نقش لیبرال‌های یهودی در راهبری عملیات جاسوسی آکادمیک CIA

خبرگزاری فارس: دانیل بل نویسنده کتاب پایان ایدئولوژی، تنها عضو زنده حلقه فیلسوفان یهودی و جامعه شناس بزرگ قرن بیستم است که همواره ستایش رئیس عملیات سری سیا را برمی انگیخت و سال 1950 نامش به لیست کارگزاران جنگ روانی کاخ سفید راه یافت.
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، روزنامه کیهان در صفحه پاورقی خود به قلم پیام فضلی نژاد نوشت:در مرکز حلقه فلسفی و سیاسی OSS دو چهره برجسته بیش از دیگران به چشم می آمدند: یکی آیزایا برلین و دیگری جرج کنان. برلین یک مارکس شناس برجسته، دیپلمات و جاسوس ارشد اینتلیجنس سرویس انگلستان ( MI6 ) به شمار می رفت،نه تنها در مقام مشاور بلندپایه جرج کنان در طراحی استراتژی عملیات PSB مشارکت کرد، بلکه برای تاسیس ژورنال های آکادمیک در جهان نیز به سازمان جاسوسی سیا مشاوره می داد.به او لقب «مدافع اشرافی لیبرالیسم» در جهان را دادند و در زمره حامیان مشرب فلسفه تحلیلی نیز قرار داشت.البته آن هنگام، برلین تنها فلسفه دان برجسته CIA و MI6 نبود. استوارت همپشایر، فیلسوف معروف و دوست صمیمی برلین، دسامبر 1997 به جاسوسی برای اینتلیجنس سرویس انگلستان از دهه 1940 اعتراف کرد.پس از تاسیس آژانس اطلاعات مرکزی ایالات متحده ( CIA ) در سال 1948 حلقه «فیلسوفان یهودی» روز به روز بزرگ تر می شد، چنانکه هانا آرنت، ریمون آرون، توماس کوهن و دانیل بل نیز به جمع س رکارل پوپر و س رآیزایا برلین و هربرت مارکوزه پیوستند. هربرت مارکوزه، جامعه شناس یهودی و پدر جنبش «چپ نو» که در کنار تئودور آدورنو و اریش فروم از بنیانگذاران یهودی «مکتب فرانکفورت» و منتقد نظام سرمایه داری بود، در سال 1942 به ریاست قسمت
«پژوهش های مارکسیستی» سرویس خدمات استراتژیک ( OSS ) رسید.در همین سال پل سوئیزی، برجسته ترین اقتصاددان سوسیالیست آمریکایی که به روایت خودش می خواست «بنیانی از اندیشه را پایه بگذارد که رقیب اندیشه مارکس باشد»در 32 سالگی به بخش اقتصادی سرویس جاسوسی آمریکا ملحق شد.ابتدا به مدیریت «اداره جاسوسی اقتصادی از انگلستان» و سپس به ریاست «مرکز جاسوسی قاره اروپا» دست یافت.ریمون آرون نیز در سال 1950 عضویت در کادر رهبری عملیات PSB را پذیرفت و به عنوان اولین جامعه شناس مشهور فرانسوی، پایش به سرویس جاسوسی ایالات متحده باز شد. دانیل بل نویسنده کتاب پایان ایدئولوژی، تنها عضو زنده حلقه فیلسوفان یهودی و جامعه شناس بزرگ قرن بیستم است که همواره ستایش رئیس عملیات سری سیا را برمی انگیخت و سال 1950 نامش به لیست کارگزاران جنگ روانی کاخ سفید راه یافت. او به همراه جرج کنان و ریمون آرون در کادر رهبری عملیات PSB حضور داشت و همچنین در ساخت مهم ترین حلقه فلسفی- روشنفکری آمریکا در مجله پارتیزان ریویو نقشی فعال ایفاء کرد.همین فعالیت ها سبب اهدای 16 عنوان عمدتاً افتخاری از دانشگاه های معتبر جهان به بل شد.توماس کوهن، استاد دانشگاه هاروارد و فیلسوف علم که با نگارش کتاب جنجالی و نامدار ساختار انقلاب های علمی نقشی بی بدیل در ساختارسازی لیبرال برای علوم انسانی ایفا کرد، پس از تاسیس CIA به جمع هم کیشان خود پیوست.او را هیجان انگیزترین تئوریسین جنگ های علم می دانند.
نام 3 فیلسوف بزرگ قرن بیستم نیز در کادر رهبری بزرگ ترین عملیات جاسوسی تاریخ معاصر به چشم می آید: لرد برتراند راسل، جیمز برنهام و ژاک مارتین. آنان نیز از سال 1948.م به CIA ملحق شدند. راسل، نجیب زاده انگلیسی و مشهورترین فیلسوف ملحد جهان، وقتی در سال 1950 جایزه نوبل ادبیات را گرفت، CIA نیز او را به ریاست افتخاری کنگره آزادی فرهنگی برگزید که در مقام اصلی ترین سازمان روشنفکری برای فروپاشی بلوک شرق عمل می کرد.راسل تا سال 1952 با نظر شورای برنامه ریزی روانی در مقام خود ابقا گشت و سپس برای یک دوره 4 ساله دیگر در سمت خود باقی ماند.وزارت خارجه انگلستان یک بار روی پرونده راسل نوشت: «یکی از موذی ترین خل های کشور.»ژاک مارتین در 66 سالگی یک فیلسوف بزرگ اخلاق گرا در فرانسه به شمار می رفت و با آثاری مانند مدارج معرفت، درآمدی بر مابعدالطبیعه و مبادی فلسفه صاحب اعتبار ویژه ای بود.از این رو، ریاست شاخه فرانسوی عملیات کیوکپریا ( Qkopera ) را برای پیشبرد بخشی از پروژه «جنگ های علم» به ژاک مارتین سپردند.جیمز برنهام، منتقد فلسفه تاریخ مارکسیستی و صاحب نظریه «انقلاب مدیریتی» یکی از جنجال برانگیزترین جامعه شناسان سازمان بود که اساساً خطوط استراتژیک عملیات PSB برپایه آراء او شکل گرفت.او از آغاز عصر تکنوکرات ها و حاکمیت طبقه مدیران فن سالار سخن می گفت و مانند آیزایا برلین و جرج کنان از سیاست استخدام «روشنفکران چپ غیرکمونیست برای مبارزه ضدکمونیستی» در سیا حمایت می کرد.
با پیروی از همین سیاست حلقه «فیلسوفان اصلاح طلب در مارکسیسم» زیر چتر تئوری های یهودیان نامداری چون سیدنی هوک، جورج لوکاچ، هربرت مارکوزه، لشک کولاکوفسکی و... شکل گرفت که گرچه به ظاهر از منتقدان سرمایه داری بودند، اما همگی وابستگی های امنیتی آشکاری به سرویس های جاسوسی لیبرال داشتند و از کارگزاران عملیات PSB به شمار می آمدند. آنان می کوشیدند تا با صورتبندی فلسفه سوسیال دموکراسی، یک «مکتب رقیب» در دل ایدئولوژی کمونیسم بسازند؛ فلسفه ای که به «چپ آمریکایی» معروف شد. سیدنی هوک، متولد دسامبر 1902 در نیویورک، از اولین فیلسوفان یهودی مارکسیست و چریکی پشیمان بود که با تشویق جان دیویی به سازمان سیا پیوست.البته او از نیمه دهه 1930 اطلاعات رفقای
هم حزبی اش را به آژانس FBI رد می کرد.پایان دهه 1940 با برپایی سمینارهایی در نقد مارکسیسم، همکاری خود را با خانه آزادی (فریدوم هاوس) آغاز کرد و همان سیاستی را پیش گرفت که دونالد جیمسون، افسر کارکشته جنگ روانی CIA می خواست؛ یعنی جلوگیری از نفوذ ایدئولوژیک کمونیسم در جهان غرب.هوک سرانجام در سال 1949 پروژه ای کلیدی را برای سازمان سیا طراحی کرد و در آن نوشت: «به من صد میلیون دلار و هزار انسان مصمم بدهید، تضمین می کنم چنان موجی از ناآرامی های دموکراتیک در میان توده ها، بلکه حتی در میان سربازان امپراتوری استالین ایجاد کنم که برای مدتی طولانی تمامی دغدغه وی به مسائل داخلی معطوف شود.»طرح او تصویب شد و سرانجام در جمع رهبران بزرگ ترین عملیات جاسوسی قرن جای گرفت.
جورج لوکاچ که در غرب به «مارکسیستی با گرایش های انسان دوستانه» و از فلاسفه موثر بر مکتب فرانکفورت شهرت دارد، در جمع سران شورش مجارستان (قیام بوداپست) در سال 1956 جای گرفت و جرقه حرکتی را زد که تحلیگران CIA رسماً آن را سرچشمه کودتاهای مخملی در اروپای شرقی دانسته اند.او سال 1885 در خانواده یک بانکدار یهودی متولد شد. پیش از پیوستن به مارکسیسم در حلقه فکری هایدلبرگ که ماکس وبر از سال 1906 گرد خود آورد، شرکت داشت.تحت تاثیر همان آموزه ها هم کتاب نظریه رمان را نوشت، اما ناگهان از سال 1918 به حزب کمونیست گروید و چهره اصلی این مشرب فکری در جهان شد.با این حال زلزله ای که اردوگاه سرمایه داری از دهه 1950 برای شکاف در میان فیلسوفان چپ گرا به راه انداخت، لوکاچ را در هم شکست، همان طور که یک دهه بعدتر نیز دیگر هم کیش و هم مشربش، لشک کولاکوفسکی را دگرگون ساخت. لیبرال ها از او هم مانند لوکاچ چهره «فیلسوفی آزاداندیش، مداراجو و معنوی» را ساختند، چون سال 1968 در زمره کارگزاران پروژه ای در لهستان قرار گرفت که یکی دیگر از سرچشمه های کودتای مخملی است؛ یعنی «نهضت آزادی لهستان» که به تقلید از شورش مجارستان پدید آمد و در پشت پرده، کارگزاران آن می دانستند دست سازمان سیا در کار است. انتهای پیام/
فیلسوفان جاسوس
08:39 - 15 بهمن 1390

1 بازنشر
22 بازدید



1 پاسخ