از تعطیلی کازینوها تا شعار «دولت آشتی ملی»
مواضع رسمی دولتمردان پهلوی در آستانه پیروزی انقلاب را بررسی کردیم؛در ماههای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، مقامات رژیم پهلوی در اظهارات رسمی خود تلاش کردند اوضاع کشور را تحت کنترل و قابل مدیریت نشان دهند. بررسی این مواضع نشان میدهد که روایت رسمی حکومت فاصله قابل توجهی با واقعیتهای اجتماعی و سیاسی جامعه داشت.
به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران توانا ؛ در ماههای پایانی حکومت محمدرضا پهلوی، همزمان با گسترش اعتراضهای مردمی و تضعیف اقتدار سیاسی حکومت، مقامات رژیم تلاش میکردند با تغییر چهره دولت و تعدیل ادبیات سیاسی خود، اوضاع را «قابل کنترل» نشان دهند. بررسی اظهارنظرها و مواضع رسمی آنان نشان میدهد که فاصلهای معنادار میان روایت حاکمیت و واقعیت جامعه وجود داشت.شعار «دولت آشتی ملی»پس از افزایش اعتراضهای مذهبی و مردمی در تابستان ۱۳۵۷، شاه جمشید آموزگار را برکنار و جعفر شریفامامی را با اختیارات گسترده به نخستوزیری منصوب کرد. شریفامامی با شعار «دولت آشتی ملی» روی کار آمد و خود را وابسته به خانوادهای روحانی معرفی کرد. او در نخستین مواضع رسمی، وعده داد که به روحانیت احترام خواهد گذاشت، به احکام اسلامی توجه میکند و فضای سیاسی کشور را بازتر خواهد کرد.تعطیلی کازینوها از جمله اقدامات نمادین دولت شریفامامی، تغییر مبدأ تاریخ از شاهنشاهی به هجری شمسی، تعطیلی کازینوها و آزادی برخی زندانیان سیاسی بود. این اقدامات در اظهارات رسمی دولت بهعنوان نشانه «بازگشت به ارزشهای اسلامی و ملی» معرفی شد. شریفامامی در سخنان خود تأکید میکرد که دولتش آمده است تا شکاف میان حکومت و مردم را ترمیم کند و فضای آشتی ملی را در کشور برقرار سازد.اما در عمل، این سیاست با استقبال اجتماعی مواجه نشد. موج اعتراضها نهتنها کاهش نیافت، بلکه گستردهتر شد. همزمان، امام خمینی(ره) در واکنش به تغییر دولت، سیاست جدید حکومت را «تبدیل مهره برای فریب ملت» توصیف کرد و آن را تلاشی برای شکستن نهضت اسلامی دانست. این موضعگیری، اعتبار روایت رسمی حکومت را در افکار عمومی بیش از پیش تضعیف کرد.
تلاش شاه برای راهحل سیاسیپس از ناکامی دولت شریفامامی و دولت نظامی ازهاری، شاه در ماههای پایانی حکومت خود تلاش کرد با استفاده از چهرههای ملیگرا، راهحلی سیاسی برای بحران بیابد. پیشنهاد نخستوزیری به غلامحسین صدیقی، کریم سنجابی و شاپور بختیار، نشانهای از این تغییر رویکرد بود. با این حال، شروط مطرحشده از سوی برخی از این افراد از جمله گفتوگو با آیتالله خمینی و خروج موقت شاه از کشور مورد پذیرش کامل شاه قرار نگرفت.سفر موقت در نهایت، شاپور بختیار به نخستوزیری رسید و همزمان با آن، شاه تصمیم به ترک ایران گرفت. روایت رسمی حکومت از این تصمیم، «سفر موقت برای استراحت» عنوان شد. محمدرضا پهلوی در آخرین اظهارات خود در فرودگاه مهرآباد اعلام کرد که برای رفع خستگی و آرام شدن اوضاع کشور، ایران را ترک میکند و امیدوار است دولت جدید بتواند بحران را مهار کند.فاصله روایت رسمی و واقعیتاین روایت رسمی، کوششی بود برای کاستن از بار سیاسی خروج شاه و القای این تصور که ساختار سلطنت همچنان پابرجاست. اما در واقع، تصمیم به خروج از کشور در شرایطی گرفته شد که کنترل حکومت بر خیابانها کاهش یافته و مشروعیت سیاسی آن بهشدت آسیب دیده بود. حتی در خاطرات شاه نیز نوعی احساس پیشبینی فاجعه دیده میشود؛ او در کتاب «پاسخ به تاریخ» از حس وقوع حادثهای شوم در لحظات ترک ایران سخن میگوید.
آشتی ، آزادیاز منظر تحلیلی، اظهار نظرهای مقامات پهلوی در روزهای پایانی حکومت، واجد چند ویژگی مشترک بود: نخست، تأکید بر موقتی بودن بحران و امکان مهار آن؛ دوم، تلاش برای نشان دادن تغییر چهره حکومت از طریق واژههایی چون «آشتی»، «اصلاحات» و «آزادی»؛ و سوم، پرهیز از پذیرش ریشهای بحران مشروعیت سیاسی. این در حالی بود که جامعه ایران وارد مرحلهای انقلابی شده بود و دیگر به اصلاحات محدود و تغییر دولتها اعتماد نداشت.تحلیلگران غربیبرخی تحلیلگران غربی نیز بعدها اذعان کردند که سیاست اعطای امتیازات سیاسی زمانی میتوانست مؤثر باشد که چند سال پیش از اوج بحران اجرا میشد، نه در شرایطی که اعتراضها به مرحله فراگیر رسیده بود. از این منظر، تغییر دولتها و اظهارات آرامکننده مقامات، بیش از آنکه نشانه قدرت حکومت باشد، بیانگر ضعف ساختاری آن در مواجهه با جنبش اجتماعی گسترده بود.شکاف بین جامعه و حاکمیتدر مجموع، بررسی مواضع و سخنان مقامات رژیم پهلوی در روزهای آخر نشان میدهد که حکومت تلاش داشت با روایتسازی سیاسی، واقعیت فروپاشی اقتدار خود را پنهان کند. تأکید بر «آشتی ملی»، «سفر موقت شاه» و «اصلاحات سیاسی» نتوانست مانع از پیروزی انقلاب شود، زیرا شکاف میان جامعه و حاکمیت به مرحلهای رسیده بود که تغییر مهرهها دیگر پاسخگوی آن نبود.
بیانیه بیطرفی ارتش و سقوط رژیمبیانیه بیطرفی که فرماندهان ارتش شاهنشاهی ایران در غیاب محمدرضا شاه پهلوی در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ امضا کردند و همزمان حمله انقلابیها به پادگانها، کلانتریها و پایگاههای نظامی و اسلحهخانهها بهفرمان آیتالله طالقانی، مسیر انقلاب اسلامی را هموار ساخت. این رویدادها به پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن منتهی شد.متن اطلاعیه ارتش فرماندهان ارتش در این اطلاعیه تاکید کردند: «با توجه به تحولات اخیر کشور، شورای عالی ارتش در ساعت ده و نیم امروز ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ به اتفاق آرا تصمیم گرفت برای جلوگیری از هرج و مرج و خونریزی بیشتر، بیطرفی خود را در مناقشات سیاسی فعلی اعلام و به یگانهای نظامی دستور داد به پادگانهای خود مراجعت نمایند.ارتش ایران همواره پشتیبان ملت شریف و نجیب و وطنپرست ایران بوده و خواهد بود و از خواستههای ملت شریف با تمام قدرت پشتیبانی مینماید.»به این ترتیب عصر روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ دیگر تشکیلاتی به اسم «ارتش شاهنشاهی ایران» وجود خارجی نداشت.با اعلام بیطرفی ارتش و فرار بختیار از دفتر نخستوزیری، رژیم پهلوی به طور ساقط شد و انقلاب اسلامی ایران به رهبری آیتالله العظمی سید روحالله موسوی خمینی و همراهی هزاران نفر از انقلابیون و یاران انقلاب به پیروزی کامل رسید و صدای فجر انقلاب از رادیو و تلویزیون و مساجد پخش شد و مردم در کوچهها و میدانهای شهر با پخش نقل و شیرینی این پیروزی را با هموطنشان جشن گرفتند.
خاندان پهلوی جامعه ایران را بر سر سهراهی مدرنیسم، پانایرانیگری و اسلامخواهی سرگردان و بیهویت کرده بود. هنر امام خمینی (ره) در گره زدن این سه محور و احیای هجرت فکری و فرهنگی جامعه باعث شد این تحول عظیم مستحکم شود، استمرار یابد و تا امروز هیچ جایگزینی برای آن معرفی نشده است.#باشگاه_خبرنگاران_توانا #پیروزی_انقلاب#پهلوی 19:31 - 11 بهمن 1404