روایت داغ از سانسور حقیقت در غرب

در حالی که پلیس ایران در مواجهه با اغتشاشات با محدودیت‌های قانونی جدی در استفاده از زور روبه‌روست، رسانه‌های معاند تصویری وارونه از واقعیت می‌سازند؛ تصویری که در آن خشونت پلیس غرب نادیده گرفته می‌شود و حفظ نظم در ایران به فاجعه بدل می‌گردد.
گروه دیده‌بان غرب: در روزهای اخیر و همزمان با برخی تجمعات پراکنده ضدایرانی در اروپا، رسانه‌های محلی انگلیس از ورود پلیس به بیمارستان برای دستگیری افراد مرتبط با برهم‌زنندگان نظم عمومی خبر دادند؛ افرادی که نه مسلح بودند و نه مستقیماً به نیروهای پلیس حمله کرده بودند، اما صرفاً به دلیل ایجاد اخلال امنیتی بازداشت شدند. خبری که خیلی زود از حافظه رسانه‌های فارسی‌زبان معاند پاک شد.این خبر، اگرچه در ظاهر یک رویداد عادی انتظامی در غرب محسوب می‌شود، اما وقتی در کنار روایت‌های اغراق‌شده از برخورد پلیس ایران قرار می‌گیرد، پرده از یک استاندارد دوگانه آشکار برمی‌دارد.
خشونت مشروع وقتی غربی استدر ایالات متحده آمریکا، پلیس نه‌تنها حق تیر دارد، بلکه سالانه ده‌ها نفر در جریان مواجهه مستقیم با نیروهای انتظامی جان خود را از دست می‌دهند؛ آماری که بارها توسط نهادهای حقوق بشری مستقل نیز تأیید شده است. با این حال، همین سطح از خشونت، در روایت رسانه‌ای غرب «اجرای قانون» نام می‌گیرد.در اروپا نیز، برخورد سخت پلیس با تجمعات اعتراضی امری پذیرفته‌شده است. تعقیب معترضان تا بیمارستان، بازداشت فوری، و اعمال محدودیت‌های شدید، نه‌تنها پنهان نمی‌شود، بلکه نشانه اقتدار دولت تلقی می‌گردد. قانون در این کشورها شوخی‌بردار نیست، حتی اگر فرد معترض، بی‌سلاح باشد.
پلیس ایران بدون حق تیر در قاب تحریفدر مقابل، پلیس ایران با مجموعه‌ای از محدودیت‌های قانونی و عملیاتی روبه‌روست که امکان استفاده از سلاح گرم را تقریباً به شرایط کاملاً اضطراری محدود می‌کند. نسبت برخورد خشونت‌آمیز پلیس در ایران، در مقایسه با بسیاری از کشورهای غربی، به‌مراتب پایین‌تر است؛ اما همین واقعیت، هرگز به تیتر رسانه‌های معاند تبدیل نمی‌شود.در روایت غالب ضدانقلاب، هر برخورد انتظامی در ایران، به‌سرعت «سرکوب خونین» نام می‌گیرد؛ حتی زمانی که هیچ‌گونه سلاحی استفاده نشده و نیروی پلیس خود قربانی خشونت می‌شود. اینجا واقعیت اهمیتی ندارد؛ آنچه مهم است، ساختن تصویر سیاه برای مصرف رسانه‌ای است.
اپوزیسیون دوچهره و منطق هزینهنکته قابل‌تأمل آنجاست که همین گروه‌های ضدایرانی، در خارج از کشور کاملاً به «منطق هزینه» آگاه‌اند. طرفداران پهلوی و دیگر گروه‌های برانداز، به‌خوبی می‌دانند درگیری با پلیس غربی چه پیامدهای سنگینی دارد؛ از بازداشت فوری گرفته تا پرونده‌های قضایی و محدودیت‌های بلندمدت.اما همین افراد، وقتی پای ایران به میان می‌آید، با خیال آسوده در شبکه‌های اجتماعی مردم را به حمله به پلیس و حتی کشتن نیروهای امنیتی تشویق می‌کنند. چرا؟ چون مطمئن‌اند بازوهای رسانه‌ای غرب، خشونت علیه پلیس ایران را نه‌تنها محکوم نمی‌کند، بلکه آن را «موجه» و «قهرمانانه» جلوه می‌دهد.
جنگ روایت‌ها و پروژه بی‌ثبات‌سازیآنچه در پس این فضاسازی رسانه‌ای قرار دارد، صرفاً اختلاف سیاسی نیست، بلکه یک پروژه مشخص بی‌ثبات‌سازی است. در این پروژه، نیروی حافظ امنیت باید به دشمن مردم تبدیل شود و خشونت خیابانی، چهره‌ای اخلاقی به خود بگیرد.وقتی کشوری مانند ایران هدف عملیات روانی قرار می‌گیرد، حتی فاجعه‌های تروریستی نیز در همان چارچوب توجیه می‌شوند؛ گویی ناامنی، ابزار مشروع فشار سیاسی است. این همان نقطه‌ای است که رسانه، از اطلاع‌رسانی عبور می‌کند و به سلاح تبدیل می‌شود.واقعیت ساده است: قانون در همه جای دنیا سخت‌گیر است، اما روایت‌ها به‌دلخواه قدرت‌ها تنظیم می‌شود. پلیس غرب، با وجود خشونت عریان، نماد نظم معرفی می‌شود و پلیس ایران، با وجود خویشتنداری، چهره‌ای سرکوبگر می‌گیرد. این تناقض، نه از تفاوت قانون، بلکه از جنگ روایت‌ها می‌آید؛ جنگی که حقیقت، نخستین قربانی آن است.
برای دنبال‌کردن تحلیل‌ها و گزارش‌های مرتبط با حوزه غرب‌شناسی، رسانه های معاند، پهلوی، اپوزیسیون و گروهک‌های ضدانقلاب به صفحه «دیده‌بان غرب» مراجعه کنید.#رسانه_غربی#اپوزیسیون#نیروی_انتظامی#تحریف_رسانه_ایی
17:56 - 30 دی 1404

0 بازدید