روایتی شیرین از حافظه جمعی ایرانیان در دهه ۶۰ و ۷۰
مجموعه «آبنبات» نوشته مهرداد صدقی سالهاست در فهرست پرفروشهای انتشارات سوره مهر و نمایشگاه کتاب تهران قرار دارد
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از جوانآنلاین: مجموعه «آبنبات» نوشته مهرداد صدقی سالهاست در فهرست پرفروشهای انتشارات سوره مهر و نمایشگاه کتاب تهران قرار دارد؛ آثاری که فراتر از یک روایت طنز، به سندی زنده از زندگی ایرانیان در دهه ۶۰ و ۷۰ تبدیل شدهاند. «آبنبات هلدار»، «آبنبات دارچینی»، «آبنبات پستهای»، «آبنبات نارگیلی» و «آبنبات لیمویی» با زبانی شیرین و سرخوش، تاریخ اجتماعی یک نسل را از دل خاطرات روزمره، مدرسهها، کوچهها و خانوادهها بیرون کشیدهاند؛ تاریخی که در آن خنده راهی برای تاب آوردن زندگی است.در سالهایی که بازار کتاب ایران مدام میان ترجمههای پرفروش، رمانهای عامهپسند و آثار زرد در رفتوآمد بوده، مجموعه «آبنبات» نوشته مهرداد صدقی توانسته جایگاهی کمنظیر برای خود دستوپا کند؛ مجموعهای که سالهاست در فهرست پرفروشهای انتشارات سوره مهر در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران قرار دارد و هرسال مخاطبان تازهای را به خود جذب میکند. حالا در روزهای نمایشگاه کتاب، بازخوانی این مجموعه ـ شامل «آبنبات هلدار»، «آبنبات پستهای»، «آبنبات دارچینی»، «آبنبات نارگیلی» و «آبنبات لیمویی» ـ فقط مرور چند رمان طنز محبوب نیست؛ بلکه مواجهه با نوعی حافظه جمعی ایرانی است که دهه ۶۰ و ۷۰ را نه از پشت تریبونهای رسمی، بلکه از دل کوچهها، مدرسهها، خانوادهها و زیست روزمره روایت میکند.
مجموعه «آبنبات» را میتوان یکی از مهمترین نمونههای ادبیات نوستالژیک معاصر دانست؛ اما نوستالژی در این آثار صرفاً حسرت گذشته نیست. مهرداد صدقی گذشته را بزک نمیکند و آن را به بهشتی از دسترفته تبدیل نمیسازد. او با نگاهی شوخ، سرخوش و گاهی هجوآلود، زندگی طبقه متوسط شهرستانی در سالهای پس از جنگ را بازسازی میکند؛ دورانی که فقر، کمبود، محدودیت و دشواری در آن فراوان بود، اما در دل همان دشواریها نوعی صمیمیت اجتماعی و گرمای انسانی نیز جریان داشت.شخصیت محوری این مجموعه، «محسن»، در حقیقت راوی نسلی است که میان سنت و مدرنیته، جنگ و سازندگی، آرمانخواهی و مصرفگرایی معلق مانده بود. او نه قهرمان است و نه نابغه؛ نوجوانی معمولی با ترسها، شیطنتها، عشقهای خام و شکستهای کوچک. همین معمولی بودن است که آثار صدقی را به سندی زنده از تاریخ اجتماعی تبدیل میکند. تاریخ رسمی معمولاً درباره رؤسای جمهور، جنگها و تصمیمهای کلان حرف میزند؛ اما تاریخ واقعی یک ملت در آشپزخانهها، صفهای کوپن، حیاط مدرسهها، دعواهای خانوادگی و شوخیهای نوجوانانه شکل میگیرد. «آبنبات» دقیقاً همین تاریخ پنهان را ثبت میکند.یکی از مهمترین ویژگیهای این مجموعه، جغرافیای آن است. برخلاف بخش عمده ادبیات معاصر ایران که در تهران متمرکز شده، جهان «آبنبات» در شهرهای کوچک و فضای شهرستانی تنفس میکند. این انتخاب فقط یک پسزمینه مکانی نیست؛ بلکه هویت فرهنگی اثر را میسازد. روابط انسانی در این فضا هنوز چهرهبهچهره است، همسایهها همدیگر را میشناسند، خانواده گسترده هنوز معنا دارد و آبرو مفهومی تعیینکننده است. همین امر سبب میشود طنز صدقی ریشه در موقعیتهای اجتماعی واقعی پیدا کند، نه در شوخیهای صرفاً کلامی.
طنز در این مجموعه، طنز خنداندن صرف نیست؛ طنزی است که از دل تناقضها بیرون میآید. دهه ۶۰ و ۷۰ ایران سرشار از همین تناقضها بود. جامعهای که همزمان میخواست انقلابی بماند و بهسوی رفاه حرکت کند؛ هم ارزشهای سنتی را حفظ کند و هم با موج تازه فرهنگ مصرفی کنار بیاید. نوجوانان آن دوران در خانه با یک جهان مواجه بودند و بیرون از خانه با جهانی دیگر. مدرسه، تلویزیون، نوار کاست، فوتبال، ویدئو، مجله و موسیقی، همگی بخشی از این کشاکش فرهنگی بودند و مهرداد صدقی با دقتی جزئینگر این وضعیت را ثبت میکند.قدرت نویسنده در این است که بهجای تحلیل مستقیم، اجازه میدهد موقعیتها خودشان سخن بگویند. مثلاً ماجرای خرید، میهمانی، مدرسه رفتن یا حتی عاشق شدن در این مجموعه، بهظاهر ساده و کماهمیت هستند، اما در پس خود ساختار اجتماعی یک دوران را آشکار میکنند. خواننده هنگام خندیدن، ناگهان متوجه میشود که با لایهای از تاریخ فرهنگی مواجه است. این همان نقطهای است که «آبنبات» را از بسیاری آثار طنز متمایز میکند؛ طنزی که فقط برای خنده نوشته نشده، بلکه حافظهساز است.در ادبیات ایران، ثبت زندگی روزمره همواره دشوار بوده است. بسیاری از نویسندگان یا بهسمت روشنفکری پیچیده رفتهاند یا گرفتار شعار و ایدئولوژی شدهاند. اما صدقی به زندگی عادی اعتماد میکند. او نشان میدهد حتی یک خاطره ساده از مدرسه یا یک میهمانی خانوادگی میتواند حامل حقیقت تاریخی باشد. نسل امروز که دهه ۶۰ و ۷۰ را تجربه نکرده، از خلال این روایتها میتواند بفهمد مردم چگونه زندگی میکردند، چه چیزهایی برایشان مهم بود از چه میترسیدند و به چه چیزهایی میخندیدند.
نکته مهم دیگر، زبان این مجموعه است. زبان «آبنبات» متکلف و ادیبانه نیست. صدقی از زبان محاوره، اصطلاحات عامیانه و ریتم گفتوگوی روزمره استفاده میکند و همین مسئله باعث شده آثارش برای مخاطب عام خواندنی و صمیمی باشد. اما سادگی زبان به معنای سادهانگاری نیست. پشت این نثر روان، مهارتی جدی در روایت وجود دارد؛ مهارتی که میداند چگونه خاطره را به داستان تبدیل کند و چگونه از جزئیات کوچک، موقعیت کمیک بسازد.سرخوشی موجود در این آثار نیز قابلتأمل است. دهه ۶۰ معمولاً در روایتهای رسمی، دههای عبوس و ایدئولوژیک تصویر میشود؛ دهه جنگ، کمبود و فشار. اما «آبنبات» نشان میدهد مردم در همان سالها نیز زندگی میکردند، شوخی میکردند، عاشق میشدند و برای شادیهای کوچک میجنگیدند. این نگاه، تصویری انسانیتر از تاریخ ارائه میدهد. صدقی نمیخواهد رنجها را انکار کند، اما اجازه نمیدهد تلخی بر تمام روایت سایه بیندازد. او از دل محدودیت، طنز استخراج میکند و همین ویژگی آثارش را به تجربهای دلپذیر بدل میسازد.در واقع، یکی از مهمترین کارکردهای طنز در این مجموعه، مقاومت در برابر تلخی است. شخصیتها با شوخی کردن، با دست انداختن یکدیگر و با خندیدن به موقعیتهای دشوار، زندگی را قابلتحمل میکنند. این طنز، طنز بقاست؛ همان چیزی که در فرهنگ ایرانی سابقهای طولانی دارد. مردم در سختترین شرایط تاریخی نیز لطیفه ساختهاند و به جهان خندیدهاند. «آبنبات» ادامه همین سنت فرهنگی است.
از سوی دیگر، این مجموعه بهخوبی نشان میدهد چگونه رسانهها و عناصر فرهنگی آن دوران بر نسل نوجوان اثر میگذاشتند. از برنامههای تلویزیونی و فوتبال گرفته تا موسیقی و ستارههای سینما، همه در جهان ذهنی شخصیتها حضور دارند. این جزئیات، امروز ارزش مستند پیدا کردهاند. شاید سالها بعد، پژوهشگران تاریخ اجتماعی ایران برای فهم زیست فرهنگی دهه ۶۰ و ۷۰، ناگزیر باشند به سراغ چنین آثاری بروند؛ زیرا بسیاری از واقعیتهای زندگی روزمره در اسناد رسمی ثبت نشدهاند.موفقیت گسترده مجموعه «آبنبات» را باید در همین پیوند میان خاطره و روایت جستوجو کرد. خواننده هنگام مطالعه احساس میکند بخشی از زندگی خودش یا اطرافیانش را میخواند. حتی کسانی که آن دوران را تجربه نکردهاند، از خلال روایتهای صدقی به فضای آن سالها نزدیک میشوند. این قدرت ادبیات است که بتواند تجربهای نسلی را به تجربهای مشترک تبدیل کند.در سالهای اخیر، ادبیات طنز ایران یا بهسمت شوخیهای شبکههای اجتماعی رفته یا گرفتار تکرار الگوهای قدیمی شده است. در چنین فضایی، «آبنبات» توانسته تعادلی میان سرگرمی و روایت اجتماعی ایجاد کند. این آثار هم مخاطب را میخندانند و هم او را به فکر وامیدارند؛ بیآنکه ادعای روشنفکری داشته باشند یا بخواهند پیام مستقیم صادر کنند.شاید راز محبوبیت این مجموعه نیز همین باشد که خواننده در آن احساس قضاوت شدن نمیکند. نویسنده به شخصیتهایش میخندد، اما تحقیرشان نمیکند. او به گذشته نگاه انتقادی دارد، اما دچار نفرت یا تمسخر نمیشود. نگاهش آمیختهای از شوخی، دلسوزی و فهم انسانی است. به همین دلیل، جهان «آبنبات» با همه اغراقها و موقعیتهای کمیکش، واقعی و باورپذیر باقی میماند.
مجموعه «آبنبات» در نهایت فقط روایتی از کودکی و نوجوانی نیست؛ بلکه تصویری از تغییرات اجتماعی ایران است. از دل ماجراهای محسن و خانوادهاش میتوان تحول سبک زندگی، تغییر ارزشها، شکلگیری رؤیاهای تازه و حتی تغییر مناسبات طبقاتی را مشاهده کرد. این آثار نشان میدهند جامعه ایرانی چگونه از فضای جنگی و کمبودهای دهه ۶۰ به فضای مصرفیتر و رسانهایتر دهه ۷۰ حرکت کرد.در روزگار ما که حافظه تاریخی جامعه مدام کوتاهتر میشود و شبکههای اجتماعی همهچیز را به لحظه اکنون تقلیل دادهاند، آثاری مانند «آبنبات» اهمیتی دوچندان پیدا میکنند. این مجموعه یادآوری میکند که تاریخ فقط مجموعهای از وقایع سیاسی نیست؛ تاریخ یعنی شیوه زیستن مردم، خندهها، ترسها، بازیها و رؤیاهایشان. مهرداد صدقی توانسته این تاریخ را با زبانی شیرین و طنزی سرزنده ثبت کند؛ تاریخی که شاید در ظاهر بوی آبنبات بدهد، اما در عمق خود طعم زندگی یک نسل را حفظ کرده است.
11:53 - 4 خرداد 1405