نگاهی به روش تشویق در ایجاد انگیزه از دیدگاه قرآن

خبرگزاری فارس: تشویق و قدردانی، در روح آدمی اثر مثبت می‏گذارد و او را به انجام دادن عمل نیک ترغیب می‌کند؛ به او نیرو و قدرت می‏بخشد تا بیشتر بکوشد؛ چون انسان دارای حب ذات است، تشویق موجب رغبت و دلگرمی و نشاط و تحرک او می‌شود
ب. تشویق 1. نقش تشویق در ایجاد انگیزه یکی از راهکارهای مهم برای ایجاد انگیزه در انسان‌ها تشویق کسانی است که عملکرد مطلوب دارند. در جامعه و سازمانی که نیکوکار و بدکار، خدمتگزار و خیانتکار، عملکرد مطلوب و غیر مطلوب یکسان شمرده می‏شوند، انگیزه نیکوکاری و خدمتگزاری و عملکرد خوب محو می‏شود. قرآن کریم از روش تشویق برای تحریک انسان به رفتار نیک و بازداری از رفتار ناپسند، به صورت گسترده استفاده کرده است. تشویق‌های قرآن گستره وسیعی دارند؛ هم به لحاظ افرادی که تشویق شده‌اند، هم‌ از نظر پاداش‌ها وهم به لحاظ مجریان این تشویق‌ها. تمام آیاتی که از بهشت و نعمت‌های مادی و معنوی سخن گفته، شاهدی بر این مدعاست. خداوند به پیامبر گرامی اسلام فرمان می‏دهد که مؤمنان را به نبرد تشویق کند و از پایداری آنان- در قالب سنت الاهی نصرت ـ قدردانی می‏نماید: ای پیامبر، مؤمنان را بر جهاد تشویق کن که اگر از شما بیست تن شکیبا باشند [که در جنگ پایداری کنند] بر دویست تن [از کافران‏] چیره شوند؛ و اگر از شما صد تن باشند، بر هزار تن از آنها که کافر شدند چیره شوند، زیرا که آنها گروهی نافهم و نادانند [ایمان و انگیزه‏ای ندارند و از این‏رو در کارزار، شکیبایی و پایداری نمی‏کنند].(انفال: 65)
خداوند در آیه‌ای دیگر تشویق را با واژگانی چون «نصرت» و «بشارت» بیان می‌کند. نصرت و پیروزی چیزی است که خداوند به مؤمنان وعده داده و اگر آنان در راه خدا استقامت و پایداری کنند، خداوند آنان را یاری رسانده، پیروز می‌دارد: «ای‌کسانی که ایمان آورده‏اید، اگر [آیین] خدا را یاری کنید، شما را یاری می‏کند و گام‌های‌تان را استوار می‏دارد».(محمد: 7) نتیجه این استقامت و پایداری پیروزی بر دشمن است. یکی از پاداش‌هایی که خداوند در نظر گرفته، نادیده گرفتن پیشینه بد افراد است؛ البته در صورتی که تغییر رفتار بدهند، چون ممکن است انسان‌ها گاهی دچار خطایی شوند، و به علت آن خطا دیگر انگیزه پیشرفت و ترقی را از دست بدهند و بپندارند که سوء پیشینه مانع ترقی آنهاست، اما خداوند برای ایجاد انگیزه در چنین افرادی پاداشی در نظر می‌گیرد، و آن نادیده گرفتن سوء رفتار قبلی‌شان است که این خود از لحاظ انگیزش بسیار مهم است. در این آیه نصرت الاهی در قالب کلمه تشویق و مشتقات آن بیان نشده، بلکه با جمله شرط و جزا ذکر شده و خدا می‌فرماید: اگر مؤمنان دین اسلام را یاری کنند، آنها را یاری و به پیروزی می‌رساند. این یاری‌رسانی پاداشی است برای تشویق آنان به پاس پایداری در مقابل دشمن و یاری دین الهی.پیامبر اکرم(ص) علاوه بر تشویق‌هایی که در قرآن کریم برای ایجاد رغبت و اشتیاق در جان‌های شیفته حق بیان شده است، خود نیز در عمل افراد مستعد و لایق را مورد عنایت و تشویق قرار می‏داد.
انتخاب «عتاب بن اسید» برای حکومت بر مکه در حالی که جوانی بیست و یکساله بیش نبود، نمونه‏ای از این شیوه مدیریتی پیامبر اکرم(ص) است. ایشان، دلیل این انتخاب را لیاقت و شایستگی و برتری وی بر دیگران عنوان فرمود.28آن حضرت(ص) پیوسته از عملکرد و اقدامات شایسته اصحاب خود قدردانی می‏کرد. سکونی از امام صادق(ص) روایت کرده است که گفت: همانا پیامبر(ص) لشکری را [برای جنگ‏] فرستاد، پس چون برگشتند بدیشان فرمود: آفرین به گروهی که جهاد کوچک را به جای آوردند، و جهاد بزرگ بر آنان باقی ماند. گفته شد: ای رسول خدا، جهاد بزرگ کدام است؟ فرمود: جهاد نفس است.29 بدین ترتیب، پیامبر رزمندگان سرفرازی را که پیروزمندانه از پیکار با دشمنان بیرونی بازگشته بودند، مورد تشویق و تمجید قرار داد و آن را زمینه اقدامی بزرگ‏تر و پیکاری بسیار دشوارتر، آماده ساخت‏.حضرت علی(ع) در نامه خویش به مالک اشتر می‌فرماید: آنان را به نیکویی یاد کن و پیوسته تشویقشان نما و کارهای مهمی را که انجام داده‏اند برشمار؛ زیرا یاد کردن کارهای نیک آنان، دلیرشان را [به کوشش و حرکت بیشتر] برانگیزاند و از کار مانده را به خواست خدای [به کار و تلاش‏] ترغیب نماید. پس رنج و کار هریک از آنان را برای خودش بدان و رنج و زحمت کسی را به دیگری نسبت مده؛ و باید در پاداش دادن به او هنگام به سر رساندن کارش کوتاهی ننمایی، و باید بزرگی کسی تو را بر آن ندارد که رنج و کار کوچک او را بزرگ شماری، و پستی کسی تو را وادار نسازد که رنج و کار بزرگش را کوچک پنداری.30
تشویق و قدردانی، در روح آدمی اثر مثبت می‏گذارد و او را به انجام دادن عمل نیک ترغیب می‌کند؛ به او نیرو و قدرت می‏بخشد تا بیشتر بکوشد؛ چون انسان دارای حب ذات است، تشویق موجب رغبت و دلگرمی و نشاط و تحرک او می‌شود، و حس خود پسندی و حب ذات انسان را اقناع می‌کند و موجب قوت قلب و نشاط او می‌گردد. همچنین موجب رضایت فرد از عملکرد خود و رفع ملالت و کسالت او و سبب ایجاد حس اعتماد و توانمندی افراد می‏شود. به عبارت دیگر طبیعت و سرشت انسان از نظر روانی به گونه‌ای آفریده شده که در مقابل تشویق واکنش مثبت نشان می‌دهد. البته ممکن است نوع و مصداق پاداشی که در افراد مختلف اثر می‌گذارد و آنها را به تلاش و حرکت بر می‌انگیزد و به عبارتی ایجاد انگیزه می‌کند، تفاوت داشته باشد، ولی همه آنها در این حقیقت مشترک‌اند که در مقابل پاداش نفوذ پذیرند و تحریک می‌گردند. 2. انواع تشویق(با محوریت پاداش) تشویق را با توجه به نوع پاداشی که داده می‌شود، به چند دسته می‌توان تقسیم کرد. یک. تشویق کلامی یکی از متدوال‌ترین تشویق‌ها، تشویق کلامی است. وقتی با گفتن جمله‌ای یا کلمه‌ای انسان را تشویق می‌کنیم در حقیقت با بیان آن جمله محبت‌آمیز و مهربانانه به او پاداش داده‌ایم. در قرآن کریم نیز از تشویق کلامی استفاده شده است. در جایی این سخن که تسکین قلوب و انگیزاننده افراد است، از زبان پیامبر(ص) بیان می‌شود؛
در آیه‌ای دیگر این وظیفه را ملائکه به دوش می‌کشند و در جایی حتی خود خداوند متعال نیز از تشویق کلامی بهره می‌برد: «ای رسول ما از اموال مؤمنان صدقه بگیر تا بدان نفوس آنها را از [پلیدی و حب دنیا] پاک و پاکیزه سازی و آنها را به دعای خیر یاد کن که دعای تو در حق آنان موجب تسلی خاطر آنها می‌شود و خدا شنوا و داناست».(توبه: 103) چنانکه مشاهده می‌شود، آیه درصدد بیان حکمی از احکام اسلام است. امری از طرف خداوند صادر شده است، اما برای اینکه مردم را نیز برانگیزد، به پیامبرش دستور می‌دهد وقتی از آنها زکات دریافت کردی، با سخن آنها را تشویق کن؛ زیرا صلوات تو باعث سکونت و آرامش نفوس ایشان می‌شود.31قدردانی پیامبر و هرکسی که در جای او قرار گیرد و زکات را دریافت کند نوعی آرامش روحی و فکری به آنها می‌بخشد که اگر ظاهراً چیزی را از دست داده‌اند، بهتر از آن را به دست آورده‌اند.32 «...و در حالی‌که فرشتگان [برای تهنیت آنها] از هر در وارد می‌شوند و می‌گویند سلام و تحیت بر شما باد که [در طاعت و عبادت خدا] صبر پیشه کردید».(رعد: 23ـ24)در آیات قبل از این آیه مواردی از رفتار مطلوب بیان می‌شود. خداوند متعال برای اینکه افراد را به سوی این رفتار سوق دهد، از عامل تشویق ملائکه بهره می‌برد. آن صبرها و استقامت‌های شما در راه ادای وظایف و مسئولیت‌ها و تحمل شدائد و مصائب پاداشش امنیت و آرامش خواهد بود.
با وجود آنکه درآیات قبل به چند رفتار مطلوب اشاره شده است، ولی تنها صبر ذکر شده است؛ زیرا جمله «سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ» می‏گوید درود فرشتگان به بهشتیان به این گونه است که می‏گویند سلام بر شما باد به پاس صبر و استقامتتان.دلیل این موضوع را باید در بیان علی(ع) جست‌وجو نمود که می‌فرماید:«ان الصبر من الایمان کالرأس من الجسد و لا خیر فی جسد لا رأس معه و لا فی ایمان لا صبر معه»؛ صبر نسبت به ایمان مانند سر است در مقابل تن، تن بی‏سر فایده‌ای ندارد، چنان‌که ایمان بدون صبر ارزش ندارد».33 در حقیقت پشتوانه همه برنامه‏های سازنده فردی و اجتماعی، همان شکیبایی است و اگر آن نباشد هیچ‌کدام از آنها به سامانی نمی‏رسد؛ زیرا در مسیر هر کار مثبتی مشکلات و موانعی هست که جز با نیروی استقامت نمی‏توان بر آنها پیروز شد، نه وفا به عهد بدون استقامت و صبر میسر است، و نه حفظ پیوندهای الهی، و نه ترس از خدا و دادگاه قیامت، و نه اقامه نماز و انفاق از مواهب الهی، و نه جبران خطاها با حسنات.34در آیه 157 بقره خود خداوند عامل اجرای تشویق معرفی شده است. «آن گروه‌اند مخصوص به درود و الطاف و رحمت خاص خداوند و آنها به حقیقت به سوی خدا هدایت یافتگان‌اند».
اگرچه در این آیه بعضی صلوات را به معنای رحمت دانسته‌اند،35 در بعضی از تفاسیر36 صلوات به معنای دعا دانسته و گفته شده این جمله دارای معنای دعاست. برای اینکه منظور درود همیشگی است، چنان‌که دعا چون تکرار می‌شود مستلزم دوام و همیشگی است. به هر حال این تشویق‌ها، الطاف و رحمت‌ها آنها را نیرو می‏بخشد که در این راه پر خوف و خطر گرفتار اشتباه و انحراف نشوند واستقامت ورزند. آیه دیگر که با صراحت بیشتر بر این ادعا دلالت، این است: «بر آنان از خدای مهربان [فرشتگان رحمت] سلام و تحیت رسانند». (یس: 58) در این آیه به پاداشی اشاره شده است که برای اهلش از هر نعمتی با ارزش‌تر است. منتهای روزی اهل بهشت این است که خدا بر آنها سلام کند. این ندای روح‌افزا و نشاط‌بخش به قدری شوق‌انگیز است که یک لحظه آن با هیچ نعمتی حتی با تمام جهان برابر نیست؛ و عاشقان او چنان‌اند که اگر این افاضه معنوی از آنها قطع شود، قالب تهی می‌کنند .جالب اینکه ظاهر آیه این است که این سلام پروردگار که نثار مؤمنان بهشتی می‌شود، سلامی است مستقیم و بی‌واسطه.37 دو. تشویق غیر کلامی همان‌طور که تشویق با سخن می‌تواند صورت گیرد، در بسیاری موارد تشویق‌کننده با دادن چیزی که مورد پسند تشویق‌شونده است، در او حرکت و انگیزه ایجاد می‌نماید. از آنجا که بحث ما قرآنی است، با توجه به آیات قرآن این مورد انواع مختلفی دارد که در ادامه به آن اشاره می‌شود. 2 ـ 1. پاداش‌های دنیایی
قرآن کریم در آیات متعدد برای ایجاد انگیزه در انسان از پاداش‌دهی استفاده کرده است. پاداش‌های دنیایی خود بر دو قسم است. 2-1-1-پاداش‌های مادی در آیاتی از قرآن کریم به مردم وعده داده شده است که در صورت انجام دادن رفتار مطلوب و مورد نظر، با پاداش‌های مادی که تأمین کننده زندگی دنیایی شماست، تشویق می‌شوید: «اگر مردمی که در شهرها و آبادی‌ها زندگی می‌کنند ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، برکات آسمان و زمین را بر آنها می‌گشاییم».(اعراف: 96) در حدیثی از امام حسین(ع) در تفسیر این آیه نقل شده است که می‌فرماید:آنقدر آسمان و زمین برکاتش را ارزانی دارد که درختان در هرفصل از سال با اراده خداوند میوه دهد، به طوری که مردم میوه زمستان را در تابستان وتابستان را در زمستان تناول کند.38 از جمله پاداش‌هایی که قرآن به مؤمنان و صالحان می‌دهند، خلافت زمین است که در آیات متعدد به آن اشاره شده و مورد تأکید قرار گرفته است. خلافت و حکم‌روایی از خواسته‌های ذاتی و طبیعی انسان است که هر کس در حیطه وجودی خویش می‌خواهد فرمان بدهد و کسانی از دستور او اطاعت کنند. خداوند وعده این پاداش را به انسان‌های مؤمن و صالح داده که روزی آنها را خلیفه در زمین خواهد کرد: «خدا کسانی از شما را که ایمان آوردند، و عمل صالح کردند، وعده داد که به زودی ایشان را جانشین در زمین کند».(نور: 55)
خلافت در آیه به معنای مشهور آن، یعنی مدیریت و صاحب اختیار در اداره جامعه است و وعده خداوند به صالحان و مؤمنان نیز سپردن خلافت و حکومت زمین به دست آنان است. چنان که از آیات دیگر استفاده می‌شود که منظور از «خلافت» ارث دادن زمین به ایشان و مسلط کردن آنان بر زمین است.39علامه طباطبایی می‌گوید: این آیه وعده جمیل و زیبایی است برای مؤمنان و صالحان. به آنان وعده می‏دهد که به زودی جامعه صالحی مخصوص و درخور برای‌شان درست می‏کند و زمین را در اختیار آنها قرار داده، دین‌شان را در زمین متمکن می‏سازد. امنیت را جانشین ترسی می‏کند که در زندگی داشتند؛ امنیتی که دیگر از منافقان و کید آنان و از کافران و مشکل‌سازی‌های‌شان بیمی نداشته باشند؛ به نحوی که خدا را آزادانه عبادت کنند و چیزی را شریک او قرار ندهند. این وعده مخصوص کسانی است که هم ایمان داشته باشند و هم اعمال‌شان صالح باشد.40 2-1-2. پاداش‌های معنوی(دنیایی) در بعضی از آیات، انسان‌ها با پاداش‌هایی که در دنیا نصیب آنها می‌شود تشویق شده‌اند، و این پاداش‌ها معنوی است: «خداوند از مؤمنان ـ هنگامی که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند ـ راضی و خشنود شد. خدا آنچه را در درون دل‌هایشان [از ایمان و صداقت] نهفته بود، می‌دانست؛ از این‌رو، آرامش را بر دل‌هایشان نازل کرد و پیروزی نزدیکی [به عنوان پاداش] نصیب آنها فرمود».(فتح: 18)
آیه به ماجرایی اشاره دارد که به «بیعت رضوان» معروف است. در سال ششم از هجرت پیامبر(ص) همراه مسلمانان برای گذاردن عمره عازم مکه شدند و در نقطه‌ای به نام «حدیبیه» توقف کردند. حضرت عثمان بن عفان را به نمایندگی خود به مکه فرستاد. قریش از بازگشت نماینده پیامبر(ص) جلوگیری کردند .بر اثر تأخیر نماینده آن حضرت اضطراب وهیجان عجیبی درمیان مسلمانان پدید آمد و خبر قتل عثمان در بین مسلمانان انتشار یافت. در این لحظه که خطر نزدیک بود و مسلمانان با ساز وبرگ جنگی بیرون نیامده بودند؛ پیامبر(ص) تصمیم گرفت که پیمان خودرا با مسلمانان تجدید کند.هدف از این بیعت انسجام هرچه بیشتر نیروها، تقویت روحیه، تجدید آمادگی رزمی، سنجش افکار وآزمودن میزان فداکاری دوستان وفادار بود. از این‌رو، برای تجدید پیمان زیر سایه درختی نشست وتمام مسلمانان با او باز بیعت نمودند.41 کلمه رضایت وقتی به خدای سبحان نسبت داده می‏شود مراد از آن ثواب او خواهد بود؛ پس رضای خدا به معنای ثواب دادن و پاداش نیک دادن است.42 بیشتر پاداش‌هایی که برای تشویق مردم و برانگیختن آنها به سوی رفتار مورد نظر در قرآن در نظر گرفته شده، پاداش‌های آخرتی است. با توجه به اعتقادات مسلمانان که زندگی جاوید و همیشگی را در قیامت می‌دانند و از طرفی با ایمانی که به وعده‌های خدا و تحقق یافتن آنها دارند، پاداش‌های اخروی بیشتر می‌تواند انگیزه ایجاد نماید.
در نتیجه جمله «لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَه»(فتح: 18) از ثواب و پاداشی خبر می‏دهد که خدای تعالی در مقابل بیعت مؤمنان در زیر درخت به ایشان ارزانی داشته است؛ زیرا این بیعت باعث تقویت جبهه مسلمانان گردید و مورد رضایت و خواست خدای متعال بود. لذا خداوند برای آنها که در آن لحظه حساس با پیامبر بیعت کردند، پاداش‌هایی در نظر می‌گیرد، از جمله اینکه تسکین و آرامش را بر قلب‌های آنها نازل می‌کند. «کسانی که در راه ما تلاش کنند ما آنها را به راه‌های خودمان هدایت و راهنمایی خواهیم کرد و همانا خداوند حتماً با نیکوکاران است».(عنکبوت: 69) در این آیه نیز برای اینکه در انسان‌ها انگیزش ایجاد کند و آنها را به امر جهاد فراخواند، هدایت و راهنمایی خداوند را به عنوان پاداش معنوی آنها در نظر می‌گیرد، و این وعده پاداش با دو علامت لام و نون تأکید آورده شده. مشخص است که هدایت، هم پاداش معنوی است و هم دنیایی؛ چون هدایت در قیامت معنی ندارد. 2ـ2. پاداش‌های آخرتی می‌توان گفت که بیشتر پاداش‌هایی که برای تشویق مردم و برانگیختن آنها به سوی رفتار مورد نظر در قرآن در نظر گرفته شده، پاداش‌های آخرتی است. با توجه به اعتقادات مسلمانان که زندگی جاوید و همیشگی را در قیامت می‌دانند و از طرفی با ایمانی که به وعده‌های خدا و تحقق یافتن آنها دارند، پاداش‌های اخروی بیشتر می‌تواند انگیزه ایجاد نماید. پاداش‌های اخروی نیز خود به دو دسته مادی و معنوی تقسیم می‌شوند. 2ـ2ـ1. پاداش‌های آخرتی مادی
در این زمینه آیات فراوان است و خداوند مکرر به آدمیان پاداش معنوی و نعمت‌های بهشتی را وعده می‌دهد تا برای دستیابی به آن تحریک شوند و با انگیزه خدایی عمل صالح انجام دهند. در اینجا به برخی آیات اشاره می‌شود: «[پاداش آنان] باغ‌های جاویدان بهشت است که در آن وارد می‌شوند در حالی که با دستبندهایی از طلا و مروارید آراسته‌اند و لباسشان در آنجا حریر است».(فاطر: 33) آیه درصدد تشویق کسانی است که به بیان آیه قبل در نیکی‌ها پیشی گرفته‌اند: «مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ». در سوره الرحمن نیز به دوازده نعمت از نعمت‌ها و پاداش‌های مادی بهشت اشاره شده است: «فِیهِمَا عَیْنَانِ تجرِیَانِ... فِیهِمَا مِن کلُ‏ِّ فَاکِهَه زَوْجَانِ...مُتَّکِِینَ عَلی‏ فُرُشِ بَطَائنهَُا مِنْ إِسْتَبرْقٍ وَ جَنی الْجَنَّتَینْ‏ِ دَانٍ...فِیهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ یَطْمِثهُْنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَ لَا جَانٌّ...کَأَنهَّنَّ الْیَاقُوتُ وَ الْمَرْجَانُ...هَلْ جَزَاءُ الْاحْسَانِ إِلَّا الْاحْسَانُ...وَ مِن دُونهِمَا جَنَّتَانِ...مُدْهَامَّتَانِ...فِیهِمَا عَیْنَانِ نَضَّاخَتَانِ... فِیهِمَا فَاکِهَه وَ نخَْلٌ وَ رُمَّانٌ...فِیهِنَّ خَیراتٌ حِسانٌ... حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فی الخِْیَامِ...لَمْ یَطْمِثهُْنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَ لَا جَانٌّ...مُتَّکِِینَ عَلی‏ رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِی‏ٍ حِسَانٍ»؛ (الرحمن: 50ـ76) باغ‌های بهشتی، درختان متنوع و پر طراوت، میوه‌های مختلف و رنگارنگ آنها، حتی طرز قرار گرفتن میوه‌ها و در دسترس بودن برای همه بهشتیان، همسرانی که از هر جهت همچون یاقوت و مرجان‌اند، چشمه‌های آب جاری ودر حال فوران، حوریانی که در خیمه‌های بهشتی مستورند، تخت‌هایی که با پارچه‌های زیبا تزیین شده و بر آن تکیه می‌زنند و مانند اینها.
این پاداش‌های قطعی و تخلف‌ناپذیر، برای هر کس انگیزه ایجاد و او را به این امر ترغیب می‌کند تا با آینده‌نگری خود زمینه زندگی ابدی را به صورت مناسب فراهم آورد. یکی از دغدغه‌های مهم انسان در دنیا تأمین آینده خود و فرزندان خویش است که چگونه زندگی درخور و بدون نگرانی فراهم آورد. در خصوص زندگی آخرت که همیشگی است این نگرانی بیشتر خواهد بود؛ چراکه مشکلات آنجا بر خلاف امور دنیا حل شدنی نیست و اگر کسی به این موضوع دقت و تأمل کند، بی‌تردید انگیزه قوی برای فعالیت در جهت سعادت اخروی می‌پردازد. هدف قرآن از ذکر این همه پاداش به انسان همین مطلب است. البته درست است که میوه‌ها و شراب‌ها و لباس‌ها و ظروف و غذاهای بهشتی با آنچه در این دنیاست بسیار فرق دارد، و ما زندانیان این دنیای محدود نمی‌توانیم افقهای وسیع عالم آخرت را به خوبی درک کنیم ولی هرچه هست این نعمت‌ها، مادی است.43 یکی از دلیل‌های معاد جسمانی را وجود همین نعمت‌های مادی بهشت دانسته‌اند.44 گاه این پاداش‌های مادی، چنان در آیات پشت سر هم ذکر شده که دل انگیز و جذب کنندگی فوق العاده دارد: «در آن [باغ بهشتی] چشمه‌های جاری است.در آن تخت‌های زیبای بلندی است و قدح‌هایی که در کنار آن چشمه‌ها نهاده شده و بالش‌ها و پشتی‌های صف کشیده و فرش‌های فاخر گسترده».(غاشیه: 12ـ16)
در این آیات به بیان قسمتی از نعمت‌های مادی بهشت پرداخته، می‏گوید: در آن بهشت چشمه‏ها جاری است: «فِیها عَیْنٌ جارِیَه». گرچه «عین» در اینجا «نکره» است و نکره معمولاً برای بیان یک فرد می‏آید، ولی به قرینه سایر آیات قرآن معنی جنس دارد، و شامل چشمه‏های مختلف می‏شود؛ چنانکه قرآن می‌فرماید: «پرهیزگاران در میان باغ‌های بهشت و چشمه‏ها قرار دارند».(ذاریات: 15) بعضی نیز گفته‏اند در هر قصری از قصرهای بهشتیان چشمه‏ای جاری است و مفرد بودن «عین» در اینجا ناظر به آن است، چشمه‏ای که مطابق میل بهشتیان به هر طرف که بخواهند جریان می‌یابد، و به شکافتن نهر و ساختن بستر نیازی ندارد. البته وجود چشمه‏های متعدد علاوه بر افزودن بر زیبایی و طراوت، این فایده را نیز دارد که هر یک نوشابه مخصوصی دارد و ذائقه بهشتیان را هر زمان با انواع شراب طهور شیرین و معطر می‏کند. بعد از ذکر چشمه‏ها به سراغ تخت‌های بهشتی می‏رود، و می‏فرماید: در آن باغ‌های بهشتی تخت‌های بلند وجود دارد: «فِیها سُرُرٌ مَرْفُوعَه». بلندبودن این تخت‌ها برای آن است که بهشتیان بر تمام مناظر و صحنه‏های اطراف خود مسلط باشند، و از مشاهده آن لذت برند. ابن عباس می‏گوید: این تخت‌های بلند چنان هستند که وقتی صاحبان آنها اراده کنند بر آن بنشینند تواضع می‏کنند و فرو می‌نشینند، و بعد از جلوس به حال اول بازمی‏گردند. این احتمال نیز وجود دارد که توصیف این تخت‌ها به «مرفوعه» اشاره به گرانبها بودن آنهاست، و آن گونه که بعضی گفته‏اند از قطعات طلا ساخته شده، و مزین به زبرجد و در و یاقوت است.
از آنجا که استفاده از آن چشمه‏های گوارا و شراب‌های طهور بهشتی، به ظرف‌هایی نیاز دارد، در آیه بعد می‏افزاید: قدح‌های زیبا و جالبی در کنار این چشمه‏ها گذارده شده (وَ أَکْوابٌ مَوْضُوعَه). هر زمان اراده کنند قدح‌ها از چشمه‏ها پر می‏شود، و در برابر آنان قرار می‏گیرد، تازه به تازه می‏نوشند، و سیراب می‏شوند و لذت می‏برند؛ لذتی که توصیفش برای ساکنان دنیا ممکن نیست. باز به نکته‏های بیشتری از جزئیات نعمت‌های بهشتی پرداخته، می‌افزاید: در آنجا بالش‌ها و پشتی‌هایی بر تخت‌ها وجود دارد که صف داده شده است «وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَه». نمارق جمع نمرقه (بر وزن غلغله) به معنی پشتی کوچک است که بر آن تکیه می‏کنند و معمولاً به هنگام استراحت کامل از آنها استفاده می‏شود، و تعبیر به «مصفوفه» اشاره به تعدد و نظم خاصی است که بر آنها حاکم است، این تعبیر نشان می‏دهد که آنها جلسات انس دسته جمعی تشکیل می‏دهند، و این اجتماع که خالی از هر گونه لغو و بیهودگی است، و تنها از الطاف الاهی و نعمت‌های بی‏پایان او، و نجات از درد و رنج‌های دنیا و عذاب آخرت، در آن سخن گفته می‏شود چنان لطف و لذتی دارد که چیزی با آن برابری نمی‏کند. در آخرین آیه مورد بحث به فرش‌های فاخر بهشتی اشاره کرده، می‏فرماید:در آنجا فرش‌هایی گرانبها و بسیار زیبا گسترده شده «وَ زَرابِیُّ مَبْثُوثَه». زرابی جمع زریبه به معنی فرش‌های عالی خواب‏دار است که هم نرم و راحت است، و هم گرانبها و پر قیمت. پیداست به موازات این وسائل آسایش و لذت، چه وسائل دیگری در آنجا وجود دارد که مشت نمونه خروار است.
درست است که میوه‌ها و شراب‌ها و لباس‌ها و ظروف و غذاهای بهشتی با آنچه در این دنیاست بسیار فرق دارد، و ما زندانیان این دنیای محدود نمی‌توانیم افقهای وسیع عالم آخرت را به خوبی درک کنیم ولی هرچه هست این نعمت‌ها، مادی است.یکی از دلیل‌های معاد جسمانی را وجود همین نعمت‌های مادی بهشت دانسته‌اند. در این آیات هفت نعمت مهم بهشتی ذکر شده که هریک از دیگری زیباتر است. کوتاه سخن اینکه بهشت جایگاهی است بی‏نظیر از هر جهت و خالی از هر گونه ناراحتی و جنگ و جدال، با انواع میوه‏های رنگارنگ، و نغمه‏های دلپذیر و چشمه‏های آب جاری، و شراب‌های طهور، و خدمتگزارانی شایسته و همسرانی بی‏مانند، و تخت‌هایی مرصع، و فرش‌هایی فاخر، و دوستانی با صفا و ظروف و قدح‌هایی جالب در کنار چشمه‏ها، و خلاصه نعمت‌هایی که نه بالفاظ محدود این جهان قابل شرح است، و نه در عالم خیال قابل درک، و همه اینها در انتظار مقدم مؤمنانی است که با اعمال صالح خود اجازه ورود در این کانون نعمت الاهی را کسب کرده‏اند:45 «ایشان رزقی معلوم دارند، میوه‏هایی و ایشان گرامی هستند، در بهشت‏های پر نعمت، بر تخت‌هایی رو به روی هم، قدح‌ها از آب بهشتی از هر سو برایشان حاضر می‏شود، آبی زلال و لذت بخش، برای نوشندگان نه در آن ضرر و فسادی است و نه از آن مست می‏شوند، و پیش ایشان حوریان درشت چشم پرکرشمه و نازند، گویی از سفیدی، سفیده تخم مرغ‌اند قبل از آنکه دست خورده شود.(صافات: 41ـ49) 2ـ2ـ2. پاداش‌های معنوی آخرتی
پاداش‌های معنوی که خداوند برای تشویق انسان‌ها در نظر گرفته و از این طریق در آنها انگیزه ایجاد می‌کند، چون شرح و بیان ندارد و جز با رسیدن و درک کردن احساس نمی‌شود، شرح زیادی در آیات قرآنی برای آن به چشم نمی‌خورد، در عین حال تعبیرات سر بسته و فشرده جالبی در این زمینه دیده می‌شود که بازگوکننده عظمت بالای این پاداش‌هاست. از این پاداش‌ها به عنوان فلاح، فوز، رضوان، محبت خدا و ...یاد شده است: «در منزلگاه صدق و حقیقت نزد خداوند با عزت و سلطنت جاودانی متنعم‌اند».(قمر: 55)در این آیه برای کسانی که رفتار مطلوب داشته‌اند: «ان المتقین»(قمر: 54)پاداش در نظر گرفته تا آنها را به این کار شایسته‌شان ترغیب نمایند. پاداشی که لذت آن را فقط درک کنندگانش می‌توانند بیان کنند. قربی است که بعدی در آن نیست.
تنعمی است که نقمت با آن نیست و سروری است که غمی با آن نمی‌باشد و بقایی است که فنایی با آن وجود ندارد.46 پاداشی که تمام امتیازات پاداش‌های دیگر را در بردارد؛ زیرا دو ویژگی دارد که شامل همه امتیازات می‌شود:نخست آنکه آنجا جایگاه صدق است و هیچ‌گونه باطل و بیهودگی در آن راه ندارد، سراسر حق است و تمام وعده‌های خداوند درباره بهشت در آنجا عینیت می‌یابد، و صدق آن آشکار می‌شود، دیگر اینکه در جوار و قرب خداست؛ همان چیزی که از کلمه «عند» استفاده می‌شود، که اشاره به نهایت قرب و نزدیکی معنوی است نه جسمانی، آن هم نسبت به خداوندی که هم مالک است و هم قادر؛ هرگونه نعمت و موهبت در قبضه و در فرمان حکومت و مالکیت اوست: «همانا اهل ایمان به پیروزی و رستگاری رسیده‌اند».(مؤمنون: 1) در این آیه نیز قرآن کریم از عنصر پاداش‌دهی برای ایجاد انگیزه و تحریک مردم به رفتار مطلوب(ایمان) استفاده می‌کند و پاداشی که در نظر می‌گیرد، فلاح این افراد است.کلمه فلاح به معنای ظفر یافتن و به دست آوردن و رسیدن به آرزوست و این خود به دو نحو است: یکی دنیایی و دیگری آخرتی، اما ظفر دنیایی رسیدن به سعادت زندگی است؛ یعنی به چیزی که زندگی را گوارا سازد و ظفر اخروی در چهار چیز خلاصه می‌شود: بقایی که فنا نداشته باشد، غنایی که دستخوش فقر نشود، عزتی که با ذلت آمیخته نباشد و علمی که با جهل همراه نباشد.47
خلاصه، اشاره به این پاداش‌ها که برای انسان‌های مطلوب در نظر گرفته شده، به قدری جذب کننده و دلرباست، که هر انسانی را به وجد می‌آورد و او را به حرکت و تلاش برای برخورداری از آنها وا می‌دارد.یکی از پاداش‌هایی که خداوند در نظر گرفته، نادیده گرفتن پیشینه بد افراد است؛ البته در صورتی که تغییر رفتار بدهند، چون ممکن است انسان‌ها گاهی دچار خطایی شوند، و به علت آن خطا دیگر انگیزه پیشرفت و ترقی را از دست بدهند و بپندارند که سوء پیشینه مانع ترقی آنهاست، اما خداوند برای ایجاد انگیزه در چنین افرادی پاداشی در نظر می‌گیرد، و آن نادیده گرفتن سوء رفتار قبلی‌شان است که این خود از لحاظ انگیزش بسیار مهم است: «و کسانی که مرتکب اعمال بد و ناشایست شدند و پس از آن توبه کرده، ایمان آورند، همانا پروردگار تو بعد از این [توبه و ایمان آنان] بخشنده و مهربان است.»(اعراف: 153) این آیه اعلام می‌کند به رغم خطای بزرگی که آنها مرتکب شده‌اند، این طور نیست که هیچ راه بازگشت وجود نداشته باشد، بلکه اگر آنها تغییر رفتار دهند و توبه کنند، رحمت و مغفرت الاهی فراروی آنهاست. پاداش غفران و بخشش الاهی به انسان بسیار امید می‌دهد و او را برای نجات از رنج و مشکلات دنیا آماده می‌سازد؛ زیرا جز معصومان(ع) هر کس در معرض گناه و لغزش قرار دارد و درباره آینده خویش نگران است که با تحمل این همه زحمت در دنیا، در آخرت هم آسایشی نداشته باشد. با این وصف پاداش مغفرت در رفع نگرانی و امید واری آدمیان نقش اساسی دارد. نتیجه‌گیری
تشویق یکی از روش‌های قرآن برای ایجاد انگیزه است. تشویق با محوریت پاداش اقسام مختلفی دارد که می‌توان با توجه به آیات قرآن کریم تقسیم‌هایی چون پاداش‌های دنیایی و آخرتی و همچنین مادی و معنوی برای آن برشمرد. در این میان مهم، نحوه استفاده از روش تشویق است. لذا در تشویق باید نکات ذیل توجه داشت: 1. تشویق باید بجا و با میزان و نوع عمل متناسب باشد و روحیه شخص در انتخاب شکل آن ـ تشویق کلامی، یا غیر کلامی، مادی یا معنوی ـ ملاحظه شود. برای مثال کارمندی که دارای مشکلات مالی است، تشویق کلامی برای او نمی‌تواند انگیزاننده باشد. لذا مدیر، با پی بردن به نیازمندی‌های گوناگون کارکنان، می‏تواند دریابد کدام عامل تشویقی برای کارمند حکم پاداش را دارد. نکته دیگر اینکه هرگونه قدردانی و تشویق به مقتضای حال و صلاحدید مدیر انجام گیرد. بر این اساس، امکان دارد برخی از انواع قدردانی اولویت داشته باشد یا مدیر از اعمال برخی از آنها معذور باشد. به فرموده امیرمؤمنان(ع): «هرگاه دستت از جبران [اعمال و قدردانی عملی‏] کوتاه شد، با زبانت سپاسگزاری کن».48 2. استفاده از تشویق دارای حدود معین است. نه آن قدر تشویق که اثر آن خنثی شود و وظیفه مدیر تلقی گردد و نه به قدری محدود که آفت شود و نقش بازدارنده داشته باشد. شناخت دقیق زمینه‌ها و شرایط موجود نقش به سزایی در اعمال تشویق مناسب دارد. هرگونه تشویقی بر مبنای ارزشیابی صحیح و به موقع مدیر صورت می‌پذیرد. امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید: «بزرگترین مراتب حماقت زیاده‌روی در تحسین و توبیخ است».49
3. تشویق وسیله برانگیختن است و نباید خود به صورت هدف درآید و تمام ذهن و فکر شخص را به خود مشغول کند که در این صورت نقش بازدارنده می‌یابد و موجب فراموشی هدف اصلی می‌شود. 4. به هنگام تشویق باید علت آن برای شخص روشن باشد و این کار باید به گونه‌ای صورت گیرد که شخص خود را مستحق آن ببیند و از تأیید درونی وی برخوردار باشد. 5. تشویق باید به موقع انجام گیرد تا تأثیر مشخص و کارا و مثبتی داشته باشد. 6. از جمله اساسی‏ترین نکاتی که در تشویق باید به آن توجه کرد، رعایت اعتدال و تشخیص موارد اعمال آن است. علی(ع) در سخنی حکمت‏آمیز به این اصل اساسی اشاره فرموده است: «أَلثَّناءُ بِأَکْثَرَ مِنَ الْأِسْتِحْقاقِ مَلَقٌ وَالتَّقْصیرُ عَنِ الْأِسْتِحْقاقِ عَی أَوْ حَسَدٌ؛ ستایش بیش از اندازه استحقاق، چاپلوسی است و کمتر از مقدار شایستگی فرد، عجز ناتوانی یا حسد است». پی نوشت ها:28 ابن اثیر، اسد الغابه، ج3ٌ35829 کلینی، الکافی، ج 5، ص 12. 30 نهج البلاغه، نامه53. 31 سیدمحمدحسین طباطبائی، المیزان،‌ ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی، ج 9، ص512. 32. ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج8، ص 117. 33 نهج البلاغه، کلمات قصار، 82. 34 ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج193، 10. 35. ر.ک تفسیر نمونه، ذیل آیه. 36. ابوعلی الفضل ابن الحسن، طبرسی، مجمع البیان، ج2، 129؛ شیخ طوسی، التبیان، ج2، ص 41. 37 ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج18، ص 417.
38. فی الخرائج و الجرائح عن الحسین بن علی علیهما السلام حدیث طویل فی الرجعه و فیه:« و لتنزلن البرکه من السماء و الأرض حتی ان الشجره لتصیف بما یرید الله فیها من الثمره و لیؤکل ثمره الشتاء فی الصیف و ثمره الصیف فی الشتاء و ذلک قوله تعالی «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ». 39. «زمین از آن خدا است، به هر کس از بندگانش بخواهد آن را ارث می‏دهد، و سر انجام از آن پرهیزگاران است.» (اعراف: 128» و نیز آمده است: «زمین را بندگان صالح من ارث می‏برند.» (انبیاء:105) 40. سیدمحمدحسین طباطبائی، المیزان، ج15، ص210. 41 جعفر سبحانی، فراز‌های از تاریخ پیامبراسلام(ص)، ص 365. 42 سیدمحمدحسین طباطبائی، المیزان، ج‏18، 425 43. ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج 5، 321.44. همان، ص 321. 45. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج26، ص 423-426. 46 سیدمحمدحسین طباطبائی، المیزان، ج 19، ص 146. 47. همان، ج15، ص 4؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 16، ص 193. 48 نهج البلاغه، حکمت 33949 ر.ک: عبدالواحد بن محمد تیمی آمدی، غرر الحکم. عبدالرحیم اخلاقی /دانش‌آموخته حوزه علمیه قم و کارشناس ارشد مدیریت منبع : فصلنامه پژوهش های مدیریتی شماره 1انتهای متن/
قرآن
09:22 - 27 تیر 1391

379 بازدید



1 پاسخ