تحلیل اخلاقی امید با تأکید بر آیات قرآن کریم

قرآن کریم جهت القای امید راستین در آدمی، در هر دو حوزه فردی و اجتماعی زندگانی آدمی، عواملی (اخلاقیاتی) را برشمرده است که توجه به آنها، ضمن ایجاد امید، به تحکیم و غنی‌سازی آن نیز کمک می‌کنند.
بخش اول چکیده امید به آدمی، شادابی، حیات و پویایی می‌بخشد. شادابی تن به شادابی دل وابسته است و شادابی دل در امید ریشه دارد. در این نوشتار به روش توصیفی ‌ـ تحلیلی و با بهره‌گیری از آیات و روایات، ضمن بیان مفهوم‌شناسی امید و شناسایی انواع آن، با توجه به شاخصه‌های امید حقیقی و جایگاه آن در اخلاقیات فردی و اجتماعی به تحلیل اخلاقی سیمای پسندیده امید در قرآن کریم پرداخته شده است. یافته‌های پژوهش بیانگر آن‌اند که چون در جهان‌بینی توحیدی، امید در راستای تکامل و کمالات اخلاقی انسان است و این تکامل از منظر قرآن، به‌سوی خلیفه اللهی در جریان است، (بقره / 30) توجه به این فضیلت اخلاقی عامل آرامش و استحکام او در برابر ناملایمات می‌باشد. واژگان کلیدیقرآن، اخلاق، امید، ایمان، هدف.طرح مسئله بشر به‌طور طبیعی در طول زندگی در این جهان با نگرانی‌ها و اضطراب‌های بسیاری رودررو بوده، همواره در جهت از میان بردن عوامل پیدایش و پیروزی بر آنها کوشیده است. یکی از اهداف پیدایش مجموعه بزرگ اختراعات و اکتشافات بشر نیز، القای روح امید در زندگی و مبارزه با ناامیدی و افسردگی بوده است. به‌طورکلی، امید سرمایه اصلی حیات آدمی است. آن‌که امید به آینده دارد، احساس می‌کند همه چیز دارد. خوشبختی واقعی و سعادت جاودان در مطلوب اندیشی و امید به آینده خلاصه می‌شود و آن‌که از امید به آینده، بهره‌ای ندارد با ناامنی روانی، دغدغه خاطر و وسوسه‌های فزون‌خواهانه، در اوج قدرت مادی نیز، هیچ ندارد!
از سویی دیگر ما همچنان‌که به ثبات و پایداری قانون تطور معتقدیم، باید به پایداری یک دسته از معانی و مفاهیم خاص در جهان نیز ایمان داشته باشیم و آن را جاوید و ازلی بدانیم. این اصول ثابت، قوانین فضیلت و اخلاق‌اند که براساس حکم عقل سلیم به پیروی از آن ناگزیریم و موظفیم سیر حیات را در سایه اجرای مقررات آن ادامه دهیم. اما اجرای اصول اخلاقی مستلزم تحمل یک سلسله ناگواری‌ها و محرومیت‌هاست و در موارد بسیاری میان تمایلات انسان و آن اصول، تضاد پدید می‌آید که ارضای آنها با نقض مقررات اخلاقی امکان‌پذیر می‌گردد. ازاین‌رو، تربیت بدون پشتوانه معنوی، توان رفع ضربات ‌شکننده غرایز را نداشته، بدون اتکا به اصول اخلاقی و معنوی، خیلی زود زیر فشار تمایلات سقوط خواهد کرد؛ زیرا چنین نیروی تربیتی‌ای آنچنان راسخ و پایدار نیست که بتواند در همه حال، شخص را برخلاف مجرای انگیزه‌هایش پیش بَرد.
به همین دلیل ایمان مذهبی مهم‌ترین ضامن اجرای اصول انسانی و بزرگ‌ترین پشتوانه فضائل اخلاقی است که در صحنه مبارزه با احساسات و غرایز، انسان را بیمه می‌کند (موسوی لاری، 1386: 14 ‌ـ 13) و در پرتوی القای روح امید در آدمی، چنان آرامشی بر زندگی او حاکم می‌نماید که نه‌تنها در برابر ناملایمات صبر و مقاومت می‌کند، با غلبه بر احساس یأس و ناامیدی برای رسیدن به آینده‌ای بهتر، بیش‌ازپیش می‌کوشد. در همین راستا پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این پرسش است که امید در منابع دینی، تا چه اندازه تأثیرگذار و یا متأثر از قوانین اخلاق و فضائل اخلاقی است؛ و چه جایگاهی در میان قوانین اخلاق و فضائل اخلاقی دارد؟ الف) مفهوم‌شناسی امید براساس کتابچه آکسفورد (2003)، واژه امید به دو معناست: 1. امنیت و توکل، 2. آرزو و اعتقادی که امکان دستیابی بدان وجود دارد. (بهاری، 1390: 14؛ به نقل از آکسفورد، 2003؛ ذیل مدخل hope) در فرهنگ‌نامه رندم‌هاوس نیز، امید به‌ انتظار مثبت فعال و مداوم برای تعقیب در جهت یک شایستگی مطلوب معقول تعریف شده است. (بهاری، 1390: ص14؛ به نقل از: رندم‌هاوس، 2005: ذیل مدخل hope) دانشنامه معاصر هزاره نیز، امید را آرزو و انتظار چیزی که مایه دلگرمی آدمی است، معنا کرده است. (حق‌شناس و همکاران، 1387: ذیل مدخل hope)
در فرهنگ فارسی معمولاً امید و آرزو در کنار هم به‌کار می‌روند. (فرهنگ عمید، 1387: ذیل مدخل امید) هر امیدواری‌ با آرزویی همراه است اما هر آرزویی، امیدواری به همراه ندارد؛ چراکه آرزو دارای بُعد خیال‌انگیز است و بیشتر به مفهوم خیال‌پردازی گره می‌خورد تا با مفهوم امید. (بهاری، 1390: 7) بنابراین فرهنگ لغت، بستر امید را تمایل به تکمیل چیزی باارزش با احتمال واقعی تحقق همراه با تداوم انتظار وقوع آن، تعریف می‌کند. (همان: 8) این واژه در روان‌شناسی هم مورد توجه بوده است؛ در طول دهه 1950 تا 1960 روان‌پزشکان و روان‌شناسان، امید را تحت عنوان کلی انتظار مثبت برای دست‌یافتن به هدف مطالعه می‌کردند. (همان: 10، به نقل از: منینجر و استوتلند، 1969) و از این میان، اسنایدر بنیان‌گذار نظریه امید در روان‌شناسی، معتقد است، امید فرایندی است که طی آن افراد اهداف خود را تعیین می‌کنند، راهکارهایی برای رسیدن به آن اهداف می‌سازند و انگیزه لازم برای به اجرا در آوردن این راهکارها ایجاد کرده، آن را در طول مسیر حفظ می‌کنند. (کار، 1385: 48؛ به نقل از: اسنایدر، 1995 ـ 1994) در زبان عربی، امید مترادف با «رجاء» است که در قرآن کریم، 28 بار همراه با ریشه و مشتقاتش، در 27 آیه و 21 سوره به‌کار رفته است. معنای لغوی «رجاء» امید داشتن، و در اصطلاح انتظار امر محبوبی است که بیشتر اسباب و موجبات آن، محقق باشد. (فراهیدی، 1410؛ ابن‌منظور، 1414؛ ذیل ریشه کلمه)
اما مفهوم امید در قرآن کریم، از مفاهیم کلیدی است که بارها به شیوه‌های مختلف، بیان گردیده است؛ به‌گونه‌ای‌که با توجه به آیات امیدآفرین قرآن، این کتاب مقدس را، با توجه به نام‌های مبارکی که بر آن نهاده‌اند، کتاب امید نیز می‌توان نامید. به‌طورکلی مفهوم امید (در لایه مثبت و منفی) در قرآن کریم، از راه کلیدواژه‌های زیر قابل پی‌گیری است که در ادامه به توضیح مختصری از هریک اکتفا می‌کنیم: رجا: انتظار امری محبوب و پسندیده است که بیشتر اسباب آن محقق باشد. طمع: تمایل نفس از روی حرص، آرزوی شدید و آزمندی به چیزی که خارج از دسترس انسان باشد. أمل: آرزویی که انتظاری طولانی در آن وجود دارد، یعنی امکان حصول و دستیابی به آن دور است. تمنی: میل به حصول هدفی مطلوب همراه با تقدیر و اندازه‌گیری آن. (ابن‌منظور، 1414: ابو فارس، 1349؛ مصطفوی، 1360؛ طریحی، 1408؛ فراهیدی، 1410؛ راغب اصفهانی، 1412؛ ذیل ریشه کلمه) از میان واژگان فوق، تنها در واژه «رجا» فرد امیدوار در راه رسیدن به امیدش می‌کوشد و زمینه‌های رسیدن به مطلوب را فراهم می‌نماید، درصورتی‌که در سه واژه دیگر، فرد، بدون اینکه خود را برای حصول به مطلوب آماده و مهیا گرداند، به رسیدن به آن امیدوار است. (طیب، 1378: 5 / 344) برخی نیز، معتقدند واژه «رجا» با شک و گمان همراه است؛ بدین‌معنا که چنین امیدی، به‌دلیل وجود شک و تردید با ترس همراه است. علت وجود رجا و امیدواری نیز، کرم مرجُوّ یا عللی است که به او برمی‌گردد.
درحقیقت، رجا دارای سبب و علت است. اما واژگان (طمع) و (تمنی) به‌معنای امید داشتن برای رسیدن به مطلوب بدون وجود هیچ علت و سببی است، به همین دلیل مذموم و ناپسندند. (العسکری، 1353: 203) البته برخی امید را به‌معنای ترس، توقع، انتظار و شوق نیز می‌دانند. (طریحی، 1375: ذیل ریشه رجی) شاید بتوان گفت، این معانی به لوازم معنای امید و یا به بخشی از آن اشاره می‌کنند، نه معنای حقیقی واژه؛ زیرا، از آنجا که ممکن است همواره ترس و نگرانی از عدم تحقق متعلق امید وجود داشته باشد، امید را به ترس و خوف نیز، معنا کرده‌اند. (ابوفارس، 1404: ذیل ریشه کلمه) به‌دلیل مسرّت‌بخش بودن متعلق امید، و اشتیاق طبیعی شخص امیدوار به مطلوب و ایجاد حالت انتظار و توقع در او، آن را به توقع و شوق و انتظار معنا کرده‌اند. به‌هرحال، از کاربرد واژه می‌توان فهمید که امید، آرزوی بهبود اوضاع در زمانی است که ترس از عدم تحقق آن وجود دارد. (مصطفوی، 1360: ذیل ریشه کلمه)
در اصطلاح علم اخلاق نیز، امید، حالت راحتی و لذتی است که از انتظار تحقق مطلوب، در قلب حاصل می‌شود. (نراقی، 1361: 149) این سرور و انبساط وقتی رجای حقیقی است که آدمی بسیاری از اسباب رسیدن به محبوب را فراهم نماید و الّا توقع چیزی بدون تهیه اسباب آن، غرور و حماقت است، نه رجا؛ (موسوی لاری، 1386: 436؛ نیلی‌پور، 1385: 237) و تنها چنین امیدی است که در علم اخلاق، از صفات پسندیده شمرده می‌شود و همراه با خوف می‌آید تا بدین‌وسیله دو نیروی خوف و رجا، که عامل اصلی تکامل‌اند، یکسان برانگیخته شوند. (جوادی آملی، 1387: 303) امام علی(ع) می‌فرماید: چنان از خدا بترس که گویی اگر طاعات همه اهل زمین را داشته باشی، از تو قبول نخواهد کرد و چنان به او امیدوار باش که گویی اگر همه گناهان زمینیان را کرده باشی، تو را خواهد آمرزید. (عطایی، 1369: 114) غزالی در احیاء العلوم می‌نویسد: شایسته است که بنده به کرم و بزرگواری خداوند گمان نیکو داشته باشد، ولی تمنای بی‌جای مغفرت حرام است. فرق میان آنها این است که گمان نیکو پس از توبه و انجام کارهای نیک است و تمنا و آرزو آن است که آرزوی مغفرت در کار باشد، اما توبه و نیکوکاری نباشد. (نراقی، 1361: 152) «یأس» در مقابل رجا قرار دارد و در مذمت آن همین بس که گفته‌اند این صفت آدمی را از محبت خدا که ریشه تمامی فضائل و بالاترین آنهاست، بازمی‌دارد. (الله‌وردیخانی، 1384: 2 / 100)
با بررسی آیات مشتمل بر واژگان امید، می‌توان بدین نکته دست‌ یافت که متعلقات اصلی امید از منظر قرآن کریم عبارت‌اند از: لقای الهی، (کهف/ 110) رحمت الهی، (بقره / 218) مغفرت و بخشش الهی، (اسراء / 57) مال و مقام و ثروت‌های دنیوی. (حجر / 3؛ احزاب /33 و سایر آیات) بنابراین، امید گرچه ماهیتی مثبت و پسندیده دارد، از آنجا که عوامل پدیدآورنده (متعلقات) و موانع آن ممکن است ماهیتی حقیقی یا کاذب داشته باشند می‌توان به تنویع و تقسیم آن به‌صورت زیر پرداخت: 1. امید مطلوب، صادق و حقیقی: این نوع مربوط به اموری است که در جهت رضای الهی و در راستای تکامل انسان و هماهنگ با واقعیت وجودی اوست و آدمی را به تلاش جهت بهره‌مندی از آن وا می‌دارد که به دو گونه در قرآن مطرح شده است: ـ امید به آخرت و بهره‌مندی از رحمت الهی و مغفرت او؛ عموم مؤمنان به رحمت و مغفرت الهی امیدوارند؛ (امید عمومی) ـ امید به لقای خدا که مخصوص مؤمنان خاص و انسان‌های کامل است. (امید آرمانی) این نوع در قالب واژگانی همچون رجا (ممدوح و پسندیده) و طمع (مثبت و پسندیده) بیان شده است. 2. امید نامطلوب، کاذب و مجازی: این نوع مربوط به اموری است که رضای الهی در آن لحاظ نمی‌گردد و به‌واسطه وسوسه‌های نفس یا القائات شیطان (وَ لَأ‌ُمَنِّیَنَّهُمْ) (نساء / 119) سبب سقوط آدمی در مراتب جهل و نقص می‌گردد. این نوع در قالب واژگان رجا، (مذموم و ناپسند)، طمع، (منفی و ناپسند) أمل و تمنّی بیان شده است.
در ادامه سعی نوشتار بر این است تا بنا به فراخور گنجایش خویش، در پرتو شرح و تحلیل اخلاقی دو گونه فوق، به بیان آثار و نتایج آنها در زندگانی فردی و اجتماعی آدمی بپردازد و راهکارهایی را برای امیدسازی و امیدافزایی آدمی ارائه نماید. ب) تحلیل اخلاقی سیمای پسندیده امید در قرآن (امید حقیقی یا امید قرآنی) یک. شاخصه‌ها و ویژگی‌های امید راستین به‌طورکلی موضوعات مختلفی می‌تواند متعلَّق امید انسان قرار گیرند؛ از جمله، اشخاص، امتیازاتی که برای انسان مطرح است، وقایع طبیعی و بسیاری چیزهای دیگر. امید بستن به کس یا کسان و یا به چیز یا چیزها مصادیقی از امیدند. با این همه، پرسش این است که کدامیک از آنها صادق و حقیقی و کدام کاذب و غیر واقعی‌اند؟ بی‌تردید امید صادق و کاذب تأثیر بسیار زیادی در زندگی آدمی دارد و انسان‌شناس ماهری را می‌طلبد تا ضمن تمییز این‌دو از یکدیگر به امیدهای حقیقی و انتظارات صادق پاسخ دهد، چنان‌که تشخیص تشنگی صادق از عطش کاذب برعهده پزشک متخصص است، تشخیص‌دهنده و ممیز امیدهای صادق از امیدهای کاذب نیز، دین الهی است؛ دینی که جداکننده آرزوهای کاذب از صادق است و راه تحصیل امید صادق را به انسان می‌آموزد. (جوادی آملی، 1387: 29) به همین دلیل با استفاده از آیات قرآن و کلمات معصومین(ع) شاخصه‌هایی برای شناختن امید حقیقی از امید کاذب استنباط می‌شود که به‌طور مختصر می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:
1. حقیقت‌جویی و نیت صادقانه: از منظر قرآن کریم، امید حقیقی آن است که برخاسته از نیتی صادق و بی‌آلایش باشد و حقایق ماندگار را جست‌وجو کند و درحقیقت آدمی را به یاد خدا انداخته، همواره وجود و حضور او نظارتش را گوشزد نماید: «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَ به ... ولا یُشْر‌ِکْ بعِبادَه رَ به أ‌َحَداً». (کهف / 110) درحقیقت انگیزه الهی و خدایی به عمل انسان عمق داده، نورانیت می‌بخشد و در جهت صحیح هدایتش می‌کند؛ در غیر این‌صورت عمل بدون اخلاص، بیشتر جنبه ظاهری داشته، سطحی و غیر اصیل بوده، به منافع شخصی گرایش می‌یابد. (طباطبایی، 1417: 13 / 405؛ طیب، 1378: 8 / 411؛ مکارم شیرازی، 1374: 12 / 576) بنابراین، امید زمانی ممکن است آدمی را به کمالات اخلاقی سوق دهد که انسان هم در مقام ذات، هم صفات، هم افعال و هم در مقام عبادت، به تمام‌معنا موحد باشد. اگر چنین خلوصی برای کسی میسّر گردد، بدون شک کامیاب خواهد شد. 2. همراهی با عمل صالح: طبق آیه «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَ به فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صالِحا» (کهف / 110) عمل صالح لازمه رجا و امید حقیقی شمرده شده است. درحقیقت، آن‌که ادعا می‌کند من انتظار چیزی دارم و اثری در عمل او نمایان نیست، مدعی دروغینی بیش نخواهد بود. ازاین‌رو طبق بینش قرآن، امید حقیقی، آدمی را به ‌کار و تلاش جهت نیل به هدف وامی‌دارد. (طباطبایی، 1417: 13 / 405؛ طیب، 1378: 8 / 411؛ مکارم شیرازی، 1374: 12 / 576) امام صادق(ع) نیز، امید را ملازم عمل صالح دانسته، می‌فرماید:
پاره‌ای گمان می‌برند به خدا امید دارند، اما سوگند به خداوند بزرگ که دروغ می‌گویند، اگر راست می‌گویند پس چرا این امیدواری در عملشان به چشم نمی خورد؛ زیرا هرکس امیدی داشته باشد، می‌توان آن را در عملش مشاهده نمود. (دیلمی، 1376: 2 / 56) 3. همراه بودن با خوف: در فرهنگ قرآن کریم، امید حقیقی آن است که با خوف همراه باشد. (نراقی، 1362: 123) ازاین‌رو، در کلام الهی این دو واژه بیشتر در کنار هم استعمال شده‌اند «وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً» (اعراف / 56) تا هریک از خوف و طمع، مفاسد دیگری را جبران نموده و عبادت نیز مانند سایر مخلوقات، در مجرای ناموس عامّ جهانی، یعنی ناموس جذب و دفع قرار گیرد. (طباطبایی، 1417: 8 /160) خوف یعنی بیم از عملکردها و طمع یعنی امید به رحمت حق؛ بدین‌معنا که خدا را با ترس و امید بخوانید، نه آنچنان‌که از اعمال و کردار خویش خشنود باشید، به‌ گونه‌ای‌که گمان برید هیچ نقطه تاریکی در زندگی شما وجود ندارد؛ و نه آنچنان مأیوس باشید که خود را شایسته عفو خداوند و اجابت دعا ندانید. (طیب، 378: 5 / 344) به همین دلیل در مباحث اخلاقی، این‌دو در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. (موسوی‌لاری، 1386: 427) در حدیثی از امام باقر(ع) آمده است: هیچ بنده مؤمنی نیست، جز آنکه در دلش دو نور است: نور خوف و نور رجا که اگر این وزن شود از آن بیش نباشد و اگر آن وزن شود، از این بیش نباشد. (کلینی، ترجمه سید جواد مصطفوی: 3 / 110)
4. اعتدال در آرزوها: امید و آرزو وقتی عامل حیات، حرکت و قوام زندگی انسان است که در حد اعتدال باشد. اگر آرزو از حد بگذرد و به‌صورت آرزوی طولانی و تخیلی درآید، آدمی را در رنج و سختی فرو می‌برد و به بدترین عامل انحراف و بدبختی تبدیل می‌شود. مانند آب باران که مایه حیات است اما اگر از حد بگذرد و به سیل تبدیل شود، جز ویرانی و نابودی اثری ندارد. امید و آرزوی افراطی نیز، در قرآن و روایات عامل غفلت و دوری از خدا بشمار آمده است «ذَرْهُمْ یَأ‌ْکُلُواْ وَ یَتَمَتَّعُواْ وَ یُلْههمُ الْأ‌َمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُون». (حجر / 3) آرزوی طولانی، چنان آدمی را به خود مشغول و غرق در عالم تخیلات واهی می‌نماید که با زندگی و غایت نهایی بیگانه می‌شود و آن را به فراموشی می‌سپارد. (مکارم شیرازی، 1374: 11 / 9) در فرازی از دعای کمیل در این باره آمده است: «و حبسنی عن نفعی بعد املی؛ آرزوهای طولانی مرا از دستیابی به منفعتم باز داشته است». (امام علی(ع) ) بنابراین همچنان‌که اتکا به تلاش پیگیر در راه وصول به هدف و امید حقیقی، بزرگ‌ترین عامل موفقیت آدمی است، اتکا به آمال و نقاشی کردن آرزوهای ناشدنی در ضمیر و صفحه دل، به‌جای فعالیت و تلاش، نتیجه فاصله گرفتن از واقعیات زندگی است و آنچنان در اعماق روح انسان اثر می‌گذارد که شخص در تصورات محال خود غرق می‌شود و از درک حقایق و واقع‌بینی باز می‌ماند. (موسوی‌لاری، 1386: 402) چنین افرادی هرگز به کمال و سعادت و امید حقیقی خویش نائل نخواهند شد. امام علی(ع) می‌فرماید:
أ‌َکْذِب الْأ‌َمَلَ وَ لَا تَثِقْ به فَإ‌ِنَّهُ غَرُورٌ وَ صَاحِبُهُ مَغْرُور. (سید رضی، 1414: 118) آرزوهای فریبنده را یک امر واقعی به حساب نیاور و آن را تکیه‌گاه خود قرار نده، که آرزو فریبنده است و آدمی نیز در دام این فریب گرفتار می‌شود. دو. جایگاه امید قرآنی در محور اعتقادات با رویکردی اخلاقی (امیدسازی قرآنی) از منظر قرآن کریم، معرفت به حق، اعتقاد به نبوت و اصل معاد و نیز شناخت امام و اعتقاد به اصل امامت، خود، می‌تواند خانه امیدی را در آدمی پایه‌ریزی کند که تحت هیچ شرایطی، طوفان‌ها و بادهای حوادث ناگوار زندگی نتوانند آن را از پای درآورند. افزون بر این اگر آدمی از نظر شخصیتی و اعتقادی ناامید باشد، به‌طور طبیعی، رفتاری بیرون از عرف طبیعت انسانی از خود بروز می‌دهد که در جهت دادن جامعه به سمت ناامیدی و افسردگی بی‌تأثیر نخواهد بود. ازاین‌رو با پرورش افراد سالم و امیدوار، می‌توان به القای روح امید در جامعه و نیز تحکیم آن، بیشتر امیدوار بود. همچنین اعتقاد به این سه اصل، به نوعی تجلی اعلای امیدواری آدمی است؛ چراکه امید، سبب تقویت هریک از این اصول در آدمی می‌شود. بنابراین اعتقاد به توحید، نبوت و معاد که پایه و اساس دریافت اسلام را تشکیل می‌دهند، افزون بر امیدسازی، به تحکیم خانه امید آدمی و غنی نمودن آن (امیدافزایی) کمک می‌نمایند و آدمی را به‌سوی کمال واقعی سوق می‌دهد. 1. اعتقاد به توحید
اعتقاد به توحید و یگانه بودن خداوند به‌عنوان کامل‌ترین موجود در دایره هستی که به‌صورت بی‌نهایت واجد همه کمالات است، موجب می‌شود انسان به‌جای اندیشه مداوم به عوامل متعدد مؤثر در زندگی خویش و بیم از آنها و یا امید بستن به آنها، به مرجع و ملجائی واحد چشم بدوزد. کمترین تأثیر چنین نگرشی، انسجام و تعادل بین شناخت‌ها، عواطف و اعمال در بسیاری از بخش‌های زندگی است. به بیان دیگر، توحید و یگانه‌پرستی است که به عناصر نفس و روان آدمی همبستگی بخشیده، روند قوای فکری او را برای دریافت و شناخت به‌سوی یک منبع، متحد و هماهنگ می‌سازد و از این رهگذر، یک اثر ترکیبی سازنده را در شخصیت انسان بارور می‌گرداند. به عکس تعدد آلهه و شرک یا تعدد منابع ترس و نفع و ضرر که منجر به تشتت و ازهم‌پاشیدگی روان انسانی و تفرق و تقسیم قدرت آگاهی او به جهات متعدد شده، سرانجام به ازهم‌گسیختگی پیوندهای شخصیت و ایجاد اختلالات روانی در او (ازجمله ناامیدی و افسردگی) می‌انجامد. از سویی دیگر اعتقاد به توحید افعالی (اصل قضا و قدر و تصادفی نبودن رویدادها) نیز، یکی از عوامل مؤثر در افزایش امید در نهاد آدمی در پرتو اعتقاد به‌وجود خالق یکتاست؛ چراکه از منظر قرآن امور جهان تصادفی نبوده، تحت نظارت خداوند انجام می‌گیرد؛ (انعام / 59) خداوند براساس حکمت و مصلحت کارها را سامان داده، خواستار خیر و خوبی انسان‌هاست. (آل‌عمران / 140) مشکلات نیز، امکانی جهت امتحان و رشد آدمی است. (محمد / 31)
ایمان به خداوند و اعتقاد به‌وجود خالقی یکتا، نه‌تنها ناراحتی و تشویش را از قلب آدمی می‌زداید، بلکه می‌تواند از هجوم هیجان و اضطراب به دل نیز، جلوگیری نماید. قرآن از نقش پیش‌گیرانه ایمان چنین یاد می‌کند: «وَ لا تَهنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أ‌َنْتُمُ الْأ‌َعْلَوْنَ إ‌ِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنین». (آل‌عمران / 139) آیات قرآن، خود، گویای رابطه ایمان با امنیت و پیوند امید و آرزو با آرامش درونی و روانی است: (رعد / 29 ـ 28) از مجرای توحید است که انسان مسئله پناه‌بردن به خداوند را درک می‌نماید و به یک انسان مطلوب و متعادل تبدیل می‌شود. چنین انسانی همواره به یاد خدا بوده، قلبش کاملاً آرام است. (رعد / 28) بنابراین اعتقاد به توحید و وحدت معبود که به‌صورت فطری در نهاد تمامی انسان‌هاست، اساسی‌ترین و مهم‌ترین مسئله در ایجاد امید در آدمی است و امید واقعی و حقیقی نیز، امیدی است که همواره خداوند، وجود او و حاضر و ناظر بودن او را به آدمی گوشزد می‌نماید. 2. اعتقاد به نبوت و امامت بشر برای داشتن زندگی سالم در این دنیا، نیازمند فرستادگانی (انبیا) از جانب خالق یکتاست و امید به حیات اُخروی نیز از همین رهگذر میسر است. تنها انبیا و ادیان الهی می‌توانند نویدبخش امید به آینده در سایه ایمان، پرهیزکاری، تزکیه روح و جسم و عمل صالح، و نویدبخش آینده‌ای روشن در پرتو ایمان به خداوند باشند.
همچنین امید در راستای تکامل انسان در قرآن، به‌سوی خلیفة الهی و تجلیگاه اسمای الهی است؛ ازاین‌رو امید واقعی نیز، در راستای تجلی صفات الهی در وجود بشر نهادینه شده است که طبق آیات قرآن کریم، در پرتو الگوگیری و توجه به زندگی و راه و روش رفتاری بزرگان دین، انبیا و اولیای الهی، ائمه معصومین(ع) و شخصیت‌های کاملی است که منبع امید، انرژی و حیات‌اند. بزرگانی مانند پیامبر بزرگ اسلام(ص) که با همه سختی‌ها و مشکلاتی که برای ایشان در راه ترویج و نشر اسلام به‌وجود آمد، از مسیر حق و امیدواری به بارگاه او خارج نشد و با عمل خویش، جامعه تزکیه شده‌ای را پایه‌گذاری نمود که به‌لحاظ اخلاقیات فردی و معنویات روحی نماد تزکیه و تنزیه بود. (موسوی لاری، 1386: 49) ازاین‌رو، از او به‌عنوان بهترین الگو برای بشر در تمامی ادوار تاریخ یاد شده است «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُول‌ِ اللَّه أ‌ُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ». (احزاب / 21) به‌طورکلی تفکر در تمامی قصه‌های قرآن و داستان‌های زندگی اولیای الهی ما را به این حقیقت رهنمون می‌سازد که یکی از اهداف این قصه‌ها، تحکیم روحیه امید در دل اهل ایمان بوده است و خداوند از طریق بیان زندگی این انسان‌های نمونه (معلمان اخلاق)، که مظهر کامل و تام اسمای نیکوی الهی‌اند، (منتهی الرجایا) به پرورش روحیه امید و تقویت آن در سایر افراد بشر می‌پردازد؛
از جمله (هود / 120) داستان بازگشت یوسف، این بنده صالح خدا و گمگشته عزیز یعقوب، به آغوش پدر، (یوسف / 100) تبدیل آتش نمرودیان به گلستانی از لطف و رحمت حق (انبیا / 69) و به دست آوردن یک‌باره سلامتی و ثروت و دیگر نعمت‌های از کف رفته پس از تحمل تمام رنج‌ها در داستان زندگی حضرت ایوب(ع) . (ص / 43) بعد از انبیا نیز، آدمی به پیروی از امامان و ائمه معصوم(ع) (گرچه نبی نیستند، حضوری نبی‌گونه دارند) سفارش شده است. در عصر حاضر نیز، شناخت وجود مبارک امام زمان# و آشنایی با سیره و رفتار او، بی‌تردید معبر و گذر از جاهلیت به‌سوی حیاتی معقول و باوری امیدبخش بوده، استمرار همیشگی بارقه‌های امید در دل‌های شیعیان است. بنابراین الگوپذیری و توجه به صفات و سکنات الگو همراه با تلاش جهت رسیدن به مقامات معنوی او، سهمی اساسی در ایجاد روح امید در آدمی دارد، ضمن اینکه انتظار فرج، خود، تجلی اعلای امید در نهاد انسان‌هاست و نمی‌توان از تأثیر آن در ایجاد و تثبیت امید در آدمی غافل ماند. 3. اعتقاد به معاد ایمان به معاد، ریشه یأس‌ها و ناامیدی‌ها را که آفت جان انسان‌هاست می‌سوزاند و انسان را امیدوار می‌سازد که هیچ‌یک از اعمال نیک او از صفحه هستی پاک نمی‌شود و هیچ‌کدام از مصائب و ناکامی‌هایش در این دنیا، بی‌پاسخ نخواهد ماند. شخص معتقد به معاد زندگی را به این جهان ماده محدود نمی‌کند بلکه معتقد است انسان پس از مرگ، زندگی دیگری در پیش دارد و در آنجا به بسیاری از خواسته‌ها و آرزوهای مناسب خود نائل می‌شود.
از نظر قرآن نیز، حیات باقیه و زندگانی جاوید و سعادت ابدی در آخرت است. (غافر / 39) در آنجا آسایش، آرامش و امنیت مطلق وجود دارد (انعام / 127) و هیچ‌گونه کمبودی احساس نمی‌گردد و احساس محرومیتی که انسان در این دنیا احساس می‌کند، با یادآوری نعمت‌های عالم آخرت بر طرف می‌گردد، چراکه شخص مؤمن به بهره‌مندی از نعمت‌های الهی در آن جهان امیدوار است. همچنین آدمی همواره در زندگی با مشکلات، مصیبت‌ها و گرفتاری‌هایی مواجه است که رهایی از آنها ممکن نیست و در بعضی موارد قدرتی برای مبارزه با آنها ندارد و اگر برای مشکلات فوق، راه حل مناسبی نیابد، در زندگی دچار سرخوردگی و ناامیدی شده، ممکن است به خودکشی بینجامد. اما اعتقاد به معاد و امید به فرارسیدن آن، تعادلی مطلوب و آرام‌بخش و شایسته مقام انسانی در درون آدمی به‌وجود می‌آورد. ایمان به معاد و امید به بهره‌مندی از رحمت و مغفرت الهی ابزاری برای رسیدن به اصل و هدف نهایی است که همان جنت ذات و لقاءالله است. در فرهنگ قرآن نیز، بهشت بی‌گمان پایان و نهایت «شدن» در جنبه تکاملی انسان نیست، ازاین‌رو قرآن هرگز از آن به بهترین و والاترین هدف تعبیر نکرده است، بلکه با تأکید بر «رضوان الله اکبر» می‌کوشد تا بر این نکته تأکید ورزد که بهشت، تنها به‌عنوان یک هدف میانی و متوسط می‌تواند در اندیشه بشر جای گیرد.
آنچه به‌عنوان هدف و غایت قصوای انسان می‌بایست مطرح و مورد سعی و کدح قرار گیرد مسئله لقاء الله است «یَأ‌َیُّهَا الْإنسَانُ إ‌ِنَّکَ کاَدِحٌ إ‌ِلى رَبکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیه» (انشقاق / 84) که همان‌گونه که در قبل نیز اشاره شد، یکی از متعلقات اصلی امید در قرآن است. اما در راه رسیدن به لقای الهی، طبق آیه «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَ به فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْر‌ِکْ بعِبادَه رَ به أ‌َحَداً» (کهف / 110) همواره باید به دو اصل اخلاص و عمل صالح توجه شود. درحقیقت، آن‌که ادعا می‌کند من انتظار چیزی دارم و اثری در عمل او نمایان نیست، مدعی دروغینی بیش نخواهد بود. همچنین تا حقیقت خلوص و اخلاص در عمل سریان نداشته باشد، عمل رنگِ صالح به خود نخواهد گرفت. (طباطبایی، 1417: 13 / 5) امام صادق(ع) نیز در حدیثی فرموده‌اند: هر که مشتاق لقای الهی شد، خواهش طعام و شراب و لذت اینها از او قطع می‌شود، میل خواب و استراحت برطرف می‌شود و به دوست و مصاحب و رفیق، انس نمی‌گیرد، همیشه آرزومند وصال الهی است و تمنّای لقای الهی دارد و آنچه در دل دارد از آرزوی لقای الهی، به زبان شوق مناجات می‌کند و به الفاظ و عبارات تعبیر می‌نماید. (مجلسی، مکرر: 67 / 24)
بنابراین اعتقاد به معاد و جهان پس از مرگ و امید به بهره‌مندی از رحمت الهی و رسیدن به لقای او، تأثیری بس شگرف در تحکیم روح امید در نهاد انسان دارد، به‌گونه‌ای‌که خداوند در قرآن یاد مرگ و تمنای آن را یکی از ویژگی‌های مؤمنان واقعی و کسانی معرفی می‌کند که دارای ایمانی راستین و ثابت‌اند؛ چراکه اینان، نه‌تنها از مرگ نمی‌ترسند، بلکه به‌واسطه وجود روح امید در درونشان، آن را بهترین وسیله برای حصول به آرزوهای خود می‌دانند و پیوسته آن را از خداوند، تقاضا می‌کنند (بقره / 96 ـ 94) و بدین‌وسیله نه‌تنها از فشارهایی که در طریق انجام مسئولیت‌ها بر ایشان وارد می‌شود رنجی نمی‌برند، بلکه از آن استقبال می‌کنند و با منطق شهادت که به اعتقاد شهید مطهری، سوختن و حل شدن در اجتماع برای احیای جامعه است (معتمدی، 1372: 89) مرگ را در آغوش می‌کشند و خود را برای بهره‌مندی از نعمت‌های بیکران الهی در سرای باقی آماده و مهیا می‌گردانند؛ چراکه «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّه أ‌َمْواتاً بَلْ أ‌َحْیاءٌ عِنْدَ رَبهمْ یُرْزَقُون». (آل‌عمران / 169) ازاین‌رو، نیل به شهادت، تجلی اعلای امید در روح و روان آدمی است. به‌راستی چه اعتقادی مانند این خواهد توانست در یورش سختی‌ها و دگرگونی‌های روزگار به انسان ثبات قدم بخشد و همچون لنگری مطمئن، کشتی طوفان‌زده روح انسان را در حوادث و بلایا از تلاطم باز دارد؟ بنابراین، اعتقاد به معاد و جهان پس از مرگ، هم امیدساز است و هم امیدپرور. منابع و مآخذ 1. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، 1414 ق، لسان العرب، بیروت، دار صادر، چاپ سوم.
2. ابوفارس، ابوالحسین احمد بن فارس بن زکریا، 1404 ق، معجم مقاییس اللغه، دمشق، مکتب الاعلام الاسلامی. 3. الله وردیخانی، علی، سفر به کعبه جانان، تهران، ایده‌پردازان فن و هنر، چاپ سوم. 4. جوادی آملی، عبدالله، 1387، مراحل اخلاق در قرآن، قم، اسراء، چاپ پنجم. 5. خرمشاهی، مسعود انصاری، بهاءالدین، 1376، پیام پیامبر، تهران، منفرد. 6. دیلمی، شیخ حسن، 1376 ق، إرشاد القلوب إلی الصواب، ترجمه سید عباس طباطبایی، قم، جامعه مدرسین، چاپ پنجم. 7. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، 1412 ق، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودی، دمشق بیروت، دار العلم الدار الشامیه. 8. سید رضی، محمد بن حسین بن موسی موسوی بغدادی، 1414 ق، نهج البلاغه، قم، هجرت. 9. طباطبایی، سید محمدحسین، 1417 ق، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم. 10. طریحی، فخرالدین، 1375 ق، مجمع البحرین، تحقیق سید احمد حسینی، تهران، مرتضوی، چاپ سوم. 11. طیب، سید عبدالحسین، 1378 ق، اطیب البیان، تهران، اسلام، چاپ دوم. 12. العسکری، ابوهلال، 1353 ق، فروق فی اللّغه، ترجمه محمد علوی مقدم و ابراهیم الدسوقی، قم، مکتب بصیرتی. 13. فراهیدی، خلیل بن احمد، 1410 ق، العین، قم، هجرت، چاپ دوم. 14. کار، آلن، 1385، روان‌شناسی مثبت، ترجمه حسن پاشاشریفی، جعفر نجفی زند و باقر ثنایی، تهران، سخن. 15. کلینی، بی‌تا، الکافی، ترجمه سید جواد مصطفوی، تهران، اسلامیه، چاپ اول.
16. مجلسی، محمدباقر، 1404، بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، تهران، اسلامیه. 17. محدث عاملی، زین‌العابدین کاظمی خلخالی، 1380، الجواهر السنیة ـ کلیات حدیث قدسی، تهران، دهقان، چاپ سوم. 18. مصطفوی، حسن، 1360، التحقیق فى کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب. 19. معتمدی، غلامحسین، 1372، انسان و مرگ، درآمدی بر مرگ‌شناسی، تهران، مرکز. 20. مکارم شیرازی، ناصر، 1374، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیه. 21. موسوی لاری، سید مجتبی، 1386، رسالت اخلاق در تکامل انسان، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ پنجم. 22. نجاتی، محمد عثمان، 1386، قرآن و روان‌شناسی، ترجمه عباس عرب، مشهد، آستان قدس، چاپ هفتم. 23. نراقی، محمدمهدی، 1383 ق، جامع السعادات، قم، دار الکتاب الاسلامیه. 24. نیلی‌پور، مهدی، 1385، بهشت اخلاق، قم، مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر#. 25. هاشمی رفسنجانی، اکبر، 1383، فرهنگ قرآن: کلید راهیابی به موضوعات و مفاهیم قرآن کریم، ج 4، قم، بوستان کتاب. 26. Hornby, A. S.a, 2003, The Oxford advenced learner's dictionary of current Englisha, Oxford universitya. منبع: فصلنامه اخلاق - شماره 13ادامه دارد ...
قرآن
00:30 - 19 فروردین 1393

111 بازدید



1 پاسخ