«بهار» در خانهٔ کوچکش خوابید

آن شب تاریک و سیاه، متوجه نشدم که چه کسی بهارم را پرپر کرد، اما مطمئنم این کار انسان نیست. چون هیچ معترضی خانواده‌ها را داغدار و کودک دوساله را پرپر نمی‌کند.
خبرگزاری فارس-نیشابور؛ صدای روضه حضرت رقیه(س) که در میانه مراسم تشییع بلند می‌شود قاسم سیفی به سختی سعی می‌کند تا جلوی هق‌هق گریه‌هاش را بگیرد.با لرزش شانه‌هایش، تابوت مثل پرکاه بهار پرپر شده در زمستان هم آرام تکان می‌خورد و دقایقی بعد ۴ طرف تابوت بهار سیفی، دختر ۲ ساله شهید اغتشاشات بر اثر لرزش شانه‌های مردانه چنان تکان می‌خورد که گویی نه به دل خاک که به آسمان می‌رود.قبر کوچک، پیکر کفن‌پوش شده کوچک و جمعیت اشکبار گردآمده در آرامگاه روستای شاداب نیشابور، خود روضه خرابه شام است و شهادت رقیه(س) و ظلم و جور اشقیاء...
بعد از پایان مراسم تشییع پیکر کوچکترین قربانی تروریست‌های مسلح وابسته به آمریکا و صهیونیست، قاسم سیفی ناتوان از آرام کردن مادر طفل ۲ ساله‌اش برایم از شب حادثه می‌گوید: حدود ساعت ۱۰ و نیم شب جمعه ۱۹ دی ماه بود که از منزل پدرم در روستای شاداب به خانه برمی‌گشتیم.وارد شهر که شدیم با دیدن شعله‌های آتش که از ساختمان‌ها زبانه می‌کشید و جمعیتی که در خیابان‌ها موج می‌زد، وحشت کردم.با هر سختی که بود به خانه رسیدیم.یک ساعتی که گذشت سرو صدا کمتر شد و دیگر صدای تیر تفنگ و شکستن شیشه‌ها و فریاد و هیاهو به گوش نمی‌رسید.
۳ فرزندم آماده خوابیدن می‌شدند که همسرم برای گذاشتن زباله درب حیاط را باز کرد. همان لحظه دخترم در آغوش برادرش میلاد به دنبال مادرش رفت.چند ثانیه‌ای بیشتر از رفتن بهار نگذشته بود که صدای شلیک گلوله و جیغ همسرم در خانه پیچید. نمی‌دانم در ظلمات شب، آن تیر از کجا آمد و سر طفلم را هدف گرفت.با اینکه بدن نیمه‌جان دخترم را باسرعت به بیمارستان رساندم اما تلاش پزشکان بيمارستان حکیم و دعاهای ما برای دیدن دوباره بهار بی‌ثمر ماند. دخترم از کما در نیامد و شهید شد.
با آنکه آن شب، کوچه خلوت بود و همه جا تاریک سیاه و من متوجه نشدم که چه کسی بهارم را پرپر کرد، اما مطمئنم که این کار انسان نیست. هیچ معترضی خانواده‌ها را داغدار نمی‌کند. این جمعیت سیاه‌روز به اسم اعتراض به غیر از خوشحال کردن دشمن هیج کار دیگری نتوانستند انجام دهند.من تعمیرکار هستم. کارم ساعت مشخصی ندارد. بهار هر روز چند مرتبه تماس می‌گرفت و می‌پرسید: بابا کی می‌آیی؟و بعد هم هر چه که دلش می‌خواست را می‌گفت تا برایش بخرم.حالا چند روز است که بهار تماس نمی‌گیرد. از من نمی‌خواهد تا برایش خوراکی و عروسک بخرم. دختر ۲ ساله‌ام تازه داشت صحبت کردن را یاد می‌گرفت و برایم شیرینی‌زبانی می‌کرد.
امیدوارم خون دخترم و خون همه کسانی که در فتنه به پا شده توسط ترامپ و نتانیاهو بر زمین ریخته شد جوان‌های ما را بیدار کند و مراقب باشند تا فریب رسانه‌های بیگانه را نخورند.من پشت رهبری هستم و دنبال انتقام از تروريست‌های اسرائیلی و آمریکا و خود ترامپ هستم. چون عزیزم را از دست دادم.#شهید #آمریکا #اغتشاش #اغتشاشات #اغتشاشگران
21:40 - 15 ژانویه 2026
نظامی و امنیتی
خراسان رضوی




2 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌غلام قریشی‌
@user17685429329816 ژانویه 2026
در پاسخ به
الهی کاش بیشتر احساس مسئولیت میکردیم

@user170910160832699388816 ژانویه 2026
در پاسخ به
الهی قاتل این بچه به خاک سیاه بشینه ، الهی آب خوش از گلوش پایین نره ، امیدوارم از عذاب وجدان تا کنون جان کثیف خودش رو گرفته باشه و در غیر اینصورت، امیدوارم بدست دلاور مردان ایرانی دستگیر و محاکمه و اعدام بشه ، الهی لعنت خدا تا ابد بدرقه راه همه ی قاتلان گناه کار این روز ها و دیگر ایام باشه ، انشالله