حجاب و پوشش در ادیان زرتشت، یهود و مسیحیت
خبرگزاری فارس:همه ادیان آسمانی، حجاب و پوشش را بر زن واجب و لازم شمردهاندو جامعه بشری را به سوی آن فراخواندهاند؛زیراحیا و لزوم پوشش به طور طبیعی در نهاد زنان به ودیعت نهاده شده و احکام و دستورهای ادیان الاهی هماهنگ و همسو بافطرت انسانی تشریع شده است.
چکیده
براساس جهانبینی ادیان الاهی، انسان خلیفه خداوند و مرکز و محور جهان هستی است. وی عهدهدار رسالت کسب معرفت، تهذیب نفس و اصلاح جامعه است. و حیات او در جهان آخرت نیز استمرار دارد. علاوه بر حفظ کرامت انسان، استعدادهای معنوی و عقلانی بشر در پرتو رهیافتهای فطری و هدایتهای وحیانی شکوفا میشود. حجاب و پوشش از جمله موضوعاتی است که رعایت آن موجب حفظ کرامت انسان است.
برخی معتقدند پوشش و حجاب، صرفاً نتیجه تعامل فرهنگی بین فرهنگهاست. در نتیجه ادیان الاهی در مورد چگونگی حضور زن در برابر نامحرم، قانونی خاص ندارند. از دیدگاه ایشان، آنچه امروز به صورت دستوری شرعی درآمده، مستندی شرعی ندارد. این مقاله با رویکرد نظری و اسنادی، به تحقیق درباره صحت و سقم این نظر پرداخته و مستندات دینی پوشش و حجاب را در سه دین زرتشت، یهود، مسیحیت تبیین و تشریح کرده است.
کلید واژهها: حجاب، پوشش، عفاف، زرتشت، یهود، مسیحیت.مقدمه
حجاب به معنای «پوشاندن بدن زن در برابر نامحرم» از احکام ضروری دین اسلام است. در دیگر ادیان الاهی از جمله آیین زرتشت، یهود و مسیحیت نیز، این حکم با تفاوتهایی کموبیش وجود دارد. پوشش و عفاف از آن جهت که امری فطری و برای حیات اجتماعی انسان ضروری است، در ادیان و مذاهب الاهی دارای جایگاه خاصی است.
همه ادیان آسمانی، حجاب و پوشش را بر زن واجب و لازم شمردهاند و جامعه بشری را به سوی آن فراخواندهاند؛ زیرا حیا و لزوم پوشش به طور طبیعی در نهاد زنان به ودیعت نهاده شده و احکام و دستورهای ادیان الاهی هماهنگ و همسو با فطرت انسانی تشریع شده است.بر اساس اصل لزوم هماهنگی و تناسب آفرینش و قانونگذاری که قرآن بدان اشاره دارد، «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ...» (روم: 30)، خداوند لباس و پوشاک را در لابهلای نعمتهای بیکرانش به بشر ارزانی داشت و فرمود: «یا بنی ءادمَ قد انزلنا علیکم لباساً یُوارِی سوءَاتکم و ریشاً و...» (اعراف: 26).
خداوند اشتیاق درونی زنان به «حجاب» را با تشریع قانون پوشش مستحکم ساخت تا گوهرِ هستی «زن» در صدفِ پوشش حفظ شود و جامعه از فرو رفتن در گرداب فساد و تباهی نجات یابد. بیتردید جهانبینی و انسانشناسی هر فرهنگ و مکتب، نقش اساسی و مهمّی در انتخاب نوع و کیفیت پوشش دارد.1
گرچه انتخاب لباس و پوشاک برآیند اندیشه و اراده آدمیاست، ولی بر بینش و اراده انسانی نیز تأثیر میگذارد و میتواند به عنوان زمینهساز تعالی یا انحطاط فردی و اجتماعی نقشآفرینی کند. بنا به گواهی متون تاریخی، در بیشتر قریب به اتفاق ملتها و آیینهای جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است.
حجاب در طول تاریخ، فرازونشیبهای زیادی را طی کرده و گاهی با اِعمال سلیقه حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته؛ ولی هیچگاه بهطور کامل از بین نرفته است.در آیین زرتشت، یهود و مسیحیت، حجاب بر زنان امری لازم بوده است. کتابهای مقدس مذهبی، دستورات و احکام دینی، آداب و مراسم و سیره عملی پیروان این ادیان، بهترین گواه بر اثبات این مدعاست.
مفهـومشناسی حجاب
حجاب، واژه عربی است و زبانشناسان عرب، برای آن، دو معنای اصلی برشمردهاند:
1. حجاب، به مفهوم مانع و حایل میان دو چیز است؛
خواه از امور مادی و اشیای محسوس باشد و یا از امور معنوی و غیر محسوس. «حجب و حجاب به معنای منع از وصول و رسیدن دو چیز به همدیگر است».2همچنین در مصباح آمده است:حَجَبَ به معنای منع است؛ از اینرو، به پوشش، حجاب گفته میشود؛ زیرا پوشش، مانع از مشاهده میشود. به دربان، حاجب گفته میشود؛ چون مانع و بازدارنده از ورود دیگران است. اصل معنای حجاب، جسمی است که بین دو جسد حائل میشود و گاه بر امور معنوی نیز به کار میرود؛ از اینرو، گفته شده است: «عجز» حجاب میان انسان و مراد او، و «معصیت» حجاب بین بنده و پروردگار اوست.3
آن گونه که متون تاریخی یاد کردند، در همه آن زمانها پوشاندن موی سر و داشتن لباس بلند، شلوار و چادر امری رایج در فرهنگ و دین مردمِ آن زمان بود و زنان هر چند با آزادی، در محیط بیرون خانه رفت و آمد میکردند و همپای مردان به کار میپرداختند. ولی این امور با حجاب کامل و پرهیز شدید از اختلاطهای فسادانگیز صورت مییافت.
2. حجاب به معنای ستر و پوشش
صحاح اللغه معنای پوشش را برای حجاب یادآور شده و گفته است: «حجاب یعنی پوشش وحجاب درون انسان؛ یعنی آنچه که بین قلب و سایر آن حائل میشود.»4چنانکه ابنمنظور نیز در لسان العرب، حجاب را به معنای ستر دانسته و گفته است: «حجاب به معنای ستر و پوشش است؛ «حجبه» یعنی آن را پوشانید؛ زن محجوب، زنی است که پوشیده باشد».5
اما استفاده از واژه حجاب، در مورد پوشش زن، اصطلاح نسبتاً جدیدی است. در قدیم و به خصوص در اصطلاح فقها، کلمه «ستر» که به معنای پوشش است، به کار میرفته. فقیهان چه در کتاب الصلوه 6 که این مطلب را بیان کردهاند، واژه «ستر» را به کار بردهاند، نه کلمه «حجاب» را. قرآن کریم، در سوره مبارکه نور و احزاب، حدود پوشش و تماسهای زن و مرد را ذکر کرده است؛ بدون آنکه کلمه «حجاب» را به کار برده باشد.
آیهای که در آن واژه «حجاب» به کار رفته است، مربوط به زنان پیامبر اکرمˆ است.7 معنای اصطلاحی جدید این واژه، عبارت است از پوششی که زن در برابر نامحرمان باید استفاده کند و از جلوهگری و خودنمایی بپرهیزد. در این نوشتار نیز همین معنای اصطلاحی مورد نظر است؛ بیتردید حجاب در این اندازه، یکی از احکام مشترک ادیان ابراهیمی و از احکام ضروری اسلام بوده و همه طوایف اسلامی بر آن اتفاق نظر دارند.
رسول اکرمˆ به اسماء فرمود: همین که دختر به حد بلوغ رسید، سزاوار نیست چیزی از بدن او دیده شود؛ مگر این و آنگه حضرت اشاره به مچ دست به پایین و صورتشان کردند.8 از امام صادق(ع) پرسیده شد. آیا آرنج زن تا مچ از قسمتهایی است که باید از نامحرم پوشاند؟ فرمودند: بلی، آنچه زیر روسری قرار گیرد و همچنین از محل دستبند به بالا باید پوشانده شود.9
مفهومشناسی عفاف
«عفاف» نیز واژهای عربی است که با فرهنگ اسلامی و دینی وارد زبان فارسی شده است. «عفاف» را به معنای خود نگهداری و بازداشتن نفس انسانی از محرمات و خواهشهای شهوانی دانستهاند. راغب در مفردات میگوید:10 «عفّت، حالت نفسانی است که مانع تسلّط شهوت بر انسان میشود و انسان عفیف کسی است که با تمرین و تلاش مستمر و پیروزی بر شهوت، به این حالت دست یافته باشد.»
در قاموس قرآن آمده است: «عفّت، به معنای مناعت است. در شرح آن گفتهاند: حالت نفسانی است که از غلبه شهوت بازدارد. پس باید عفیف به معنای خودنگهدار و با مناعت باشد».11«عفاف» اصطلاحی اخلاقی است. عالمان اخلاق، عفاف را در شمار مهمترین فضایل اخلاقی جای دادهاند و فیلسوفان در حکمت عملی به آن پرداختهاند. ملاصدرا در اسفار عفاف را چنین تعریف میکند: «عفاف، منشی است که منشأ صدور کارهای معتدل میشود؛ نه پردهدری میکند و نه گرفتار خمودی میشود».12
خواجه نصیرالدین طوسی در تعریف آن مینویسد: «عفاف آن است که نیروی شهوت مطیع عقل باشد تا تصرف او به اقتضای رأی او بود و اثر خیریت در او ظاهر شود و از تعبد هوای نفس و استخدام لذات فارغ».13علامه سیدمحمدحسین طباطبائی، عفاف را از اصول سه گانه فضیلتهای اخلاقی میداند که صبر، حیا، ایثار، سخاوت، و... بر شاخه آن میروید. او پس از آنکه قوای شهوانی، غضبی و فکری را منشأ و خاستگاه تمام اخلاق انسانی برمیشمرد، میگوید: «حد اعتدال در قوه شهوانی «عفاف» و افراط و تفریط در آن«شَرَه» و «خمود» نامیده میشود».14
بر این اساس عفاف، معنایی فراختر از پاکدامنی و پالودگی از فحشا و زنا دارد. قرآن کریم و نصوص روایی نیز، عفاف را در معنای وسیعتر از عفاف و پاکی جنسی به کار برده و آن را به معنای در پیش گرفتن رویه اعتدال، خودنگهداری، تسلط بر خویشتن، صبوری و ایستادگی در برابر کامجویی ناروا میداند که در حوزه تمایلات جسمی و جنسی میگنجد و نفس انسانی خواهان برآورده شدن بیقید و شرط آن نیازهاست.
در شمار شواهد قرآنی که بیانگر این معناست، میتوان به نمونههای زیر اشاره کرد:
1. در سوره مبارکه « نور» پس از آنکه خداوند مسلمانان را ترغیب به ازدواج و همسرگزینی میکند و به مؤمنان دستور میدهد زنان و مردان بیهمسر را همسر دهند، میفرماید: «و کسانی که زمینهای برای ازدواج نمییابند، باید پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بینیاز گرداند» (نور:33).چنانکه در این آیه، عفاف به معنای خویشتنداری از گناه و شکیبایی در برابر کمبودهای زندگی و نیازهای جنسی آمده است.
2. در سوره مبارکه بقره، گروهی از نیازمندان و فقیران، به عفاف و خویشتنداری توصیف و ستایش شدهاند. آنان کسانی هستند که از یکسو توان و نیرو برای کار و کسب معاش ندارند و از سوی دیگر، در عین نیازمندی و تهیدستی، از گدایی و اظهار نیاز پرهیز میکنند. چندان که اگر کسی از نزدیک به حال ایشان آگاهی نداشته باشد، آنان را بینیاز میانگارند.
«(انفاق شما، مخصوصاً باید) برای نیازمندانی باشد که در تنگنا قرار گرفتهاند، نمیتوانند مسافرتی کنند (و سرمایهای به دست آورند) و از شدت خویشتنداری، افراد ناآگاه، آنان را بینیاز میپندارند؛ اما آنها را از چهرههایشان میشناسی و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمیخواهند». (بقره:273). در این آیه، واژه «عفاف» در معنایی فراتر از عفاف جنسی به کار رفته است، و آن عبارت است از: عفاف معیشتی و اقتصادی.
پوشش و حجاب پیش از آیین زرتشت
نخستین مردمی که به سرزمین ایران آمدند، آریاییها بودند. آنان به دو گروه عمده «مادها» و «پارسها» تقسیم میشدند.15 با اتّحاد مادها، دولت «ماد» تشکیل شد. پس از مدّتی پارسها توانستند دولت ماد را از بین ببرند و سلسلههای هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان را بنیانگذاری کنند.16 پژوهشها نشان میدهد که زنان ایرانزمین از زمان مادها، که نخستین ساکنان این دیار بودند، دارای حجاب کاملی، شامل پیراهن بلند چیندار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنلی بلند بر روی لباسها بودهاند.17
این حجاب در دوران سلسلههای مختلف پارسها نیز معمول بوده است. بنابراین در زمان بعثت زردشت و قبل و بعد از آن، زنان ایرانی حجابی کامل داشتهاند. برابر متون تاریخی، در همه آن زمانها پوشاندن موی سر و داشتن لباس بلند، شلوار و چادر رایج بوده است. زنان هر چند با آزادی در محیط بیرون خانه رفت و آمد میکردند و همپای مردان به کار میپرداختند، ولی این امور با حجاب کامل و پرهیز شدید از اختلاطهای فسادانگیز همراه بوده است.
جایگاه فرهنگی پوشش در میان زنان نجیب ایرانزمین به گونهای است که در دوران سلطه کامل شاهان، هنگامی که خشایارشاه به ملکه «وشی» دستور داد که بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران، زیبایی اندام او را بنگرند، وی امتناع کرد و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد. به دلیل این سرپیچی، به حکم دادوَران، عنوان «ملکه ایران» را از دست داد. نقل این داستان در عهد عتیق چنین آمده است:«... امر فرمود وشتئ ملکه را با تاج ملوکانه به حضور پادشاه بیاورند تا زیبایی او را به خلایق و سروران نشان دهد؛ زیراکه نیکو منظر بود اما؛ وشتئ نخواست...»18
برخورد حضرت موسی(ع) به سبب رعایت حیا و عفت با دختران شعیب، که به آنان فرمود، تا پشت سر او حرکت کرده و از پشت سر، او را به منزل پدرشان هدایت کنند و نیز، سیره عملی یهودیان مبنی بر استفاده از چادر و برقع و روبند،51 تفکیک و جدا بودن محل عبادت زنان از مردان در کنیسه، ناشایسته شمردن اشعاری که در تمجید زیبایی زنان سروده شده است و ایراد خطابه توسط زنان از پشت پرده، همگی بیانگر کیفیت شدید و سختگیرانه حجاب نزد یهودیان است.
پوشش و حجاب پس از نبوت زرتشت
در زمان ساسانیان که پس از نبوت زردشت است، افزون بر چادر، پوشش صورت نیز در میان زنان اشراف معمول شد. به گفته ویل دورانت، پس از داریوش، زنان طبقات بالای اجتماع، جرئت نداشتند جز در تختِ روانِ روپوشدار از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمیشد که آشکارا با مردان آمد و رفت کنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی حتی پدر و برادرشان را ببینند. در نقشهایی که از ایران باستان بر جای مانده است، هیچ صورت زنی دیده نمیشود و نامی از ایشان نیامده است.19 تجلیّات پوشش در میان زنان ایران چنان چشمگیر است که برخی از اندیشمندان و تمدننگاران، ایران را منبع اصلی ترویج حجاب در جهان معرفی کردهاند.20
از آنجا که مرکز بعثت «اشو زرتشت» ایران بوده است و ایشان در زمینه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خویش کمبودی نمیدیده است، با تأیید حدود و کیفیت حجاب رایج آن دوران، کوشید با پندهای خود، ریشههای درونی حجاب را تعمیق و مستحکم کند و عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استواری حجاب معمول قرار دهد.
البته در دین زرتشت، لباس با کیفیت خاصی برای حجاب زنان واجب نشده است؛ بلکه لباس رایج آن زمان که شامل لباس بلند، شلوار و سرپوش (یعنی چادر یا شنلی بر روی آن) بوده، مورد تقریر و تنفیذ قرار گرفته است. هر چند استفاده از «سِدرِه و کُشتی» (لباس مذهبی ویژه زرتشتیان) توصیه شده است.21البته بر هر مرد و زن واجب است که هنگام انجام مراسم عبادی و نیایش، سر خود را بپوشاند.
بنا به گفته مؤبد «رستم شهرزادی» پوشش زنان باید به گونهای باشد که هیچیک از موهای سرِ زن از سرپوش بیرون نباشد.22 در خرده اوستا، به طور صریح چنین آمده است: «نامی زت واجیم، همگی سر واپوشیم و همگی نماز و کریم بدادار هورمزد»؛23 یعنی همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را میپوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز میکنیم.براساس آموزههای دینی، یک زرتشتی مؤمن، باید از نگاه ناپاک به زنان دوری جوید و حتی از به کارگیری چنین مردانی خودداری کند. در اندرز «آذر بادمار اسپند» مؤبد موبدان آمده است: «مرد بدچشم (نگاه ناپاک ) را به معاونت خود قبول مکن».24
پوشش موی سر و داشتن نقاب بر چهره، پس از سقوط ساسانیان نیز ادامه یافته است. به این نمونه بنگرید: پس از فتح ایران، هنگامی که سه تن از دختران کسری، شاهنشاه ساسانی را برای عمر آوردند، شاهزادگان ایرانی همچنان با نقاب، چهره خود را پوشانده بودند. عمر دستور داد تا پوشش از چهره برگیرند تا خریداران پس از نگاه، پول بیشتری مبذول دارند. دوشیزگان ایرانی خودداری کردند و به سینه مأمور اجرای حکم عمر، مشت زده، آنان را از خود دور ساختند. عمر بسیار خشمناک شد. ولی امام علی(ع) او را به مدارا و تکریم آنان سفارش فرمود.25
در کیش آریایی زنان محجوب و محترم بودند. زنان ایرانی برای حفظ حیثیت طبقه ممتاز و ایجاد حدودی که آنان را از زنان عادی و طبقه چهارم امتیاز دهد، صورت خود را میپوشاندند و گیسوان خود را پنهان میداشتند؛ از اینرو، محجوب بودن «پوشش صورت» به زنان برتر جامعه اختصاص داشته است.آیین زردشت که تاریخ آن را بین 1300 تا 2300 قبل از اسلام گفتهاند. آیین پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک است؛ از اینرو، انسانها را به پاکی و پاکدامنی فرا میخواند. در نقاشیها و کندهکاریهای باستانی ایران بسیار کم از زن تصویری به چشم میخورد. اگرچه زنان کدبانوی خانه و مدیر و مدبر امور خانواده بودند، ولی حفظ حرمت ایشان با پوشیده داشتن ایشان رعایت میشد تا پاکدامنی آنها حفظ شده و از هر آسیبی در امان باشند.26
رابطه حجاب و عفت در آیین زرتشت
عفاف، طهارت درونی و نوعی حجاب باطنی است. از آنجای که انسان، ذاتاً موجودی است دارای دو بعد الاهی و مادی، باید به او آموخت که اگر همه یکسان آمدهایم، اما برای رجعت بهتر، آنانی در اولویت هستند که دارای درونی آراستهتر باشند و در صورت تلاش و برنامهریزی صحیح، نفس خویش را در مسیر انسانیت رشد دهند؛
نپوشاندن موی سر، خلافی بود که مرتکب آن را مستوجب طلاق میساخت.37 زندگی جنسی آنان، علیرغمِ تعدد زوجات، به طرز شایان توجّه، منزّه از خطایا بود. زنان آنان، دوشیزگانی محجوب، همسرانی کوشا، مادرانی پُرزا و امین بودند و از آنجاکه زود وصلت میکردند، فحشا به حدّاقل تخفیف پیدا میکرد.
اما آنانی که در مسیر حیوانیت و خواستههای نفسانی خود حرکت کنند، این نشان از نداشتن برنامهریزی مناسب برای تأدیب نفس خویش است. درواقع واژه «عفت» بر کنترل شهوات و جلوگیری آن در خروج از مرز اعتدال تلقی میشود از اینرو، به پند و اندرزهای «اشو زرتشت» بنگرید تا تلاش وی برای تعالی و آموزش مبانی حجاب و بیان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهری با عفّت باطنی، روشنتر شود.
او میفرماید:ای نوعروسان و دامادان! ... با غیرت، در پی زندگانی پاکمنشی بر آیید.... ای مردان و زنان! راه راست را دریابید و پیروی کنید. هیچ گاه گردِ دروغ و خوشیهای زودگذری که تباهکننده زندگی است، نگردید؛ زیرا لذّتی که با بدنامی و گناه همراه باشد، همچون زهر کشندهای است که با شیرینی درآمیخته و همانند خودش دوزخی است.
با اینگونه کارها، زندگانی گیتی خود را تباه مسازید. پاداش رهروان نیکی، به کسی میرسد که هوا، هوس، خودخواهی و آرزوهای باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خویش چیره گردد. کوتاهی و غفلت در این راه، پایانش جز ناله و افسوس نخواهد بود. فریبخوردگانی که دست به کردار زشت زنند، گرفتار بدبختی و نیستی خواهند شد و سرانجامشان خروش و فریاد و ناله است.27
مستندات فقهی پوشش در آیین زرتشت
چنین استناد فقهی رسماً به عنوان احکام حجاب در این دین قابل دسترسی نیست؛ اما از مطالب مذکور میتوان چنین حکمیرا اقتباس کرد؛ زیرا همانطورکه بیان شد، مرکز بعثت «اشو زرتشت» ایران بوده است28 و حضرت در زمینه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خویش کمبودی نمیدیده است؛از اینرو، با تأکید حدود و کیفیت حجاب متداول آن زمان، کوشید با اندرز خود، پایههای درونی حجاب را تعمیق و مستحکم کند و عامل درونی را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استواری حجاب معمول قرار دهد.
به این دلیل، در این خصوص صریحاً امری صادر نشده و صرفاً با چنین کلماتی، پاکی را متذکر میشود: « از تو، ای مرد خواهش میکنم پیدایش و فزونی را پاک و پاکیزه ساز و از تو، ای زن خواهش میکنم تن و نیرو را پاک و پاکیزه ساز».29بر این اساس یک زردشت مؤمن باید به این امور ملتزم باشد: 1. دوری از نگاه به زن نامحرم؛ 2. پرهیز از ازدواج با مردانی که چشم ناپاک دارند. در اندرز «آذربادمار اسپند» مؤبد موبدان آمده است: «مرد بدچشم( نگاه ناپاک) را به معاونت خود قبول مکن»؛30 از اینرو، عفاف برای مردان لازم و ضروری به نظر میرسد.
در این آیین، لباس متداول زمان یعنی شلوار و سرپوش یا چادر یا شنل مورد تأکید قرار گرفته است؛ از اینرو، میتوان گفت به لحاظ رعایت حجاب هیچ لزومی به امر وجوب آن صورت نگرفته است. هر چند استفاده از سِدرِه و کُشتی (لباس مذهبی ویژه زرتشتیان) سفارش شده است. البته بر هر مرد و زن واجب است هنگام انجام مراسم عبادی و نیایش، سر خود را بپوشاند و پوشش زنان باید به گونهای باشد که هیچیک از موهای سرِ زن از سرپوش بیرون نباشد.
در خرده اوستا، به طور صریح چنین آمده است: «نامی زت واجیم، همگی سر واپوشیم و همگی نماز و کریم بدادار هورمزد»، یعنی همگان نامی ز تو برگوییم و همگان سر خود را میپوشیم و آنگاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز میکنیم.31حال آیا صرفا ًبا تأکید بر امر حجاب، میتوان گفت دین زردشت حجاب زن را الزامی میداند؛ چون بر امری که مردم ملتزم بودند، باز تذکر داده است؟ از طرفی، پوشش در معابد نه تنها برای زنان واجب است، بلکه برای مردان نیز این مهم و واجب شمرده شده است.
البته میتوان گفت امر وجوب در این نص، تذکری است برای پوشش مردان در معابد که با ابعاد معنوی زمان مرتبط باشند؛ یعنی نوع پوشش و چگونگی حضور در معابد و مراسم در جذب و احساس معنویت مؤثر بوده است. البته یک نمونه افراطی از حجاب را نیز میتوان مشاهده کرد؛ آنجا که زنان شوهردار حق نداشتند، هیچ مردی ـ حتی پدر و برادرشان ـ را ببینند. به احتمال زیاد این مقدار تأکید، صرفاً از تمایزات فرهنگی پدید آمده باشد.32
گونههای حجاب در زرتشت
با توجه به آنچه گذشت، میتوان یک تقسیمبندی دیگری از مباحث ارائه داد و حجاب در آیین زردشت را به پوششی، رفتاری و گفتاری تبیین و تقسیم کرد.
حجاب پوششی: آن گونه که متون تاریخی یاد کردند، در همه آن زمانها پوشاندن موی سر و داشتن لباس بلند، شلوار و چادر امری رایج در فرهنگ و دین مردمِ آن زمان بود و زنان هر چند با آزادی، در محیط بیرون خانه رفت و آمد میکردند و همپای مردان به کار میپرداختند.
ولی این امور با حجاب کامل و پرهیز شدید از اختلاطهای فسادانگیز صورت مییافت.33حجاب رفتاری و گفتاری: در نظام دینی و فرهنگی زمان آیین زرتشت، زنان طبقات بالای اجتماع، میبایستی در تختِ روانِ پوشیده و محفوظ از خانه بیرون بیایند و هرگز مجاز نبودند با مردان رفت و آمد و گفتوگو داشته باشند. زنان پس از ازدواج، اجازه نداشتند هیچ مردی ـ حتی پدر و برادرشان ـ را ببینند.34
پوشش وحجاب درآیین یهود
همه مورخان از حجاب سخت زنان یهودی سخن گفتهاند.35 ویل دورانت میگوید:گفتوگوی علنی میان ذکور و اِناث، حتّی بین زن و شوهر از طرف فقهای دین ممنوع گردیده بود.....دختران را به مدرسه نمیفرستادند و در مورد آنها کسب اندکی علم را به ویژه چیز خطرناکی میشمردند. با اینهمه تدریس خصوصی برای اِناث مجاز بود.36
از آنجا که مرکز بعثت «اشو زرتشت» ایران بوده است و ایشان در زمینه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خویش کمبودی نمیدیده است، با تأیید حدود و کیفیت حجاب رایج آن دوران، کوشید با پندهای خود، ریشههای درونی حجاب را تعمیق و مستحکم کند و عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استواری حجاب معمول قرار دهد.
نپوشاندن موی سر، خلافی بود که مرتکب آن را مستوجب طلاق میساخت.37 زندگی جنسی آنان، علیرغمِ تعدد زوجات، به طرز شایان توجّه، منزّه از خطایا بود. زنان آنان، دوشیزگانی محجوب، همسرانی کوشا، مادرانی پُرزا و امین بودند و از آنجاکه زود وصلت میکردند، فحشا به حدّاقل تخفیف پیدا میکرد.38تورات تشبه مرد و زن به یکدیگر را نهی نموده، میگوید: متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد؛ زیرا هر که این را کند، مکروهِ خداوند خدای توست.39
خداوند میگوید:از این جهت که دختران صهیون متکبرند و با گردن افراشته و غمزات چشم راه میروند و به ناز میخرامند و به پایهای خویش خلخالها را به صدا میآورند* بنابراین، خداوند فرق سر دختران صهیون را کَلْ خواهد ساخت * و در آن روز، خداوند زینت خلخالها و پیشانیبندها و هلالها را دور خواهد کرد*
و گوشوارها و دستبندها و روبندها را * و دستارها و زنجیرها و کمربندها و عطردانها و تعویذها را * و انگشترها و حلقههای بینی را * و رخوت نفیسه و رداها و شالها و کیسهها را * و آینهها و کتان نازک و عمامهها و برقعها را * و واقع میشود که به عوض عطریّات، عفونت خواهد شد و به عوض کمربند، ریسمان و به عوض مویهای بافته، کَلی و به عوض سینهبند، زنّار پلاس و به عوض زیبایی، سوختگی خواهد بود * مردانت به شمشیر و شجاعانت در جنگ خواهند افتاد * و دروازههای وی، ناله و ماتم خواهند کرد و او خراب شده، بر زمین خواهد نشست.40
افزون بر این در کتاب مقدس، وجوب پوشاندن موی سر41 لزوم پرهیز از زنان فریبکار و بیگانه:42 نهی از لمس و تماس43 و واژه چادر44 نقاب45 و برقع46 آمده است. به عنوان مثال، در میشنه تورات از جمله مواردی که مرد موظف است برای زنِ خود تهیه کند، پوشش سر است47.48در حکم سختگیرانه تلمود، اگر رفتار زن فضیحتآمیز باشد، شوهر حق دارد او را بدون پرداخت مبلغ مهریه طلاق دهد و زنانی که در موارد زیر به رفتار و کردار آنها اشاره میشود، ازدواجشان باطل است و مبلغ مهریه به ایشان تعلّق نمیگیرد؛
زنی که از اجرای قوانین دینی یهود سرپیچی میکند، برای مثال، بدون پوشاندن سرِ خود، به میان مردان میرود؛ در کوچه و بازار پشم میریسد و با هر مردی از روی سبکسری به گفتوگو میپردازد، زنی که در حضور شوهر خود، به والدین او دشنام میدهد و زن بلندصدا که در خانه با شوهر خود به صدای بلند درباره امور زناشویی صحبت میکند و همسایگانِ او میشنوند که چه میگوید.49 زن عاقل خانه خود را بنا مینماید. اما [زن] ابله آن را با دستهای خود ویران مینماید.50
برخورد حضرت موسی(ع) به سبب رعایت حیا و عفت با دختران شعیب، که به آنان فرمود، تا پشت سر او حرکت کرده و از پشت سر، او را به منزل پدرشان هدایت کنند و نیز، سیره عملی یهودیان مبنی بر استفاده از چادر و برقع و روبند،51 تفکیک و جدا بودن محل عبادت زنان از مردان در کنیسه، ناشایسته شمردن اشعاری که در تمجید زیبایی زنان سروده شده است و ایراد خطابه توسط زنان از پشت پرده، همگی بیانگر کیفیت شدید و سختگیرانه حجاب نزد یهودیان است. همچنین ممنوعیت زن در فعالیتهای اجتماعی و مجاز نبودن به اخذ شغل اجرایی و قضایی، تأکیدی است بر این مطلب.52
پی نوشت ها:1. مرتضی مطهرى، جهانبینی توحیدی، ص 75، 1381ش.
2. ابوالقاسم راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القران، ص 219، 1412ق.
3. احمدبنمحمد فیّومی، المصابح المنیر، ص 47، 1987.
4. اسماعیل جوهری، اصحاح تاج الغه العربیه، ج1، ص107.
5. محمدبن مکرم ابن منظور، لسانالعرب، ج 1، ص298.
6. جلالالدین سیوطی، الدر المنثور، ص 64.
7. احمد اردبیلى، زبده البیان، ص 87، 1421 م.
8. سلیمان بن اشعث ابو داوود، سنن ابی داوود، ج،4،ص 62.
9. حسینبن محمدتقی نوری، مستدرک، ج 2، ص 558.
10. ابوالقاسم راغب اصفهانی، مفردات الفاظ، ج2، ص 164.
11. علی اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج 5،، ص18.12. ملاصدرا، شرح اسفار، ج4، ص 116.
13. محمدبنمحمد خواجه نصیر الدین طوسی، اخلاق ناصری، ص 74.
14. سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیرالقرآن، ج1، ص137.
15. دوشن گیمن، دین ایران باستان، ص22، 1375.
16. مری بویس، تاریخ کیش زرتشت، ج 2، ص31، 1375.
17. جلیل ضیاءپور، پوشاک باستانی ایرانیان از کهنترین زمان، ص17، 26.
18. عهد عتیق، کتاب اِستَر، باب اول، آیه 10.
19. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه احمدآرام و دیگران، ج 1، ص 552.
20. همان، ج2، ص 78؛ برتاند راسل، زناشوئی و اخلاق، ص 135.
21. «سدره» از نه پاره پارچه سفید و نازک دوخته شده و در زیر پیراهن، چسبیده به بدن پوشیده شود. سدره که در اوستا (ستره) نامیده شده، به معناى آن نیز هست. علماى اسلام نیز براى بیان حکم حجاب از واژه ستر استفاده کردهاند. «کُشتى»، کمربند باریکى است که از پشم گوسفند بافته شده و باید پیوسته آن را بر روى سدره به کمر بندند؛ مؤبد موبدان، رستم شهرزادى، دین و دانش.
22. مهرانگیز شهزادی، مجموعه قوانین زردشت، ص65.
23. اوستا، مترجم هاشم رضی، بخش هشتم، خرده اوستا، آفرینگان، همان، ص403.
24. سالنماى 1372، چاپ انجمن زرتشتیان، ص10.
25. وشنوهاى، حجاب در اسلام، ص59، به نقل از السیره الحلبیه، ج2، ص49.
26. زهرهسادات موسوی، عفاف و حجاب در ادیا الهی، ص39.
27. یسنا، ص53، بندهاى 5 ـ 8.
28. ژاله آموزگار و احمد تفضلی، اسطوره زندگی زردشت، ص 22.
29. جیمس دارمستتر، مجموعه سخنرانی موبد موبدان رستم شهزداری، ص 275.
30. سالنمای انجمن زرتشتیان، تهران، ص10، 1372.
31. اوستا، بخش هشتم، خردهاوستا، آفرینگان دهان، ص 403.
32. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 1، ص 552.
33. فریدون پور بهمن، پوشاک در ایرانیان باستان، ص76.
34. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج1، ص552.
35. عبدالرسول عبدالحسن الغفّار، المرأه المعاصره، ص40.
36. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 12، ص 66.37. همان، ج12، ص62.38. همان، ص63.
39. عهد عتیق، سفر توریه مثنی، باب 22، فقره 5.
40. تورات، کتاب اشعیاء نبی، باب سوم، فقره 16 ـ 26.
41. عهد عتیق، سفر اعداد، باب 5، فقره 18.
42. همان، کتاب روث، باب دوم، فقره 8 ـ 10.
43. همان، کتاب امثال سلیمان نبی، باب ششم، فقره 1 ـ 10 و 20 ـ 26.
44. همان، مدرک، باب سوم، فقره 15.45. همان.
46. همان، کتاب سرودسلیمان، باب 4، فقره 1.
47. She is granted a belt for her loins, a cap for her head and new shoes on each festival.
48. Halacha 1،Mishneh Torah , Sefer Nashim , Ishut , Chapter Thirteen.
49. کهن ابراهام، گنجینهای از تلمود، امیرفریدون گرگانی، ص186.
50. عهد عتیق، کتاب امثال سلیمان نبی، باب14، فقره2.
51. همان، سفر پیدایش،باب 38، فقره 15.
52. سالتز آدین اشتاین، سیری در تلمود، ترجمه باقر طالبی دارابی، ص205.
مهناز علیمردی / مربی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین.
محمدمهدی علیمردی/ استادیار دانشگاه ادیان و مذاهب.
منبع: فصلنامه معرفت ادیان شماره 3ادامه دارد...........
09:02 - 13 اوت 2012