هنر زن بودن از دیدگاه یک مرد
مرلسم رونمایی از کتابهای «رسم انتخاب» و «من و نوجوانم» در روز دوشنبه 28 اردیبهشت در سکوی سروستان باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، حجتالاسلام محمد برمایی ، نویسنده کتاب «رسم انتخاب» و محسن پوراحمد خمینی، نویسنده کتاب «من و نوجوانم» در کنار کارشناس سیدمهدی طباطباییفر، حضور داشت.
به گزارش خبرنگار فرهنگ و هنر باشگاه خبرنگاران توانا؛ محسن پوراحمد خمینی در ابتدای نشست بیان کرد: بالغ بر ده سال است که من در حوزه خانواده فعالیت میکنم، از مشاوره خانواده تا برگزاری دورههای مختلف تا تالیف کتاب را در کارنامه هنری خود دارم. اولین کتاب من سال 1391 به چاپ رسید و کتاب دوم من، «هنر زن بودن» در سال 1401 توسط نشر معارف چاپ شد. وی افزود: در این ده سال با افراد زیادی برخورد داشتم، به واقعیتی رسیدم که بیشترین دلیل اختلافات زوجین در زندگی مشترک، عدم آگاهی از مهارتهای زناشویی است. من با رویکردی مردانه و از نگاه یک آقا به مسئله زنان پرداختم، دقیقا برخلاف چیزی که در عام جامعه برگزار میشود. به این پرداختیم که از دید یک مرد، زن کامل چه مهارتها و استعدادها و اخلاقی باید داشته باشد. دو سال بعد «هنر مرد بودن» به چاپ رسید، که به لطف الهی مورد استقبال بسیاری از آقایان رسید.
او در ادامه گفت: عموما مردها چون فکر میکنند همه چیز را میدانند، خود را از مطالعه، مخصوصا در حوزه همسرداری مبرا میدانند. به نظر من تعامل صحیح با همسر، یک هنر است. به همین علت، عناوین «هنر مرد بودن» و «هنر زن بودن» را انتخاب کردم. در جامعه امروز، معضل اساسی که با آن دست و پنجه نرم میکنیم، مسئله جوانان است. به لطف الهی، تا امروز من 6 فرزند دارم و کاملا این معضل را درک میکنم. اگر والدین بخواهند فرزندی را تربیت کنند که همچون کودکی عاشق والدین باشد، به قوانین خانواده احترام بگذارد و دستبوس آنها باشد؛ چه باید بکنند؟ عموما والدین در دوره نوجوانی که بسیار دوره مهمی است، از فرزند خود فاصله میگیرند. همین سبب شد تا دست به تالیف این کتاب بزنم و عنوان آن «من و نوجوانم» نام گرفت. در این سه کتاب، سعی شده تا با ادبیاتی ساده، برای تمام افراد جامعه، راهکارهایی کاربردی ارائه شود. یکی از دلایلی که این کتابها مورد استقبال قرار گرفتند، نمونههای واقعی بود که در اثر، به عنوان مثال نوشته شده بود.وی درباره بخشهای موردعلاقه خود از کتابها گفت: من در کتاب «هنر زن بودن» قدرت زنان را به نمایش گذاشتم. بسیاری از بانوان در جامعه ما و کل دنیا، قدرت خود را نمیدانند و از آن استفاده نمیکنند. ما در این کتاب به بانوان متاهل، یک واقعیت را انتقال دادیم که «خداوند قدرتی در تو قرار داده است که شامل صبر و استقامت و ... میشود. در کنار همه اینها، خدا به میزانی به تو قدرت داده که میتوانی مرد زندگی خود را نیز تربیت کنی!» مشکل اصلی که همواره با آن مواجه هستیم، این است که خانم خود را نشناخته، توانمندی خود را نادیده میگیرد و در نتیجه، دچار معضل در زندگی میشود.
او در ادامه افزود: به تعداد انگشتان دست مواردی داریم که آقا، کتاب «هنر مرد بودن» را خوانده است و گلایه میکند که «تو چرا اینگونه نیستی؟ و مشکل این ازدواج از سمت توست» در حالی که باید کتاب «هنر مرد بودن» را بخواند. این مورد در زنان نیز موجود بود. کتاب «هنر زن بودن» روایتی است از مهارتهای صحیح یک زن، از نگاه مرد. این مورد خیلی حائز اهمیت است که به شخص از نگاه فرد مقابل نگاه میکند.پوراحمد با ذکر خاطرهای بیان کرد: من در دوران دانشجویی، با یکی از همدانشگاهیان سالبالایی آشنا شدم. درگیرودار ازدواج در دوران دانشجویی بودم که این فرد به من گفت «من میخواهم اکسیر ازدواج را به تو بدهم، این را بدانی همه چیز است. اگر خواستی بعد از ازدواج، همسرت برایت تکراری نشود، چشمت را حفظ کن. اگر چشمت قفل و بند داشته باشد، بعد از 80 سال، همسرت هنوز برایت زیباترین زن دنیا خواهد بود» این جمله به قدری برای من جذاب و کارآمد بود، با اینکه دیگر آن فرد را ندیدم، در مقدمه کتاب به آن اشاره کردم.وی در ادامه گفت: ما روایت داریم «وقتی من عاشق شدم، عقل و چشم من، دیگر کار نمیکند» احساسات نباید به روابط ما وارد شود. اگر قرار باشد در رفتوآمد، وابستگی شکل بگیرد، ما کاملا با آن مخالف هستیم. اما اگر رفتوآمد، با چهارچوب آشنایی و سوال و جواب شکل بگیرد، صحیح است. به همین دلیل است که ما پیشنهاد میکنیم خانوادهها، از ابتدا، فرزندان خود را در مسیر مطالعه و شناخت قرار دهند. این نگاه آگاهانه، پیش از ازدواج و حتی بعد از ازدواج، کمک خواهد کرد.در ادامه، محمد برمایی بر روی سکو آمد و به رونمایی و گفتوگو درباره کتاب خود پرداخت
وی در ابتدا بیان کرد: اسم کتاب «رسم انتخاب» است، به نظر من انتخاب از ازدواج مهمتر است. موضوعاتی که ما در کتاب راجعبه آن صحبت میکنیم شاید اولویت بسیاری از افراد نباشد. شما امروز از دختران دهه هشتادی بپرسید، اصلا دغدغه ازدواج ندارند. ما در روانشناسی عمقی، یونگ درباره زن بودن و مرد بودن مفصل صحبت کرده است. از نظر من، مردی که زنانگی ندارد نمیتواند ازدواج کند و بالعکس. سالی که من کتاب «زن در آینه جمال و جلال» را خواندم، نظرم درباره زنان به کلی تغییر کرد. شما میگویید نوجوانان را باید کنترل کرد، به نظر من، والدین را نیز باید کنترل کرد. 14 درصد طلاقها در سال اول ازدواج اتفاق میافتد، این آمار، توامان ترسناک و خندهدار است. او ادامه داد: همین الان در این باغ کتاب، دو نفر یکدیگر را ببیند و بپسندند؛ چه ایرادی دارد؟ موضوع این است که این دو فرد، هم را پسندیدهاند؛ اصلا مسئله ازدواج نیست.
در دوران کار در معاونت فرهنگی دانشگاه، نشستهایی توسط نهاد رهبری برگزار میشد. آیتالله پناهیان میگفت «روابط دختر و پسر حرام است»، دکتر انوشه میگفت «حرام نیست ولی ...» دختر و پسرهای ما از سن 18 سالگی وارد فضای مختلط میشوند و باید آن را کنترل کرد. ما مفهومی داریم به نام «گاموفوبیا یا ترس از ازدواج» که این ترس از ازدواج نیست، بلکه از انتخاب است.برمایی درباره پشیمانی از ازدواج بیان کرد: من چون خودم زندگی مجردی طولانی داشتم، این جماعت را بیشتر درک میکنم. زمانی که شب عید به برنامه احسان علیخانی رفتم، چندین و چند دختر به سراغم میآمدند و میگفتند «ما احسان علیخانی را دوست داریم، چه کنیم؟» شما فکر میکنید پشیمانی از ازدواج در چه سالی اتفاق میافتد؟ دقیقا همان سال اول. اما این پشیمانی، 40 درصد صحیح است و 60 درصد آن، مربوط به انتخاب بد است. نویسنده کتاب «رسم انتخاب» درباره نگارش اثر گفت: کتاب رسم انتخاب، حاصل 15 سال تدریس من در دانشگاهها است. ابتدا اسم کتاب «رسم عاشقی» بود، بعدها فهمیدم تیپولوژی بعضی افراد به طوری است که عاشق نمیشوند. اصلا به طور کلی، ازدواج نیاز به عاشق شدن ندارند. افرادی که با دوست داشتن شدید ازدواج میکنند بعد از جدایی به تنفر نمیرسند، اما افراد عاشقی که به جدایی میرسند؛ در نهایت به تنفر شدید میرسند.
وی درباره اهمیت کتاب عنوان کرد: رسم انتخاب چیزی است که جایش در دوره جوانی و نوجوانی ما خالی است. به نظر من والدین، امروزه نمیتوانند راه و رسم ازدواج را به فرزندان خود بیاموزند. برای اینکه در نظام ارزشی گذشته ازدواج کردهاند و آن زمان صحیح بوده است. من اطمینان دارم پدر و مادرم که در دهه 50 ازدواج کردند، اگر الان ازدواج میکردند، زندگی مشترکشان به یک سال هم نمیرسید.او با روایت یک حدیث بیان کرد: از امام صادق پرسیدند «به فرد مسجدی دختر بدهیم؟» پاسخ داد «دینداری به مسجد نیست، به تدین حقیقی او نگاه کن». من 5 سال پیش کتاب «هوش اخلاقی» را مطالعه کردم، هوش اخلاقی را بر مبنای 7 فضیلت بیان کرده. بعدها که قران را تورق کردم، دریافتم هوش اخلاقی را در انسان بر مبنای 21 فضیلت تبیین کرده است. برمایی ادامه داد: رسم انتخاب مبتنی بر 3 رویکرد تلفیقی است. رویکرد اول، رویکرد خودآگاهی است. من چه آرکتایپی دارم؟ من درونگرا هستم یا برونگرا؟ نمیگویم که درونگرایان، انسانهای بدی هستند، صرفا متفاوتاند. فرق بین درونگرا و برونگرا همانند آناناس و پرتقال است، آناناس نیازمند چاقو است و پرتقال با دست باز میشود. من خوشحال شدم که کتاب «هنر زن بودن» را اینجا دیدم. دختری که آنیموس بالایی دارد و به قولی، جلالیت او بیشتر از جمالیت او است و رفتارهای پسرانه دارد، اگر این کتاب را بخواند، میتواند خود را به تعادل برساند. نویسنده کتاب افزود: اساسا زیبایی برای یک زن دارای اهمیت است، به محجبه و بیحجاب هم ارتباطی ندارد. همانگونه که آخرین معجزه خداوند در داستان حضرت یوسف، برگرداندن زیبایی به زلیخا بود. نفس ما با یکدیگر ارتباط میگیرد، طبق دریافتههای محققین، دختر و پسر با طرحوارههای مخالف، یکدیگر را جذب میکنند.
جوان بعد از مطالعه کتاب «رسم انتخاب» میفهمد که معضلات خود را از چه کسی دریافت کرده است. به طور مثال، مادر برای هر کس قدیس است و ارزشمند. خانم شاید مادر بسیار خوبی باشد، اما همسر خوبی نبوده است. وی در پایان گفت: کسی که میگوید «خواستگار سخت به دل من مینشیند» مشکل از افراد مقابل نیست، بلکه از خود فرد است و نیاز به خودشناسی است. میخواهم نکتهای را بگویم که مخالفان زیادی دارد، حتی در جامعه روحانیت. «حتی نزدیکترین و شناسترین فرد ممکن هم اگر میخواهید ازدواج کنید، بین 3 تا 6 ماه، نامزد باشید.» بیشترین طلاق در سال اول ازدواج است. وارد رودخانه میشوید، خیس میشوید اما مراقب باشید غرق نشوید. به عنوان کلام اخر میگویم «بسیاری از کتابها و دورههای پیش از ازدواج، با شما کاری میکند که ازدواج نکنید» لطفا ازدواج بکنید، اما ازدواج بد نکنید. مجردی خوب بسیار بهتراز ازدواج بد است. پرفروشترین کتاب ازدواج در دنیا از نیل کلارک است که پیشنهاد میکنم حتما بخوانید. کلارک میگوید «بعد از 40 سال تحقیق دریافتم، ازدواج رشدی به انسان میدهد که در هیچ دوره دیگری از زندگی دریافت نخواهید کرد.»پوراحمد نیز در پایان گفت: یکی از دغدغههایی که ما در جایگاهی پدری و مادری داریم. عدم آگاهی والدین به نسبت سن و سال فرزندان است. پدر فکر میکند ادبیات و نحوه برخورد با فرزند کودک خود همان ادبیاتی است که با فرزند نوجوان باید داشته باشند. والدین اگر این مورد را ندانند، در آینده در نحوه برخورد با فرزند دچار مشکل میشوند.
22:12 - 28 اردیبهشت 1405