«اِپستین گیت» و فروپاشی اسطوره «استیون هاوکینگ»

گزارش اخیر رسانه اسپوتنیک درباره تکرار نام استیون هاوکینگ در پرونده جنجالی جفری اپستین، بار دیگر توجه‌ها را به پشت‌صحنه چهره‌ای جلب کرده که سال‌ها به‌عنوان نماد علم، اخلاق و عقلانیت مدرن به افکار عمومی جهان معرفی شده بود؛ نمادی که امروز با پرسش‌های جدی روبه‌روست.
گروه دید‌ه‌بان غرب: اسپوتنیک به‌تازگی در گزارشی اعلام کرده است که نام استیون هاوکینگ، فیزیکدان مشهور بریتانیایی، حداقل ۲۳۲ بار در اسناد و پرونده‌های مرتبط با جفری اپستین تکرار شده است؛ پرونده‌ای که به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین رسوایی‌های اخلاقی و شبکه‌ای نخبگان غرب در دهه‌های اخیر شناخته می‌شود.پرونده اپستین پیش‌تر نام سیاستمداران، سرمایه‌داران، اعضای خاندان‌های سلطنتی و چهره‌های فرهنگی را در خود جای داده بود، اما ورود نام یک چهره علمی در سطح هاوکینگ، آن هم با چنین بسامدی، ابعاد تازه‌ای به این رسوایی داده است.صرف‌نظر از بررسی‌های حقوقی، همین واقعیت رسانه‌ای برای زیر سؤال رفتن تصویری که سال‌ها از این چهره ساخته شده بود، کافی است.
استیون هاوکینگ چگونه ساخته شداستیون هاوکینگ فقط یک فیزیکدان نبود؛ او محصول یک پروژه رسانه‌ای تمام‌عیار بود. غرب از هاوکینگ، چهره‌ای فراتر از علم ساخت:نماد نبوغ خالصقهرمان غلبه بر محدودیت جسمیمرجع اظهارنظر درباره زندگی، خدا، اخلاق و آینده بشراظهارات او درباره نفی خدا، بی‌معنا بودن جهان، و بی‌نیازی انسان از متافیزیک، بارها در رسانه‌ها بازنشر شد؛ نه به‌عنوان نظر شخصی یک دانشمند، بلکه به‌عنوان «حقیقت علمی».در این فرآیند، هاوکینگ به اسطوره‌ای بدل شد که نقد او، مساوی با مخالفت با علم تلقی می‌شد.
وقتی فیزیکدان جای فیلسوف می‌نشیندیکی از ویژگی‌های اسطوره‌سازی از هاوکینگ، تعمیم دادن تخصص علمی او به همه عرصه‌ها بود. او درباره خدا، اخلاق، معنای زندگی و آینده انسان سخن گفت؛ حوزه‌هایی که نه در فیزیک، بلکه در فلسفه و الهیات بررسی می‌شوند.با این حال، رسانه‌های غربی این مرزها را عامدانه حذف کردند. نتیجه آن شد که دیدگاه‌های ایدئولوژیک او، با پوشش علم به افکار عمومی تزریق شد.این دقیقاً همان نقطه‌ای است که علم، ابزار ایدئولوژی می‌شود.پرونده اپستین و شکستن حریم قدسیپرونده جفری اپستین به‌دلیل گستره ارتباطاتش، به نماد فساد شبکه‌ای نخبگان غرب تبدیل شده است. تکرار نام استیون هاوکینگ در اسناد این پرونده، فارغ از نتیجه نهایی، یک پیام روشن دارد: اسطوره‌ها نیز بخشی از همان شبکه‌اند.برای افکار عمومی که سال‌ها با تصویر یک دانشمند منزوی، اخلاق‌گرا و فراتر از حاشیه‌ها مواجه بوده، این خبر به‌منزله شکستن یک تابوست؛ تابوی پاک‌بودن نخبگان علمی غربی.
تناقض میان اندیشه و زیستهاوکینگ در آثار و سخنرانی‌هایش، انسان را موجودی تصادفی در جهانی بی‌هدف معرفی می‌کرد. او بارها تأکید داشت که مفاهیمی مانند معنا، غایت و اخلاق، ساخته ذهن بشر هستند.منتقدان این دیدگاه سال‌ها می‌پرسیدند:اگر جهان فاقد معناست، چرا باید انتظار مسئولیت اخلاقی داشت؟امروز، بازگشت نام او در پرونده‌ای با چنین ابعاد اخلاقی، این پرسش را دوباره و با صدای بلند مطرح کرده است.اسطوره‌سازی چرا خطرناک استمسئله اصلی، صرفاً یک نام یا یک پرونده نیست. خطر اصلی، اسطوره‌سازی از انسان‌هاست؛ به‌ویژه وقتی این اسطوره‌ها نقش مرجع فکری پیدا می‌کنند.وقتی یک متفکر به سطح قدیس ارتقا داده می‌شود:نقد او ناممکن می‌شود.خطاهایش نادیده گرفته می‌شود.اندیشه‌هایش بدون پالایش وارد سیاست و فرهنگ می‌شود.استیون هاوکینگ نمونه بارز این روند در جهان معاصر است.
چرا این موضوع مهم است؟در سال‌های گذشته، دیدگاه‌های هاوکینگ به‌طور گسترده در رسانه‌ها، کتاب‌ها و حتی برخی محافل دانشگاهی ایران بازتولید شده است؛ اغلب بدون اشاره به پیش‌فرض‌های ایدئولوژیک و پیامدهای فرهنگی آن.بازخوانی جایگاه او، به‌ویژه در پرتو گزارش‌های اخیر، فرصتی است برای بازاندیشی در مرجعیت فکری غرب و عبور از شیفتگی نسبت به نام‌ها.گزارش اسپوتنیک درباره تکرار نام استیون هاوکینگ در پرونده اپستین، بیش از آنکه یک خبر زرد یا حاشیه‌ای باشد، نشانه‌ای از ترک برداشتن اسطوره‌هایی است که غرب سال‌ها با دقت و هزینه ساخته است.مسئله، قضاوت حقوقی نیست؛ مسئله، شکستن تصویری است که علم را از اخلاق جدا و دانشمند را به مرجع مطلق حقیقت تبدیل کرده بود. تصویری که امروز، دیگر قابل دفاع نیست.
برای دنبال‌کردن تحلیل‌ها و گزارش‌های مرتبط با حوزه غرب‌شناسی، رسانه های معاند، پهلوی، اپوزیسیون و گروهک‌های ضدانقلاب به صفحه «دیده‌بان غرب» مراجعه کنید.
18:04 - 17 بهمن 1404

0 بازدید