رئیس جمهور جدید ایران؛ رویکرد قدیمی آمریکا1
هانتر معتقد است که واکنش منفی و یا در بهترین حالت بیتفاوت دولت آمریکا به انتخاب روحانی را میتوان در قالب اجرای تاکتیکهایی برای مذاکرات آتی توجیه کرد که رئیسجمهور ایران در هر حال موظف به اجرای دستورات رهبری و احترام به آن است.
هانتر مقاله خود را با یادآوری سانحه سوم ژوئیه سال 1998 و سقوط هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو هواپیمابر آمریکا در آبهای خلیجفارس و کشته شدن 290 مسافر ایرانی آغاز و به مباحثات متعددی که درباره علت این حادثه به وجود آمده اشاره میکند. هانتر معتقد است که دلیل این واقعه هر چه باشد، علت اصلی آن را باید در روانشناسی خصومتورزی و دشمنپنداری آمریکا در قبال ایران و ایرانی جستجو کرد. به عبارت دیگر احساسات ضد ایرانیگرایی حاکم برای جامعه آمریکا ناو هواپیمابر آن را نیز تحت تاثیر قرار داده است. هانتر از این مبحث برای تحلیل و درک رویکرد آمریکا نسبت به انتخابات ریاست جمهوری ایران و انتخاب آقای روحانی نیز کمک میگیرد.
مهمترین محورهای مقاله وی به شرح ذیل است:
1- پس از انتخابات بسیاری از افراد بدگمان در آمریکا کوچکترین احتمال تغییر رفتار ایران و یا مواضع آن در مذاکرات هستهای را مردود دانستند.
2- واکنش ابتدایی کاخ سفید واکنشی بینابینی و نه چندان مشتاقانه بود که پس از 3 روز با مثبتگرایی محتاطانه اوباما وابراز امیدواری کمرنگ وی به پیشبرد مذاکرات هستهای و حل و فصل معضلات آن همراه شد. سخنگوی کاخ سفید نیز با اتخاذ موضعی سیاستمدارانه به مردم ایران برای شرکت در یک فرآیند سیاسی و شهامت آنها برای به کرسی نشاندن رای و نظر خود تبریک گفت.
3- بسیاری از مفسران و تحلیلگران آمریکایی بر حفظ رویه موجود برای تحریم ایران و عدم لغو تحریمها – که مبادا از آن به مثابه واکنشی مثبت به انتخاب غافلگیرکننده ریاست جمهوری جدید این کشور استنباط شود - و حتی تنگتر کردن حلقه تحریمها تاکید ورزیدند.
4- دنیس راس، مشاور روسای جمهور سابق آمریکا در امور خاورمیانه لغو و یا تسهیل روند تحریمها را احمقانه خوانده و کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا نیز خواستار اعمال فشارهای بیشتر بر ایران شد.
5- هانتر معتقد است که واکنش منفی و یا در بهترین حالت بیتفاوت دولت آمریکا به انتخاب روحانی را میتوان در قالب اجرای تاکتیکهایی برای مذاکرات آتی و یا بخشی از این واقعیت توجیه کرد که رئیسجمهور ایران در هر حال موظف به اجرای دستورات رهبری و احترام به آن است. اما بر پا کردن هیاهو برای مردود دانستن انتخاب روحانی و درخواست اعمال تحریمهای بیشتر تنها به دشوار کردن شرایط مذاکره و یا به عبارت بهتر شکست کامل آن میانجامد.
6- از سوی دیگر با توجه به تحولات اخیر خاورمیانه بسیار شگفتآور است که اباما به دنبال راهحلهایی جهت تسهیل معضلات خاورمیانه نیست.
7- هانتر با برشمردن برخی از مهمترین معضلات منطقه خاورمیانه ( سوریه، مصر و صلح اعراب و اسرائیل) و عدم تلاش آمریکا برای رفع آنها مهمترین مشکل دولتهای آمریکا را در عدم تطابق و سازگاری با پیامدهای پایان جنگ سرد جستجو میکند، که عبارت است از: کاهش نسبی قدرت و نفوذ آمریکا و ظهور عوامل فرهنگی، منطقهای و مذهبی سرکوب شده در خلال تقابل آمریکا و شوروی سابق و بروز انتظارات نسل جدید.
8- به باور هانتر پیروزی بر شوروی سابق موجب شد تا لزوم و ضرورت تفکر راهبردی در واشنگتن و مراکز مطالعاتی و اندیشکدههای آمریکا نادیده گرفته شود و دولت آمریکا نیاز به استخدام تیمهایی از بهترین کارشناسان، تحلیلگران و استراتژیستها را به دست فراموشی سپارد.
9- پیش از آنکه جورج دبلیو. بوش در ژانویه 2002 ایران را محور شرارت بنامد، دو کشور منافع مشترکی در برکنار کردن طالبان از قدرت داشتند. هانتر معتقد است که آن دو هنوز هم میتوانند بر پایه منافع مشترک خود به تعامل با یکدیگر پردازند و در حوزههای چون، نظارت بر واردات و صادرات نفت در خلیجفارس و تنگه هرمز و مبارزه با دزدان دریایی دریای عرب با یکدیگر همکاری کنند.
به نظر هانتر از جنگ با ایران بر سر برنامه هستهای آن سودی عاید هیچ یک از طرفین نمیشود. آمریکا در دام معضلات خاورمیانه گرفتار آمده و هر روز بیشتر و بیشتر در آن فرو میرود. اگر انتخابات ایران نتواند از دردسرهای آمریکا در آن بخش از منطقه بکاهد، آمریکا باید از تلاش بیهوده و وخیمتر کردن شرایط دست بکشد. به عبارت دیگر زمان آن فرا رسیده است که آمریکا به تامل و واکاوی در خصوص پیامدها و عواقب اعمال سیاستهای تکراری همچون، تحریم، منزوی سازی، اهانت و سرزنش پردازد، که تنها موجب سایه افکندن خصومتورزی و اهریمنپنداری بر دوره جدید ریاست جمهوری ایران و وخامت بیشتر اوضاع منطقه میشود.
پی نوشت:
1 . Robert E. Hunter, New Iranian President; Same Old US Approach, www.lobelog.com, July 10th, 2013
فیروزه میررضویمنبع: موسسه ابرار معاصر تهرانانتهای متن/
01:00 - 9 مرداد 1392