ضربت خوردن حضرت علی (ع) در شعر شهریار
در این پژوهش که اساس آن وصف و تحلیل است، بهصورت تطبیقی و بر اساس مکتب ادبیات تکاملی، به بررسی و تحلیل سیمای امام علی (ع) در شعر دینی دو شاعر ایران و عرب و نیز نکات بلاغی ویژهای که در مضمونپردازی از آن بهره جستهاند پرداختهایم.
6. ضربت خوردن حضرت علی (ع)غادرهُ ابنُ ملجمٍ و وجهُهُمخضَّبٌ بالدمِ فی محرابِهو مرَّ من بینِ الجمُوعِ هارباًیودُّ أن یخرجَ من إهابهو هو لعُمری لو یشاء لم ینلما نالَ أشقی القومِ فی آرابه[9](حلّی،1404، ص56)پیشوایی که ز شوق دیدارمیکند قاتل خود را بیدارماه محراب عبودیتِ حقسر به محراب عبادت مُنشقمیزند پس لب او کاسه شیرمیکند چشم اشارت به اسیرچه اسیری که همان قاتل اوستتو خدایی مگر ای دشمندوست(شهریار،1373، ص616)هر دو شاعر، به حادثه تاریخی- سیاسی ضربت خوردن حضرت علی (ع) پرداختهاند. سیدحیدر صحنه ضربت خوردن حضرت را به تصویر میکشد و با تشبیه ساده و محسوس، ذلت و خواری قاتلش را که از شدت ترس و سرعت فرار بعد از زخمی کردن حضرت، نزدیک بود از پوست بدنش خارج شود، به تصویر میکشد و در بیت آخر، گوشهچشمی به این سخن رسول خدا (ص) دارد که فرمود: «یا علی أشقی الاولینَ عاقِرُ الناقه، و أشقَی الاخرینَ قاتلُکَ». (ابوالفتوح رازی، 1318، ص587)اما شهریار همانند سیدحیدر به طور مستقیم به اسم قاتل اشاره نمیکند. سیدحیدر از فرار ابنملجم بعد از زخمی کردن حضرت و شهریار از دستگیری او و مدارای امام علی (ع) با قاتلش بعد از جراحتش میگوید و به زیبایی، به توصیف جوانمردی و عدالت امام (ع)، حتی در مورد قاتل خویش میپردازد و در بیت آخر با آوردن صنعت تضاد «دشمندوست»، به جوانمردی امام (ع) مهر تأیید میزند.7.
غدیرإنَّ الأُولی علی النفاقِ مَردواقَد کَشفوا بَعدَکَ عن نقابِهو صیروا سَرح الهُدی فریسهللغیِّ بینَ الطلسِ من ذِیابهو غادَروا حقَّ أخیکَ مضغهیلوکها الباطلُ فی أنیابِه[10](حلی،1404، ص57)یا علی نام تو بردم نه غمی ماند و نه همّیبابی انت و امیگوییا هیچ نه همّی به دلم بوده نه غمّیبابی انت و امیمنکر عید غدیر خم و آن خطبه و تنزیلکر و کور است و عزازیلبا کر و کور چه عید و چه غدیری و چه خمّیبابی انت و امی(خشکنابی، 1379، ص77)به غوغای غدیر خم ندیدید؟به دست شه چو شاهینم نشیمن؟نه با آن خطبه «من کنتُ مولاه»علی را برد بر اعلا و اعلن؟نه خود فریاد «بخّا بخ» کشیدیدمن اینها شور خوانم یا که شیون؟(شهریار، 1385، ج1، ص147)مسأله غدیر، یکی از مسائل سیاسی مهم در شعر شیعی است غدیر، حساسترین مقطع اسلام است که در آغاز شکوفایی، دین خدا را از خطر حتمی دشمنان داخلی و خارجی در بُعد فکری و معنوی نجات داد. غدیر صراط است. با ایمان به غدیر میتوان از این صراط گذشت. (انصاری،1384، ص11) حادثه غدیر، حادثه سطحی، آسان و گذرا نیست، بلکه در مجرای دین اسلام و مسیر طولانی آن، عمیقترین واقعه به شمار میرود. از اینرو، ذکر آن در عرصههای مختلف اسلامی و پژوهشهای دینی واجب و ضروری است؛ زیرا بیعت غدیر، مسألهای است که با ذات دین اسلام و اصل وصایای پیامبر (ص) مرتبط است. (هیفا، 2010م، ص613)هر دو شاعر در اشعار خود، با شدت تمام به کسانی میتازند که شاهد بیعت رسول خدا (ص) با حضرت علی (ع) بودند، اما در امر جانشینی ایشان سهلانگاری ورزیدند و به دفاع از حقانیت او نپرداختند.
سیدحیدر با رویکردی سیاسی، به انکار غدیر توسط ناآگاهان و مخالفان اشاره میکند و بر این عقیده است که پس از رحلت رسول خد (ص)، واقعه غدیر را انکار کردند و آنچه را که در پیش چشم همه اعلام شده بود، کتمان نمودندوی برای به تصویر کشیدن هر چه بیشتر مظلومیت اهلبیت (ع) و ملموس کردن آن برای مردم، از صنعت تشبیه بهره جسته و اهلبیت (ع) را به کاروان هدایتی تشبیه کرده که بعد از ایشان، طعمه گرگهای پیر سیاه و بیمو گردیدهاند و نادیده گرفته شدن حق ولایت امام علی (ع) را به تکه گوشتی تشبیه کرده که بین دندانهایشان جویدند. وی در اینجا بهطور غیرمستقیم، به فاجعه عظیم کربلا نیز اشاره دارد که به دلیل کینههای قدیمی که این منافقان از جنگهای بدر و احد و... داشتند، فرزند امام علی (ع) را سر بریدند و شنیعترین رفتارها را با خاندان نبوت انجام دادند.شهریار نیز در دفاع از حقانیت امام علی (ع) برای جانشینی پیامبر (ص)، آشکارا به مسأله «غدیر» و جانشینی ایشان برای حاکمیت مسلمانان اشاره میکند و در ابیات پیش که به صورت مستزاد سروده شده، با بهره جستن از صنعت تضمین از خطبه حضرت رسول (ص): «مَن کُنتُ مولاهُ فهذا علی مولاه»، از عهدشکنان این واقعه تاریخی با عنوان «کر و کور» و «شیطانصفت» یاد میکند. زبان شهریار در این ابیات حماسی و کلماتش کوبنده است و از ورای این کلمات، میتوان خشم شاعر را لمس کرد.
همانقدر که شاعر در بیشتر اشعارش زبانی نرم و لطیف دارد، هنگامی که سخن از غدیر و ولایت و خانهنشینی امام علی (ع) میشود، واژگانش آتشین و کوبنده استاین از ایدئولوژی یک شاعر متعهد شیعی حکایت میکند که متناسب با اوضاع عمل میکند. اما میتوان گفت شعرحیدر حلّی، عمق معنایی والایی دارد و در صدد نمایش رخدادهای تاریخ جهان اسلام بعد از رحلت رسول اکرم (ص) است و به ریشهیابی و چرایی واقعه غدیر و به دنبال آن، به وقوع فاجعه کربلا از ابتدای تاریخ اسلام میپردازد.8. حزن و اندوهفَلیبکِ جبرئیلُ له و لینتَحِبفی الملإِ الأعلی علی مُصابهنعم بکی و الغیثُ من بُکائهِینحَبُ و الرعدُ من انتحابهمُنتدباً فی صُرخه و إنَّمایستصرخُ المهدی فی انتدابه[11](حلّی،1404، ص56)آن دم صبح قیامت تأثیرحلقه در شد از او دامنگیردست در دامن مولا زد درکه علی بگذر و از ما مگذرشال شه واشد و دامن بهگروزینبش دست به دامن که مروشال میبست و ندایی مبهم!که کمربند شهادت محکم(خشکنابی،1379، ص81)اندوه هستی و کاینات از ضربت خوردن و شهادت امام علی (ع)، از دیگر مضامین مشترک موجود در اشعار دو شاعر، است. در شعر سیدحیدر، فرشتگان و رعد و باران و طبیعت، و در شعر شهریار در و دیوار و مرغان به گریه درآمدهاند.
اگرچه اغلب اشعار سیدحیدر دارای زبانی حماسی است، در این ابیات بیشترین ارتباط عاطفی و هیجانی را با مخاطب خود دارد، به تصویر کشیدن ناله و اندوه فرشتگان و طبیعت و هستی، نشان میدهد که وی این فاجعه را نهتنها به انسانها، بلکه به کل هستی تعمیم داده است و شدت غم و اندوه عناصر هستی را به قدری زیاد میداند که همه این عناصر، حضرت مهدی (ع) را به استغاثه میطلبند شهریار نیز به عنوان شاعر رمانتیک، آنجا که خواسته صحنههای شب ضربت خوردن امام علی (ع) را به تصویر کشد، احساسش را در شعر رخنه داده و تصویرها را از سطح مدلول طبیعی فراتر برده است. این بخش از شعر شهریار، سرشار از احساسی دلگیر و غمانگیز است. صفاتی که شاعر به اشیا و شب داده، همگی در یک جهت حرکت کرده، احساس مخاطب را در پی خود میکشانند. «دستاویز شدن در» به دامن حضرت در نیمههای شب و «باز شدن شال از کمر» و «مانع شدن پرندگان» و نالههای دخترش حضرت زینب و التماس او به پدر برای انصراف از پیمودن راه به سمت مسجد کوفه، همه این تصویرها دست به دست هم داده و عصاره احساس و فشرده عواطف شاعر را به جهان خواننده انتقال داده است.
در تفاوت سطح زبانی شهریار و حیدر حلّی میتوان گفت سیدحیدر گرچه از شاعران رمانتیک نیست، برخی از مضامین شعری وی همخوانی کاملی با مضامین «مکتب رمانتیسم» دارد؛ همانند ابیات پیشگفته که در آن برای بیان احساس خویش، به دامن طبیعت و بهرهگیری از عنصر تشخیص پناه برده اما کلمات نرم و آهنگین و تصاویر شعر شهریار که از مشخصههای شعر اوست، وی را بر شاعر کلاسیک عربزبان که از لغاتی مستحکم و پر طمطراق بهره جسته، برتری داده است9. توسلأمیرالمؤمنینَ أغِث صریخاًألَّم بجنبِ قبرکَ مستغیثاًأتاکَ یحثُّ ناجِیه المطایاو صرفُ الدهرِ یطلبُهُ حثیثاً[12](حلّی،1404، ص54)مستمندم بسته زنجیر و زندان یا علیدستگیر، ای دستگیر مستمندان یا علیبندی زندان روباهانم ای شیر خدامیجوم زنجیر زندان را به دندان یا علیمن نه ایوبم ولی صبرم به محنت بیش از اوستمن نه یوسف لیک زندانم دو چندان یا علیحیف تشریف تو کز پستی و کوتاهی قدشرمساریم از رخ بالا بُلندان یا علیصید کفّاریم و چون تازی، دوان دنبال اسبوز سوار کُفر و کین، سر در کمندان یا علی(خشکنابی، 1379، ص81)هر دو شاعر در توسل خود، به اوضاع نابهسامان روزگار خویش اشاره کرده و از حضرت استمداد طلبیدهاند. سیدحیدر در مدحیات خویش، از ستم حکومت عثمانی و حوادث روزگار، به امام (ع) توسل میجوید و از مرکب مصیبتها و بدبختیها شکایت دارد که او را دنبال میکند.
شهریار در غزل "یاعلی"، از روزگاری مینالد که وی را پابند خویش کرده و از حضرت میخواهد تا به درک عشق حقیقی نائلش گرداند و از گرفتار شدن در دام انسانهای روباهصفت نجات بخشد و از زندان دردمندی رهایی دهد گویا شاعر از اینکه دل به عشق زمینی و دنیایی ببندد، واهمه داشته و طالب عشقی والاتر و ماندگارتر است؛ زیرا تنها عشق معنوی روح انسان را جلا میدهد و آرامش میبخشد. از اینرو شهریار خسته و ناکام، دستگیر مولایش علی (ع) شده تا از برزخی که گرفتارش گشته، نجات یابد و به عشق حقیقی نایل گردد. در واقع میتوان گفت شکایت شهریار از نفس خویش است که اوضاع روزگار نیز بدان دامن زده و وی را بیشتر به سمت زندانی شدن در دنیای مادی سوق داده، در حالیکه نگاه سیدحیدر به سمت حاکمان و مجریان قانون در جامعه حلّه است که با فساد و ظلم خویش، عرصه زندگی را بر مردم تنگ گرداندهاند.نتیجه1. اشعار دو شاعر درباره حضرت علی (ع) با وجود اختلاف زبان و محیط، از وجوه مشترک بسیاری برخوردار است.2. مضمون علویات هر دو شاعر، همراه با روشنفکری و اعتدال است و از غلو و اغراق پرهیز نمودهاند.3. هر دو شاعر به بُعد اجتماعی شخصیت حضرت بیشتر توجه نموده و در واقع در صدد معرفی نمودن ایشان بهعنوان الگوی یک حاکم عادل اسلامی هستند که باید حکومتهای جوامع اسلامی از وی سرمشق بگیرند.4.
سیدحیدر با فراخواندن امام زمان (ع) در رثای امام علی (ع)، به جنبه انقلابی شعر خویش قوت بخشیده و بدین طریق، به برانگیختن و فراخوانی برای ایستادگی در برابر استبداد و استعمار و نیز به تحریک وجدانهای بیدار علیه ظلم و فساد و حکومتهای خودکامه در جوامع اسلامی پرداخته است اما نگاه شهریار در رثای امام علی (ع) بیشتر از احساس و عاطفه صرف شاعر سرچشمه میگیرد.5. هر دو شاعر در خلال علویات خویش، دنبال تهذیب اخلاق جامعه بوده و توانستهاند میان چالشهای موجود در جهان اسلام و شعر خویش، پیوندی مناسب برقرار کنند؛ اما سهم سیدحیدر در این مسأله زیاد است. وی در مقام مقایسه میان اوضاع عصر خویش و حوادث دوران زندگی حضرت علی (ع) برآمده و آنچه را که با جامعه عصر خویش متناسب بوده، از وضعیت اجتماعی و حکومت آن دوره استنباط کرده است.پی نوشت:[9]. «ابنملجم، امام را در حالیکه چهرهاش در محراب نمازش خونآلود بود، ترک کرد؛ از بین جمعیت فرار کرد طوریکه (از شدت ترس و سرعت فرار) نزدیک بود از پوستش خارج شود؛ به جانم قسم که او به خواستهای که شقیترین مردم به آن رسیدند، دست نیافت!»[10]. «همانا کسانی که به نفاق و دورویی عادت کردند و آن را ادامه دادند، بعد از تو نقاب را از چهرهشان برداشتند؛ گله هدایت به عنوان طعمهای در بین گرگان سیاه و بیمو گمراهی قرار گرفتند؛ و حق برادرت را همچون تکه گوشتی که باطل آن را در بین دندانهایش میجود به جا گذاشتند».[11].
«باید جبرئیل برای او گریه کند و باید در ملأ اعلا برای مصیبتش نوحه سر دهد؛ بله جبرئیل گریه کرد و باران از گریه او زارزار گریست؛ و رعد نیز به سبب گریستن باران، در فریادش نالهکنان است و او در ندبههایش از حضرت مهدی (ع) فریادرسی میخواهد»[12]. «ای امیرمؤمنان! به فریاد کمکخواه برس که یاریطلبان به بارگاه تو روی آورده است؛ در حالیکه حوادث و دگرگونی روزگار او را سریع میطلبد (مصیبتها و سختیها بر او هجوم آورده)، مرکبهای تندرو را به سوی تو برانگیخته و به محضر تو پناه آورده است».مراجعقرآن کریم.1. ابن شاذان، محمدبناحمد، مئه منقبه من مناقب أمیرالمؤمنین علیبن ابی طالب و الائمه من ولده، قم، 1422ق.2. ابوالفتوح رازی، حسینبنعلی، روض الجنان و روح الجنان، آستان قدس رضوی، 1318.3. امین، حسن، دائره المعارف الاسلامیه الشیعه، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، 2001م.4. انصاری، محمدباقر، اسرار غدیر، چاپ پانزدهم، تهران: تک، 1384.5. جرداق، جرج، الامام علی، صوت العداله الانسانیه، ج1، چاپ دوم، بیروت: دارالفکر العربی، 2010.6. حلّی، سیدحیدر، دیوان، تصحیح علی الخاقانی، بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، 1404.7. حوفی، احمد محمد، ادب السیاسی فی العصر الاموی، القاهره، دارالنهضه مصر، 1965.8. خشکنابی، سیدرضا، گلزار جمال، چاپ اول، تهران: شرکت چاب و نشر بین الملل، 1379.9. الخیاط، جلال، الشعر العراقی الحدیث (مرحله وتطوُّر)، بیروت: دار صادر، 1970.10. شهریار، محمدحسین، کلیات دیوان، تهران: نگاه، 1373.11.
ـــــــــــــــــــ ، دیوان، ج1و2، چاپ بیستویکم، تهران: زرین، 138512. ـــــــــــــــــــ ، تورکی دیوانی کلیاتی، تهران: نگاه، 1386.13. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار لدرر اخبار الائمه الاطهار، ج1و 35، بیروت: مؤسسه وفا، 1403ق.14. منزوی، حسین، این ترک پارسی گوی، تهران: انتشارات برگ، 1372.15. الموسوی، مدین، السیدحیدر الحلّی شاعراً، بیروت: دارالثقلین، 1887.16. النیسابوری، محمدبنعبدالله، المستدرک على الصحیحین، محقق: مقبل بن هادی الوادعی،دارالحرمین، 1997.17. هیفا، انور، الامام علی (ع) فی فکر مسیحی المعاصر، بیروت: دارالعلوم، 2010.نویسندگان:ابوالحسن امین مقدسی: دانشیار دانشگاه تهرانگلثوم تنها دوشانلو: کارشناس ارشد زبان و ادبیات عربی دانشگاه تهرانفصلنامه شیعه شناسی شماره 54انتهای متن/.
04:25 - 7 آبان 1396