باز شناسی زندگی شیخ ابوالحسن مرندی
در این مقاله به بررسی یکی از این مولفین به نام شیخ ابوالحسن مرندی و کتاب او با عنوان مظهر الانوار، جرائد سبعه و مستطرفات آن که منبعی است برای افراد ذکر شده پرداختهایم.
چکیدهتغییر سبک زندگی طبقهای خاص در جامعه ایران که به ویژه از طرف طبقه روشنفکر و به اصطلاح فرنگ رفته در کشور ملموس بود و فشارهای اقتصادی و سیاسی، به ویژه واقعهای نو با نام مشروطه موجب سردرگمی تعدادی از متدینین گردید و گمان به نهایت رسیدن ظلم و جور وعده داده شده قبل از ظهور را داشتند. از این رو، یکی از دورههای پرکتاب در زمینه مهدویت، دوره قاجاریه محسوب میگردد و نویسندگانی مانند علی اصغر بروجردی، سید اسماعیل نوری، شیخ ابوالحسن مرندی و گورتانی از جمله وعاظی بودند که در این زمینه تالیفاتی به جا گذاشتهاند؛ اما عدم دقت علمی، تحلیلهای اشتباه و استفاده از روایت هایی بدون سند، میراثی مذموم از برخی کتابها به یادگار نهاده که در دوره معاصر نیز برخی از سخنرانان و نویسندگان به آنها استناد میکنند.در این مقاله به بررسی یکی از این مولفین به نام شیخ ابوالحسن مرندی و کتاب او با عنوان مظهر الانوار، جرائد سبعه و مستطرفات آن که منبعی است برای افراد ذکر شده پرداختهایم. نتایج این تلاش گویای این است که این فرد روایت هایی جعلی، بدون سند و تحلیلهای منطبق با خواستههای سیاسی خود را به نام نشانههای ظهور گسترش داده است.واژگان کلیدی: مظهرالانوار، جرائد سبعه، ابوالحسن مرندی، نشانههای ظهور، نقد.
مقدمهوقتی در قضایا و جریانات تاریخی، اجتماعی و فرهنگی ایران عمیق میشویم و از منظر گزارشها و مستندات تاریخی مسئله را بررسی میکنیم و علل پدیداری، بروز، تحول و ترویج مسئلهای مانند خرافات را پیدا میکنیم؛ غیر از این نکته چیزی نمیتواند در راس قضایا عرض وجود کند که علت عدم پیشرفت و عقب ماندگی کشوری تاریخی همچون ایران که پیشینهای بس طولانی به قدمت حیات بشر بر کره زمین دارد؛ چیزی نیست جز مغلوب و برده شدن به افکار و عقاید موهوم و غیر عقلانی (شهبازیان، 1393، ج1: 314). از طرف دیگر، ارائه مطالب غیر عقلانی و جعل سخنانی به نام دین و با رنگ دینی، آسیبی بس خطرناکتر از عقب ماندگی یک کشور؛ یعنی بی هویتی دینداران و متهم شدن اصل دین به خرافات و توهمات را در پی خواهد داشت.مقوله موعود باوری نیز با توجه به کارکردهای اجتماعی آن و حتی قدرت ایجاد انگیزه انقلاب در یک منطقه، مورد توجه سوء استفاده کنندگان و مدعیان دروغین و برخی از دینداران جاهل قرار گرفته است. این دو گروه به جای پرداختن به مباحث اصیل و کارآمد به طرح شعارهایی عوام فریب دست زده و تلاش میکنند از عدم عقلانیت دینی در مردم اجتماع سوء استفاده کنند. اگر چه این دو صنف بهره گیری از موضوع را با انگیزههای متفاوت از یکدیگر انجام میدهند؛ نتیجه مشترک در عملکرد دوگروه ایجاد بی اعتمادی به مباحث دینی، به ویژه موضوع مهدویت است.
در دوره قاجار به دلیل وضعیت اسفناک اقتصادی مردم و ظلم و ستم خاندان قاجار زمینههای سوء استفاده مدعیانی مانند علی محمد باب (1266ق، 1228ش) و حسینعلی نوری (1309ق، 1270ش) فراهم گردید و سخنانی بدون سند و جعلی را به منظور یارگیری خود مطرح کردند در برابر، عدهای از دینداران جاهل نیز با پدیده هایی مانند مشروطه و تجدد گرایی روشنفکران به راهی غیر مقبول از منظر دین یعنی تطبیق دادن نشانههای ظهور،تحلیلهای اشتباه و جعل روایت اقدام کردند که آثار سوء برخی از این کتابها تا دوره معاصر نیز ادامه دارد.در این نوشتار به بررسی سه کتاب از شیخ ابوالحسن مرندی اشاره خواهیم کرد که با توجه به فضای موجود در عصر قاجار و مشروطه، نگارش گردیده و آسیبهای آن در عرصه مهدویت قابل چشم پوشی نیست.نگارنده در این زمینه تنها به یادداشتهای حجت الاسلام رسول جعفریان دست یافته و گویا قبل از ایشان کسی به بررسی کتابها نپرداخته است. در این مقاله نیز افزون بر مطالب استاد جعفریان نکاتی جدید و نقد و تحلیل کاملتری ارائه گردیده است.
باز شناسی زندگی شیخ ابوالحسن مرندیبا توجه به اجازه نامههای علما در نقل روایت و سپردن مزرعهای موقوفه در مرند به ایشان میتوان او را اعلم و اشهر علمای مرند دانست و علمایی همچون محمد غروی شرابیانی، محمد علی خوانساری نجفی، محمد علی رشتی غروی و محمد حسین حائری مازندرانی تاییدیه بر کتاب مجمع النورین نوشته و ایشان را با عناوینی مانند العالم، المجتهد، و الفقیه نام برده اند؛ اما در مورد تولد و موقعیت علمی ایشان اطلاع زیادی در اختیار نداریم و مفصل ترین بیان را میتوان به علامه آقابزرگ طهرانی نسبت داد که او را با عنوان عالمی صاحب تصنیف ذکر میکند که پس از مهاجرت از نجف به شاگردی فاضل شربیانی پرداخته و در بازگشت به ایران در ری ساکن شده و در تاریخ محرم 1349 ق وفات کرده است (طهرانی، 1404، ج1: 34)مولف در کتاب مجمع النورین به استادان اجازه خود در نقل حدیث اشاره کرده و متن اجازه نامه فاضل شرابیانی را به صورت کامل ذکر میکند. (مرندی، 1328: 7). علامه آقا بزرگ نیز در دو جای دیگر از کتاب خود به اجازه روایی او از آیت الله محمد علی خوانساری اشاره کرده است (طهرانی، 1403، ج1: 224؛ ج11: 217).شیخ محمد رضا مامقانی محقق کتاب تنقیح المقال در تتمه شرح حال آیت الله شیخ محمد حسن مامقانی به تعدادی از شاگردان ایشان که اجازه اجتهاد یا نقل روایت را از شیخ محمد حسن داشته اند اشاره میکند و یکی از آن افراد را شیخ ابوالحسن مرندی دانسته است؛ (مامقانی، 1423، ج اول: 250).
اگر چه علامه آقا بزرگ طهرانی و صاحب مخزن المعانی رحلت ایشان را در سال 1349 ق ذکر کردهاند (همان) اما در دو موردآقابزرگ به خلاف سخن خود، سال وفات ایشان را حدود 1340 ق و 1352ق ذکر میکند (طهرانی، 1403،ج8: 248؛ ج18: 364) و آیت الله سید محسن امین نیز بر اساس متنی در کتاب ایشان، زمان وفات را 1352 ق عنوان کرده است (امین، 1403، ج2: 338).تالیفات ایشان متعدد بوده و نوع کتابهای ایشان نشان میدهد به مسائل سیاسی و اجتماعی دوران خود توجه داشته و این مطلب از نقدهای او به وهابیت در ایام تخریب قبور ائمه بقیع و موضع گیری هایشان در مورد مشروطیت و حمایتش از شیخ فضل الله نوری به دست میآید. آقابزرگ کتابهای ایشان را چنین شمرده است:1٫ نور الانوار: این کتاب پنج جلد است و در هر یک از آنها به گوشهای از معارف دینی اشاره شده است (طهرانی، 1403، ج24: 361). نام برخی از اجزای آن با عنوان مظهر الانوار در مورد امام مهدی(ع) به عنوان جلد سوم، لوامع الانوار به عنوان جلد چهارم، بستان الانوار یا لمعان الانوار به عنوان جلد پنجم نامگذاری شده است. (همان و ج3: 106؛ ج18: 364) در این نوشتار با واکاوی جلد سوم این کتاب، به دیدگاه شیخ ابوالحسن مرندی در مورد مهدویت، به ویژه نشانههای ظهور خواهیم پرداخت.2٫ صواعق محرقه: (همان، ج15: 95)؛ 3٫ مجمع النورین و ملتقى البحرین فیما وقع من الجور على والده السبطین؛ (همان، ج20: 46). 4٫ دلائل براهین الفرقان، فى ابطال القوانین الناسخات لمحکمات القرآن (همان، ج8: 248).
5 فجایع الدهور فی انهدام قبور در علائم ظهور 6٫جرائد سبعه. (همان، ج13: 172).جلد سوم نور الانوار (مظهر الانوار)مصنف، این کتاب را جلد سوم از کتاب نورالانوار دانسته و آن را مظهر الانوار مینامد. (مرندی، 1328: 284؛ مرندی، 1328: 371 و 376). تاریخ نگارش این کتاب بنابر اذعان مولف در پایان کتابش 1328ق میباشد.دو تکمله بر مظهر الانوارگویا مرحوم مرندی بعد از نگارش کتاب مظهر الانوار، مطالبی در دو نوبت به کتاب افزوده است و خود از این دو کتاب با عنوان (جرائد سبعه) و (شرح جرائد سبعه) نام میبرد.کتاب اول همان جرائد سبعه میباشد که با توجه به مقدمه ایشان در اصل عربی بوده و پس از آن به درخواست یکی از مومنین آن را به فارسی ترجمه کردهاند (مرندی، 1332: 2). ایشان این کتاب را در هفت جریده که شامل مطالب توحید و معرفت امام زمان(ع)، اخبار علایم ظهور مهدی آل محمد(ص)، بیان ممانعت امرا از حقوق فقرا، بیان ثواب انتظار فرج قائم آل محمد(عج)، بیان اخبار هتک حرم ملائک پاسبان ثامن الائمه علی بن موسی الرضا(ع)، بیان علایم ظهور حجت بالغه، بیان خاتمه و فتح بلاد آلمان به امر امام زمان و ذکر اسما و حکام آن حضرت میباشد.ایشان در شرح جرائد سبعه، بعد از اضافه کردن مطالب در قالب جرائد سبعه نکاتی دیگر را اضافه کرده و از آن با عنوان (مستطرفات جرائد سبعه) یاد کرده و علاوه بر نشانههای ظهور به بیان نماز استغاثه به حضرت مهدی(ع)، تاریخ سلاطین دیالمه و وجه تسمیه شیخ مفید به این عنوان پرداخته است.
نکتهای که بدان باید توجه کرد در هر دو کتاب به اشتباه مظهر الانوار را جلد چهارم نوشتهاند، در حالی که این کتاب جلد سوم نورالانوار استساختار کتاب مظهر الانوارهمانگونه که نویسنده کتاب توضیح داده است، این کتاب در مورد امام مهدی(عج) و مباحث مرتبط با آن تالیف شده و فصول آن بدین ترتیب است:فصل اول. فی الولایه المطلقه؛ و فصل دوم: فی کون مرتبه الولایه فوق مرتبه النبوه: در این دو فصل ابتدا به توضیح معنای امامت و ولایت میپردازد و در ادامه اثبات میکند که مقام امامت و ائمه: بر مقام نبوت و رسالت برتری دارد و اعتقاد دارد که این مطلب اظهر من الشمس است (مرندی، 1328ق: 286).فصل سوم. انکار وجود القائم(عج) انکار النبوه و التوحید: در این قسمت ادلهای مبنی بر کفر انکار کنندگان حضرت مهدی(عج) میآورد و بیانی در انحراف و کفر فرقه بابیت دارند (همان: 288 و 289).فصل چهارم. فی اسرار الامام المنتظر وتاریخ تولده: روایت تولد امام مهدی(عج) را از زبان حکیمه خاتون و به نقل از کتاب حسین بن حمدان ذکر میکند (همان: 290).فصل پنجم. فی اشراط الساعه: در این باب چند روایت را از کتابهای کافی، روضه الواعظین و تفسیر قمی ذکر میکند که مفصلترین آنها بیان اشراط الساعه توسط حضرت محمد(ص) به سلمان فارسی است (همان: 293).فصل ششم. فی ظهور القائم فی سبع قباب من النور: نزول ایشان در هفت قبه نور و حضور در پشت کوفه را از روایت تفسیر عیاشی نقل میکند (همان: 294).فصل هفتم.
فی ثواب انتظار الفرج القائم(عج): روایتی را نقل میکند که پاداش انتظار را همانند پاداش همراهی با حضرت در خیمه اش میداند (همان: 296)فصل هشتم. فی علائم الظهور المتعلقه ببلده التبریز والطهران: این بخش را در یک قسمت جداگانه نقد میکنیم.فصل نهم. فی علائم الظهور المتعلقه بالنجف والکوفه: در این قسمت به بیان روایاتی در مورد عراق پرداخته و انتقال علم را از نجف به قم، از نشانههای ظهور دانسته اند (همان: 305) در قسمتی دیگر، روایت امام حسن عسکری(ع) را نقل میکند که چنین فرموده اند:وَ سَیَنْفَجِرُ لَهُمْ یَنَابِیعُ الْحَیَوَانِ بَعْدَ لَظَى النِّیرَانِ لِتَمَامِ آلِ حم وَ طه وَ الطَّوَاسِینِ مِنَ السِّنِین؛ به زودی برای آنجا چشمههای زندگی میجوشد پس از لهیب آتش پس از سالها به مقدار آل حم و طه و طواسین (مجلسی، 1403، ج26: 265 و ج152: 122؛ ج75: 378).ایشان منبع روایت را کتاب الدره الباهره، تالیف شهید ثانی دانسته، در حالی که این کتاب را به شهید اول نسبت داده اند (همان، ج1: 10). و عبارتهای پایانی مورد نظر شیخ مرندی در کتاب ذکر شده وجود ندارد (عاملی، 1379، ح1: 48). روایت با متن مذکور را میتوان در کتاب المحتضر مشاهده کرد (مجلسی، 1403، ج52: 121).در ادامه و در مقام تبیین معنای (طواسین) چنین میگویند:اقول مراد از (والطواسین) حروفات آن نیست؛ زیرا که طواسین جمع طاسین است و در قرآن سه سوره است: سوره شعرا و سوره نمل و سوره قصص.شعرا و قصص هر دو طسم و نمل طس. پس طواسین محسوب نخواهد بود.
کذلک واو و الف و لام آن به خلاف الف و لام الروضه و تاء روضه تاء قرشت نیست؛ بلکههای هوز است پس، در این صورت، به حساب جمل هزارو سیصد و بیست و نه سال میشود. پس در بیست ونه امید فرجی بل فرجها از برای شیعیان است؛ إن شاء الله! (مرندی، 1328: 208).ایشان در فصل پایانی نیز اشارهای به برخی از سخنان در مورد زمان احتمالی ظهور اشاره کرده و به سخن خواجه نصیر طوسی و حدیث ابا لبید اشاره میکند (همان: 365).فصل دهم. فی اعداد علائم الظهور: در این فصل، علائم ظهور از زبان شیخ مفید را به اشتباه به کتاب بشاره المصطفی نسبت داده و نقل میکنند (همان: 309).فصل یازدهم. فی علائم الظهور التى ذکرها امیر المومنین فی خطبته: متن خطبه البیان، را که از خطبههای منسوب به حضرت علی(ع) میباشد، ذکر میکند.فصل دوازدهم. فی احراق الشیخین بنار النمرود: در این بخش به سخن حضرت علی(ع) با خلیفه دوم اشاره (برسی، 1422: 125) و قسمتی دیگر از خطبه البیان را ذکر کرده است (مرندی، 1328: 316).فصل سیزدهم. فتح بلاد الآلمان بالتکبیرات الثلاثه: ایشان روایتی را به غیبت طوسی در مورد فتح روم و قسطنطنیه نسبت میدهد؛ در حالی که مجدداً آدرس اشتباه داده و این روایت در کتاب غیبت نعمانی است. (ابن ابیزینب، 1379: 235). از طرف دیگر به کشور آلمان در روایتهای مورد نظر ایشان هیچ اشارهای وجود ندارد و تنها برداشت خود را بدون ذکر دلیل مطرح کرده است (مرندی، 1328: 318 و 364؛ مرندی، 1332: 18).فصل چهاردهم.
فی ارتداد اصحاب القائم الا اثنى عشر: ایشان روایت مفضل از امام صادق(ع) را در مورد الحاق شدن فردی به نام حسنی به لشکر حضرت مهدی(عج) ذکر میکند و اینکه از تمام یاران این فرد چهل هزار نفر امام را یاری نمیکنند (رک: خصیجی، 1419: 404) و تنها دوازده هزار نفر از حسنی تبعیت کرده (حائری یزدی، 1422، ج2: 168) و به امام(عج) ملحق میشوند (مرندی، 1328: 321).فصل پانزدهم. علامه خروج السفیانی؛ فصل شانزدهم. خروج المهدى واوصافه(عج)؛ و فصل هفدهم. فی عدد اصحاب القائم(عج) : در این سه فصل از روایت هایی مانند خطبه البیان استفاده کرده و به وصف سفیانی و نام یاران حضرت مهدی(عج) میپردازد؛ اما در قسمت بیان کننده یاران حضرت مهدی(عج)، ایشان نام یاران از بصره را چنین آورده است:الا و ان اولهم من البصره و آخرهم من الابدال فاما الذین من البصره فعلی محارب و طلیق (همان: 231). و در ترجمه جرائد به صورت (فعلی و محارب و طلیق آورده است (مرندی، 1322: 109).در صورتی که در بشاره الاسلام این عبارت را چنین ذکر کرده اند:فاما الذین من البصره فعلی و محارب (حیدر الکاظمی: 211)و در الزام الناصب نیز چنین میگوید:إنّ أوّلهم من أهل البصره و آخرهم من الأبدال فالذین من أهل البصره رجلان اسم أحدهما علی و الآخر محارب (حائری یزدی، 1422، ج2: 165).فصل هجدهم. بیعه اصحاب القائم له على ثلاثین خصله: همان سی خصلتی را که در خطبه البیان ذکر شده است، بیان میکنند (مرندی، 1328: 334).فصل نوزدهم.
بیان الحرب بین ملک الروم و القائم(عج): در این قسمت ادامه خطبه البیان را ذکر میکنندفصل بیستم. الخطبه الافتخاریه لامیر المؤمنین(ع) (همان: 338): این خطبه را از جمله سخنان منسوب به حضرت علی(ع) دانسته اند که به خطبه البیان شباهت بسیار دارد. از این رو، علامه آقابزرگ طهرانی اتحاد این دو خطبه را احتمال داده است (طهرانی، 1403، ج7: 198). البته استناد این خطبه نیز مانند خطبه البیان محل تردید میباشد.فصل بیست و یکم. تاریخ تولد القائم(عج) : به روایتی مفصل از امام صادق (ع) اشاره میکنند که، البته در آن زمانی مشخص نشده است و امام صادق(ع) بیان کننده اصل تولد و مشکلات دوران غیبت برای مفضل بن عمر هستند (مرندی، 1328: 342).فصل بیست و دوم. اعداء القائم مقلده العلماء اهل الاجتهاد: نویسنده از کتاب فتوحات مکیه ابن عربی مطلبی را در مورد حضرت مهدی(عج) و مخالفان ایشان از میان فقها مطرح میکند و البته توضیحی ارائه نمیدهد؛ (همان: 344). اما به دونکته باید توجه کرد:1٫ ظاهرا این مطلب را از کتاب فتوحات مکیه و به نقل از امام صادق(ع) ذکر میکند؛ چرا که در ابتدای نقل کلام این عبارت را آورده اند: (عنه ع)؛ یعنی از ایشان(ع). که با توجه به نقل روایت قبل از امام صادق(ع)، مراد، ایشان هستند؛ در حالی که با مراجعه به اصل کتاب متوجه میشویم این بخشها بیان خود ابن عربی است و از کلمات امام صادق(ع) نیست؛ (ابن عربی، ج3: 39؛ اشعرانی، 562). الا اینکه بگوییم اشتباه از طرف نساخ کتاب صورت پذیرفته است.
2٫ این بیان ابن عربی و روایت هایی که به بحث تقابل فقها با حضرت مهدی اشارهای دارند، الزاما مرادشان فقهای شیعه و یا عالمان مستقر در شهر قم نیست و میتواند مراد آنها عالمان وهابی، زیدیه و دیگر فرقی باشد که به نام قرآن و دین امروزه نیز در برابر فرقه حقه اثنی عشریه قد علم کرده و مصداق بارز آن علمای وهابی هستند که با تحلیل اشتباه خود از آیات الاهی، توسل را شرک محسوب میکنند از طرف دیگر، روایتهای متعدد داریم که دستور داده اند در دوران غیبت به فقها مراجعه شود؛ مانند:فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِ أَنْ یُقَلِّدُوهُ؛ (طبرسی، 1403: 485)؛ هر کس از فقیهان که نفس خود را پاس دارد و دین خود را حفظ کند و به مخالفت با هواى خویش برخیزد و فرمان خداى را اطاعت کند؛ بر عموم مردم ـ غیر متخصص در امر دین ـ لازم است از او تقلید کنند.همچنین توصیه کردهاند در دوران غیبت، شهر قم و علمای آن پناهگاه شما بوده و برای دفع فتنههای آخرالزمان به آنها مراجعه کنند. امام صادق(ع) میفرمایند:إِذَا أَصَابَتْکُمْ بَلِیَّهٌ وَ عَنَاءٌ فَعَلَیْکُمْ بِقُم ؛ در هنگام مشکلات و فتنهها به قم پناه ببرید (مجلسی، 1403، ج57: 215).در نتیجه جمع میان این دو دسته از روایات این است که مراد ائمه: عالمان بی عمل و هواپرست هستند، نه الزاما عالمان شیعی مقیم قم.فصل بیست و سوم. فی بیان القبه للقائم(عج) : در مورد هشتاد هزار قبه نورانی که به احترام امام حسین(ع) و قبل از ظهور برقرار میگردد؛ سخن گفتهاند (مرندی، 1328: 345).
فصل بیست و چهارم فی بیان رموز علائم ظهوره(عج) : در ادامه بحث خواهد شد.نشانههای ظهورآنچه در این نوشته اهمیت دارد، مباحث وارد شده در زمینه نشانههای ظهور است. از این رو، در قالب عنوانی جدا به تبیین میپردازیم.نویسنده بر مبنای سخنان علی اصغر بروجردی در کتاب عقاید الشیعه نشانههای ظهور را به دو علامت خاصه و عامه تقسیم میکند؛ و مراد از علامتهای خاصه، نشانه هایی است که مختص امام مهدی(ع) است؛ مانند خارج شدن شمشیر از غلاف و اطلاع ایشان از زمان ظهور. مراد از علامتهای عامه نشانههایی است که برای عموم مردم است. ایشان حدود بیست و هشت علامت را ذکر میکند (مجلسی، 1403، ج57: 392؛ مرندی، 1328: 14). اما به مناسبتهای مختلف از علائم ظهور نام برده و به تطبیق آنها میپردازد. در این جا با توجه به ترتیب فصول کتاب، به ذکر مواردی از نشانههای ظهور که اعتبار ندارند و به روایت ذکر شده برای آن در منابع حدیثی، اشاره نگردیده و یا در مورد آنها تطبیقی صورت پذیرفته است؛ خواهیم پرداخت.
الف) روایتهای بدون سند و منبع1٫ خروج شروسی به سمت تبریز:در فصل هشتم از کتاب، به روایتی از عبدالله بشار،برادر رضاعی امام حسین(ع) اشاره میکند و میگوید:عن عبد الله البشار الاخ الرضاعی للحسین بن علی(ع) فی الحدیث الطویل له عن الحسین(ع) قال: اختلاف الصنفین من العجم فی لفظ کلمه و یسفک فیهم دماء کثیره و یقتل منهم ألوف ألوف ألوف و خروج الشروسی من بلاد الأرمینیه إلى أذربایجان یسمّى بالتبریز، یرید وراء الری الجبل الأحمر بالجبل الأسود لزیق جبال طالقان- فتکون بین الشروسی و المروزی وقعه صیلمانیه یشیب منه الصغیر و یهرم منه الکبیر؛ دو دسته از مردم عجم درباره لفظ کلمه ای ]کلمه عدل[ به اختلاف دچار میگردند و در میان آنان خونریزی بسیار میشود و هزار هزار هزار نفر کشته میشوندآنگاه فرمود: و شروسی از بلاد ارمنیه به سمت آذربایجان که آن را تبریز مینامند، به قصد کوه سرخ پشت شهر ری که به کوه سیاه، و چسبیده به کوهستان طالقان متصل است قیام میکند و میان شروسی و مروزی جنگ بسیار سختی روی میدهد که کودکان را پیر و بزرگسالان را فرسوده میکند. (مرندی، 1328: 297).نقدمراد از عبدالله بشار، عبد اللَّه بن أبی عقب اللیثی میباشد (بلاذری، 1417ق، ج11: 106). در برخی منابع نام پدر او یسار (همان) و در برخی دیگر بشار ذکر شده است (راوندی، 1409، ج3: 1167؛ عاملی نباطی، 1403، ج2: 258). نام او متفاوت نقل شده و گاهی عبد اللّه بن أَبی عقبه الشّاعر (ابن بابویه، 1395، ج1: 304).
یا ابا عبد الله الشاعر یاد شده است (مجلسی، 1403، ج51: 114؛ ابن بابویه، 1404: 123؛ ابن أبی زینب، 1397: 192) بنا بر تصریح نباطی بیاضی، او دارای کتابی در ملاحم بوده که قسمتی از ملاحم را به شعر گفته (عاملی نباطی، 1384، ج2: 258). و مرحوم کلینی یک گزارش از کتاب شعر او و به نقل از امام صادق(ع) بیان میکند. (کلینی، 1407، ج8: 177). نجاشی نیز به کتاب شعری از او ذیل نام الحسین بن محمد بن علی الأزدی اشاره میکند (نجاشی، 1418: 65). مقدسی شافعی نیز دو شعر از او را درزمینه فتن و ملاحم نقل کرده و او را علامه ادب و شعر مینامد (شافعی، 1428ق: 158).آنچه محل تامل است این که:الف) کتاب در زمان ما در اختیار کسی نیست و این گزارش نیز در هیچ یک از کتابهای روایی نقل نشده و اولین مصدر آن، ادعای شیخ ابوالحسن مرندی در جلد سوم نور الانوار میباشد. پس از ایشان، حائری بارجینی این نقل را از مجمع النورین (در اصل همان جلد سوم نور الانوار) در کتاب خود ذکر کرده (حائری، 1422، ج1: 67) و تا زمان فعلی مصدر نقل نویسندگان معاصر کتاب بارجینی بوده است.ب) مشابه این روایت که در آن از شروسی نام برده است، در گزارش شیخ صدوق بوده؛ اما صدر حدیث در آن وجودندارد. شیخ صدوق میگوید:وَ یَخْرُجُ الشَّرُوسِیُ مِنْ أَرْمِینِیَّهَ وَ آذَرْبِیجَانَ یُرِیدُ وَرَاءَ الرَّیِّ الْجَبَلَ الْأَسْوَدَ الْمُتَلَاحِمَ بِالْجَبَلِ الْأَحْمَرِ لَزِیقَ جَبَلِ طَالَقَانَ فَیَکُونُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْمَرْوَزِیِّ وَقْعَهٌ صَیْلَمَانِیَّهٌ یَشِیبُ فِیهَا الصَّغِیرُ وَ یَهْرَمُ مِنْهَا الْکَبِیر (ابنبابویه، 1395، ج2: 469).
با توجه به اصل روایت متوجه میشویم که صدر گزارش مرندی و عبارت (تبریز) از اضافات ایشان به روایت است و برای آن مستندی وجود نداردج)احتمال دارد مراد از (کلمه عدل) همان بحث عدالتخانه در دوره مشروطه باشد که شیخ مرندی نیز از مخالفان سرسخت آن بوده است (مرندی، 1344: 75). و مؤید این احتمال، عبارتی دیگر از ایشان در همین کتاب است که در کنار کلمه عدل به کشته شدن یک شیخ مازندرانی که یاد آور شهید شیخ فضل الله نوری است؛ اشاره کرده است (مرندی، 1328: 371).منابعقرآن کریم1٫ ابن أبی زینب، محمد بن ابراهیم (1397ق). الغیبه، محقق علی اکبر غفاری، تهران، صدوق.2٫ ابن بابویه، علیبن الحسین (1404ق). الإمامه و التبصره من الحیره، قم، مدرسه الامام المهدی(ع).3٫ ابن بابویه، محمدبن علی (1395ق). کمال الدین و تمام النعمه، علی اکبر غفاری، تهران، اسلامیه.4٫ ابن شهر آشوب، محمد بن علی (1379). مناقب آل ابی طالب:، قم، علامه.5٫ ابن عربی، محیی الدین، (بیتا). فتوحات المکیه، دار احیاء التراث العربی.6٫ ابن اعثم الکوفی، احمد بن علی (1380). الفتوح، ترجمه محمد بن احمد مستوفی، انتشارات علمی فرهنگی.7٫ امین، سید محسن (1403ق). اعیان الشیعه، بیروت، دارالتعارف.8٫ انصاریان، حسین، بی تا، تفسیر حکیم، قم، دارالعرفان.9٫ برسی، رجب بن محمد (1422ق). مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیر المؤمنین علی(ع) ، بیروت، موسسه الاعلمی.10٫ بلاذری، احمد بن یحیی (1417ق). انساب الاشراف، بیروت، دارالفکر.11٫ بیدآبادی، مسعود (1381).
نگاهی به خطبه الافتخار و خطبه تطنجیه، فصلنامه علوم حدیث، شماره 25، دانشکده دارالحدیث12٫ ثعلبی، احمد بن ابراهیم (1422ق). الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، بیروت، داراحیاء التراث العربی.13٫ جمعی از نویسندگان زیر نظر علی اکبر رشاد (1389ق). دانشنامه امام علی(ع)، تهران،پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.14٫ جمعی از نویسندگان زیر نظر کاظم موسوی بروجردی (1385ق). دائره المعارف بزرگ اسلامی،تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی.15٫ حائری یزدی، علی (1422ق). إلزام الناصب فی إثبات الحجه الغائب(عج)، بیروت، موسسه الاعلمی.16٫ حیدر الکاظمی، سید مصطفی، (بیتا). بشاره الاسلام فی ظهور صاحب الزمان، بی جا،آل البیت.17٫ خراسانی، محمد هاشم (1347). منتخب التواریخ، بیجا، کتابفروشى اسلامیه.18٫ خصیبی، حسین بن حمدان (1419ق). الهدایه الکبری، بیروت، البلاغ.19٫ راوندی، سعید بن هبه الله (1409ق). الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه امام مهدی(ع).20٫ سپهر، محمد تقی (1377). ناسخ التواریخ، تهران، اساطیر.21٫ سیوطی، عبدالرحمن،(بیتا). جامع الاحادیث، بی جا، بی نا، موجود در کتابخانه المکتبه الشامله.22٫ شعرانی، عبدالوهاب بن احمد، (بیتا). الیواقیت و الجواهر، دار احیاء التراث العربی.23٫ شهبازیان، محمد (1393). ره افسانه، قم، مرکز تخصصی مهدویت، اول.24٫ ـــــــــــــــ (1393). واکاوی کتاب نورالانوار اثر علی اصغر بروجردی، فصلنامه علمی ترویجی انتظار موعود، ش 44، قم، مرکز تخصصی مهدویت.25٫ طبرسی، احمد بن علی (1403ق).
الاحتجاج علی اهل اللجاج، مشهد، نشر مرتضی26٫ طهرانی، آقا بزرگ (1403ق). الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت، دارالأضواء.27٫ طهرانی، آقا بزرگ (1404ق). طبقات اعلام الشیعه،مشهد، دارالمرتضی.28٫ عاملی (شهید اول)، محمد بن مکی (1379). الدره الباهره من الاصداف الطاهره، قم، زائر.29٫ عاملى نباطى، على بن محمد (1384ق). الصراط المستقیم إلى مستحقی التقدیم ، نجف، المکتبه الحیدریه.30٫ عرب حسینی، سید مهدی (1387). دوره قاجار و تالیفات درباره مهدویت، فصلنامه علمی پژوهشی مشرق موعود، شماره 5، قم، پژوهشکده مهدویت (آینده روشن).31٫ کلینی، محمد بن یعقوب (1407ق). الکافی، علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الإسلامیه.32٫ مامقانی، عبدالله (1423ق). مخزن المعانی، قم، موسسه آل البیت.33٫ مجلسی، محمد باقر (1403ق). بحارالانوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی.34٫ مرندی، ابوالحسن (1332ق). جرائد سبعه، تهران، نسخه خطی موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی.35٫ ـــــــــــــ (1333ق). شرح جرائد سبعه، قم، نسخه خطی موجود در کتابخانه مسجد اعظم.36٫ ـــــــــــــ (1344). فجائع الدهور، قم، نسخه خطی موجود در کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی.37٫ ـــــــــــــ (1328ق). مجمع النورین، تهران، نسخه خطی موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی.38٫ ـــــــــــــ (1328ق). نور الانوار، تهران، نسخه خطی موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی.39٫ محمدبن محمدبن النعمان، المفید (1413هـ). الإختصاص، قم، کنگره هزاره شیخ مفید.
40٫ المقدسی الشافعی، یوسف بن یحیی (1428ق) عقدالدرر فی اخبار المنتظر، قم، مسجد مقدس جمکران.41٫ میبدی، حسینبن معین الدین(1411ق). دیوان منسوب به امیرالمومنین(ع)، قم، دار نداءالاسلام.42٫ نجاشی، احمد بن علی (1418ق). رجال، قم، نشر اسلامی.43٫ نمازی شاهرودی، علی (1418ق). مستدرک سفینه البحار، نشر اسلامی.44٫ نیشابوری، نظام الدین حسن بن محمد (1416ق). تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان، بیروت، دارالکتب العلمیه.45٫ http: //phz.hajj.ir/163/10537(پژوهشکده حج و زیارت)، کتابشناسی بقیع.نویسندگان:محمد شهبازیان، نصرت الله آیتیمجله انتظار موعود شماره 46ادامه دارد....
05:56 - 20 آبان 1395