«خواب لیلی»؛ قصه دل‌بستن در روزگار خطر و مبارزه

کتاب جدیدی از انتشارات جمکران به بازار نشر آمد؛رمان «خواب لیلی» به قلم محدثه اصلانی و با همت انتشارات کتاب جمکران منتشر شد؛ روایت عشق قادر و لیلی در میانه درگیری‌ها و تلاش برای مبارزه در روزگار پهلوی.
به گزارش خبرنگار فرهنگ و هنر باشگاه خبرنگاران توانا؛ محدثه اصلانی که پیش از این با رمان‌های «ملکه یمن»، «صخره مقدس» و «صدای فرشتگان» شناخته می‌شد، در تازه‌ترین رمانش دست روی ایده‌ای نو گذاشته و ثابت کرده است هربار کلیشه‌ها را کنار می‌زند تا مخاطب سخت پسند امروزی‌اش را غافلگیر کند.قادر زنده رودی جوانی است که با اندیشه‌های شهید چمران آشنا شده، و در کشورهای لبنان و مصر و... آموزش‌های چریکی دیده است تا علاوه بر تلاش برای ثمردادن انقلاب ایران، به شیعیان فلسطین و لبنان نیز تسلیحات برساند.عشق و مبارزه در عمارت و میدان داستان «خواب لیلی» داستان عشق قادر و لیلی است در میان همه این درگیری‌ها و تلاش برای مبارزه. قادر که دانشجو و مدرس دانشگاه است، در واقع اشراف‌زاده‌ایست که پدرش در سازمان اطلاعات مقام مهمی دارد و روزی اگر بفهمد پسرش چه‌ها کرده، بی‌شک با چشم‌های نیمه‌باز به دیدار خدا می‌رود.اما قادر و لیلی تنها شخصیت‌های سریال کاغذی محدثه اصلانی نیستند. بهمن و آبان پسران اربابی هستند که لیلی در عمارتشان کار می‌کند و امید دارد روزی سه‌جلدش را بردارد و پیش قادر برود تا از این زندگی پرواهمه در عمارت خلاص شود. بهمن، دل در گرو آرمان‌های انقلاب دارد اما آبان مرد تندی است که در موساد آموزش دیده و جز شاه به آمریکا و اسرائیل هم خدمت می‌کند.رمانی پرشخصیت برای درک زمانه پهلویاین رمان پرشخصیت، با فراز و نشیب‌های جذاب، مسیر طولانی را برای مخاطبش تدارک دیده تا بتواند سر از زمانه پهلوی دربیاورد و اینبار مبارزه را در گروهی که کمتر میشناسیم دنبال کند.کتاب «خواب لیلی» به قلم محدثه اصلانی در 392 صفحه و با قیمت 395هزارتومان اخیرا وارد بازار نشر شده است
دلش دیگر به حرفش نبود و این او را می‌ترسانددر بخشی از کتاب می‌خوانیم:سابقه نداشت در هیچ‌یک از مأموریت‌هایش دلش بلرزد. اما حالا چشم‌های لیلی داشت او را از خودش دور می‌کرد. مثل یک نقطه‌ضعف که می‌توانست تمام این سال‌ها را که برای رسیدن به هدفش تاب آورده بود دود کند و به هوا بفرستد. می‌دانست نمی‌تواند آن چشم‌ها را نادیده بگیرد. دلش دیگر به حرفش نبود. و این او را می‌ترساند. اینکه یک جایی؛ در یک لحظه که قرار است انتخاب کند؛ بین آن چشم‌ها و آنچه بهشان عقیده داشت؛ دست و دلش بلرزد.
19:09 - 25 آذر 1404