شهیدی که شهادت را بر پزشکی ترجیح داد
شهید احمد مدنیان در حال گرفتن دیپلم تجربی بود که آرزوی پزشکی را رها کرد و با جهاد در جبهه حق علیه باطل به شهادت رسید.
به گزارش خبرگزاری فارس از نایین، هفته دفاع مقدس یادآور رشادت و ایثار قهرمانان این ملت غیور، فرصت خوبی برای شناخت بیشتر دلاورمردان تاریخ انقلاب اسلامی ایران است.
شهدا، سند افتخار و سرمایههای گرانبهای این انقلاب، نمونه و الگوی بینظیری برای تمامی آحاد جامعه بوده و حقیقتاً رفتار و گفتارشان کلاس درسی برای همگان است.
شهید احمد مدنیان محمدی هشتم مرداد سال ۱۳۴۸ در یک خانواده مذهبی در محمدیه نایین چشم به جهان گشود و از همان دوران کودکی به همراه پدرش با مسجد، قرآن و مفاهیم دینی آشنا شد.
احمد نهتنها در ایمان و اخلاق سرآمد بود بلکه در درس نیز رتبه اول را داشت، در حال گرفتن دیپلم تجربی بود اما همه علایق و آرزوهایش را رها کرده و راهی جبهههای حق علیه باطل میشود.
کرایه بیارزش
محمد مدنیان پدر شهید میگوید: «احمد خیلی بالاتر از ما بود و ما از او درس اخلاق و ادب یاد میگرفتیم، در آن زمان من رانندهتاکسی بودم یک روز نزدیک اذان شب به سمت مسجد میرفتم که یکی از دوستان گفت مرا به روستا ببر و من قبول کردم.
وقتی برگشتم ساعت ۱۰ شب بود که بلافاصله به نماز مشغول شدم همین که نمازم تمام شد احمد آمد و دستش را گردن من انداخت و با خنده گفت: «آقا جون الان چه وقت نمازخواندن است» و من تعریف کردم که چه اتفاقی افتاده است.
احمد ناراحت شد و گفت: «این کرایهای که گرفتی ارزش این را دارد که حالا نماز میخوانی؟» هیچوقت این حرف او را فراموش نمیکنم، احمد همیشه خودش هم به نماز اول وقت اهمیت میداد و سجادهاش در اتاق برای نماز شب پهن بود.»
کفش وصله شده
مادر شهید میگوید: «احمد خیلی بچه بسازی بود اصلاً او هیچ بدی نداشت، یک روز پدرش او را به کفشفروشی فرستاد و به مغازهدار سفارش کرده بود که پسرم هرچه میخواهد به او بده، احمد وقتی برگشت یک کفش پلاستیکی ارزانقیمت گرفته بود که فروشنده از این قناعت او تعجب کرده بود.
احمد مدت زیادی از کفشش استفاده کرد و بعد خودش نشست و آنها را دوخت، وقتی به او گفتم این کار را نکن کفش نو میخریم، جواب داد که امام علی(ع) هم کفشش را وصله زده چه ایرادی دارد.»
دِین الهی
احمد که فرزند اول خانواده بود همیشه در مراقبت از فرزندان کوچکتر به مادرش کمک میکرد، وقتی تصمیم میگیرد که به جبهه برود مادرش از او میخواهد که پیش خواهر و برادرانش بماند تا آنها به حج بروند و او هم قبول میکند چون برای پدرش و مادرش احترام زیادی قائل بود.
اما زمانی که پدر و مادرش برمیگردند دوباره از آنها درخواست میکند که رضایت بدهند تا او راهی شود، مادرش که اصرار به نرفتن میکند، احمد میگوید: «من اگر نروم، جنگ تمام میشود و این دِین الهی گردن من میماند.»
ویزیت رایگان
از آرزوهای احمد این بود که پزشک شود و بیماران را رایگان ویزیت کند اما مبارزه علیه دشمن از این آرزوی قشنگ هم برایش مهمتر بوده و وقتی مادرش هنگام اعزام، این موضوع را برای نرفتن پسرش بهانه میکند، احمد میگوید: «من اگر نروم، شما جواب خدا را میدهی؟» و مادر احمد در برابر این جواب ساکت میشود و پسرش را راهی میکند.
نقاشی راه کربلا
احمد در آن چند ماهی که در جبهه بوده برای خانوادهاش هم نامه فرستاده هم نقاشی، یکی از نقاشیهای او مسیر کربلا و حرم امام حسین( ع) بوده است که زیر آن نقاشی مینویسد: «ما میرویم که راه کربلا باز شود و شما بعد از ما بروید به زیارت اباعبدالله الحسین(ع).»
احمد نقاشی را خودش در خانه شروع کرده و اولین نقاشی را از چهره پدرش میکشد، وقتی که پدرش بعد از چند ماه آن هم در روزهایی که بسیاری از جوانان محمدیه به شهادت رسیدهاند، به منزل برمیگردد و همه اعضای خانواده بسیار خوشحال میشوند.
۱۲ سال چشم انتظاری و فراغ
احمد در سال ۱۳۶۵ در گردان غواصی یونس به خطشکنی جبهه دشمن میرود و در عملیات کربلای ۴ به شهادت میرسد اما پیکر مطهرش بعد از ۱۲ سال در جزیره ام الرصاص پیدا میشود و در روز تاسوعای حسینی به آغوش دلتنگ مادرش برمیگردد.
مادر شهید میگوید: «بعد از شهادت پسر عزیزتر از جانم، روزهای سختی داشتیم، در تمام مراسمهای شهدا در همه شهرها شرکت میکردیم، همیشه گوشمان به اخبار رادیو و تلویزیون بود، اصلاً یک ساعت چشمانتظاری را هیچکس نمیتواند تحمل کند.»
برای خدا کار کنید
شهید احمد مدنیان در وصیتنامه خود نوشته است: «ای مردم همیشه و درهرحال به یاد خدا باشید تا همه کارهایتان برایخدا باشد چون وقتی کار برایخدا باشد در نتیجه خدا راضی است.
میتوان با چشم دل خدا را دید
شهید مدنیان در بخش دیگر وصیتنامهاش به همه توصیه میکند که امام خمینی(ره) را تنها نگذارند و به جبهه بیایند، او میگوید: «سعی کنید به جبهه بروید که این مکان مقدس محل خودسازی است محل ایثار و جانبازی، صبر و استقامت، اخوت و دوستی است، محلی است که واقعاً میتوان با چشم دل خدا را مشاهده کرد.»
میخواهیم از «مظهر عزت ایران» بگوییم
شهدای استان اصفهان ۲۴ هزار نفر هستند که ده درصد کل شهدای ایران را تشکیل میدهند و بر همین اساس کنگره شهدای استان اصفهان با شعار «شهیدان، مظهر عزت ایران» از یک سال گذشته فعالیت خود را آغاز کرده و از ۳۱ شهریورماه جاری همزمان با شروع «هفته دفاع مقدس» تا ۲۵ آبانماه همزمان با «روز حماسه و ایثار مردم اصفهان» فعالیت خود را به اوج خواهد رساند. 08:55 - 2 مهر 1403