها نه اصلاح امور و نه حمایت از مردم بود، بلکه ضربهزدن به ثبات ایران و تضعیف حاکمیت مستقل کشور را دنبال میکردند. در نهایت نیز اوضاع با برخورد امنیتی جمع شد، اما مشکلات اقتصادی همچنان باقی ماند؛ مشکلاتی که خودِ تحریمها و فشارهای غرب عامل اصلی آن است.در همین چارچوب رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران صراحتاً اعلام کردند که «مطالبات اقتصادی مردم قابل فهم است، اما اغتشاش، ناامنی و تخریب پروژه دشمن است و باید با آن برخورد شود». مقامات دولت و نیروی انتظامی هم تأکید کردند که «اعتراض حق مردم است، اما آشوب و تخریب خط قرمز کشور است». برخی نمایندگان مجلس نیز در این راستا بهدرستی گفتند که ریشه مشکلات اقتصادی واقعی است، اما نباید اجازه داد دشمن و ضدانقلاب از آن سوءاستفاده کنند.در سوی دیگر ماجرا، دونالد ترامپ و دیگر سیاستمداران آمریکایی با وقاحت تمام از اغتشاشات حمایت لفظی کردند و ایران را متهم نمودند. وزارت خارجه آمریکا و برخی مقامات اروپایی نیز با ژستهای دروغین حقوق بشری، خواستار «حفظ حقوق معترضان» شدند. رسانههای وابسته به غرب، مانند بیبیسی فارسی، ایران اینترنشنال و صدای آمریکا نیز همزمان وارد میدان شدند و با بزرگنمایی، دروغپردازی و تمرکز بر تداوم ناامنی، عملاً نقش اتاق فرمان آشوب را ایفا کردند.
در مقابل، رسانههای داخلی مانند صداوسیما، کیهان و فارس این رفتارها را مداخلهجویانه و خصمانه دانستند و تأکید کردند که آمریکا و غرب، که خود عامل اصلی تحریم، فشار اقتصادی و رنج مردم ایران هستند، حالا نیز با وقاحت از همان نارضایتیها برای ضربه زدن به کشور سوءاستفاده میکنند.این سناریوی خصمانه محدود به ایران نیست. بهطور مثال، در سال ۲۰۰۲ در ونزوئلا، زمانی که رئیسجمهور منتخب مردم، هوگو چاوز، با اصلاحات ملیگرایانه منافع آمریکا را به خطر انداخت، غرب و آمریکا نیز در همین راستا با حمایت سیاسی و رسانهای، کودتای کوتاهمدت را کلید زدند. در نتیجه دولت منتخب مردم موقتاً سرنگون شد، بیثباتی و آشوب کشور را فرا گرفت و در نهایت مردم عادی بودند که هزینه اصلی این توطئه و مداخله را پرداختند.این نمونه جهانی بهروشنی نشان میدهد که الگوی فشار، تحریم، عملیات رسانهای و سوءاستفاده از نارضایتی مردم یک سیاست ثابت آمریکاست؛ چه در ایران، چه در آمریکای لاتین و چه در هر کشوری که حاضر نیست زیر سلطه غرب برود. در این رابطه، غرب نه برای مردم، بلکه فقط برای منافع خودش عمل میکند.و در نهایت، واقعیت ساده و غیرقابل انکار این است که آمریکا، غرب و جریان ضدانقلاب هیچگاه دلشان به حال مردم ایران نسوخته و هرگز نخواهد سوخت. از کودتا تا تحریم، از جنگ تا آشوب داخلی، تمام رفتارها و دخالتهای آنها فقط یک هدف داشته است: تضعیف ایران مستقل، حتی اگر امنیت، معیشت و آرامش مردم قربانی شود.#بازیغرب#نقشهآمریکا#ایران #اعتراضات 15:14 - 14 دی 1404