تاریخچه روابط ایران و عربستان پس از پیروزی انقلاب
این نوشتار به روش توصیفی و تحلیلی، با تکیه بر منابع اصلی و پژوهشی و با روش کتابخانه ای است و در پاره ای از نمونه ها، از اسناد موجود در مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه استفاده شده است.
چکیدهروابط ایران و عربستان چه مسائلی بوده اند؟ پیروزی انقلاب اسلامی چه تاثیری بر روابط ایران و عربستان گذاشت؟ تفاوت های مذهبی و ایدئولوژیکی چه تاثیری بر روابط ایران و عربستان گذاشته اند؟ سایر عوامل تاثیرگذار در روابط ایران و عربستان چه مسائلی بوده و این عوامل در روابط ایران و عربستان چه نقشی داشته اند؟ این پژوهش بر این فرضیه استوار است که در دهه اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روابط ایران و عربستان با چالش و تنش همراه بود؛ به طوری که روابط دو کشور به تیرگی گرایید. در بررسی علل تیرگی روابط دو کشور در این دوره به عواملی مانند ماهیت ایدئولوژیکی دو کشور، پیروزی انقلاب اسلامی و ترس از صدور آن به عرستان، رقابت در بلوک قدرت و نقش قـدرت های فرامنطقه ای، جنگ تحمیلی، حج ابراهیمی، مسئله فلسطین، ژئوپلیتیک نفت و گاز خلیج فارس، تشکیل شورای خلیج فارس و برخی دیگر از عوامل می توان اشاره کرد.این نوشتار به روش توصیفی و تحلیلی، با تکیه بر منابع اصلی و پژوهشی و با روش کتابخانه ای است و در پاره ای از نمونه ها، از اسناد موجود در مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه استفاده شده است. کلیدواژه هاانقلاب اسلامی ایران، عربستان سعودی، جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی(ره)جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی از قدرت های مهم منطقه خاورمیانه و خلیج فارس محسوب می شوند که دارای وسعت سرزمینی و منابع عظیم فسیلی و موقعیت ژئوپولیتیک هستند.
به علت قرارگرفتن شهرهای مکه و مدینه در عربستان و ادعای آن کشور درخصوص رهبری جهان عرب و جهان اسلام و پیوندهای استراتژیک با غرب و به ویژه امریکا، به صورت طبیعی کشوری تاثیر گذار در تحولات منطقه ای محسوب می شود پادشاه این کشور نیز به عنوان خادم الحرمین الشریفین و مجری اصلی برگزاری مناسک حج است.جمهوری اسلامی ایران نیز به لحاظ داعیه رهبری جهان اسلام و به لحاظ سیاست مستقل و اسکتبارستیز خود، حامی کشورها و نهضت های اسلامی بوده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این رقابت در حوزه نفوذ و تاثیرگذاری در میان کشور های اسلامی بیشتر شد. وقوع انقلاب اسلامی در ایران، همان طورکه تحول ژرفی در نظام سیاسی و اقتصادی و اجتماعی داخل کشور ایجاد کرد، آغازگر تحول درخور توجهی در روندها و گرایش های سیاست خارجی ایران نیز بود.حاکمیت ارزش های انقلابی، گرایش به آرمان های اسلامی، استکبارستیزی، حمایت از مسلمانان، پشتیبانی از مستضعفان، آرمان گرایی و غیره از جمله اصولی بودند که روندهای سیاست خارجی را تحت تأثیر قرار دادند (نجاتی، 1394: سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی) و واکنش اعضای نظام بین الملل را برانگیختند؛ به طوری که نه تنها دو ابرقدرت نظام دو قطبی آن زمان، یعنی ایالات متحده و شوروی، بلکه دیگر قدرت های جامعه جهانی و تمامی قدرت های منطقه خاورمیانه نیز در مقابل سیاست خارجی تجدیدنظرطلب و مواجهه جویانه ایران واکنش نشان دادند.
در این میان، عربستان به علت ساختار خاص اجتماعی و فرهنگی از دیگر کشورهای خاورمیانه و حتی کشورهای همسایه خود در حوزه جنوبی خلیج فارس متمایز است ساختارهای خاص سیاسی همراه با آموزه های به شدت سنتی و مذهبی و نیز سیطره افکار و ایده های سلفی، در قالب وهابیت، به جامعه عربستان ترکیب منحصربه فردی بخشیده است. این کشور حدود یک چهارم ذخایر اثبات شده نفت جهان را در اختیار دارد (رحمانیان، 1394: 13). از این منظر، ثبات یا ناامنی در این کشور نفت خیز برای قدرت های بزرگ، به ویژه ایالات متحده آمریکا، اهمیت بسیاری دارد.با توجه به نزدیکی جغرافیایی و اشتراک های تاریخی و فرهنگی متعدد بین ایران و عربستان و همچنین تاثیرگذاری این دو کشور در جهان اسلام، واکاوی روابط ایران و عربستان در دهه نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، از اهمیت ویژه ای برخودار است.از اهداف این پژوهش، واکاوی علل و انگیزه های تیرگی روابط ایران و عربستان در دهه نخست پس از انقلاب اسلامی ایران و نیز تبیین تاثیر پیروزی انقلاب اسلامی بر روابط ایران و عربستان سعودی است.درباره روابط ایران و عربستان در دهه اول پس از انقلاب اسلامی، هیچ منبعی وجود ندارد که به طور کامل و دقیق به این روابط پرداخته باشد. تنها اثر موجود در این زمینه، کتاب روابط ایران و عربستان دردو دهه اخیر اثر بهرام اخوان کاظمی است که در سال 1373، چاپ شده است.
بخش اصلی کتاب به روابط ایران و عربستان، در دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی اختصاص یافته است؛ اما روابط این دو کشور طی سال های 1357تا 1368ش /1979تا 1990م به صورت کلی بیان شده و به جزئیات پرداخته نشده و به جریان های مذهبی و فرهنگی به ندرت توجه شده است گفتنی است که برخی منابع دیگر نیز، به صورت جزئی و غیرتخصصی، به موضوع این پژوهش پرداخته اند.عوامل موثر در روابط دو کشورالف. عوامل چالش برانگیزبه طور کلی، وقوع انقلاب اسلامی ایران تغییراتی را در سطح منطقه ای و بین المللی به دنبال داشت که بازیگران منطقه ای و بین المللی همگی چنین تحولاتی را به نفع خود تعبیر و تفسیر نکردند و با نگرانی تحولات آن را دنبال می کردند.؛ بنابراین تلاش برای ایجاد ائتلاف، به منظور تضعیف آن آغاز شد. عربستان با توجه به خلا ایجادشده در سیاست دوستونی نیکسون در منطقه، در پرکردن این خلا و ارتقای قابلیت های خود، با حمایت سیستم بین المللی، سعی داشت. تنها امتیاز عربستان در مقابل سایر قدرت های منطقه، پشتیبانی متحدان غربی اش بود. در چنین وضعی، مقامات عربستان برخورد به ظاهر دوستانه ای را پیش گرفتند؛ اما به تدریج، رابطه دو کشور سلسله اختلافات تلخی را تجربه کرد که تا به امروز نیز تداوم دارد.
پیروزی انقلاب اسلامی نه تنها از اهمیت روابط دو کشور نکاهید، بلکه روابط دو کشور را با حساسیت خاص همراه کرد و به آن پیچیدگی فوق العاده ای بخشید؛ به ویژه در دهه نخستین انقلاب که روابط دو کشور از حالت عادی خارج شد و به تیرگی گرایید در بررسی مناسبات ایران و عربستان در این دوره، دو دسته عامل دخیل هستند که کیفیت و کمیت روابط دو کشور را تعیین می کنند؛ دسته اول عوامل اساسی یا عوامل چالش برانگیز هستند و دسته دوم عوامل فرعی یا عوامل تنش زا.عوامل دسته اول عبارت اند از: 1. پیروزی انقلاب اسلامی و ترس از صدور آن (انقلاب اسلامی به عنوان نماینده اسلام انقلابی)؛ 2. ماهیت ایدئولوژیکی و فرهنگی دو کشور؛ 3. رقابت در بلوک قدرت و شیوه تعامل با قـدرت های فرامنطقه ای.عوامل دسته دوم عبارت اند از: 1. جنگ تحمیلی؛ 2. حج ابراهیمی؛ 3. مسئله فلسطین؛ 4. ژئوپلیتیک نفت خلیج فارس؛ 5. تشکیل شورای خلیخ فارس؛ 6. برخی اقدامات خصمانه دیگر از طرف عربستان همانند دخالت در کودتای نوژه، ماجرای توطئه قطب زاده شریعتمداری، تلاش برای محکوم کردن ایران در شورای امنیت و درگیری های پراکنده نظامی بین ایران و عربستان (اسناد وزارت امور خارجه، سال های 1362 تا 1364، کارتن 23، پرونده/4/216216: ص51 تا 54).پیروزی انقلاب اسلامی و ترس از صدور آن: وقوع انقلاب اسلامی در ایران اتفاقی عظیم و به قول رابین رایت (robin Wright)، تحلیل گر آمریکایی، انقلاب کبیر بود(Wright,2000: 20) .
پیروزی این انقلاب در ایران، بر رژیم عربستان سعودی ضربه ای کوبنده وارد کرد: اول از آن جهت که رژیم عربستان سلطنتی و همانند شاه ایران وابسته به ایالات متحده آمریکا و غرب بود؛ بنابراین این نگرانی برای دولت سعودی ها وجود داشت که اگر جنبشی مردمی توانست حکومت ایران را ساقط کند، همین اتفاق می تواند برای آن ها رخ دهددوم سعودی ها مدعی بودند که کشورشان سرزمین وحی و دولتشان پرچمدار اسلام در جهان کنونی است و وهابیت بر بنیان های واقعی و اصیل اسلام تکیه دارد و تنها کشوری هستند که در تمامی زمینه ها، فرامین قرآن را اجرا می کند؛ اما آنان شاهد انقلابی آن هم در کشوری نزدیک به خود بودند که به ادعای دوست و دشمن، ریشه اسلامی داشت و خواستار اجرای احکام اسلام بود. درعین حال، تفسیری متفاوت بلکه متضاد با اسلام سعودی ارائه می کرد (آقایی، 1368: 55 و 56). این انقلاب تنها چالشی منطقه ای و ساده برای عربستان سعودی نبود، بلکه چالشی داخلی نیز بود؛ زیرا امام خمینی(ره) پادشاهی های خلیج فارس را به طور کلی غیراسلامی می دانستند و آن ها را به باد انتقاد می گرفتند و اقلیت شیعه مستقر در استان شرقی عربستان، با برگزاری راهپیمایی ها و اعتراض ها به فراخوان ایشان پاسخ مناسب دادند (Gause, 2002: 197). فراخوان «سرنگونی رژیم های فاسد و طرفدار ایالات متحده» که از تهران و قم صادر می شد، در میان اجتماعات شیعی استان شرقی و بخش های وسیعی از جمعیت عربستان که به شدت مذهبی و ضد غربی بودند، طرفدارانی پیدا کرد (Vassiliev, 1998: 469).
در عربستان، این اعتراض ها به شیعیان محدود نشد، بلکه اهل سنت و وهابیان نیز در مقابل امواج انقلاب اسلامی و اسلام خواهی جاذبه و دافعه های چشمگیر از خود نشان دادند؛ از نمونه های بارز آن می توان به اشغال مسجدالحرام در روز اول سال 1400ق، توسط چند صد مرد مسلح، به رهبری جهیمان العتیبی اشاره کرد این تأثیرگذاری ناشی از این باور بود که به طور حتم، امام(ره) درست عمل کرده که توانسته است شاه ایران را با تمام قدرتش و حمایت آمریکا سرنگون کند. از نظر آنان، امام خمینی(ره) به علت موفقیتش یک الگوی اجتناب ناپذیر ایدئولوژی و انقلابی است (فولر، 1373: 93 تا 100). در واقع انقلاب اسلامی ایران از همان ابتدای شکل گیری خود، اهداف و آرمان ها و شعارهای جهانی داشت و به همین علت نیز از همان آغاز شکل گیری و پیروزی این انقلاب، دشمنی های منطقه ای و جهانی با آن شروع شد (حسینی، 1392: 184).بروز برخی از وقایع فوق، به اضافه اصرار ایران بر «صدور انقلاب اسلامی» و تبلیغات سوء کشورهای غربی و در راس آن ها امریکا علیه ایران، باعث شده بود که عربستان سعودی جمهوری اسلامی ایران را تهدیدی خطرناک تلقی کنند. سیستم حاکمیت عربستان مشابه ایران قبل از انقلاب بود؛ یعنی یک فرد در راس قدرت قرار می گرفت که در مقابل چالش ها و مخالفت های داخلی تنها متکی به قدرت های خارجی و به طور ویژه حمایت های آمریکا بود؛ بنابراین عربستان نمی توانست با انقلاب اسلامی ایران که تجدیدنظرطلب در وضع موجود بود سر سازش داشته باشد.
از سوی دیگر نیز، ایران انقلابی به علت خصیصه انقلابی بودنش بسیار زود نوک حملات تبلیغی خود را سوی عربستان و سایر کشورهای مرتجع عرب نشانه گرفت (اخوان کاظمی، 1373: 21)ماهیت ایدئولوژیکی و تفاوت های مذهبی و فرهنگی دو کشور: حکومت عربستان نوعی نظام سیاسی و مذهبی مبتنی بر آموزه های وهابیت است که برپایه اتحاد محمدبن سعود و محمدبن عبدالوهاب بنا شده است. سلفی ها (وهابی ها) با تاکید بر سنت پیامبر(ص)، تشیع را گونه ای بدعت دینی به شمار می آورند و می کوشند آن را دینی متفاوت و مجزا از اسلام معرفی کنند. آنان به زعم خویش، شیعیان را رافضی می نامند و سازش اهل تسنن را با شیعیان غیرممکن می دانند. از طرف دیگر، عربستان محل نزول قرآن و خاستگاه نبی مکرم و دین مبین اسلام است. این سرزمین با در اختیارداشتن خانه خدا در مکه و مسجد و آرامگاه پیامبر(ص) در مدینه، کانون تقدیس و توجه همه مسلمانان جهان است.علاوه بر ویژگی های فوق، به واسطه درآمدهای مستمر نفتی و موقعیت استراتژیک جغرافیایی این کشور خواهان رهبری و مرکزیت در جهان اسلام است. در طرف مقابل، جمهوری اسلامی ایران قرار دارد که براساس تشیع جعفری(ع) و بر پایه آرای علمای برجسته شیعی همچون امام خمینی(ره)، نظریه پرداز نظریه ولایت فقیه و شهید محمدباقر صدر، نظریه پرداز نظریه جمهوری اسلامی، شکل گرفته است.
با پیروزی انقلاب اسلامی گفتمان هایی نظیر تلاش در جهت برقراری حکومت جهانی اسلام، نفی سلطه و سلطه جویی، دعوت به اسلام و به ویژه تبلیغ مذهب تشیع، حمایت از مستضعفان و نهضت های آزادی بخش و شروع تفکر ام القری بودن ایران برای جهان اسلام حساسیت رقابت انگیزی را برای عربستان پدید آوردبه خصوص که امام خمینی(ره) به جهت موفقیت در تحقق و تداوم جمهوری اسلامی، به الگویی جذاب و اجتناب ناپذیر برای کشورهای جهان اسلام مبدل شده بودند؛ بنابراین بُعد دیگر رقابت، به تلاش این دو کشور برای ام القراشدن در جهان اسلام بازمی گشت (شجاع، 1386: 41). از این دیدگاه، حکومت های ایران و عربستان که بر پایه آیین های شیعی و سلفی (وهابیت) شکل گرفته اند، رقیبان ایدئولوژیک یکدیگر شمرده می شوند.در این راستا، عربستان سعودی سرمایه گذاری هنگفتی در گسترش و نهادینه کردن نظم سلفی در مقابل نظم شیعی انقلاب اسلامی ایران، در منطقه و جهان اسلام انجام داده است؛ از سوی دیگر، انقلاب اسلامی توانسته است نمایندگی اسلام انقلابی را از دست اهل سنت (اخوانی ها) به سرکردگی افرادی همانند رشیدرضا و حسن البنا خارج کند و خود نمایندگی اسلام انقلابی را دست گیرد. عربستان نیز از طریق کمک های هنگفت مالی، سال ها از طریق سازمان الرابطه العالم الاسلامیه با شبکه وسیعی از مساجد و مدارس دینی سراسر جهان و رهبران مذهبی مرتبط شده و تلاش کرده است تا خود را به عنوان پشتیبان اصلی مسلمانان و رهبر جهان اسلام معرفی کند.
این کمک ها که همیشه به نام خادم الحرمین الشریفین، به گروه های اسلامی یا مقامات گوناگون مذهبی داده شده، موجب می شود که عربستان از این طریق، به گسترش نفوذ سیاسی خود در جهان اسلام و همچنین در بین اقلیت های مسلمان در کشورهای غیراسلامی بپردازد تداوم استراتژی فوق الذکر را در پیدایش گروه های تروریستی همچون القاعده و طالبان در کشورهای همسایه و جیش العدل و جندالله در مرزهای ایران مشاهده می کنیم.از جمله انگیزه های عربستان را در پشتیبانی از چنین گروه هایی، می توان در داعیه ام القرایی جهان اسلام و لزوم کمک به مسلمانان از سوی عربستان و نیز رقابت با نفوذ منطقه ای ایران و تحت فشار قراردادن آن دانست؛ زیرا سعودی ها معتقدند که ایرانی ها به دنبال گسترش تشیع در خلیج فارس و سایر کشورهای منطقه هستند و از این مسئله به شدت نگران اند. از اهداف کلان جمهوری اسلامی ایران می توان به دفاع از مـسلمانان و نـهضت های آزادیبخش، تعارض با اسرائیل و غرب به خصوص امریکا و استقرار جامعه ای اسلامی براساس مـبانی شیعی اشاره کرد (سریع القلم، 1379: 49).این ایـدئولوژی اسـلامی شیعی تا حدودی زمینه سیاست خارجی تقابل گرا را ایجاد می کرد. چنین ایدئولوژی که خواهان تغییر وضع موجود بود، به سرعت در تقابل با ایدئولوژیک سنی به رهبری عـربستان سعودی قرار گرفت؛ به نحوی که هر دو ایدئولوژی مشروعیت یکدیگر را زیر سؤال می بردند (طاهایی، 1382: 199).
اما مبارزه طلبی ناشی از ظهور انقلاب اسلامی ایران، برای دولت عربستان سعودی بسیار دشوار بود به قول شیرین هانتر: «مقابله با رادیکالیسم سکولار و کمونیسم به عنوان پدیده هایی ضد اسلامی، خدانشناس و نامشروع برای عربستان سعودی آسان بود؛ اما عربستان سعودی نمی دانست چگونه با پدیده ای که خود را نماینده اسلام واقعی می دانست و مسلمان بودن رهبری عربستان سعودی را به مبارزه می خواند و سعودی ها را نماد اسلام آمریکایی می نامید، مقابله کند» (هانتر، 1380: 260).بنابراین، شاید بتوان گفت که برجسته ترین وجه تعارض عربستان با ایران، همین مقوله ایدئولوژی باشد و ازآنجاکه این عامل در شکل گیری ذهنیت و افکار سیاستمداران هر کشور نقش شالوده ای دارد، پرداختن به آن راهگشای شناخت اصولی این تعارض هاست.شیوه تعامل با قـدرت های فرامنطقه ای: از دیگر مـحورهای اختلاف ایـران و عـربستان سـعودی، شیوه تعامل با قـدرت های فرامنطقه ای است. در سیاست خارجی ، ایران از استراتژی اتکا به خود پیروی کرده و به پتانسیل کشورهای مـنطقه تـوجه می کند؛ ولی عـربستان در سراسر تاریخ خود، جز در دوره ای کوتاه، روابطی نزدیک با غرب، نخست انگلستان و سپس ایالات مـتحده، داشته اسـت. به عبارت روشن تر، سیاست خارجی آن کشور در چارچوب هم پیمانی و هم سویی با غرب جای می گیرد.
تا پیش از خروج بریتانیا از خلیج فارس، این قدرت از طریق تحت الحمایه ساختن شیوخ عرب و مقابله با قدرت ایران در خـلیج فارس، مانع عـمده نزدیک شدن دو کرانه عربی و فارسی آن بـه یـکدیگر بـودبا خـروج بریتانیا از خلیج فارس، ایالات متحده منافع خود را در پیوند با تعامل و همکاری ایران و عربستان مـی دید؛ بنابراین مقدمات هـمراهی و هـمکاری دو متحد خود را در خلیج فارس فراهم کرد. به علت هـمین حـمایت و پشـتیبانی امـریکا بـود کـه این اتحاد امنیتی غیررسمی تا اواخر حکومت پهلوی دوام آورد (احمدیان، 1389: 15).اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا از نفوذ سیاسی عقیدتی و ایدئولوژیک ایران در کشورهای منطقه نگران بود؛ زیرا مردم منطقه زمینه پذیرش ایدئولوژی انقلاب اسلامی را داشتند. قیام های مردمی عربستان، عراق، کویت و بحرین پس از انـقلاب اسـلامی گویای این واقعیت است. پس از سقوط ایران و محوشدن سیاست دوستونی نیکسون، آمریکا بر ادامه استراتژی بـازدارندگی به مـنظور بازداشتن شوروی از گسترش به سمت جنوب می کوشید.
اشغال افغانستان توسط نیروی نظامی اتحاد شوروی در سال 1358ش/1979م و نزدیکی به متحدان ایالات متحده که ضربه پذیری این کشورها را از این طریق تشدید می کرد و هچنین شـکست پیـمان سنتو پس از انقلاب اسلامی، در کل اساس منافع حیاتی آمریکا را در کل منطقه به چالش کشانددر مقابل، ایالات متحده استراتژی های متعددی را از جمله تقویت و گسترش بیش از پیش روابط خود با کشورهای حوزه خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودى، در پیش گرفت. رونالد ریگان (Reagan) که در دیماه1359/1980م زمام امور حکومت آمریکا را برعهده گرفت، اعلام کرد که ایالات متحده اجازه نخواهد داد که عربستان سعودی نیز ایران دیگری شده و مانند این کشور از اردوگاه غرب خارج شود و به دست کسانی بیفتد که می خواهند جریان حیاتی نفت را به غرب قطع کنند (جریسون، 1991: 7). مهم تر از آن، ریگان متعهد شده بود که از پادشاهی عربستان سعودی درست مثل یکی از پنجاه ایالت خود، در برابر حوادث داخلی و خارجی حمایت کند (اسدی، 1381: 434).در واقع مبانی سیاست خارجی عربستان بر پایه حفظ روابط دوستانه این کشور با کشورهای سرمایه دار غربی شکل گرفته است.
بااین همه، عربستان همواره کوشیده است تا در سیاست خارجی خود، رویکردی دوگانه را حفظ کند؛ به عبارت دیگر، این کشور باید به صورت هم زمان دو نقش متعارض را ایفا کند: رهبری جهان اسلام، دوست و متحد غرب؛ درحالی که شاهزادگان سعودی پای شرکت های سرمایه گذار نفتی را از اقصا نقاط جهان به این کشور باز کرده اند، مقر بسیاری از سازمان های اسلامی نظیر بانک توسعه اسلامی و دبیرخانه سازمان کنفرانس اسلامی نیز در این کشور قرار دارداما برخلاف عربستان، ایران حضور نیروهای خارجی را منبع اصلی تهدید عـلیه امـنیت منطقه می دانست. ایران حضور خارجیان را به طور مشخص ، حضور استراتژیک هر قدرت غیرمنطقه ای می دانست (ابراهیمی فر، 1381: 127). در واقع دخالت قدرت های فرامنطقه ای در خاورمیانه، از عوامل عمده تفاوت و گاه تضاد در جهت گیری های عربستان و ایران در ارتباط با یکدیگر و نیز در ارتـباط بـا قدرت های مداخله گر بود. براساس این دیدگاه جمهوری اسلامی ایران، تنش های نظامی میان ایران و برخی از قدرت های فرامنقطه ای حاضر در خلیج فارس به وقوع پیوست که بیشتر متاثر از وقوع جنگ تحمیلی و حمایت آمریکا از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بود.
در پی اعلام عملیات اسکورت نفتکش های کویت و عربستان توسط نیروی دریایی آمریکا، جمهورى اسلامى آن را اعلام جنگ غیررسمى آمریکا به ایران دانست و نیروى دریایى سپاه پاسداران و ارتش جمهورى اسلامى مأموریت مقابله به مثل با آمریکا را در خلیج فارس بر عهده گرفتند که در نهایت، به درگیری های متعدد با نیروهای آمریکایی منجر شدب. عوامل فرعی یا تنش زادر بررسی عوامل دسته دوم یا عوامل تنش زا، لازم است تاریخچه روابط دو کشور را نیز مرور کنیم تا درک بهتری از نقش این عوامل داشته باشیم.تاریخچه روابط دو کشور پس از پیروزی انقلابپس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در روابط دو کشور تغییر و تحولی اساسی پدید آمد. مقامات عربستان در آخرین روزهای حکومت پهلوی نیز از آن حمایت کردند؛ اما پس از پیروزی انقلاب، سیاست به شدت محتاطانه ای را در پیش گرفتند و به رصد تحولات ایران پرداختند و فرازونشیب های آن را دنبال کردند. آنان کوشیدند سیاست محافظه کارانه ای را در پیش بگیرند و حتی تا مدتی، سکوت اختیار کرده و از اظهارنظر صریح درباره حوادث ایران خودداری کردند.تا اینکه دولت بازرگان به قدرت رسید و پس از به قدرت رسیدن دولت بازرگان، مقامات عربستان روابط و مناسبات خود را با ایران تجدید کردند. ملک خالد در اولین عکس العمل خود، برپایی حکومت اسلامی را در ایران مقدمه نزدیکی و تفاهم هرچه بیشتر دو کشور خواند و فهدابن عبدالعزیز، ولیعهد این کشور، نیز گفت: برای رهبری انقلاب ایران احترام بسیاری قائل هستیم (عظیمی، 1374: 123).
حتی پس از بهبودی امام خمینی(ره) از عارضه قلبی و ترخیص ایشان از بیمارستان، خالدبن عبدالعزیز پادشاه عربستان سعودی و فهد ولیعهدش، به مناسبت بهبودی ایشان طی تلگرامی ابراز خشنودی کردند (صحیفه امام، 1370: 12/11)در فروردین1358/1979م، حکومت عربستان برای تبریک گویی پیروزی انقلاب اسلامی هیئتی بلندپایه به سرپرستی محمدالسبیل، دبیرکل رابطه العالم الاسلامیه، به ایران فرستاد. هیئت مذکور در قم به خدمت حضرت امام رسید. حضرت امام با تاکید بر نقش اسلام در پیروزى مسلمان ها، رهنمودهایى به هیئت نمایندگى عربستان ارائه فرمودند (صحیفه امام، 1370: 6/48 تا 53).اما در واقع، رژیم سعودی این انقلاب را خطر جدی برای خود تلقی می کرد. این ترس در سعودی ها وجود داشت که انقلاب به کشورشان تسری و حکومتشان را متزلزل کند؛ به ویژه پس از تأسیس دفتر جبهه آزادی بخش شبه جزیره العرب و گردهمایی جنبش های آزادی بخش در تهران، سعودی ها مخالفت پنهان با انقلاب اسلامی را شروع کردند و به شکلی محرمانه و با کمک برخی از کشورهای دیگر عرب، درصدد انجام طرح هایی برای دفع خطر احتمالی برآمدند. مطبوعات این کشور نیز به تدریج با نشر مواضع و سخنرانی های مخالفان ایران همانند سادات معدوم و فراریان، موضع گیری تند خود را علیه ایران نمایان ساختند.
به طور کلی اولین سیاست عربستان در قبال انقلاب اسلامی، مهار این انقلاب و آثار منطقه ای آن از یک سو و اتخاذ استراتژی مصالحه با ایران از سوی دیگر بود؛ به عبارت دیگر، ترکیبی از استراتژی های مهار (بازدارندگی) و مصالحه جویی الگوی رفتار سیاست خارجی عربستان را در قبال ایران انقلابی تشکیل می دادند (86 :1988Ramazani, ) پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، دو رویداد مهم در عربستان رخ داد که وحشت بیش از پیش سعودی ها را از انقلاب اسلامی باعث شد. این دو رویداد عبارت اند از:قیام العتیبی و قیام شیعیان عربستان و آغاز تیرگی روابط.قیام العتیبیدر اول محرم1358ش/1979م، یعنی دو هفته پس از آنکه دانشجویان مسلمانان پیرو خط امام سفارت آمریکا را در تهران اشغال کردند، هنگامی که فقط 9 ماه از پیروزی انقلاب اسلامی می گذشت، حادثه ای رخ داد که بدون شک، متاثر از انقلاب اسلامی ایران بود و وحشت کاخ نشینان سعودی را باعث شد. این واقعه از آنجا شروع شد که چند صد مرد مسلح به رهبری جهیمان ابن سیف العتیبی، در نخستین روز سال 1400 قمری یا آبان1358، مسجدالحرام را به اشغال خود درآوردند (دکمجیان، 1377: 255).بیشترِ همراهان جهیمان العتیبی اعضای قبایلی بودند که پیش از این، عبدالعزیز آن ها را سرکوب کرده بود (کمالی، 1391: 36).
قیام کنندگان به صحن حرم شریف وارد شدند و به نشانه اعتراض به حکومت عربستان، راه های ورودی و خروجی کعبه را اشغال کردند (عظیمی، 1374: 89)؛ سپس محمدبن عبدالله قحطانی، داماد جهیمان، در مقابل انبوه زائران شگفت زده ادعای مهدویت کرد این ادعا خود، انحراف گردانندگان شورش را به خوبی نشان می داد. ملک خالد شورایی مرکب از علما تشکیل داد و از آن ها خواست فتوای تجویز حمله و تصرف مجدد مسجدالحرام را صادر کنند.در ابتد،ا گاردهای سلطنتی شروع به مقابله کردند؛ ولی چون نتوانستند شورش را سرکوب کنند، تیمی از کماندوهای خارجی متشکل از کماندوهای ضد تروریستی سازمان جاسوسی فرانسه (سدس) و سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) به عربستان اعزام شدند. این تیم با محاصره منطقه تحت تسخیر قیام کنندگان و با استفاده از وسایل پیشرفته، سرانجام توانستند تمام آن ها را اسیر کنند یا بکشند. مبارزان که چند صد نفر می شدند، قبل از کشته شدن یا دستگیری، به مدت دو هفته جنگیدند و در جنگ هایی که درگرفت، قحطانی کشته و جهیمان به همراه 62 نفر از همراهانش دستگیر و اعدام شد (روزنامه اطلاعات، 30/8/1358؛ روزنامه کیهان، 30/8/1358).در این قیام، تظاهرکنندگان به افشاگری علیه فهد و برادرش فواد پرداختند (محمدی، 1386: 165). جهیمان العتیبی در یک سخنرانی، اهداف خود را این گونه اعلام کرد: 1. پایان دادن به حکومت خاندان سعودی، چون دین ر ا نابود کردند؛ 2. قطع روابط با کشورهای مسیحی و در راس آن ها آمریکا؛ 3.
ازبین بردن فساد و فحشا و اجرای قانون اساسی (فاضلی نیا، 1386: 103)اما خطرناک ترین وجه این شورش آن بود که برای محکوم کردن رژیم مذهبی سعودی، از ادبیات انقلاب اسلامی ایران استفاده می کردند (ابراهیم، 1387: 143). از همان هنگام، بدبینی ریاض و دیگر پایتخت های عربی به تئوری صدور انقلاب از تهران بیشتر شد. پس از این واقعه، تماس با ایرانی ها در موسم حج و گفت وگو و تبادل نظر با آن ها برای اتباع عربستان سعودی به شدت ممنوع شد (فوییه، 1374: 194).باری روزن (Barry M. Rosen) در کتاب خود با عنوان انقلاب ایران می نویسد: انقلاب آیت الله خمینی(ره) در ایران، به عنوان تهدیدی ایدئولوژیک برای عربستان سعودی و نیز تغییری در وضعیت استراتژیک منطقه انگاشته می شود (روزن، 1379: 81). درخور توجه است که جریان جهیمان العتیبی در میان جوانان سلفی عربستان نفوذ بسیاری پیدا کرده بود؛ در نتیجه پس از پایان خونبار اشغال مسجدالحرام، جهاد در افغانستان با تشویق و حمایت جدی حکومت سعودی روبه رو شد و بسیاری از جوانانی که می توانستند برای بقای حکومت سعودی خطرآفرین باشند، برای جهاد به افغانستان فرستاده شدند.مراجع. آقایی، سیدداود، (1368)، سیاست و حکومت در عربستان سعودی، تهران: کتاب سیاسی.. ابراهیمی فر، طاهره، (1381)، الگوهای اعـتمادسازی در منطقه خلیج فارس، تهران: وزارت امور خارجه،. ابراهیم، فؤاد، (1378)، عربستان سعودی، تهران: دانشگاه امام صادق(ع)..
اخوان کاظمی، بهرام، (1373)، «مروری بر روابط ایران و عربستان در دهه اخیر»، قم: تبلیغات اسلامی. اسدی، بیژن، (1381)، خلیج فارس و مسائل آن، تهران: سمت.. بیل، جمیز، (1371)، عقاب و شیر، ترجمه مهوش غلامی، تهران: کوبه.. بی نام، (1390)دستاوردهای عظیم انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در گستره جهان، ج2، تهران: سازمان ارتباطات فرهنگی.. تقویم تاریخ انقلاب اسلامی، (1369)، گروه تحقیق، صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران، تهران: سروش.. جریسون، بنسون لی ، (1991)، العلاقات السعودیهء-الأمریکیهء؛ فی البدء کان النـفط، ترجمه سـعد هـجرس، بیروت: دار الجیل.. جعفری ولدانی، اصغر، (1371)، کانون های بحرانی در خلیج فارس، تهران: کیهان.. ---------------، (1373)، روابط عراق با کویت، تهران: کیهان.. حافظنیا، محمدرضا، (1384)، نقش استراتژیک خلیج فارس و تنگه هرمز، تهران: سمت.. حشمت زاده، محمدباقر، (1387)، تاثیر انقلاب اسلامی بر کشورهای اسلامی، چ4، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.. حقی، محمد، (1/5/94)، انقلاب اسلامی و قرائت نوین از حج، سایت، //haghi59. blogfa. com/post-68. aspx http. خسروی، غلامرضا، (1387)، آمریکا و خاورمیانه، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.. درودیان، محمد، (١٣٨0)، پایان جنگ: سیری در جنگ ایران و عراق، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ. . درویشی، فرهاد، (1386)، جنگ ایران و عراق و پرسش ها و پاسخ ها، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ.. دکمجیان، هرایر، (1377)، جنبش های اسلامی در جهان عرب، تهران: کیهان. ر. سیوتز، کارول، (1386)، اتحاد شوروی و خلیج فارس در دهه 1980م، ترجمه بیژن اسدی، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ.. رایت، رابین، (1372)، شیعیان مبارزان راه خدا، ترجمه علی اندیشه، تهران: قومس.. رحمانیان، حسین، (1394)، عربستان سعودی، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل وزارت امور خارجه اداره نشر.. روزن، باری، (1379)، انقلاب ایران، ایدئولوژی و نمادپردازی، ترجمه سیاوش مریدی، تهران: موسسه هنر، فرهنگ و ارتباطات.. سریع القلم، محمود، (1379)، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران؛ بازبینی نـظری و پارادایـم ائتلاف، تهران: مرکز تحقیقات استراتژیک.. سلیمانی،محمد باقر(1379) بازیگران روند صلح خاورمیانه، تهران: انتشارات وزارت امور خارجه.. صحیفه نور، (1370)، تهران: وزارت ارشاد اسلامی مرکز مدارک فرهنگی انقلاب.. صدقی، ابوالفضل، (1368)، سیاست خارجی ایران (از آغاز تا سال 68)، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.. عظیمی، رقیه السادات، ( 1374)، عربستان سعودی (کتاب سبز)، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل..علی بابایی، غلامرضا (1374)، فرهنگ تاریخی - سیاسی ایران و خاورمیانه ،ج4، تهران: رسا.. فاضلی نیا، نفیسه، (1386)، ژئوپلیتیک تشیع و نگرانی غرب از انقلاب اسلامی، قم: شیعه شناسی.. فولر، گراهام، ( 1373)، قبله عالم ژئوپلتیک ایران، ترجمه عباس مخبر، تهران: مرکز.. فوییه، کلود، (1367)، نظام آل سعود، ترجمه نورالدین شیرازی، بی جا: فراندیش..
کدیور، جمیله، (1372)، رویارویی انقلاب اسلامی ایران و آمریکا، تهران: اطلاعات. کمالی، حمیدرضا، (1391)، خاورمیانه9 ویژه مسائل داخلی عربستان سعودی، تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر.. محمدی، منوچهر، (1386)، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، چ2، بی جا: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.. مهدوی راد، محمدعلی و رسول جعفریان، (1372)، با کاروان عشق، تهران: معشر.. نجاتی، حمزه، (1/3/1394)، «تأثیر انقلاب اسلامی بر عربستان سعودی»، سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی www. ensani. Ir. . هاشمی رفسنجانی، علیاکبر، (1388)، کارنامه و خاطرات سال 1365؛ اوج دفاع، به اهتمام عماد هاشمی، تهران: معارف.. هانتر، شرین، (1380)، آینده اسلام و غرب: برخورد تمدن ها یا همزیستی مسالمت آمیز، مترجم همایون مجد، تهران: فرزان روز.ب. اسناد. اسناد وزارت امور خارجه، سال های 1362 تا 1364، کارتن23، پرونده/4/216.ج. روزنامه. روزنامه جمهوری اسلامی، 2/3/1364.. روزنامه کیهان، 30/8/1358.. روزنامه کیهان، 8/2/1361.د. مقاله. احمدیان، حسن و سیدداود آقایی، (1389)، «روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی»، فصلنامه سیاست، ش15، ص1تا20.. جلیلوند، آمنه، (پاییز1388)، «جنگ و تأثیرات آن بر اقتصاد نفتی ایران»، فصلنامه نگین ایران، ش30، سال8، ص39تا53.. جندقی، عباس، (5/4/1394)، «بازنگری ماجرای مک فارلین»، مجله الکترونیکی گذرستان، ش28 (gozarestan. ir)..
حسینی، سیدمحمدصادق و ابراهیم برزگر، (1392)، «نظریه پخش و بازتاب انقلاب اسلامی ایران بر عربستان سعودی»، فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی، ش33، س10، ص177تا188. شجاع، مرتضی، (1386)، «رقابت های منطقه ای ایران و عربستان و موازنه نیروها در خاورمیانه»، فصلنامه اطلاعات سیاسی- اقتصادی، ش239و240، س21، ص40تا53.. طاهایی، سیدجواد، (1382)، «پارادوکس عربستانی»، مجله راهبرد، ش27، س11، ص191تا231.. عطایی، فرهاد و محمد منصوری مقدم، (1392)، «تبارشناسی سیاست خارجی عربستان»، فصلنامه روابط خارجی، ش1، س5، ص133تا168.. مهدی زاده، اکبر، (1383)، «بررسی سیاست خارجی و رفتار عربستان در قبال جنگ ایران»، فصلنامه نگین ایران، ش4، س3، ص32تا40.. هاتف ، سپهر، (تیر1389)، «کودتای نوژه؛ توطئه ای نافرجام»، یاد ایام، ش58.. هیئه الکبار العلماء، (1408ـ1409)، «قرار هیئه الکبار العلماء»، مجله البحوث الاسلامی، ش23.ز. کتاب های لاتین. Gause III, F. Gregory, (2002), "The Foreign Policy of Saudi Arabia". In Raymond Hinnebusch and Anoushirvan Ehteshami. Ed. The Foreign Policies of Middle East States. London: Lynne Reiner Publishers. . R. K. Ramazani, (1988), Revolutionary Iran, Baltimore: The Johns Hopkins University PressVassiliev, Alexei, (1998), The History of Saudi Arabia. London: Sagi Books. ..
Wright, robin, ( 2000), "The last great revolution: Turmoil and Transformation in Iran" Knopf, New Yorkنویسندگان:صادق شفیعی: دانشگاه اصفهان اصغر منتظرالقائم؛ محمد علی چلونگرفصلنامه پژوهشهای تاریخی بهار 1396ادامه دارد....
06:09 - 20 خرداد 1397