مهدویت در اندیشه صادق آل محمد(ص)
دوران امام صادق علیه السلام به دلیل ویژگىهاى خاص تاریخى مجال بیشترى براى تبیین مهدویت فراهم نموده است، تا آنجا که جزئىترین مسائل مربوط به مهدویت در این دوران بیان شده.
بخش دوم و پایانی9. غیبت امام زمان علیه السلام
از دیگر امور مورد تأکید در امر مهدویت، مسئله غیبت امام زمان علیه السلام است. این مسئله که از دوران رسالت رسول اللّه صلى الله علیه و آلهبراى مردم تبیین شده بود،53 در این دوران با شدت بیشترى مطرح مى شود. امام صادق علیه السلام گاه با سوگند، بر حتمیت این غیبت تأکید مى کنند؛ چنان که فرمودند: «وَ اللَّهِ لَیغِیبَنَّ عَنْکُمْ مَهْدِیکُمْ حَتَّى یقُولَ الْجَاهِلُ مِنْکُمْ مَا لِلَّهِ فِى آلِ مُحَمَّدٍ حَاجَةٌ»؛54 به خدا سوگند که مهدى شما از شما غایب مى شود تا آنکه فرد نادان از شما مى گوید: براى خدا در آل محمد حاجتى نیست.
ایشان افزون بر تأکید بر اصل غیبت، به دوگونه بودن غیبت نیز اشاره کردند، چنان که به عبیدبن زراره فرمودند: «لِلْقَائِمِ غَیبَتَانِ یشْهَدُ فِى إِحْدَاهُمَا الْمَوَاسِمَ یرَى النَّاسَ وَ لَا یرَوْنَه»؛55 براى قائم دو غیبت است؛ در یکى از آنها، در موسم هاى حج حاضر بوده، مردم را مى بیند و آنها او را نمى بینند. ایشان در روایت دیگرى خطاب به اسحاق بن عمار به بیان جزئیات این دوگونه غیبت مى پردازند: «لِلْقَائِمِ غَیبَتَانِ إِحْدَاهُمَا قَصِیرَةٌ وَ الْأُخْرَى طَوِیلَةٌ الْغَیبَةُ الْأُولَى لَا یعْلَمُ بِمَکَانِهِ فِیهَا إِلَّا خَاصَّةُ شِیعَتِهِ وَ الْأُخْرَى لَا یعْلَمُ بِمَکَانِهِ فِیهَا إِلَّا خَاصَّةُ مَوَالِیهِ»؛56 براى قائم دو غیبت است. یکى از آن دو کوتاه و دیگرى طولانى است. در غیبت نخست، تنها خواص از شیعیانش از مکان او آگاهى دارند و در غیبت دیگر، تنها خواص از دوستانش از مکان او خبر دارند.
امام صادق علیه السلام افزون بر تأکید راجع به اصل غیبت، در برخى سخنانشان علت غیبت را نیز بیان کردند. در همین باره وقتى که زراره خواستار علت غیبت شد، ایشان مسئله خوف از جان را مطرح فرمودند.57
واکنش مردم نسبت به مسئله غیبت نیز یکى از مسائل مورد بحث در آن عصر بوده است. امام صادق علیه السلامخطاب به زراره فرمودند: «هُوَ الَّذِى یشُکُّ النَّاسُ فِى وِلَادَتِهِ مِنْهُمْ مَنْ یقُولُ هُوَ حَمْلٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ یقُولُ هُوَ غَائِبٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ یقُولُ مَا وُلِدَ وَ مِنْهُمْ مَنْ یقُولُ وُلِدَ قَبْلَ وَفَاةِ أَبِیهِ بِسَنَتَینِ... فَعِنْدَ ذَلِکَ یرْتَابُ الْمُبْطِلُونَ»؛58 او کسى است که مردم در ولادت او شک مى کنند. برخى مى گویند که او حمل است [هنوز متولد نشده است ]و برخى مى گویند او غایب است و برخى مى گویند او متولد نشده است و برخى مى گویند او دو سال پیش از وفات پدرش متولد شده است... پس در آن هنگام، باطل جویان شک مى کنند.
از سخنان امام صادق علیه السلام استفاده مى شود که شرایط به گونه اى در عصر غیبت رقم مى خورد که فضاى شک و تردید حاکم مى گردد؛ از این روست که باطل جویان در امامت ایشان دچار تردید مى شوند؛ چنان که به برخى اصحاب خود از ایجاد شک و تردید به سبب طولانى شدن غیبت در آن دوران و در پى آن، ارتداد اکثر آنها از دین خبر داده59 و در برخى دیگر از روایات خطاب به محمدبن مسلم چنین دستور دادند: «اگر صاحب این امر غایب شد، پس او را انکار نکنید.»60
با وجود این، در روایات این دوره ـ دست کم در چهار روایت ـ تأکید مى شود که اولیاى الهى هرگز در غیبت امام خود تردید نمى کنند، چراکه اگر آنها هم تردید مى کردند، خداوند هرگز حجت خود را مخفى نمى کرد.61 در این باره ایشان به هانى تمّار فرمودند: «إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَیبَةً فَلْیتَّقِ اللَّهَ عَبْدٌ وَ لْیتَمَسَّکْ بِدِینِه»؛62 همانا براى صاحب این امر غیبتى است. پس بنده خدا باید تقوا پیشه کند و به دین خود متمسک شود. در حقیقت، این شرایط به تصریح سخن امام صادق علیه السلامبراى امتحان شیعیان است؛ چنان که فرمودند: «أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یحِبُّ أَنْ یمْتَحِنَ الشِّیعَةَ»؛63 خداوند تبارک و تعالى دوست دارد شیعه را امتحان کند.
ایشان در بیان دیگرى فرمودند: «إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یأْتِیکُمْ إِلَّا بَعْدَ إِیاسٍ لَا وَ اللَّهِ لَا یأْتِیکُمْ حَتَّى تُمَیزُوا لَا وَ اللَّهِ لَا یأْتِیکُمْ حَتَّى تُمَحَّصُوا وَ لَا وَ اللَّهِ لَا یأْتِیکُمْ حَتَّى یشْقَى مَنْ شَقِى وَ یسْعَدَ مَنْ سَعِد»؛64 این امر [ظهور] براى شما فراهم نیاید مگر پس از نومیدى. نه به خدا براى شما فراهم نیاید تا از یکدیگر [منافق و مؤمن] تمییز داده شوید. نه به خدا فراهم نیاید تا آزمایش شوید. نه به خدا فراهم نیاید تا هر کس باید شقى شود، بشود و هر کس باید سعید بگردد، چنین شود.
امام صادق علیه السلام در بیان صریح ترى فرمودند: «فَإِنَّهُ تَمْتَدُّ أَیامُ غَیبَتِهِ لِیصَرِّحَ الْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ وَ یصْفُوَ الْإِیمَانُ مِنَ الْکَدَرِ بِارْتِدَادِ کُلِّ مَنْ کَانَتْ طِینَتُهُ خَبِیثَةً مِنَ الشِّیعَة»؛65 پس همانا ایام غیبت او طولانى مى شود تا آنکه حق محض آشکار شود و به وسیله برگشتن شیعیانى که طینت خبیثى دارند، ایمان از ناپاکى ها تصفیه شود. بر اساس همین شرایط است که دین دارى در این دوران بسیار دشوار مى نماید: «إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَیبَةً الْمُتَمَسِّکُ فِیهَا بِدِینِهِ کَالْخَارِطِ لِلْقَتَاد»؛66 همانا براى صاحب این امر غیبتى است. دیندار در عصر غیبت مانند کسى است که دست خود بر شاخه خاردار بکشد.
امام صادق علیه السلام در سخن دیگرى خطاب به مفضل بن عمر فرمودند: «وَ اللَّهِ لَیغِیبَنَّ إِمَامُکُمْ سِنِینا مِنْ دَهْرِکُمْ وَ لَتُمَحَّصُنَّ حَتَّى یقَالَ مَاتَ أَوْ هَلَکَ بِأَى وَادٍ سَلَکَ وَ لَتَدْمَعَنَّ عَلَیهِ عُیونُ الْمُؤْمِنِینَ لَتُکْفَؤنَّ کَمَا تُکْفَأُ السُّفُنُ فِى أَمْوَاجِ الْبَحْرِ وَ لَا ینْجُو إِلَّا مَنْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَهُ وَ کَتَبَ فِى قَلْبِهِ الْإِیمَانَ وَ أَیدَهُ بِرُوحٍ مِنْهُ»؛67 به خدا سوگند که امام شما سالیانى غایب خواهد بود و شما امتحان خواهید شد، تا آنکه گفته شود که او مرده یا به هلاکت رسیده است. او به کدام وادى رفته است و چشمان مؤمنان براى او گریان است و چون امواج دریا زیر و رو شوند و کسى نجات نیابد مگر آنکه خدا از او عهد ولایت گرفته و ایمان را در دلش نقش کرده و با روح خود او کمک کرده است.
بر اساس همین بیانات است که ایشان خطاب به عمار ساباطى تأکید کردند: عبادت در سرّ در دورانى که امام غایب بوده و حکومت باطل مستقر است، برتر از عبادت در هنگام ظهور دولت حق و در کنار امام است.68
از جمله مسائل بسیار مهم در دوران غیبت پیدایش مدعیان مهدویت در آن دوران است. این حقیقت در برخى روایات امام صادق علیه السلامبازتاب یافته است. به دیگر سخن، فضا چنان غبارآلود مى شود که افراد بسیارى ادعاى مهدویت مى کنند. مفضل بن عمر نقل مى کند که امام صادق علیه السلام فرمود: «دوازده پرچم مشتبه بالا رود که یکى از دیگرى شناخته نشود و معلوم نباشد کدام از کیست.» من گریستم. فرمود: «اى اباعبداللّه چه تو را گریانید؟» گفت: چرا نگریم با اینکه شما مى فرمایید دوازده پرچم مشتبه بالا مى رود که معلوم نباشد کدام از کیست؟ ما چه کنیم؟ گوید: نگاهى به پرتو آفتاب افکند که در گوشه ایوان تابیده بود و فرمود: «اى اباعبداللّه، این آفتاب را مى بینى؟» عرض کردم: آرى. فرمود: «امر امامت ما از این آفتاب روشن تر است.»69
در چنین شرایطى است که امام صادق علیه السلاممردم را به پایدارى و حفظ اصول اصیل خود توصیه مى کنند؛ چنان که فرمودند: «تَمَسَّکُوا بِالْأَمْرِ الْأَوَّلِ حَتَّى یسْتَبِینَ لَکُم»؛70 به همان امر نخست متمسک شده تا مطلب براى شما روشن شود.در همین باره به عمربن عبدالعزیز نیز فرمودند: «إِذَا أَصْبَحْتَ وَ أَمْسَیتَ لَا تَرَى إِمَاما تَأْتَمُّ بِهِ فَأَحْبِبْ مَنْ کُنْتَ تُحِبُّ وَ أَبْغِضْ مَنْ کُنْتَ تُبْغِضُ حَتَّى یظْهِرَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَ»؛71 چون صبح و شامى بر تو بگذرد و امام را نبینى که به او اقتدا کنى، هر که را دوست مى داشتى دوست دار و هر که را دشمن مى داشتى دشمن دار تا خدا او را آشکار کند.
در سخنان امام صادق علیه السلام به برخى حالات امام زمان علیه السلامدر عصر غیبت نیز اشاره شده است؛ چنان که خطاب به عبیدبن زراره فرمودند: «یفْقِدُ النَّاسُ إِمَامَهُمْ فَیشْهَدُ الْمَوْسِمَ فَیرَاهُمْ وَ لَا یرَوْنَه»؛72 مردم امام خود را گم مى کنند، پس او در موسم حج حاضر شده، مردم را مى بیند و مردم او را نمى بینند.
10. انتظار و منتظران
مؤمنان راستین هیچ گاه در وجود پیشواى غایب تردیدى به خود راه نمى دهند، اگرچه همواره در فراق او گریانند.73 بنابر برخى روایات، امام صادق علیه السلامخود نسبت به غیبت امام عصر علیه السلام و دورى شیعیان از ایشان بسیار غمگین بودند. در این باره نقل شده است که روزى مفضل بن عمر، سدیر صیرفى، ابوبصیر و ابان بن تغلب بر امام صادق علیه السلاموارد شدند و دیدند ایشان با وضعیتى جانسوز اشک ریخته، چنین نوحه مى سراید: «اى آقایم! غیبت تو خواب از چشمم ربوده و آرامگاهم را تنگ کرده و آسایش دل را برده.
اى آقایم! غیبتت سوگوارى ام را به فجایع ابدى پیوسته و یکى را پس از دیگرى ناپدید کرده و جمع دوستان را نابود نموده، من دیگر اشکى که از چشمم روان است و ناله اى که از گرفتارى هاى اندوهم و بلیات گذشته از سینه ام سر مى کشد، احساس نمى کنم جز همانى که در برابر دیده ام مجسم است و از همه گرفتارى ها بزرگ تر و سخت تر و ناآشناتر است و حوادثش با خشم تو درآمیخته و وارداتش با ناخشنودى تو همراه است.74
مهم ترین توصیه امام صادق علیه السلام به شیعیان در عصر غیبت، انتظار فرج است. ایشان با بیانات مختلف مردم را تشویق به انتظار مى کنند؛ چنان که فرمودند: «اگر قائم را درک کنم در طول عمرم به او خدمت مى کنم.»75 ایشان خطاب به ابراهیم کرخى فضیلت انسان منتظر را چنین بیان فرمودند: «الْمُنْتَظِرُ لِلثَّانِى عَشَرَ مِنْهُمْ کَالشَّاهِرِ سَیفَهُ بَینَ یدَى رَسُولِ اللَّهِ یذُبُّ عَنْهُ»؛76 منتظر دوازدهمین امام مانند کسى است که شمشیر خود را از غلاف درآورده و در مقابل رسول اللّه صلى الله علیه و آلهبوده، از ایشان دفاع مى کند.
طبیعى است که بسیارى از منتظران نمى توانند محضر امام عصر علیه السلام را درک کنند و پیش از قیام از دنیا مى روند. امام صادق علیه السلام با سخنان روحیه بخش خود فضلیت پیش گفته در روایت پیش را با بیانى دیگر تکرار کردند: «مَنْ مَاتَ مُنْتَظِرا لِهَذَا الْأَمْرِ کَانَ کَمَنْ کَانَ مَعَ الْقَائِمِ فِى فُسْطَاطِهِ لَا بَلْ کَانَ کَالضَّارِبِ بَینَ یدَى رَسُولِ اللَّهِ بِالسَّیف»؛77 هر کس بمیرد در حالى که منتظر امر قیام باشد مانند کسى است که با حضرت قائم علیه السلامدر خیمه او بوده، بلکه مانند کسى است که در برابر رسول اللّه صلى الله علیه و آله شمشیر مى زند.
ایشان خطاب به ابوبصیر نیز بر لزوم انتظار و به دست آوردن آمادگى براى امر ظهور تأکید کرده و فرمودند: «باید هر یک از شما براى قیام قائم آماده باشد، هرچند با یک تیر. پس همانا هر گاه که خداوند بداند که او چنین نیتى دارد امیدوارم که عمرش را به تأخیر اندازد تا آنکه او را درک کند و از یاران و انصارش گردد.»78
ایشان در بیان دیگرى خطاب به مفضل بن عمر انتظار همیشگى فرج را به عنوان چیزى دانستند که موجب بیشترین قرب به خداوند متعال و دست یابى به رضایت ایشان مى شود: «أَقْرَبُ مَا یکُونُ الْعِبَادُ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ أَرْضَى مَا یکُونُ عَنْهُمْ إِذَا افْتَقَدُوا حُجَّةَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فَلَمْ یظْهَرْ لَهُمْ وَ لَمْ یعْلَمُوا بِمَکَانِهِ وَ هُمْ فِى ذَلِکَ یعْلَمُونَ أَنَّهُ لَمْ تَبْطُلْ حُجَجُ اللَّهِ عَنْهُمْ وَ بَینَاتُهُ فَعِنْدَهَا فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحا وَ مَسَاءً...»؛79 نزدیک ترین و پسندیده ترین حالت بندگان به خداوند ـ عزوجل ـ آن گاه است که حجت خدا ناپدید گردد و بر آنها آشکار نباشد و جایش را ندانند و با این حال، بدانند که احجج و بینات خدا از میان نرفته است؛ در این وقت هر صبح و شام در امید فرج باشید... .
ایشان براى منتظران در آن زمان دعایى را نیز آموزش مى دهند تا بدین وسیله از شک و تردیدها در امان باشند: «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِى نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِى نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِى رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِى رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِى حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِى حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِى.»80همچنین دعاى معروف غریق را نیز آموزش دادند: «یا اللَّهُ یا رَحْمَانُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِى عَلَى دِینِکَ.»81
11. تعیین وقت
مسئله مهدویت از جمله مسائلى است که چون معتقدان به آن در انتظار منجى موعود به سر مى برند، طبیعى است که هرگونه خبر و نشانه و وقتى را رصد مى کنند. با وجود این، امام صادق علیه السلام در سخنان خود با یادآور شدن سخن رسول اللّه صلى الله علیه و آله ـ یعنى «کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ»82 ـ قویا به تعیین کنندگان وقت تاخته و عمل آنها را تکذیب کرده است. ایشان خطاب به محمدبن مسلم تأکید کردند که هر کس از جانب ایشان وقت ظهور را تعیین کرد، او را تکذیب کنید.83 همچنین خطاب به ابوبکر حضرمى فرمودند: «ما وقت این امر را تعیین نمى کنیم.»84 چنان که این سخن را به ابوبصیر نیز فرمودند.85
در تحلیل این مسئله مى توان به این نکات توجه کرد که تعیین وقت براى ظهور امام زمان علیه السلام، آن هم در شرایطى که پیشوایان دین خود تعیین نکرده اند، لوازم فاسدى را در پى خواهد داشت؛ از جمله آنکه: اولاً، موجب عطش کاذب در جامعه خواهد شد؛ ثانیا، غلط از آب درآمدن آن، موجب سرخوردگى مشتاقان آن حضرت خواهد گردید؛ ثالثا، موجبات سوءاستفاده مدعیان دروغین مهدویت را فراهم خواهد کرد.
12. علائم ظهور
از دیگر مسائل مورد طرح در این دوره، تبیین وضعیت جهان پیش از ظهور حضرت مهدى علیه السلام است که معمولاً با عنوان «علائم ظهور» از آن یاد مى شود. امام صادق علیه السلام در برخى سخنان خود ـ دست کم در دو روایت ـ بر آکنده بودن جهان از ظلم و جور تأکید مى کنند: «فَیمْلَؤُهَا عَدْلاً وَ قِسْطا کَمَا مُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما»؛86 جهان را از عدل و داد پر مى کند، چنان که از ظلم و جور پر شده است.
امام صادق علیه السلام در بیان برخى جزئیات فراگیرى ظلم و ستم در جهان، خطاب به زراره فرمودند: «یا زُرَارَةُ لَا بُدَّ مِنْ قَتْلِ غُلَامٍ بِالْمَدِینَةِ. قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَلَیسَ یقْتُلُهُ جَیشُ السُّفْیانِى؟ قَالَ: لَا وَلَکِنْ یقْتُلُهُ جَیشُ بَنِى فُلَانٍ یخْرُجُ حَتَّى یدْخُلَ الْمَدِینَةَ فَلَا یدْرِى النَّاسُ فِى أَى شَى ءٍ دَخَلَ فَیأْخُذُ الْغُلَامَ فَیقْتُلُهُ فَإِذَا قَتَلَهُ بَغْیا وَ عُدْوَانا وَ ظُلْما لَمْ یمْهِلْهُمُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَعِنْدَ ذَلِکَ فَتَوَقَّعُوا الْفَرَج»؛87 اى زراره [پیش از ظهور] حتما نوجوانى در مدینه کشته شود. گفتم: فداى شما شوم! آیا لشکر سفیانى او را مى کشد؟ فرمود: خیر، بلکه او را لشکر بنى فلان خواهد کشت، خروج مى کند تا آنکه داخل مدینه مى شود و مردم نمى دانند براى چه داخل شده است. آن نوجوان را دستگیر کرده و مى کشند و چون او را از سر سرکشى و دشمنى و ستم مى کشند خداى تعالى به آنها مهلت نمى دهد، و در آن هنگام منتظر فرج باشید.
آن حضرت، گرسنگى و قحطى به مدت یک سال پیش از ظهور امام عصر علیه السلام را نیز از علایم ظهور معرفى کرده، خطاب به ابوبصیر فرمودند: «قبل از آمدن قائم علیه السلام یک سال مردم گرسنگى کشیده و خوف شدیدى به دلیل کشتار و کم شدن اموال و جان ها و محصولات بر آنها وارد خواهد شد.»88 وقوع دو طاعون یکى طاعون سفید ـ که مقصود مرگ فراگیر است ـ و دیگرى طاعون قرمز ـ که همان مرگ به وسیله شمشیر است ـ از دیگر علائم ظهور دانسته شده است.89
افزون بر ترسیم وضعیت جهان، به گونه اى که گذشت، امام صادق علیه السلام به تبیین علایم خاص ظهور نیز پرداخته اند. در این باره خطاب به عمربن حنظله فرمودند: «لِلْقَائِمِ خَمْسُ عَلَامَاتٍ ظُهُورُ السُّفْیانِى وَ الْیمَانِى وَ الصَّیحَةُ مِنَ السَّمَاءِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیةِ وَ الْخَسْفُ بِالْبَیدَاء»؛90 براى قائم پنج علامت است: ظهور سفیانى و یمانى و صیحه از آسمان و کشته شدن نفس زکیه و فرورفتن در سرزمین بیداء.
این علایم در روایات دیگرى نیز از ایشان صادر شده است91 و تأکید شده که از علایم حتمى ظهور است.92 افزون بر آن، دو علامت دیگر نیز به عنوان علایم حتمى معرفى شده اند: اول، ظاهر شدن دستى در آسمان ودیگرى، وقوع وحشتى خاص در ماه رمضان، به گونه اى که انسان هاى خواب را نیز بیدار مى کند.93
ایشان در روایات دیگرى ـ دست کم در پنچ روایت ـ راجع به نداى آسمانى توضیح دادند که منادى نام امام زمان و نام پدر ایشان را ندا مى زند.94 ضمن آنکه در روایتى، نداى منادى را از آن جبرائیل و مقارن با شب بیست و سوم ماه رمضان دانستند.95 در دو روایت نیز از کشته شدن حاکم عباسى به عنوان علامت ظهور خبر داده شده است.96
امام صادق علیه السلام در دیگر سخنان خود ـ دست کم در سه روایت ـ تأکید مى کنند که در مقابل نداى آسمانى، شیطان نیز ساکت ننشسته و او نیز یاران خود را ندا مى زند و یاران او همان کسانى هستند که به مبارزه با حجت خدا مى پردازند؛ چنان که زراره نقل مى کند که از امام صادق علیه السلام سؤال کردم: چه کسى با مهدى مبارزه مى کند؟ ایشان فرمودند: «همانا شیطان ندا مى زند که فلانى و پیروان او پیروزند که مردى از بنى امیه است.»97 در برخى دیگر از سخنان امام صادق علیه السلام، چنین بیان شده است که در سیزدهم و چهاردهم ماه رمضان کسوفى واقع خواهد شد.98 همچنین ابوبصیر نقل مى کند که امام صادق علیه السلام دیده شدن آتشى در آسمان را که از جانب مشرق مى آید از علایم نزدیک به قیام معرفى کرده اند،99 چنان که در روایتى نیز روز قیام را مقارن با روز عاشورا مى دانند.100
13. از قیام تا استقرار حکومت
امام عصر علیه السلام به هنگام اعلان قیام خود، مخالفانى خواهد داشت و در مسیر قیام تا استقرار حکومت جهانى آن حضرت نیز حوادث بسیارى رقم خواهد خورد. با وجود این، تأکید مى شود که وى پیروز خواهد بود. امام صادق علیه السلامدر این باره فرمودند: «إِنَّ مِنَّا إِمَاما مُظَفَّرا مُسْتَتِرا»؛101 همانا از ماست امام پیروز پنهان.
بر اساس سخنان امام صادق علیه السلام، امام عصر علیه السلام پس از اعلام قیام خود، با مردم کنار کعبه و میان رکن و مقام بیعت خواهد کرد.102 این در حالى است که وى با سیصد و سیزده نفر قیام خود را شروع خواهد کرد؛ چنان که به ابان بن تغلب فرمود: «اى ابان، خداوند سیصد و سیزده مرد را خواهد آورد... آن گاه ندا داده مى شود که این مهدى است.»103
یکى از مهم ترین مسائل مورد بحث در این باره نزول حضرت عیسى علیه السلام و نماز خواندن پشت سر امام زمان علیه السلام است. ایشان در این باره خطاب به ابوبصیر فرمودند: «عیسى بن مریم روح اللّه فرود آمده، پس پشت سر او نماز مى خواند.»104 ایشان از جمله یاوران امام زمان علیه السلام را همان ملائکه اى دانستند که در جنگ بدر به یارى مسلمانان شتافته بودند و تعداد آنها را پنج هزار تن برشمردند.105
در این میان، فرودآمدن شمشیرهایى که نام مبارزان بر آن نوشته شده است، از نکات قابل توجه است.106 امام صادق علیه السلام در سخنان خود به برخى از آن حوادث اشاره مى کند؛ چنان که در روایتى به کشته شدن دجّال اشاره کردند.107
فتح تمام عالم به وسیله امام زمان علیه السلام از دیگر اتفاقات در این باره است. در همین زمینه، ابوبصیر از ایشان نقل مى کند که فرمودند: «خداوند ـ عزوجل ـ او را ظاهر مى سازد، پس به دست او مشرق و مغرب زمین را فتح مى کند.»108
14. دستاوردهاى حکومت مهدوى
حکومت امام زمان علیه السلام تنها حکومتى است که مى تواند داعیه دار اجراى عدالت در گستره جهان باشد. پیش از آمدن ایشان حکومت هاى مختلفى ارائه شده و همگى ناموفق نشان مى دهند. امام صادق علیه السلامدر این باره فرمودند: «مَا یکُونُ هَذَا الْأَمْرُ حَتَّى لَا یبْقَى صِنْفٌ مِنَ النَّاسِ إِلَّا وَ قَدْ وُلُّوا عَلَى النَّاسِ حَتَّى لَا یقُولَ قَائِلٌ إِنَّا لَوْ وُلِّینَا لَعَدَلْنَا»؛109 این امر نخواهد بود تا آنکه همه گروه ها بر مردم حکومت کنند تا کسى نگوید، اگر ما نیز حکومت مى کردیم، عدالت را اجرا مى کردیم.
در این باره به ابراهیم کرخى فرمودند: «یا إِبْرَاهِیمُ هُوَ الْمُفَرِّجُ لِلْکَرْبِ عَنْ شِیعَتِهِ بَعْدَ ضَنْکٍ شَدِیدٍ وَ بَلَاءٍ طَوِیلٍ وَ جَزَعٍ وَ خَوْفٍ فَطُوبَى لِمَنْ أَدْرَکَ ذَلِکَ الزَّمَانَ»؛110 اى ابراهیم، او بلا را از شیعیان برخواهد داشت پس از آنکه در سختى شدید و بلاى طولانى و گرفتارى و ترس بودند. پس خوشا به حال کسى که آن زمان را درک کند. در سخن دیگرى، به پاک شدن زمین از تمام ظلم و ستم ها به عنوان یکى دیگر از آثار حکومت مهدوى اشاره شده است: «وَ یطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ کُلِّ جَوْرٍ وَ ظُلْم.»111
ایشان درروایت دیگرى،بر آکنده شدن جهان از عدل و داد به وسیله امام عصر علیه السلام تأکید کرده، فرمودند: «فَیمْلَؤُهَا عَدْلاً وَ قِسْطا کَمَامُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما.»112 امام صادق علیه السلام در توصیف عدالت فراگیر ایشان فرمودند: «به خدا سوگند، عدالت وارد خانه هاى مردم مى شود، چنان که گرما و سرما وارد مى شود.»113
گسترش روح عبادت در تمام عالم و استقرار دین خدا روى زمین از دیگر دستاوردهاى حکومت مهدوى است. در همین باره ابوبصیر از امام صادق علیه السلام نقل مى کند که فرمودند: «وَ تُشْرِقُ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَ لَا تَبْقَى فِى الْأَرْضِ بُقْعَةٌ عُبِدَ فِیهَا غَیرُاللَّهِ عَزَّوَجَلَّ إِلَّا عُبِدَاللَّهُ فِیهَا وَ یکُونُ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُون»؛114 و زمین به نور خداوند روشن مى شود و روى زمین جایى باقى نمى ماند که در آنجا غیر خدا عبادت شود و تمام دین براى خدا بوده، اگر چه مشرکان ناراحت باشند.
ایشان همچنین خطاب به یونس بن رباط فرمودند: «همانا اهل حقّ از آن هنگام که در سختى بوده اند پیوسته در آن به سر خواهند برد. هان بدانید این کار تا مدت کوتاهى است،امابه عافیتى طولانى خواهدانجامید.»115 در برخى روایات نیز تأکید شده است که اسلام بار دیگر برخواهد گشت؛ چنان که خطاب به ابوبصیر فرمودند: «اسلام غریبانه آغاز شد و به زودى همچون آغاز، غریبانه باز خواهد گشت پس خوشا به حال غریبان. [از آن جهت که] دعوت کننده ما دعوت نوینى را از سر مى گیرد، همان طور که رسول اللّه صلى الله علیه و آله دعوت فرمود.»116
مقصود از این روایت آن است همان گونه که اسلام عزیز، غریبانه به وسیله پیامبر آغاز به کار کرد و اندک اندک جهانى شد، در عصر مهدوى نیز، آن گاه که معارف اسلامى به بوته فراموشى سپرده شده است، بار دیگر به وسیله امام عصر علیه السلام، غریبانه باز خواهد گشت، نشر داده شده و جهانى مى شود. چنان که امام صادق علیه السلام در روایتى فرمودند: «آن گونه که رسول اللّه عمل کرد، عمل مى کند؛ چنان که رسول اللّه آثار جاهلیت را از بین برد، مهدى علیه السلام نیز چنین کرده و اسلام جدیدى را بنا مى نهد.»117
15. سیره امام زمان علیه السلام
امام صادق علیه السلام در سخنان خود به برخى سیره امام زمان علیه السلامنیز اشاره کرده اند؛ چنان که فرمودند: «به خدا سوگند که لباس او غلیظ بوده و غذاى او خشن خواهد بود.»118 راجع به سیره قضایى ایشان نیز امام صادق علیه السلام به ابان بن تغلب فرمودند: «او همچون داود و سلیمان قضاوت مى کند و از کسى بینه نمى خواهد.»119
نتیجه گیرىنتایج به دست آمده از این نوشتار به قرار زیرند:
1. با توجه به انحرافات فکرى راجع به مسئله مهدویت و وجود جنبش هاى مهدوى در آن دوران، تأکید بر آموزه مهدویت و تبیین مسائل آن در دوران امام صادق علیه السلام بسیار مورد توجه ایشان بوده است. در این دوران است که منکرمهدى علیه السلام خارج ازدین شمرده مى شود و نشانه هاى فراوانى براى ایشان بیان مى شود.
2. در اندیشه صادق آل محمد صلى الله علیه و آله عالم هستى هیچ گاه خالى از حجت نیست.
3. بر اساس سخنان ایشان، آیات فراوانى در قرآن کریم وجود دارد که تأویل باطنى آنها بر مسئله مهدویت قابل تطبیق است، ضمن آنکه شباهت هاى چندى میان ایشان و دیگر پیامبران ارائه شده است.
4. مسئله غیبت امام عصر علیه السلام به طور جدى در این دوران مطرح شده است. وضعیت مردم در آن دوران، ظلم و ستم هایى که بر ایشان وارد مى شود و آموزش دعا براى حفظ دین، از جمله محورهاى کار امام صادق علیه السلام بوده است. فضلیت انتظار و منتظران نیز در این دوران چنان تأکید مى شود که منتظر همچون شمشیرزننده در رکاب رسول اللّه صلى الله علیه و آله شمرده مى شود.
5. در این دوران، علایم حتمى ظهور با جزئیات آن تبیین شده و حوادث مربوط به قیام آن حضرت تا استقرار حکومت مهدوى مورد تأکید قرار گرفته است و گسترش عدالت در گیتى از مهم ترین دستاوردهاى حکومت ایشان به شمار مى آید.
پینوشتها:
53ـ ر.ک: محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 1، ص 258 و 286؛ على بن محمد خزاز قمى، همان، ص 151.
54ـ همان، ج 2، ص 341و342؛ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 51، ص 145.
55ـ محمدبن یعقوب کلینى، همان، ج 1، ص 339.56ـ همان، ج 1، ص 340.
57ـ همان، ص 337؛ محمدبن ابراهیم نعمانى، همان، ص 166؛ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 342.
58ـ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 342؛ فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، ص 431.
59ـ همان، ص 353و354؛ محمدبن حسن طوسى، همان، ص 167.
60ـ محمدبن یعقوب کلینى، همان، ج 1، ص 338.
61ـ محمدبن یعقوب کلینى، همان، ج 1، ص 333؛ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 338و339.
62ـ همان، ج 1، ص 336؛ محمدبن ابراهیم نعمانى، همان، ص 169؛ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 343.
63ـ محمدبن یعقوب کلینى، همان، ص 337؛ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 342.
64ـ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 346.
65ـ همان، ص 356؛ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 51، ص 222.
66ـ محمدبن یعقوب کلینى، همان، ج 1، ص 336؛ محمدبن ابراهیم نعمانى، همان، ص 169؛ محمدبن حسن طوسى، همان، ص 455.
67ـ محمدبن یعقوب کلینى، همان، ص 336؛ محمدبن ابراهیم نعمانى، همان، ص 152؛ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 347.
68ـ محمدبن یعقوب کلینى، همان، ج 1، ص 333.
69ـ همان، ج 1، ص 339؛ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 347.
70ـ محمدبن ابراهیم نعمانى، همان، ص 156؛ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 348.
71ـ محمدبن یعقوب کلینى، همان، ص 342؛ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 348.
72ـ محمدبن یعقوب کلینى، همان، ص 337و338؛ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 346.
73ـ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 347.
74ـ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 353؛ محمدبن حسن طوسى، همان، ص 168.
75ـ محمدبن ابراهیم نعمانى، همان، ص 245.
76ـ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 335؛ فضل بن حسن طبرسى، همان، ص 430.
77ـ همان، ج 2، ص 338؛ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 146.
78ـ محمدبن ابراهیم نعمانى، همان، ص 320.
79ـ محمدبن یعقوب کلینى، همان، ج 1، ص 333؛ محمدبن ابراهیم نعمانى، همان، ص 162؛ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 337و338.
80ـ همان، ص 337؛ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 342و343.
81ـ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 352؛ فضل بن حسن طبرسى، همان، ص 432.
82ـ محمدبن ابراهیم نعمانى، همان، ص 290.83ـ همان، ص 289.84ـ همان.
85ـ همان، ص 289و290.86ـ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 341و342.
87ـ محمدبن یعقوب کلینى، همان، ج 1، ص 337؛ محمدبن ابراهیم نعمانى، همان، ص 166؛ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 342و343.
88ـ محمدبن ابراهیم نعمانى، همان، ص 251.89ـ همان، ص 290.90ـ همان، ص 252.
91ـ همان، ص 264.92ـ همان، ص 252و258.93ـ همان، ص 252، 253 و 258.
94ـ همان، ص 258، 262و 263.95ـ همان، ص 289.96ـ همان، ص 258و262.
97ـ همان، ص 265و266.98ـ همان، ص 272.99ـ همان، ص 267.100ـ همان، ص 282.
101ـ محمدبن یعقوب کلینى، همان، ج 1، ص 343.
102ـ محمدبن ابراهیم نعمانى، همان، ص 263و264.103ـ همان، ص 313.
104ـ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 345؛ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 51، ص 146.
105ـ محمدبن ابراهیم نعمانى، همان، ص 244.106ـ همان، ص 245.
107ـ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 335و336؛ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 15، ص 23.
108ـ همان، ص 345و346.109ـ همان، ص 274.
110ـ محمدبن ابراهیم نعمانى، همان، ص 91؛ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 335و647.
111ـ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 335و336؛ فضل بن حسن طبرسى، همان، ص 409.
112ـ همان، ص 341و342.113ـ محمدبن ابراهیم نعمانى، همان، ص 297.
114ـ محمدبن على صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 345ـ346؛ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 51، ص 146.
115ـ محمدبن ابراهیم نعمانى، همان، ص 285.116ـ همان، ص 320.117ـ همان، ص 231.
118ـ همان، ص 233.119ـ همان، ص 313و314.منبع: منبع: ماهنامه معرفت شماره178
انتهای متن/
02:00 - 20 شهریور 1392