روش قرآن در تبیین مسائل تاریخی

خبرگزاری فارس: روش قرآنی در توصیف جریانات و مسائل تاریخی به‌گونه‌ای است که یک واقعه و یا جریان در چند جای مختلف ذکر می‌شود، اما روایت قطع شده و موضوع دیگری طرح می‌شود. این قطع و تکرار می‌تواند بیانگر این نکته مهم باشد که رخدادهای تاریخی همواره قابل تأمل‌اند.
تفسیر تاریخ در قرآن نقل روایات و وقایع تاریخی در قرآن که با محوریت سرگذشت انبیا و مربوط به دین و عقاید زمان آنهاست، در بیشتر موارد به‌اجمال بیان شده است: «وَ رُسُلاً قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَیْکَ مِنْ قَبْلُ * و رُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْکَ و کَلَّمَ اللَّهُ مُوسَىٰ تَکْلِیمًا».1 شایان ذکر است با وجود اینکه قرآن کتابی تاریخی نیست،2 اما حجم آیات تاریخی آن نسبت به سایر موضوعات بیشتر است. بنابراین لزوم تفسیر و تأویل آن روشن است؛ زیرا قرآن به‌اجمال سرگذشت‌ها و وقایع انبیا و امم مربوط به آنان را نقل می‌کند و از جهتی نیز شأن نزول را بیان نکرده و چنان‌که پیداست، در نقل تاریخ انبیای پیشین با اهل کتاب اختلاف دارد. بنابراین تفسیر و تبیین آیات امری اجتناب‌ناپذیر است که محقق و یا مفسر از آن استفاده می‌کند تا بتواند به جزئیات و تفصیل وقایع دست یابد.3 مفسران در تفسیر دارای روش‌هایی هستند که براساس آنها می‌توان به تبیین آیات پرداخت. بنابراین باید مبانی، اصول، قواعد، ضوابط، منابع و مناهجی که مفسر را به مقصود می‌رساند درنظر داشت و از علوم مورد نیاز و راه‌های معقول و منطقی به کشف حقایق پرداخت.4 بدین‌جهت، روش‌های تفسیر براساس شیوه و ابزار فهم می‌تواند قرآن با قرآن و نیز روایی یا عقلی، علمی و امثال آن باشد.
در تفسیر آیات قرآن دو روش میان پیروان قرآن وجود داشته است؛ اول روش تفسیر نقلی مأثور که به نصوص تفسیری ـ تأویلی استناد می‌کند. کسانی مانند محمد بن جریر طبری، ابن‌کثیر، جلال‌الدین سیوطی، سید هاشم بحرانی، عیاشی و فیض کاشانی چنین روشی داشته‌اند. انتقاد مهمی که متوجه این روش است، ضعف سند، وضع، جعل و اسرائیلیات است که روایت تاریخ را با مشکل مواجه می‌سازد.5 تأویل بدین معناست که معنای آیاتی را جز نبی(ص) و ائمه(ع) که همان راسخان در علم هستند، نمی‌دانند و خارج از قواعد بشری و مربوط به بطن است. جمعی از مفسران مانند طبری، قرطبی، آلوسی، شیخ طوسی، طبرسی و دیگران، تأویل را همان تفسیر و اهداف آنها را یکی دانسته‌اند. بعضی نیز معتقدند تأویل و تفسیر و معنا مترادف و واحدند.6 بسیاری هم تأویل را مغایر با تفسیر دانسته‌اند. البته بیشتر مفسران تأویل را به‌معنای تبیین معنای متشابه و یا معنای احتمالی، معنای باطنی الفاظ و درنهایت، معنای حقیقت متعالیه در لوح محفوظ دانسته‌اند.7 در دومین روش تفسیر غیر مأثور، براساس دگر‌اندیشی و به‌وسیله ابزارهایی چون عقل‌گرایی، علم‌گرایی، ادب‌گرایی، باطنی‌گرایی و ... مبانی خاصی در تفسیر خود اعمال نمودند. ایراد مهمی که به این روش وارد شده، بیم تحمیل کردن هریک از این عناصر در فهم آیات است.8از این دو روش می‌توان مطالبی مهم و اساسی در باب تبیین برداشت نمود؛ یکی آنکه روایات تاریخی همواره خلأ و نواقص و به‌اصطلاح افتادگی دارند و دیگری ورود جعلیات و تحریفات در آنهاست.
نکته مهم، ورود آرا و برداشت‌های فکری و روش‌ها و حتی سلیقه‌های فردی و گروهی و صنفی است که به اظهار‌نظر افراد و تفسیرشان از وقایع مربوط می‌شود که در نتیجه آن احتمال می‌رود مسائل ارزشی متعلق به آنها واقعیت را تحت‌تأثیر خود قرار دهد. شاید علت تأکید فراوان بر تحذیر از تفسیر به این دلیل بوده است. اما در تبیین آیات از همه منابع تفسیری می‌توان در جهت نیل به حقایق کمک گرفت؛ عده‌ای در این راه سنت و عقل را مهم‌تر دانسته و آن را شامل قرآن، روایت، لغت، منابع تاریخی، عقل و اندوخته‌های تجربی دانسته‌اند.9 استفاده از قواعد تفسیری یکی از مهم‌ترین معیارهایی که در فهم و شناخت متن مورد استفاده قرار می‌گیرد، تسلط بر ادبیات و آگاهی از معانی و مفاهیم کلمات و مفردات آن است که شامل عدم اکتفا به معنای ارتکازی، به‌دست آوردن معنای واژه‌ها براساس فرهنگ زمانه آن و بسیاری از موارد مربوط به قواعد زبان می‌شود. استفاده از قرائن و سیاق و پیوستگی، شأن و اسباب نزول، ارتباط موضوعی و تبیین و روشن شدن مفاد و مقصود کامل بعضی آیات با آگاهی از حوادث و وقایع تاریخی که سال‌ها قبل از نزول رخ داده، ممکن می‌شود.
ازآنجاکه زبان قرآن شامل مواردی مانند اخباری و انشایی، حقیقی و مجازی، کنایی، عرفی و عمومی، رمزی، علمی، تخصصی، ادبی، تمثیلی، اسطوره‌ای و ... می‌شود،10 همه علوم انسانی، عقلی، ادبی، لغوی، تاریخی، طبیعی (تجربی) و ... می‌تواند در تبیین آیات مؤثر باشند. بسیاری از قرآن‌پژوهان از علوم مختلف در تفاسیر استفاده کرده‌اند. به‌عنوان مثال، علم به واژه‌ها و لغات می‌تواند در فهم و تفسیر بسیار مؤثر باشد. اگر مفسر بداند هر واژه‌ای در زمان نزول متن دارای چه معنا و مفهومی بوده است، در تبیین آیات می‌تواند به آنها استناد جوید.11 همچنین آگاهی از تاریخ و جغرافیا و امثال آن که می‌تواند در تبیین سیر تحولات مورد استفاده قرار گیرد. تفسیر قرآن به قرآن نیز یکی از روش‌های تفسیر است. به‌عنوان نمونه، قرآن کریم در تبیین این مسئله تاریخی که چرا اقوام و انسان‌ها «الهه» و یا «اله» می‌پرستیدند و آن را ترک نمی‌کردند و با انبیا به مجادله می‌پرداختند،12 علت آن را مسائل اجتماعی و یا اقتصادی و امثال آن دانسته و در سوره مریم به آن اشاره می‌کند: «وَاتَّخَذُوا مِنْ دُون‌ِ اللَّهِ آلِهَةً لِیَکُونُوا لَهُمْ عِزًّا».13طرح مسائل به این صورت که در یک سوره به آن اشاره می‌کند، اما بقیه جریان را در جایی دیگر بیان می‌دارد، می‌تواند الهام‌بخش مخاطبان در تحقیق و جستجو و تفکر و اندیشیدن جهت فهم مسائل باشد. روش روایی
قصص و اخبار بعضی از انبیای بزرگ و اقوام و امت‌های آنان در قرآن ذکر گردیده است؛ مثلاً سرگذشت حضرت یوسف(ع)، سرگذشت حضرت موسی(ع) از دوران کودکی تا نبوت و در سوره هود روایت کاملی از دوران حضرت نوح(ع) ذکر شده است. این نمونه‌ها در نوع خود شرح نسبتاً مفصلی است که به شیوه روایی بیان شده است؛ به‌طوری‌که پیوستگی رخدادها در آن کاملاً پیداست؛ نمونه آن، مبارزه موسی(ع) با فرعون است که روایت آن از همان دوره کودکی شروع می‌شود: «نَتْلُو عَلَیْکَ مِنْ نَبَإ‌ِ مُوسَىٰ و فِرْعَوْنَ بالْحَقِّ لِقَوْم‌ٍ یُؤْمِنُونَ».14 ذکر حوادث مهم و کلیدی دوران زندگی یک انسان بزرگ و تأثیرگذار از کودکی تا رسیدن به کمال، خود نمونه یک سرگذشت تاریخی کامل به‌شمار می‌رود که می‌تواند بیانگر همان سبک پیوسته باشد که در تبیین مسائل تاریخی مؤثر است. تقسیم‌بندی مراحل یک سرگذشت از ابتدا تا انتها، شیوه تبیین قرآن است که نمونه‌هایی درباره سایر انبیا نیز دارد و از آن با عنوان «احسن القصص» یاد شده است. همچنین در برخی روایت‌ها به بعضی جزئیات هم اشاره می‌شود و به نمونه‌هایی از عقل‌اندیشی و تحلیل مسائل در جریان روایت اشاره می‌شود که نمونه‌های آن را در داستان نوح، ابراهیم، یوسف، موسی، و عیسی(ع) می‌توان دید.
در بعضی آیات خطاب به پیامبر(ص) نام و دوره تاریخی تعدادی از انبیا نیز ذکر می‌شود؛ اما می‌گوید: «وَ رُسُلاً قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَیْکَ مِنْ قَبْلُ و رُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْکَ و کَلَّمَ اللَّهُ مُوسَىٰ تَکْلِیمًا».15قرآن کریم تأکید در روایت تاریخ و مسائل تاریخی بر «راوی» است و روش «سؤال از اهل ذکر» را پیشنهاد می‌کند و به ما می‌آموزد که برای شناخت وقایع تاریخی، از افرادی که دارای علم و آگاهی کامل به موضوعات هستند، پرسش نماییم: «وَمَا أ‌َرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ إ‌ِلاّ ر‌ِجَالاً نُوحِی إ‌ِلَیْهمْ فَاسْألُوا أ‌َهْلَ الذِّکْر‌ِ إ‌ِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ * بالْبَیِّنَاتِ وَالزُّبُر‌ِ و أ‌َنْزَلْنَا إ‌ِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاس‌ِ مَا نُزِّلَ إ‌ِلَیْهمْ و لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ».16 شأن نزول این آیه را درباره عالمان اهل کتاب در عصر نزول دانسته‌اند که به عادی بودن ارسال سولان و انزال کتب از طرف خدا واقف بوده و می‌توانستند به کفار قریش که منکر موضوع رسالت بودند و آن را به جن و القای شیطان نسبت می‌دادند، پاسخ داده و آنان را مجاب نمایند.17
اهل ذکر در هر دوره و زمانه مصادیق خاص خود را دارد؛ اما امامان معصوم(ع) و عالمان وابسته به آنها مصادیق حقیقی این آیه هستند که تاریخ حیات علمی و معرفتی آنان گواه برآن است و روایات عامه و خاصه آن را تأیید می‌نماید. از یکی از ائمه(ع) درباره اهل ذکر سؤال شد؛ فرمود: «نحن اهل ذکر و نحن المسئولون».18 پیامبر(ص) خود بنابر تأکید قرآن آیات را تفسیر نمود: «وَأ‌َنْزَلْنَا إ‌ِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاس‌ِ مَا نُزِّلَ إ‌ِلَیْهمْ».19 روش روایی در بین محدثان و راویان معمول بوده و مورخان اسلامی که دارای روش روایی در نقل تاریخ بودند نیز از این شیوه استفاده می‌کردند. محمد بن جریر طبری که در اثر تاریخی‌اش از شیوه روایی بهره برده، از ابن‌مسعود گزارش کرده که آنها از روش تفسیری پیامبر که همه آیات را تبیین می‌نمود، پیروی می‌کردند.20 طبری در تبیین آیات تاریخی قرآن علاوه‌ بر بهره از خود قرآن، از دو شیوه دیگر نیز استفاده برده؛ اول سخنان پیامبر(ص) و دوم، شواهد ادبی.21این شیوه که برگرفته از آموزه‌های قرآنی و اساسش بر وثوق، امانت و اتقان بر راویان است، بر مورخان اسلامی مانند طبری، یعقوبی، مسعودی و ... مؤثر افتاد و این روش را درآثار خود به‌کار گرفتند.22 روش تفسیری
قرآن کریم در شناخت مسائل تاریخی روش عقلانی را بر اساس قوه تشخیص هستی‌شناختی و ارزش‌شناختی که در فطرت همه مخاطبان هست، تعلیم می‌دهد. عقل از ابزاری مانند لغت، آیات و روایات (قراین پیوسته و ناپیوسته کلام) بهره برده و به کاوش و استدلال می‌پردازد؛ اما با توجه به آنکه عقل تنها قطعیات و بدیهیات را می‌پذیرد، فرضیاتی که در علوم دیگر مطرح می‌شود، چندان مورد اعتنا نخواهد بود.23 معرفت‌های بدیهی و برهان‌های قطعی و مسلم می‌تواند در فهم و تبیین آیات مؤثر باشد.به‌عنوان نمونه، آیه «وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِیقَاتِنَا و کَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أ‌َر‌ِنی أ‌َنْظُرْ إ‌ِلَیْکَ قَالَ لَنْ تَرَانِی ...»24 به قرینه اینکه با توجه به اوصاف خدا در آیات دیگر، عدم رؤیت خدا با چشم سر امری بدیهی دانسته شده، تفسیر شده است.25 تفسیر عقلی آیات به‌علت فاصله گرفتن از عصر نزول قرآن به‌دلیل عوامل مهمی چون اختلافات مذهبی و انتقال علوم جدید به حوزه اسلام، نیاز مکاتب و فرق به اجتهادهای عقلی و قیاسی را در دفاع از عقاید و اندیشه‌های خود پیش آورد؛ زیرا روش روایی قابلیت پاسخ‌گویی به مسائل مختلف را ندارد.26 بنابراین بهره‌گیری از عقل و عقل‌گرایی در بین مفسران باعث پدید آمدن روش‌های عقلی در تفسیر گردید؛ به‌طوری‌که بسیاری از مفسران از روش عقلی ـ قیاسی استفاده کردند. تفاسیری مانند روض‌الجنان، مجمع‌البیان، روح‌المعانی از این نمونه‌هاست.
بعضی محققان که از اندیشه‌های قرآنی بهره برده‌اند، به مطالعه و نقد تاریخ پرداختند. ابن‌خلدون را می‌توان از پیش‌گامان تبیین تاریخی به شیوه جدید به‌شمار آورد. او می‌گوید: «اما در باطن اندیشه و تحقیق درباره حوادث و مبادی آنها و جستجوی دقیق برای یافتن علل آنهاست و علمی است درباره کیفیات وقایع و موجبات و علل حقیقی آنها».27 این علل حقیقی تنها با عقل‌اندیشی مصطلح و به‌عبارتی قیاس و امثال آنها حاصل نمی‌آید. درواقع در بسیاری از مواردی که مورخ یا مفسر براساس علل و عوامل فرضی خود یک رخداد را تبیین می‌نماید، خطر تفسیر به رأی همواره در کمین اوست و او را از واقعیت و حقیقت باز می‌دارد. این همان مشکل عمده‌ای است که بسیاری از اندیشمندان جدید تاریخ ممکن است در دام آن گرفتار آیند؛ یعنی تکیه بر عقل خودبنیاد و یا علم جزئی‌نگر و قیاس و گمان و تفسیر به رأی.
این نکته مهم که چگونه در میان اقوال و روایات متعدد، مختلف و حتی متضاد «قول احسن» را برگزینیم، می‌تواند براساس عقل تبیین شود؛ اما عقلی که قرآن همواره بر آن تأکید دارد، عقلی است بدون شائبه تعصب، خودمحوری، جزئی‌نگری، قیاس، گمان و امثال آن؛ بلکه عقلی است روشن‌بین و عاری از هوا و هوس: «الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أ‌َحْسَنَهُ أ‌ُولَٰئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ و أ‌ُولَٰئِکَ هُمْ أ‌ُولُو الْأ‌َلْبَاب‌ِ».28 در تفسیر این آیه گفته شده برای برگزیدن قول صحیح باید از قوه عقل و اندیشه استفاده نمود. این آیه بیانگر «آزاداندیشی» و عدم تعصب می‌باشد که یادآور همان پاسخ به «ارزشی»بودن روایت تاریخ است؛ زیرا یکی از آفات و آسیب‌های مهم در داوری و قضاوت جهت تشخیص حقایق، داوری از روی «تعصب» و «لجاجت» است.29 یکی از وجوه معنایی عقل که علامه طباطبایی هم به آن اشارت دارند، عقل به‌معنای عدم لجاج و عناد است. ایشان می‌گوید: «هستند گروهی که حق را فهمیده‌اند، اما آگاهانه و تعمداً به آن پایبند نیستند.»30در آیات دیگر نیز بر این شیوه تأکید گردیده و از اهل ایمان خواسته شده از «پیش‌داوری» و تصدیق اخبار قبل از شناخت صدق و کذب آن بپرهیزند: «یَا أ‌َیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إ‌ِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإ‌ٍ فَتَبَیَّنُوا ...».31
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، روش قرآن در این موضوع را چنین بیان می‌دارد: «معنای آیه این است که ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر فاسقی نزد شما خبری مهم آورد، خبرش را تحقیق و پیرامون آن بحث و فحص کنید تا به حقیقت آن واقف شوید، تا مبادا که بدون جهت و به نادانی بر سر قومی بتازید، بعداً از رفتاری که با آنان کرده‌اید، پشیمان شوید.»32 ایشان شرط موثق بودن خبر را دو چیز می‌دانند: 1. تواتر؛ 2. توأم بودن با قرائن قطعی. اما اگر این دو شرط نبود، مثلاً خبر واحد بود، وقتی می‌تواند معتبر باشد که حداقل وثوق و اطمینان را داشته باشد یا به‌حسب نوع خبر یا راوی آن (مثلاً متخصص یک فن)، وثوق‌آور باشد.33 این آیه می‌تواند دربردارنده موضوع مهم «پیش‌فرض»های ذهنی انسان در قضاوت‌ها، اعم از تاریخی و غیر آن نیز باشد که همواره در قضاوت‌ها و داوری‌ها تأثیرگذار است؛ همان مطلبی که امروزه پدیدارشناسان درباره آن سخن دارند. یکی از انتقادات مهمی که در تبیین مسائل تاریخی مطرح می‌شود، موضوع پیش‌فرض‌ها و پیش‌داوری‌هاست که می‌تواند در کشف واقعیات تأثیر بگذارد.
طرف‌داری و یا علاقه و مسائلی مانند تعصب و حتی عقیده دراین‌باره بسیار اهمیت دارد و معمولاً مورخان در کار خود، یعنی روایت تاریخ، به آن مبتلا هستند. پدیدارشناسان مدعی‌اند پیش‌داوری‌ها را با روش تعلیق کردن و هم افقی تحلیل می‌نمایند.34این تعالیم قرآنی تبیینی بودن روایت تاریخ را می‌آموزند و حامل دو مطلب مهم‌اند؛ اول توجه به راویان مورد وثوق و مستند بودن یک خبر و دوم، عدم پیش‌داوری که براین‌اساس تبیین یک خبر که احتمال صدق و کذب آن می‌رود، ممکن می‌گردد. روش عقلی ـ علمی قرآن کریم براساس «علم» به تبیین و رفع اختلاف می‌پردازد؛ این رفع اختلاف یک وجه تبیین تاریخ است. بنابراین نیاز به تاریخ، به‌ویژه علم به آن احساس می‌شود. این آموزه قرآنی انگیزه مهمی بود تا مسلمانان به تحقیق و پی‌جویی مسائل تاریخی بپردازند. به‌عنوان مثال، اهل کتاب درباره ابراهیم(ع) اختلاف و نزاع داشتند و هرکدام مدعی بودند ابراهیم از آنهاست.
قرآن در مقام تبیین به آنان می‌گوید: مگر نمی‌دانند که ابراهیم(ع) قبل از نزول تورات و انجیل بوده است: «مَا کَانَ إ‌ِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا و لا نَصْرَانِیًّا و لَٰکِنْ کَانَ حَنیفًا ...».35 اما قرآن کریم قبل از مرحله تبیین علمی ـ عقلانی، روایت تاریخ را اجمالاً توصیه می‌کند.واژه‌ها و اصطلاحات تاریخی فراوانی در قرآن کریم به موضوع تاریخ اختصاص پیدا کرده است؛ اصطلاحاتی مانند اخبار، حدیث، انباء، قصص، به‌ویژه اصطلاح عبر و الایام که بیانگر رویکرد الهی قرآن کریم به تاریخ می‌باشد. اخبار گذشتگان و پیشینیان، اخبار پیامبر(ص) و همچنین اخبار عرب و رویدادهای مربوط به آن در سایه توجه قرآن به اخبار بوده است.36 توصیه قرآن به «سیر فی‌الارض» به‌معنای سفرهای علمی است که می‌تواند مورخ را با افق‌های جدید آشنا و به وی وسعت‌نظر دهد. با الهام از این آموزه بود که مورخان بزرگ اسلام به روایت تاریخ اهمیت دادند و مجموعه‌های بزرگی خلق کردند. امر به «سیر فی‌الارض» در قرآن به‌منظور کشف و شناخت سرگذشت پیشینیان بوده است: «قُلْ سِیرُوا فِى الْأ‌َرْض ثُمَّ انْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبینَ»؛37 و نیز: «أ‌َفَلَمْ یَسِیرُوا فى الأ‌َرْض‌ِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الَّذ‌ِینَ مِنْ قَبْلِهمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَیْهمْ و لِلْکَافِر‌ِینَ أ‌َمْثَالُهَا».38
امام علی(ع) درباره چگونگی بررسی تاریخ و ضرورت مطالعه آن سخنی عمیق بیان می‌فرماید که دربردارنده بسیاری از نکات تبیینی در تاریخ است: پسرم! درست است که من به‌اندازه پیشینیان عمر نکرده‌ام، اما در کردار آنها نظر افکندم، و در اخبارشان اندیشیدم، و در آثارشان سیر کردم، تا آنجا که گویا یکی از آنان شده‌ام، بلکه با مطالعه تاریخ آنان، گویا از اول تا پایان عمرشان با آنان بوده‌ام؛ پس قسمت‌های روشن و شیرین زندگی آنان را از دوران تیرگی شناختم و زندگانی سودمند آنان را با دوران زیان‌بارش شناسایی کردم.39 با الهام از این اندیشه‌های بلند است که مورخان اسلامی به تبیین مسائل تاریخی پرداختند. بعضی از این مورخان اندیشمند تنها به روایت صرف نپرداختند؛ بلکه افرادی مانند مسعودی، ابن‌مسکویه، ابن‌خلدون و دیگران به چیستی تاریخ و علم به آن توجه کردن و در آثار خویش اشاراتی به تبیین تاریخ داشته‌اند. مسعودی به چگونگی شکل‌گیری پدیده‌ها و رویدادهای تاریخی در آثار خود اشاره نموده و علل و عوامل آن را درنظر می‌گیرد؛ عواملی مانند تأثیر محیط و جغرافیا بر سبک زندگی افراد، عوامل نژادی، طبیعی، اقلیمی، تحولات اقتصادی، اجتماعی و ... . براین‌اساس، مسعودی به مسائل محیطی و جغرافیایی مثل شهرها و رودخانه‌ها و کوه‌ها، به‌ویژه اختلاف اقالیم و علل و عوامل آن در مناطق مختلف توجه می‌کند؛ مسائل نژادی و قومی و آداب و رسوم، عقاید و باورها، علوم و اختراعات و بناهای مهم را در پدیده‌های تاریخی درنظر می‌گیرد.
مسعودی به تاریخ روایتی ـ نقلی نگاه انتقادی دارد. وی هرگونه نقلی را با ذهنی انتقادی می‌نگرد؛ به‌ویژه براساس روش عقلی به تحلیل مسائل تاریخی می‌پردازد و بر این نظر است که «هرگز از رأی صواب که عقل بر آن بنا گردید، نباید منحرف شد که هرکس رأی صواب و ثمره عقل را رها کند، به هلاکت افتد.»40 وی افعال و اعمال انسان‌ها را که ناشی از عقل باشد، اصل گزارشات تاریخی قرار می‌دهد و با معیار عقلی سنت‌های مردم را تحلیل می‌نماید و به داوری درباره صحت و سقم آنها می‌پردازد.41 در واقع‌گرایی مسائل تاریخی، مسعودی همواره تکیه‌اش بر شاهد و سند و مدرک است و هرگونه نقلی را نمی‌پذیرد و سعی بر آن دارد تا به ریشه‌یابی حوادث، افکار و ایده‌های ملت‌ها و اقوام دست یابد. به‌عنوان نمونه، مسئله تاریخی قوم عاد و ثمود را براساس شواهد به‌جا مانده از آثار و ابنیه آنان تبیین می‌نماید.قرآن کریم مطالعه آثار گذشتگان و تغییر و تحولات آنان را یکی از راه‌های شناخت و آگاهی انسان می‌داند و قوانین موجود در جامعه و تاریخ را قابل بررسی می‌داند؛ با این تفاوت که قوانین تاریخی همه جوامع گذشته و در حال گذر، به‌ویژه ارتباط بین جوامع حاضر و گذشته را به‌صورت یک کل دنبال می‌کند.
بنابراین موضوع تاریخ که همان تحولات جوامع می‌باشد، به‌اضافه عامل زمان در مطالعات تاریخی مورد بررسی قرار می‌گیرد.42 اصرار قرآن بر تحقیق و جستجو در تاریخ به شیوه علمی پس از مشاهده حال گذشتگان، تفکر در احوال آنان و تجزیه و تحلیل زندگی آنهاست که این خود باعث به‌دست آمدن قواعد و قوانینی که بر آنها حاکم بوده است، می‌باشد. شهید محمدباقر صدر نیز بر بررسی و تتبع به شیوه استقرایی اشاره دارد و درباره این روش قرآن می‌گوید: یکی از سنت‌های تاریخی نیز همین است و آیات دیگری از قرآن تأکید بر این دارد که روی حوادث تاریخی، شما استقرا به‌عمل آورید، دقت و تأمل و تدبر کنید تا از‌ طریق استقرای نوامیس طبیعت و سنن جهان، حقایقی در زمینه علم تاریخ و سنن تاریخی بر شما روشن گردد.43 شهید صدر بر موضوع تبیین تاریخ براساس سنت‌های الهی تأکید می‌ورزد و ما را از اینکه سراسر حوادث را همچون بسیاری از فیلسوفان جدید غرب به علل و عوامل مادی و یا تصادفی ارتباط دهیم و یا آنکه چون الهیون مسیحی همه را به تقدیر الهی موکول نماییم، برحذر می‌دارد و می‌گوید: قرآن با این فکر به‌شدت مقاومت کرده، هیچ حادثه‌ای را بی‌جهت و یا از روی اعمال قدرت، لزوم تسلیم در برابر آن توجیه نمی‌کند؛ بلکه برعکس، عقل بشر را هشدار می‌دهد که در این زمینه سنن و قوانین حاکم است و برای اینکه انسان بتواند به سرنوشت خود حاکم شود، لازم است این سنت‌ها را بشناسد.44
منظور وی از شناخت سنن الهی همان شناخت علمی و روش‌های مربوط به آن است؛ زیرا خدا سرنوشت و تقدیر انسان‌ها را در قالب قوانین و نوامیسی بنا نهاده است که علوم طبیعی هم یکی از آنهاست. درباره علوم جدید تجربی، برخی اندیشمندان با نقد تفسیر علمی به‌صورت مطلق به‌علت احتمال تحمیلی بودن نظریه‌ها و نیز به‌علت عدم ثبات آنها، به‌ویژه احتمال انحراف تفسیر علمی به تفسیر به رأی به نقد تفسیر علمی به‌صورت مطلق پرداخته‌اند؛ اما به‌طورکلی آن را در فهم آیات مجاز دانسته‌اند؛ زیرا آیاتی در قرآن هست که فهم آنها بدون استفاده از علوم تجربی ممکن نیست.45 روش استقرایی‌ای که در قرآن کریم می‌توان یافت، دستور مؤکد بر مطالعه سرگذشت انسان‌هاست؛ به‌ویژه توجه به سرگذشت جوامع انسانی و چگونگی زندگی و تمدن آنها. اما سیر این مشاهده براساس علم است؛ به این معنا که این تجربه شامل قوانین عقلی نیز هست؛ یعنی ترکیب «حس» و «عقل» و استفاده از قوانین طبیعی و عقلانی. این روش قرآن با روش علمی که در علوم طبیعی هست، شباهت تام دارد.46
بنابراین اگر معنا و مفهوم تبیین در شیوه تبیین علمی که در آن از تأثیر علل و عوامل در به‌وجود آمدن و پیدایش یک پدیده بحث می‌شود را بررسی و شناخت همه علل و عوامل مؤثر در پیدایش جریانات و رخدادها و همچنین کیفیت و چگونگی آنها بدانیم، توصیه و روش قرآن آن است که باید یک رخداد تاریخی را براساس سنن الهی تبیین نماییم؛ زیرا اولاً این سنن همواره قوانینی ثابت برای همه جوامع و دوره‌ها دارند و تغییرناپذیرند: «فَهَلْ یَنْظُرُونَ إ‌ِلاّ سُنَّتَ الأ‌َوَّلِینَ فَلَنْ تَجدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْد‌ِیلاً»؛47 ثانیاً مشتمل بر قوانین علمی نیز می‌باشند. در تحلیلی که قرآن کریم از جنگ احد ارائه کرده، به اراده قاهره و حکمت خدا در تاریخ اشاره شده است. در دیدگاه قرآن، اساساً پیروزی و شکست از ناحیه خداست که از آن تحت عنوان یک سنت الهی یاد می‌کند؛ به‌طوری‌که خدا به رسولش می‌گوید: این شکست از ناحیه سنت وی بوده است که قوانین خاص خود را دارد: «تِلْکَ الْأ‌َیَّامُ نُدَاو‌ِلُهَا بَیْنَ النَّاس‌ِ و لِیَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا و یَتَّخِذَ مِنْکُمْ شُهَدَاءَ و اللَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ»؛48 چنان‌که در علت پیروزی و اسباب و عوامل مربوط به آن، معیار قرآن فراتر از اسباب ظاهری است: «کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بإ‌ِذْن‌ِ اللَّهِ». 49
در سوره انفال جنگ بدر مورد تبیین قرار گرفته است و قرآن دراین‌باره نکته‌های بسیاری را بیان می‌دارد؛ مانند نصرت الهی، تأثیر فرشتگان در پیروزی، مشخص شدن ناپاک از پاک، دخالت خدا در غلبه حق، راز و رمزهای غیبی، فریب‌های شیطانی و ... . در ادامه نیز از سنت‌ها سخن به میان می‌آید؛ «داب» یا همان روشی که قبلاً در تاریخ زندگی آل‌فرعون هم بوده و شکست و نابودی یا همان تغییر نعمت‌ها براساس سنن مشروطی مثل سپاسگزاری و یا ناسپاسی نعمت‌های الهی. قرآن کریم درباره منشأ حوادث، مسائل ماوراءالطبیعه، به‌ویژه اراده مستقیم الهی را در امور دخیل می‌داند و از علل مادی و به‌اصطلاح «ظاهر»، به علل و عوامل معنوی یا «باطن» وارد می‌شود. از دیدگاه قرآن، تبیین جریانات و حوادث باید متوجه این عمل به‌اصطلاح درونی باشد. بنابر آیه «وَمَا رَمَیْتَ إ‌ِذْ رَمَیْتَ و لَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»50 می‌توان ترکیبی از «ظاهر» و «باطن» را درنظر داشت که فراتر از علوم و عقول ظاهری است و تنها براساس سنن الهی حاکم بر جامعه و تاریخ قابل‌فهم می‌باشد. نتیجه روش‌هایی که فیلسوفان در تبیین ابداع نمودند، در فهم و شناخت منطقی روایت تاریخ مؤثر گردید. این روش‌ها، به‌ویژه روایی، علمی، تفسیری (هرمونتیکی) و قیاسی، شباهت‌هایی با روش‌هایی که در قرآن هست، دارند. اندیشمندان قرآنی، اعم از مورخ و مفسر، دارای روش‌ها و شیوه‌هایی در تبیین بوده‌اند که آن را از آموزه‌های قرآن کریم الهام گرفته‌اند و در آنها عقل، علم، تفکر و تدبر که مورد تأکید قرآن است، به‌کار گرفته شده است.
قرآن کریم دو آموزه مهم درباره تاریخ‌نگاری دارد؛ اولاً تعلیمش درباره روایت و نقل تاریخ آن است که از مسائلی مانند غلو، کتمان، تحریف، اسطوره‌سازی و امثال آن پرهیز شود؛ ثانیاً قرآن اجازه تفسیر تاریخی را می‌دهد، اما با شرایط و قواعد مخصوص به خود؛ زیرا روش‌های قرآنی قواعد منظم دارد و از جهت دیگر، اندیشه و فکر انسان باید به‌دور از تفسیر به رأی باشد؛ به‌عبارتی همان موضوع مهم عدم دخالت دادن فکر و ذهنیات مورخ در تاریخ. زبان قرآن و نیز روش‌های مفسران که الهام‌گرفته از قرآن بود، در استفاده از این روش مؤثر بوده است. علاوه بر آن، محققان اسلامی در تفسیر مسائل تاریخی به عناصر مهمی مانند فهم و ذهن سلیم و به‌کارگیری عقل و علم در روایت از دیدگاهی فراتر از علل و عوامل مادی می‌نگرند. مهم‌ترین ویژگی‌های روش قرآن در تبیین تاریخی به قرار ذیل است: 1. روش تفسیری که در آن براساس اصول و قواعدی معین که برگرفته از زبان خود قرآن است و نیز علم و عقل و ... ، مسائل تاریخی توصیف و توضیح داده می‌شود که بسیار روشنگر است. 2. تفسیر روایی؛ در این شیوه از روایات رسیده از معصومین(ع) و راسخان در علم و نیز از اهل ذکر که صاحبان اندیشه و اهل وثوق‌اند، باید استفاده شود که قواعد آن در علوم مربوط به تفسیر آمده است: «فسئلوا اهل الذکران کنتم لا تعلمون».
3. در روش عقلانی اولاً تأکید بر عدم اعمال‌نظر شخصی و تفسیر به رأی است و بر آزاداندیشی و عدم تعصب توجه شده است؛ به‌ویژه مسئله پیش‌فرض‌ها که همواره می‌تواند رهزن اهل تاریخ باشد و موجب قضاوت‌های ناصحیح شود. ثانیاً، موارد عقلی باید از قطعیات و بدیهیات باشد. 4. یکی از ویژگی‌های مهم قرآن، سازگاری آن با علوم مختلف می‌باشد. قرآن کریم برای تبیین علمی، به شیوه علوم تجربی به علل و عوامل پیدایش یک رویداد توجه دارد؛ اما شروطی برای آن دارد که محقق دچار تبیین صرفاً علمی نگردد. قرآن بر آگاهی از عوامل حقیقی یا چرایی و چگونگی (کیف) تأکید دارد که خود بیانگر احاطه کامل به علل و عوامل مؤثر در یک رخداد می‌باشد. 5. روش قرآنی در توصیف جریانات و مسائل تاریخی به‌گونه‌ای است که یک واقعه و یا جریان در چند جای مختلف ذکر می‌شود، اما روایت قطع شده و موضوع دیگری طرح می‌شود. این قطع و تکرار می‌تواند بیانگر این نکته مهم باشد که رخدادهای تاریخی همواره قابل تأمل‌اند. سوق دادن مخاطب به تفکر و تدبر در دنباله موضوع باشد که همواره بیان کاملی از آن جریان را اقتضا می‌کند. تأکید ویژه قرآن کریم بر زمان و مکان و همچنین اسامی اشخاص و اقوام خاص، به‌ویژه در روایات مربوط به پیشینیان و اسرائیلیات، خود تبیین‌گر بوده و درباره آنها استدلال منطقی نموده و مخاطبان را به تحقیق و سؤال از «اهل ذکر» رهنمون گردیده است.
6 . در قرآن کریم، تبیین به‌معنای «فهم» رفتار عاملان تاریخی و نیز انگیزه‌های آنان قابل بررسی است. در کلام الهی از اعمال و رفتار انسان‌ها و مهم‌تر از آن، انگیزه و نیات افراد سخن به میان آمده است. در بسیاری از آیات، به‌ویژه در مسائل تعیین‌کننده مانند جنگ، صلح و موارد سرنوشت‌ساز که انسان‌ها باید مورد آزمایش قرار گیرند و ماهیت اصلی و درونی خود را آشکار سازند و به‌اصطلاح حق و باطل و یا مؤمن و منافق مشخص گردد، خداوند آن را برای پیامبر(ص) تبیین نموده است؛ مانند گفتگوی خدا با پیامبرش درباره پیروزی‌ها و شکست‌های بدر، احد و خندق و دیگر رویدادهای آن دوره که درباره منافقان و انگیزه‌های آنان و همچنین نیات درونی مؤمنان به آنها اشاره شده است. همه این مسائل در قالب سنن حاکم بر جامعه دینی قابل تبیین می‌باشد که قبلاً میان سایر امم موجود بوده است و قرآن از آن با لفظ «داب» یاد کرده که می‌توان برای آنها قواعد و ضوابطی براساس سنن لایتغیر الهی درنظر گرفت. پی نوشت:55 . ص (38): 29.56 . مائده (5): 13.57 . یوسف (12): 111. 58 . نساء (4): 171.59 . آل‌عمران (3): 65 .60 . فیل (105): 1. 61 . آل‌عمران (3): 140.1 . نساء (4): 164. 2 . معارف، «روش قرآن در طرح وقایع و سرگذشت‌های تاریخی»، فصلنامه صحیفه مبین، ش 39، ص 12. 3 . مؤدب، مبانی تفسیر قرآن، ص 32.4 . همان، ص 26. 5 . سعیدی روشن، علوم قرآن، ص 314 ـ 311.6 . ابن‌منظور، لسان العرب، ج 1، ص 264. 7 . رجبی، روش‌شناسی تفسیری قرآن، ص 33.8 . همان، ص 315.
9 . بابایی، روش‌شناسی تفسیر قرآن، ص 263.10 . مؤدب، مبانی تفسیر قرآن، ص 183. 11 . همان، ص 237. 12 . قَالُوا یَا هُودُ مَا جئْتَنَا بِبَیِّنَةٍ و مَا نَحْنُ بتَار‌ِکی آلِهَتِنَا عَنْ قَوْلِکَ و مَا نَحْنُ لَکَ بمُؤْمِنِینَ. (هود (11): 53) 13 . مریم (19): 81 .14 . قصص (28): 3.15 . نساء (4): 164.16 . نحل (16): 44 ـ 43. 17 . رازی، تفسیر ابوالفتوح رازی، ج 6 ، ص 227. 18 . رسولی محلاتی، تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 56 ـ 55.19 . نحل (16): 44. 20 . طبری، جامع البیان عن تأویل القران، ص 29. 21 . بابایی، روش‌شناسی تفسیر قرآن، ص 265. 22 . آیینه‌وند، علم تاریخ در اسلام، ص 72 ـ 71. 23 . بابایی، روش‌شناسی تفسیر قرآن، ص 312.24 . اعراف (7): 143. 25 . بابایی، مکاتب تفسیری، ج 2، ص 260.26 . رجبی، روش‌شناسی تفسیری قرآن، ص 325. 27 . ابن‌خلدون، مقدمه، ج 1، ص 2.28 . زمر (39): 18. 29 . مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 19، ص 415.30 . طباطبایی، المیزان، ج 5، ص 157. 31 . حجرات (49): 6 .32 . طباطبایی، المیزان، ج 36، ص 176.33 . همان. 34 . خاتمی، پدیدارشناسی دین، ص 83 .35 . آل‌عمران (3): 67 . 36 . جوادعلی، تاریخ مفصل قبل از اسلام، ج 1، ص 121.37 . انعام (6): 11. 38 . محمد (47): 10.39 . نهج‌البلاغه، نامه 31، ص 372. 40 . مسعودی، مروج‌الذهب، ج 1، ص 193.41 . همان، ص 119 ـ 118. 42 . مطهری، مسأله شناخت، ص 77.43 . صدر، سنت‌های تاریخ در قرآن، ص 78. 44 . همان، ص 79.45 . مؤدب، مبانی تفسیر قرآن، ص 246. 46 . فیلسین، شناخت روش علوم یا فلسفه علمی، ص 142.47 . فاطر (35): 43.
48 . آل‌عمران(3): 140.49 . بقره (2): 249.50 . انفال (8): 17. تورج امیری/ عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه آزاد واحد کرمانشاه و دانشجوی دکتری گرایش تاریخ و تمدن اسلامی دانشگاه معارف اسلامی. منبع: فصلنامه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی شماره 1و 2 انتهای متن/
تاریخ
00:20 - 24 فروردین 1392

558 بازدید




1 پاسخ