سیرهی نبوی؛ معمایِ صلح و مقاومت در یک نگاه
مدارا در اوج قدرت، صلح در بحبوبهی جنگ، و مدیریتِ هوشمندانهی بحرانها، در سیرهی پیامبر(ص) به نظمی نوین درآمده است. بازخوانیِ این سیره، چراغی است برای خروج از بنبستِ جنگ–مذاکره–آتشبسِ امروز.
گروه اندیشه: مدینهالنبی، در دورانِ پیامبر(ص)، صحنهی رویاروییهای ممتد با دشمنانِ پیمانشکنی بود که هرگز به عهدِ خود وفا نمیکردند. اما آنچه سیرهی نبوی را از هر الگویِ دیگری متمایز میسازد، «توازن میان دفاع و مصالحه» است؛ رویکردی که در آن، «مدارا» نه از سرِ انفعال و ضعف، که در اوجِ قدرتِ نظامی و سیاسی به کار گرفته میشد. پیامبر(ص) در مواجهه با اسیران جنگی، در صلحِ حدیبیه و در فتحِ مکه، راهبردی مبتنی بر «گذشت، انعطاف و کرامتِ انسانی» در پیش گرفت که هم مشروعیتِ سیاسی را تضمین میکرد و هم زمینهساز گسترشِ فرهنگیِ اسلام میشد.صلحِ حدیبیه؛ درسِ دیپلماسیِ عزتمندانهصلحِ حدیبیه (۶ هجری) یکی از درخشانترین نمونههای «صلحِ عادلانه» در سیرهی نبوی است. در این پیمان، پیامبر(ص) با دشمنی که بارها پیمانشکنی کرده بود، به گفتوگو نشست و شرایطی را پذیرفت که ظاهراً به نفعِ مسلمانان نبود؛ اما در باطن، گشایشی بزرگ برای گسترشِ اسلام رقم زد. این، مصداقِ عینیِ آیهی «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا» (انفال/۶۱) است؛ جایی که صلح، به شرطِ عزت و عدمِ سلطهپذیری، نه تنها رد نمیشود، که به عنوان یک «فرصتِ راهبردی» غنیمت شمرده میشود. قرآن، «صلح» را به مثابهی خیر در برابرِ شر معرفی میکند و از مؤمنان میخواهد که از گامهای شیطان، که همان جنگافروزی و تفرقه است، پیروی نکنند. اما شرطِ اساسیِ این صلح، «عدالت» است؛ چراکه در نگاهِ اسلام، صلحِ پایدار در سایهی عدالت معنا مییابد و صرفِ نبودِ جنگ، صلحِ واقعی نیست.
مدارا در اوج قدرت؛ درسِ فتحِ مکهفتحِ مکه (۸ هجری) نقطهی اوجِ سیرهی نبوی در مدیریتِ بحران است. پیامبر(ص) با سپاهی دههزار نفره وارد مکه شد، اما در عینِ اوجِ قدرت، از هرگونه انتقامگیریِ کور خودداری کرد و با عفوِ عمومی، «مدارا» را به عنوان یک راهبردِ سیاسی–نظامی به کار گرفت. در جامعهی اسلامیِ آن روز، دو طیف فکری وجود داشت: طیفی که قائل به «اعمالِ قدرت، خشونت و شدتِ عمل» بود و طیفی که «عطوفت در اوجِ قدرت» را پیشه کرده بود. پیامبر(ص) با پیشگامی در مسیرِ دوم، توانست ضمنِ حفظِ کرامتِ انسانیِ مخالفان، آنها را با جامعهی اسلامی همگرا کند. این، همان الگویی است که امروز نیز میتوان در مواجهه با بحرانهای سیاسی به کار گرفت؛ اینکه «قدرت» تنها به معنایِ «زورآزمایی» نیست، بلکه «مدیریتِ هوشمندانهی بحران» و «تبدیلِ معاند به موافق» نیز جلوهای از قدرت است. تفکیکِ «صلحِ عزتمندانه» از «صلحِ ذلتبار» در سیرهی نبوییکی از مهمترین آموزههای سیرهی نبوی، تفکیکِ دقیقِ «صلحِ عزتمندانه» از «صلحِ ذلتبار» است. در سیرهی سیاسیِ پیامبر(ص)، «مدارا» هرگز به معنایِ «دستکشیدن از اصول» یا «تسلیم در برابرِ زور» نبوده است. ایشان در پیماننامههای خود، بر «حاکمیتِ الله» و «عدالت» به عنوانِ دو رکنِ اساسیِ صلح تأکید میکردند. از همینرو، صلحِ حدیبیه که در ظاهر، عقبنشینیِ تاکتیکی بود، در باطن، زمینهسازِ فتحِ مکه و گسترشِ اسلام شد. در مقابل، پیامبر(ص) هرگز با دشمنانی که پیمانشکنیِ آنان اثبات شده بود، به «صلحِ بیقید و شرط» تن ندادند. در نگاهِ ایشان، صلح باید در راستایِ «مقاومتِ فعال» و «دفاع از کیانِ اسلامی» تعریف شود؛ نه اینکه به «انفعال» و «سکوتِ تحمیلی» بدل گردد.
الگوی کامل؛ سیره نبویسیرهی نبوی، الگویی کامل برای مدیریتِ بحرانهای سیاسی و نظامی ارائه میدهد. صلحِ حدیبیه میآموزد که «مذاکره» در چارچوبِ عزت، میتواند یک «فرصتِ راهبردی» باشد، نه نشانهی ضعف. فتحِ مکه نشان میدهد که «مدارا» در اوجِ قدرت، جلوهای از «مدیریتِ هوشمندانه» است. و تفکیکِ «صلحِ عزتمندانه» از «صلحِ ذلتبار»، مرزهایِ روشنی را برای هرگونه گفتوگویِ سیاسی ترسیم میکند. در مواجهه با دشمنی که تاریخِ پیمانشکنیِ او ثبت شده، بازگشت به این سیره، تنها راهِ برونرفت از بنبستِ جنگ–مذاکره–آتشبس است.آنچه میخواهید درباره تمدنهای نوظهور و تقابل تمدن اسلام و غرب را بدانید در گروه اندیشه خواهید یافت.#ولادت_پیامبر #سیره_نبوی #اندیشه_دینی 19:59 - 7 شهریور 1405