سیستان و بلوچستان دوره پهلوی از زبان استاندار وقت

اسناد و گزارش‌های خبری دهه پنجاه خورشیدی نشان می‌دهند که سیستان و بلوچستان در دوره پهلوی، در سایه غفلت مدیران پایتخت‌نشین و نبود زیرساخت‌های اولیه جاده‌ای، رفاهی و عمرانی، با محرومیتی مفرط و اوضاعی کاملاً نابسامان دست‌وپنجه نرم می‌کرده است.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ پیشینه تاریخی و موقعیت جغرافیایی استان سیستان و بلوچستان همواره ظرفیت‌ها و قابلیت‌های فراوانی را در خود نهفته داشته است، اما گزارش‌ها و مستندات تاریخی دهه پنجاه خورشیدی نشان می‌دهد که این خطه پهناور و زرخیز پیش از انقلاب اسلامی با مشکلات ساختاری عمیق، محرومیت‌های فاحش و سوءمدیریت اداری دست‌وپنجه نرم می‌کرده است. در آن دوران، عدم توجه جدی مقامات عالی‌رتبه و مسئولان وقت پایتخت‌نشین به نیازمندی‌های واقعی مردم، باعث شده بود تا بخش‌های حیاتی این استان نظیر زیرساخت‌های عمرانی، جاده‌ای و آموزشی در وضعیت بسیار نامناسبی قرار گیرد. فقدان جاده‌های ارتباطی مناسب میان شهر‌های مهم مانند چابهار و زابل، نه‌تنها حمل‌ونقل و تجارت محصولات بومی همچون صید ماهی و کشت موز را با بن‌بست مواجه می‌کرد و دسترنج روستاییان را به ثمن بخس می‌کشاند، بلکه فرآیند توسعه کلی منطقه را به شدت کند می‌ساخت.
از سوی دیگر، نظام اداری ناکارآمد و عدم تمایل تکنسین‌ها و نیرو‌های متخصص برای خدمت در این استان به دلیل نبود امتیازات رفاهی و حقوقی مناسب، موجب فرسودگی کادر اداری و ماندگاری اجباری کارمندان قدیمی شده بود؛ پدیده‌ای که در کنار بی‌توجهی وزرا و مدیران کل به سفر‌های نظارتی و میدانی، انزوای جغرافیایی و محرومیت مضاعفی را به مردم منطقه تحمیل می‌کرد. حتی در شهر‌های مهمی، چون زابل، تا اواسط دهه چهل خورشیدی، حداقل امکانات شهری مانند خیابان‌های آسفالته یا شبکه آبرسانی مجهز وجود نداشت و شاخص‌های سوادآموزی و فضا‌های آموزشی، علیرغم تلاش‌های پراکنده و دیرهنگام، در مقایسه با وسعت و جمعیت استان بسیار ناچیز بود؛ به طوری که صدای اعتراض و گلایه مقامات بومی و استانداران وقت نیز از این تبعیض‌ها و کمبود امکانات اولیه بلند شده بود و همه این عوامل در کنار هم، تصویر واضحی از اوضاع نابسامان، توسعه‌نیافتگی و مطالبات انباشته‌شده مردم سیستان و بلوچستان را در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی ترسیم می‌کرد.در ادامه بریده‌ای از روزنامه اطلاعات (پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳۵۱- شماره ۱۳۹۷۸، صفحه ۸) که در بردارنده گفته‌های استاندار وقت سیستان و بلوچستان است و در آن به برخی از مشکلات و چالش‌های عدیده این منطقه که با بی‌توجهی و فراموشی مسئولان وقت کشور مواجه بود پرداخته شده است از نظر می‌گذرد:
خواسته‌ها را درک کنیداین روز‌ها که مقامات حزبی و دولتی بخاطر فعالیت‌های انتخاباتی به استان‌ها در رفت و آمد هستند مناسبت دارد که بمنظور توجه بیشتر به منطقه سیستان و بلوچستان باین قسمت از مطالب آقای معتمدی استاندار این استان اشاره شود.در جلسه‌ای که در منزل استاندار فی‌المثل عمران و آبادی ضمن اینکه طرح جالب و پول خوب میخواهد مجری خوب هم لازم دارد، اگر برای انجام یک طرح عمرانی از وجود کادر فنی متخصص استفاده نشود طبعاً بازده کار رضایت‌بخش نمی‌تواند باشد.آقای معتمدی با توجه به موقعیت این منطقه عقیده داشت با دو هزار یا دو هزار و پانصد تومان حقوق یک تکنسین و یا یک مهندس حاضر بکار نیست باید سوای مقرری اداری، ماموران این منطقه از یک امتیاز خاص برخوردار باشند و هیچ کارمندی بیش از دو سال در اینجا نماند در حالی که داریم کارمندی که ۲۷ سال است در اینجاست و بعلت اینکه کسی حاضر نیست به جانشینی او بیاید با انتقالش موافقت نمی‌شود.استاندار همچنین از اینکه مسئولان دستگاه‌های اداری کمتر از مرکز رنج سفر بخود هموار می‌کنند تا باین استان بیایند نیز گلایه داشت و میگفت اگر همانطور که وزراء و معاونین و مدیران کل به استان‌های دیگر میروند باین استان هم بیایند گذشته از آنکه تقویت روحی برای همکارانشان در این منطقه هست از نزدیک هم با نیازمندی‌های این استان رو‌به‌رو میشوند و بهتر میتوانند تصمیم بگیرند.
وی در میان جمع اشاره به مدیر عامل سازمان بیمه‌های اجتماعی کرد و گفت ظرف ۲۰ سالی که از تاسیس سازمان بیمه‌های اجتماعی میگذرد ایشان نخستین مدیرعامل هستند که قدم به این استان گذارده‌اند و البته حق‌القدم این را هم گرفته‌اند که ۵ هزار متر زمین برای احداث درمانگاه کارگران از استاندار بگیرند. بحث جالب شده بود و بخصوص مسئولان ادارات در این شهر سخن‌ها داشتند یکی از آنها میگفت در شرایطی که من در چنین استان پهناوری باید با زحمت زیاد و یاری گرفتن از وسایل نقلیه مندرس و قراضه شهر باطراف و اکناف بروم در وزارت متبوع ساختمان‌های عظیم اجاره می‌شود و اتاق‌های بزرگ مبلمان میگردد که تنها نتیجه آن برای ما در شهرستان این است که اگر کاری فوری هم داشته باشیم و با هزار زحمت موفق شویم تلفنی با «تهران» تماس بگیریم نمیدانیم آن مقام عزیز در کدام ساختمان است و با کدام شماره تلفن میتوانیم عرض ادب کنیم.دیگری میگفت فلانکس یک کامیون یا یخچال خریده که میتواند از چابهار ماهی در سطح استان وارد کند ولی متاسفانه بعد از آنکه بواسطه نداشتن جاده خوب باید ۸-۱۰ روز در راه باشد تازه در فروش ماهی هم نفعی عایدش نمیشود.سومی حرفش این بود که موز از نوع بهترین آن در این استان عمل می‌آید ولی حتی دانه‌ای دهشاهی هم نمیتوانند بفروشند و در مقابل خبردار میشود که از نوع محصولاتی که او در اینجا به ثمن بخس میدهد در پایتخت به گرانترین قیمت فروخته میشود و او باید حسرت ببرد.
بهرحال با وجودی که سخن درباره «سرزمین نیمروز» لازم است روز‌ها ادامه یابد، اما باین امید که در برنامه پنجم همانگونه که گنجانیده شد این استان از مواهب بیشتری برخوردار گردد، سخن کوتاه می‌کنیم و به منظور آگاهی از میزان توجه در پیشرفت آن بخصوص در سال‌های اخیر به آماری در زمینه آموزش و پرورش می‌پردازیم.آماری است جالب و قابل توجه:در سال ۱۳۴۱ تعداد دانش‌آموزان دبستانی در این استان ۱۹۵۳۷ نفر بود ولی در سال ۵۰ به ۳۲۶۱۲ نفر رسید.دانش‌آموزان دبستانی سال ۱۳۴۰ از ٢٤٢١ نفر تجاوز نمی‌کرد، اما در سال ۵۰ به ١١٥٤٧ نفر رسید.دانشجوی هنرستانی در سال ٤١ فقط ۷۵ نفر بود، اما در سال ۵۰ به ۵۸۶ نفر رسید.تعداد دبستان در سال ٤١ به ۲۲۱ دبستان بالغ میشد، اما در سال ۵۰ به ۳۵۳ دبستان رسید؛ و برای دوره متوسطه در سال ٤١، ۱۲ و در سال ۵۰-۴۹، ۳۰ دبیرستان بود.به این ارقام باید ٦٣٠٥ دانش‌آموز در کلاس‌های سپاهی دانش و ۱۷۷۶ دانش‌آموز در کلاس‌های پیکار با بیسوادی را افزود و اضافه کرد که در سال ۱۳۵۱ تعداد ۲۳۷ سپاهی دانش، ۱۲۰۳ آموزگار، ٩٦ دبیر، راهنمای تحصیلی ۲۹۰ دبیر، ٤ دبیری و ۲۲ هنرآموز در سطح استان فعالیت آموزشی دارند؛ و از آنجاکه سخن بیشتر پیرامون زاهدان و بطور کلی بلوچستان بود، به البتّه از نظر وسعت همراهشان سیستان است لازم است اطلاعات مختصری هم درباره سیمای امروز زابل داشته باشیم.
زابل که تاریخ پیدایش آن به چند قرن پیش میرسد هم‌اکنون دارای بیش از ١٦ هزار نفر جمعیت است و تا زاهدان ۲۱۶ کیلومتر فاصله دارد که با یک جاده شنی مربوط میشود.در این شهر دو سینما، یک باشگاه، دو کلوپ ورزشی وجود دارد و شبکه ارتباطی آن با ۲۵۵ شماره تلفن مغناطیسی است.زابل تنها شهر سیستان در دهه ساله اخیر ترقیات زیادی نسبت به گذشته داشت و امروزه در حالی که تا سال ١٣٤٥ حتی فاقد یک متر خیابان آسفالته بود دارای ۹ خیابان وسیع آسفالت است و آب آشامیدنی آن بوسیله شبکه آبرسانی مجهزی با صرف ۲۵ میلیون ریال اعتبار تامین شده است.اجازه دهید سخن درباره سرزمین نیمروز پایان گیرد با این خواسته که خواسته‌های مردمش درک گردیده چهره‌اش شکوفاتر شود.
15:17 - 6 خرداد 1405
فرهنگ

1 بازنشر3 واکنش
37٫2k بازدید