نقد و بررسی تلاش‌ علی توکلی برای هواداری پرسپولیس

نگاهی به داستانی جذاب برای نوجوانان نشست ادبی بررسی و نقد کتاب《 زنده باد پرسپولیس》به قلم اعظم محمدی در ایوان کودک باغ کتاب تهران با اجرا و نقد میثم رشیدی مهرآبادی و حضور علاقه‌مندان کتاب و ادبیات برگزار شد.
به گزارش خبرنگار فرهنگ و هنر باشگاه خبرنگاران توانا، نشست ادبی بررسی و نقد کتاب《 زنده باد پرسپولیس》به قلم اعظم محمدی در ایوان کودک باغ کتاب تهران با اجرا و نقد میثم رشیدی مهرآبادی و حضور علاقه‌مندان کتاب و ادبیات برگزار شد.کتاب《زنده باد پرسپولیس》درباره زندگی پسری دوازده ساله است که پدرش را از دست داده و با مادرش زندگی می‌کند. آن‌ها وضع مالی خوبی ندارند، او به شدت طرفدار تیم پرسپولیس است و به محض دیدن فراخوان کارت هواداری تیم محبوبش، تصمیم می‌گیرد این کارت را به دست آورد. اما به دست آوردن این کارت به این سادگی هم نیست، با این حال، پسرک تسلیم نمی‌شود. او ماجراهای مختلفی را پشت سر می‌گذارد. داستان، روایت تلاش شبانه‌روزی او برای رسیدن به این هدف کوچک اما پرمعناست.میثم رشیدی مهرآبادی، کارشناس حوزه کتاب و ادبیات گفت:《 زنده باد پرسپولیس، جزو معدود کتاب‌هایی بود که در داستان نوجوان توانستم تا انتها بخوانم، هر چقدر به پایان نزدیک‌تر می‌شدم کنجکاوی‌ و اشتیاق‌ام برای به پایان رساندن کتاب بیشتر می‌شد. متاسفانه در چند سال اخیر با کتاب‌هایی صرفاً درباره نوجوان روبرو هستیم یعنی موضوعات نوجوانان در کتاب است اما لزوماً نمی‌توان گفت که این سوژه‌ها، موضوع‌ها و فضاهایی که در کتاب ساخته می‌شود به درد نوجوان می‌خورد. زنده باد پرسپولیس، برای نوجوانان است و هم از نظر زبانی و هم از نظر سوژه بسیار می‌تواند برای نوجوان جذاب باشد. از این منظر باید به سرکار خانم محمدی تبریک گفت.》
اعظم محمدی، نویسنده کتاب از شکل‌گیری ایده اصلی اثر گفت:《 بحث فوتبال و طرفداری‌ها همیشه بین نوجوانان چه دختر و چه پسر بحثی داغ بوده است. من تصمیم گرفتم برای جذابیت اولین اثر خودم، موضوعی را انتخاب کنم که طرفداران بیشتری داشته باشد. من خودم ورزشی و البته والیبالیست هستم اما تصمیم گرفتم فوتبالی بنویسم.》 نویسنده کتاب در پاسخ به این سوال که چرا شما همین داستان را در بستری برای دختران تعریف نکردید؟ گفت:《 زمانی که من شروع به نگارش این کتاب کردم، هنوز خانم‌ها نمی‌توانستند به ورزشگاه بروند و حتی از این باب نوشتن برای من خیلی سخت بود چون ورزشگاه نرفته بودم و باید فضایی رو مجسم می‌کردم از یک پسر نوجوان که به ورزشگاه رفته است. من کاملاً در آن زمان از تجربه افرادی که به ورزشگاه رفته بودند می‌پرسیدم و دیدگاه‌های مختلف را بررسی می‌کردم تا توانستم به جمع‌بندی برسم. از طرفی چون فوتبال بیشتر بین پسر‌ها مرسوم است و از طرف دیگر یک سری از اتفاقات داستان برای شخصیت دختر باورپذیر در‌نمی‌آمد، تصمیم گرفتم شخصیت اصلی را پسر انتخاب کنم.》میثم رشیدی مهرآبادی در توضیح بخشی از سوال خود گفت:《 در میان دختران نیز کسانی هستند که از شهرستان‌ها برای تماشای بازی‌های فوتبال به تهران می‌آیند. می‌شد این فضا را برای شخصیت دختر هم طراحی کرد و از این جهت، کتاب قطعاً مخاطبان بیشتری پیدا می‌کرد. برای نمونه، تصویر دختری که پرچم پرسپولیس را در ورزشگاه در دست دارد، می‌توانست به‌عنوان طرح جلد جذابیت بیشتری برای خواننده ایجاد کند.》
محمدی درباره این که اهل اصفهان است ولی شهر کرمان را به عنوان شهر محل زندگی شخصیت اصلی انتخاب کرده است، توضیح داد:《 دلیل این انتخاب این بود که وقتی می‌خواستم داستان را آغاز کنم، ترجیح دادم فاصله مکانی تا تهران بیشتر باشد تا اتفاقی که قرار است رخ دهد، باورپذیری بیشتری پیدا کند. فاصله کرمان تا تهران بیشتر از اصفهان تا تهران است و همین موضوع به نظرم کمک می‌کرد تا فضای داستان واقعی‌تر به نظر برسد.》رشیدی مهرآبادی درباره نام بردن از کرمان، شهر محل زندگی شخصیت اصلی کتاب در بخش‌های پایانی کتاب نیز گفت:《 نام کرمان تنها در حدود یک‌ پنجم پایانی کتاب مطرح می‌شود و خواننده تا آن زمان دقیقاً نمی‌داند فضای داستان در کدام شهر می‌گذرد. همچنین در داستان، توصیف‌های بیشتری از کرمان نمی‌بینیم. تصور می‌کردم نویسنده بتواند مخاطب را با کوچه‌ها و خیابان‌های واقعی این شهر آشنا کند؛ شهری که به‌ویژه در شب، آرامش خاصی دارد.》وی ادامه داد:《 در داستان‌های نوجوان، این فرصت وجود دارد که یک شهر نیز به مخاطب نوجوان معرفی شود و حتی او را به سفر به آن شهر ترغیب کند. اما در این اثر، کرمان چندان برای خواننده تصویر نمی‌شود. من تا پایان داستان تصور می‌کردم با یک شهر خیالی روبه‌رو هستیم، اما بعد متوجه شدم روایت از کرمان شروع و بخشی از آن به تهران می‌رسد.》
کارشناس برنامه گفت:《 برای من این سؤال وجود داشت که چرا برای علی، شغلی مانند بازیافت زباله انتخاب شده است؛ در حالی که کودکان کار در حوزه‌های مختلفی فعالیت می‌کنند. انتخاب این شغل، به‌نظر من، سخت‌ترین گزینه بود؛ به‌خصوص با توجه به فضای خانواده و مدرسه علی که باورپذیری سختی داشت. البته اگر این موضوع جا بیافتد، از نظر فرهنگی می‌تواند بسیار مفید باشد، زیرا بازیافت هم به اقتصاد برخی افراد کمک می‌کند و هم از نظر بهداشت و محیط زیست برای شهر اهمیت دارد.》محمدی در جواب این سوال عنوان کرد:《 یکی از دلایل این انتخاب، فرهنگ‌سازی درباره اهمیت بازیافت بود. خوشبختانه در منطقه ما طی یکی دو سال اخیر این موضوع تا حد زیادی جا افتاده است، اما هنوز هم جای کار زیادی دارد. دلیل دیگر این بود که می‌خواستم شغل‌های مختلفی را که علی ممکن بود امتحان کند، در داستان بیاورم اما با توجه به اینکه علی دانش‌آموز است و قصد دارد کار هم بکند، مشکلات زیادی وجود دارد؛ به‌ویژه برای کار پاره‌وقت و آن هم برای پسری که مهارت خاصی ندارد. البته به نظر می‌رسد فضا برای کار تا حدی بهتر شده باشد، اما هنوز هم چالش‌ها باقی است.》
رشیدی مهرآبادی با اشاره به تفاوت سنی نویسنده با مخاطبان کتاب، نقطه قوت این اثر را در یک‌دستی زبان دانست و گفت: 《دایره لغات نویسنده بسیار گسترده است و او توانسته با هوشمندی، زبان داستان را برای گروه سنی ۱۰ تا ۱۳ سال ساده، روان و قابل‌فهم نگه دارد. این یک‌دستی حتی در دیالوگ‌ها و حفظ لحن شخصیت‌های مختلف به‌خوبی رعایت شده است.》در بخش دیگری از این گفتگو، نویسنده درباره پروسه نگارش و ویرایش کتاب توضیح داد: 《 فرآیند ایده تا چاپ اثر حدود یک سال زمان برد. به دلیل محدودیت‌های استاندارد برای کتاب نوجوان، حدود ۳۰ درصد از متن اولیه شامل حواشی و توضیحات اضافه درباره زندگی شخصیت اصلی حذف شد تا به چکیده نهایی برسیم.》رشیدی مهرآبادی اضافه کرد: 《اقدام خطرناک علی در انتهای داستان، به‌راحتی توسط مدرسه و مادرش بخشیده می‌شود؛ هرچند می‌توان حدس زد که محدودیت حجم کتاب، نویسنده را برای جمع‌وجور کردن سریع داستان ناچار کرده است.》وی با اشاره به بخشی از کتاب که به حضور در متروی تهران اختصاص دارد، بیان کرد: 《نویسنده در این بخش ابتدا پیام تربیتی مثبتی درباره اخلاق اجتماعی و رعایت حقوق دیگران در وسایل نقلیه عمومی ارائه می‌دهد، اما بلافاصله پس از آن، با توصیف فضای ملتهب و شلوغ مترو، آن پیام را نقض می‌کند. به نظر می‌رسد تصویرسازی از فضای پرفشار و گاه آزاردهنده مترو در ساعات پیک، نیازمند تجربه زیسته در تهران است تا خواننده بتواند سختی و فشار روانی شخصیت را در آن لحظات درک کند.》
محمدی در پاسخ به این نقد اظهار داشت: 《شاید هدف اصلی، ارائه پیام مستقیم تربیتی نبود، بلکه قصد داشتم فشار روانی و سنگینیِ موقعیت را به مخاطب منتقل کنم؛ به طوری که شخصیت اصلی با خود بیندیشد که ای کاش آن کنش اخلاقی (بلند شدن از روی صندلی) را انجام نمی‌دادم، هرچند که در شرایط عادی ممکن است دوباره همان کار را تکرار کند.》نویسنده کتاب در توضیح محدودیت‌های نگارش اشاره کرد: 《تمایل داشتم به این وقایع بیشتر بها بدهم و سختی‌های بیشتری را برای علی در سفر به تهران تصویر کنم، اما محدودیت حجم کتاب باعث شد تا مجبور شوم حوادث متعدد را در چند صفحه خلاصه و سریع جمع‌بندی کنم.》《زنده باد پرسپولیس》 به همت انتشارات پینو به چاپ رسیده است.
12:31 - 9 خرداد 1405
فرهنگ
کتاب و ادبیات
باشگاه توانا