اثرات سوء دنیا پرستی و دنیا گرایی
خبرگزاری فارس: امام علی (ع) دربارهی حب دنیا میفرماید: به مرداری (دنیا) روی آوردند که به خوردن آن رسوا گشتند و بر دوستی آن اتفاق نمودند. هرکه به چیزی عاشق شود، دیدهاش را کور سازد و دلش را بیمار گرداند پس او به چشمی که نمیبیند، مینگرد و به گوشی که نمیشنود، میشنود.
1 ـ مصادیق دوستی دنیاو فرحوا بالحیوة الدنیا و ما الحیوة الدنیا فی الاخره الاّ قلیل.1امام علی علیهالسلام دربارهی حب دنیا میفرماید:به مرداری (دنیا) روی آوردند که به خوردن آن رسوا گشتند و بر دوستی آن اتفاق نمودند. هرکه به چیزی عاشق شود، دیدهاش را کور سازد و دلش را بیمار گرداند پس او به چشمی که نمیبیند، مینگرد و به گوشی که نمیشنود، میشنود.2خواهشهای بیهوده، عقل او را دریده و دنیا، دلش را میرانده و شیفتهی خود ساخته است.3پس او بندهی دنیاست و بندهی هرکه چیزی از دنیا دستش میباشد. به هر سو که دنیا گراید، میگردد و به هرجا که رو آورد، به آن جا، متوجه میشود. از منع کننده و پند دهنده که از جانب خداوند است، متنبه نمیشود و پند نمیپذیرد. حال آن که میبیند که گرفتار شدهها چنان غافلگیر شدند که بازگشتی برای آنان نیست.چگونه آن چه را که نمیپنداشتند (مرگ) برایشان فرود آمد و جدایی از دنیا که با آسودگی خاطر در آن بودند، به آنان رو آورد و به آخرت که به آنان وعده داده شده بود، وارد گشتند.4حضرت در این سخن، به مصادیقی از حب دنیا اشاره میکند. مانند:1 ـ رو آوردن به دنیا؛2 ـ اتفاق بر دوستی آن؛3 ـ عشق به دنیا که سبب کور باطنی آنان میشود (صم بکم عمی فهم لایرجعون)؛54 ـ تمایل به خواهشهای نفسانی؛5 ـ بندگی و پذیرش اسارت دنیا؛6 ـ متنبه نشدن از موعظهها و پندها.
بنابراین عاشق دلباختهی دنیا، نمیبیند و نمیشنود، عقلش را تباه و دنیا، قلبش را میرانده است و تنها در حال مرگ به واقعیات پی میبرد.حضرت میفرماید: سرمست غرور بودند که ناگهان خطری ناآشنا بر سرشان تاختن گرفت و آنان را در مسیری قرار داد که بازگشتی ندارد. زرق و برق دنیا، آنان را چنان سرمست و غافل ساخت که یقین به زوال عمر و پایان حرکت و جنب و جوش را از مغزشان بیرون کرد. خود را در دنیایی ابدی میدیدند و زندگی را فناناپذیر.مرگ با سکراتش و دل گسستن از دنیا با حسراتش، تاختن میآورد. در حال تسلیم به نفوذ تدریجی چنگالهای مرگ، در این اندیشه فرو رفته است که روزگار عمر گرانبها را در کجا سپری کرده است؟6هرکس تا بدان عاشق و دلباخته شدصد کورهی غم در دل او ساخته شد غمها همه در صفحهی قلبش رقصاناندوه بر آرد نفسش در خفقان پرتاب شود چنان که برّد دو رگشاز قلب برآیدش جان زلبش7 مظاهر دنیا دوستیاین تقدیر الهی دربارهی زندگی انسان در دنیا، تنها برای آن است که آدمی آن را وسیلهی سعادت اخروی خود قرار دهد و از کالا و سود آن، برای جهان دیگر توشهای بردارد، نه آن که به دیدهی استقلال آن را بنگرد و هدف را فراموش کند. در واقع چنین افرادی در عین آن که خواه ناخواه به سوی پروردگارشان روانند، با فراموش کردن مقصود، راه را به جای مقصد گرفتهاند.
آدمیان میپندارند که این منفعت ناچیز، آنان را از خداوند، بینیازی میبخشد، به این جهت دنیایی که با لذات برای آنان نعمت الهی بود و میتوانستند از آن بهرهی کاملی به چنگ آورند و با آن به تقرب الهی برسند، وسیلهی حرمان و عذابشان گشته است!!8آیا علاقه به دنیا نکوهیده است؟به طور کلی علاقه و محبت به کاینات بد است. استاد مطهری دربارهی این موضوع مینویسد:البته آن چه قرآن، آن را مذموم میشمارد، علاقه به معنی وابستگی، دلخوشی و قانع بودن و رضایت دادن به امور مادی و دنیوی است.بنابراین سخن در هدف و ایدهآل و کمال مطلوب است. اسلام، اهل دنیا را کسانی میداند که هدفشان همین خوشیهای زندگی دنیوی است و به آن رضایت دادهاند و از آیات الهی غافل شدهاند.آن چه ناپسند است دلخوشی و رضایت و قناعت به علایق دنیوی است؛ زیرا نشأت وجود انسان منحصر به یک نشئهی مادی و دنیایی نیست و قرآن، دنیا را به عنوان این که غایت آمال و آرزوها باشد، برای بشر قابل و لایق نمیداند.9امام خمینی رحمه الله نیز در کتاب اربعین حدیث در این باره میفرمایند:
«تعلق قلب و محبّت دنیا» عبارت از دنیای مذموم است و هرچه دل بستگی به آن زیادتر باشد، حجاب بین انسان و دار کرامت او و پردهی بین قلب و حق غلیظتر میشود و آن چه در بعضی احادیث شریفه است که از برای خدا هفتاد هزار حجاب است از نور ظلمت، حجابهای ظلمانی میتواند همین تعلقهای قلبی به دنیا باشد و هرقدر تعلقها بیشتر باشد، حجابها زیادتر است و هرچه تعلق شدیدتر باشد، حجاب غلیظتر و خرق آن مشکلتر است.10 2 ـ دلیل دنیا دوستیارضیتم بالحیوة الدنیا من الاخره.11آیا به جای آخرت به زندگی دنیا دل خوش کردهاید؟چون انسان زاییدهی همین عالم طبیعت است و مادر او همین دنیاست و اولاد این آب و خاک است، دوستی این دنیا در قلبش نشو و نما میکند و او را مغرور میسازد و هرچه بزرگتر شود، این محبت در دل او ریشهدارتر میشود و به واسطهی این که خداوند به او قوای شهویه و آلات التذاذیه مرحمت فرمود، برای حفظ شخص و نوع محبت افزون شود و دل بستگی او رو به ازدیاد گذارد و چون این عالم را محل التذاذها و تعیّنات خود میپندارد و مردن را اسباب انقطاع از آنها میداند، بنابراین حبّ وی به این عالم بسیار زیاد میشود (و چون انسان به طور فطری حبّ بقا دارد و از فنا و زوال گریزان است) و مردن را فنا میپندارد (گرچه عقلش هم تصدیق کند که این عالم دار فنا و گذرگاه است و آن عالم باقی و سرمدی است).
اگر قلوب آگاه شوند که این عالم دنیا، پستترین عوالم است و دار فنا و زوال و تغیّر است و عالم هلاک و نقص است، و عوالم دیگر که بعد از موت است، هر یک باقی و ابدی و دار کمال و ثبات و حیات و بهجت و سرور است، به طور فطری حبّ آن عالم را پیدا میکنند و از این عالم گریزان میشوند.12بنابراین دلیل پیوستگی بسیاری از مردم به این دنیا، نه بدان جهت است که انسان واقعا به خود این دنیا عشق میورزد بلکه حب بقا دارد. البته عدهای دیگر به جهت ترسی که از مرگ و ماورای آن دارند، دو دستی به زندگی چنگ میزنند و نمیدانند که هر اندازه از مرگ وحشت و خوف داشته باشند و از آن فرار کنند، سرانجام مرگ را می چشند: «کل نفس ذائقة الموت». حبّ بقادل آدمی به چیزی که فانی میشود، تعلق نمیگیرد و اگر تعلق بگیرد (از این جهت است که در آن بویی از بقا استشمام میکند). حال هرکس به قدر فهماش نسبت به بقا و زوال اشیا فکر میکند. در هر چیزی هر قدر بقا ببیند به همان مقدار مجذوب آن میشود و دیگر به فروض فنا و زوال آن توجه نمیکند. بنابراین میبینی که وقتی دنیا به او روی میآورد، دلش بدان آرامش و اطمینان یافته، سرگرم بهرهگیری از آن و زینتهای آن میشود و از غیر آن یعنی امور معنوی منقطع میگردد. هواها یکی پس از دیگری برایش پدید میآید و آرزوهایش دور و دراز میگردد.
گویی نه برای خود فنایی میبیند و نه برای نعمتهایی که در دست دارد، زوالی احساس میکند و نه برای آن اسبابی که به کام او در جریان است، انقطاعی سراغ دارد و وقتی دنیا به او پشت میکند، به یأس و نومیدی دچار گشته، هر روزنهی امیدی را از یاد میبردو چنین میپندارد که این بدبختی و نکبتش زوال نمیپذیرد. (این نیز همیشه و تا ابد هست) و سبب همهی اینها آن فطرتی است که خدا در نهاد او به ودیعه نهاده که نسبت به زینت دنیا علاقهمند باشد تا او را از این راه آزمایش کند.13هرکه شد شیفته بر این دنیاکی به خود آید از غرور و از هوا جز به آژیر نیش حادثههاکه فغانش کنند و ناله به پا14 3 ـ دنیاگرایی در دیدگاه مذاهبمن ابتاع آخرته بدنیاه ربحهما.15هرکه بخرد آخرت خود را به دنیای خود سود کند در هر دو.مذاهب گوناگون دربارهی گرایش به دنیا دیدگاههای متفاوتی دارند که به اختصار اشاره میشود:الف ـ گروهی از ادیان الهی و مکاتب مادی، دنیا را طرد میکنند و آدمی را به ریاضت کشی، رهبانیت و انزواطلبی فرا میخوانند. این گروه، ترک لذتهای مادی را پسندیده میدانند (مسیحیت تحریف شده ـ مرتاضان هندی)ب ـ برخی اندیشهها نیز به دنیامداری روی آوردهاند. این گروه با غرق شدن در مظاهر مادی زندگی، انواع فساد و فحشا را پدید آورده و برای رفاه خویش، جهانی را به استعمار و استثمار کشاندهاند. آنان در راه تأمین خواستههای خویش از هیچ گونه جنایت و تجاوز علیه مردم جهان ابا نمیکنند.
افزایش روزافزون آمار جرم، جنایت و فساد در جوامع غربی از همین تفکر ریشه میگیرد.ج ـ گروهی نیز دنیا را بیهوده و زندگی را نوعی جنایت میدانند. آنان آفرینش انسان را بیهدف و پوچ میپندارند.اینان زمانی به دنیا و گاهی به پدر و مادر خود ناسزا میگویند که چرا آنها را به وجود آوردهاند. آنان همه چیز را مسخره و خودکشی را توصیه میکنند. آمار خودکشی افرادی که از این اندیشه تغذیه میکنند، روز به روز افزایش مییابد.16د ـ فرهنگ اسلامی، هر سه اندیشهی یاد شده را انحرافی میداند و به ما میآموزد که:1 ـ دنیا را نباید طرد کرد. «الدنیا مزرعهالاخره».2 ـ دنیاگرا و دنیاپرست هم نباید شد؛ زیرا «حب الدنیا رأس الفتن و اصل المحن».173 ـ دنیا پوچ و بیهدف نیست، بلکه آفرینش هدف دارد و باید با خودسازی در مسیر کمال انسانی گام برداشت.در این تفکر، خودکشی بزرگترین گناه است و عذاب الهی در انتظار کسی است که خود را بکشد.18أفحسبتم انّما خلقناکم عبثا و انّکم الینا لاترجعون.19آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریدیم و به سوی ما باز نمیگردید.خداوند آفرینش انسان را هدفدار میداند.همچنین در آیهی دیگری میفرماید:و ما خلقنا السماء والارض و ما بینهما باطلاً.20آفرینش جهان پوچ و بیهدف و بیاساس نیست.کار من و تو بدین درازیکوتاه کنم که نیست بازی؟21 4 ـ مفاسد دنیاگراییاعظم الخطایا حب الدنیا.22بزرگترین خطاها دوستی دنیاست.
و لو لم یکن فینا الاّ حبنا ما أبعض اللّه و رسوله و تعظیمنا ما صغراللّه و رسوله لکفی به شقاقا للّه و محادّه عن أمراللّه.23و اگر نبود در ما انسانها مگر دوستی دنیایی که خدا و رسول آن را دشمن داشته و بزرگ شمردن آن را که خدا و رسول کوچک شمردهاند، همین مقدار برای سرکشی در برابر خدا و مخالفت با فرمان او بس بود.از امام سجاد علیهالسلام پرسیدند: کدام عمل نزد خداوند بلندمرتبه بهتر است؟فرمود: پس از معرفت خداوند بلندمرتبه و رسول او، هیچ عملی پسندیدهتر از بغض دنیا نیست و برای آن شعبههای بسیاری است. گناهان نیز شعبههای بسیاری دارد. نخستین نافرمانی در برابر خدا، «تکبر» شیطان بود. نافرمانی دیگر «حرص» آدم و حوا و پس از آن «حسد» پسر آدم (قابیل) بود.و از این نافرمانیها، دوستی زنان دنیادوستی، حبّ ریاست، راحتطلبی، دوستی سخن گفتن، دوستی سروری و ثروت اندوزی منشعب شد. این هفت ویژگی همگی در دوستی دنیا گرد آمدهاند. از این رو، پیامبران و دانشمندان پس از شناخت این مطلب گفتند: (دوستی دنیا سرّ هر خطا و گناه است).دنیا دو گونه است: دنیای رساننده (بلاغ) و دنیای ملعون.24دنیای بلاغ (رساننده)؛ دنیایی که انسان را به طاعت و قرب خدا میرساند، به قدر کفاف ا ست و این دنیا ممدوح و پسندیده است.دنیای ملعون، دنیایی است که بیش از مقدار کفاف و زیادتر از احتیاج و مایهی لعنت و دوری از رحمت خداست.علی علیهالسلام میفرمایند:حب الدنیا یفسد العقل و یصم القلب عن سماع الحکمه و یوجب ألیم العقاب.25
دوستی دنیا، عقل را فاسد و دل را از شنیدن حکمت، ناشنوا میکند و عذاب دردناک میآورد.دیلمی در ارشاد القلوب از حضرت علی علیهالسلام روایت میکند که رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: در شب معراج خدای تعالی فرمود: ای احمد! اگر بندهای، نماز اهل آسمان و زمین را بخواند، روزهی اهل آسمان و زمین را بگیرد، مانند ملایکه طعام نخورد و جامهی عابدان را بپوشد، آن گاه در قلب او، دزهای از حب دنیا یا ریاست، اشتهار و زینت آن را ببینم، با من در منزلم مجاورت نمیکند و محبت خود را از قلب او بیرون میرانم و قلبش را تاریک میکنم تا مرا فراموش کند و شیرینی محبت خود را به او نمیچشانم.26بنابراین محبت دنیا با محبت خدا جمع نشود:هرکه بر دنیا بود اندوه بارخشم کرده بر قضای روزگار27 تمثیل دنیا به دریالقمان حکیم میفرماید:بنی انّ الدنیا بحر عمیق قد غرق فیها الاکثرونفرزندم: همانا دنیا دریای عمیقی است که بیشتر مردم در آن غرق شدند.اندکی در لفظ «بحر عمیق» تفکر کن. همین قدر بدان، دریا نهنگ دارد، ماهی دارد، جانورهای عجیبهی آن بسیار، مهالک غریبهی آن بیشمار، جزایر هولناکش زهرهی شیران را آب و کوههای سهمناکش چه بسیار مردمان را نایاب کرده است. اصل و میدان این دریا از ظلمات جهل ریشهمیگیرد.
امواج آمال و آرزوهای دنیا بسی کِشتههای عمر را بر باد داده، جبال هموم و غموش بسا پشتهها از کشتهها نهاده، مارهای معاصی مهلکهی آن چه بسیار اشخاص را به ستم خود هلاک کرده، نهنگهای اوصاف مذمومهی آن دریا چه کسان را فرو برده، آب تلخ و شور محبت آن چه مردمان را کور و چه دیدگان را بینور ساخته است. هرکه در این دریا غرق شد، در گریبان نار جحیم سر برون خواهد آورد و در عذاب، جاودان خواهد ماند.28دنیا گرایی علاقههای منفی بسیاری را در انسان پدید میآورد که با آن علاقههای کاذب نمیتوان حق و حقیقت را به درستی شناخت.خطرها و پیآمدهای دنیاگرایی به اختصار بیان میشود. الف ـ فریفته شدن به دنیاامام علی علیهالسلام میفرماید:أیّها النّاس، انّ الدنیا تغر المومل لها و المخلد الیها، ولاتنفس بمن نافس فیها، و تغلب من غلب علیها.30ای مردم! دنیا آرزومند و اعتماد دارنده به خود را میفریبد. به کسی که به آن شیفته شده، بخل میورزد و به کسی که بر آن تسلط یابد، (متاع آن را به دست آورد) غلبه خواهد یافت (نابود خواهد کرد).امام علی علیهالسلام دربارهی فریبندگی دنیا میفرمایند:
بیرون رفتند از دنیایی که در آن سکونت داشتند و جا گرفتند در گوری که از آن میرمیدند. آلوده بودند به دنیایی که از آن دست کشیدند و تباه ساختند آخرتی را که به سوی آن منتقل گشتند. نه از کار زشت میتوانند برگردند و نه بر کار نیک میتوانند بیافزایند. به دنیا انس گرفتند، ولی دنیا ایشان را فریب داد. به آن اعتماد کردند، ولی دنیا آنان را به خاک انداخت (تباه شان ساخت).29مولای متقیان میفرمایند:فسبحان الله ما اغر سرورها، و اظمأریها، و أضحی فیئها، لاجاءٍ یردّ و لا ماضٍ یرتدّ.30سبحان اللّه! چیست که سرور و خوشی آن فریبنده است و سیرابیاش سبب تشنگی و سایهاش موجب گرمی است؟ نه آینده رد میشود و نه گذشته باز میگردد. ب ـ ترس از مرگیکی از مفاسد بزرگ دنیاگرایی و وابستگی به آن، این است که انسان را از مردن هراسان کند. این خوف که از محبت دنیا و علاقهی قلبی به آن پیدا میشود، بسیار ناپسند است. این خوف که از محبت دنیا و علاقهی قلبی به آن پیدا میشود، بسیار ناپسند است. این خوف با خوف از مرجع که از ویژگیهای مؤمنان میباشد، تفاوت دارد. همین فشار رفع تعلقات و خوف از خود مرگ است.31 د ـ فقر و نیازمندیامام علی علیهالسلام میفرمایند:ایّها الناس متاع الدنیا حطام موبی... حکم علی مکثریها بالفاقه، و أعین من غنی عنها بالرّاحة.32
ای مردم! کالای دنیا گیاه خشک شدهی و با آورندهی تباه کننده است... برای کسی که در دنیا با حرص و آز بسیار، دارایی گرد آورد، فقر و بیچیزی اخروی مقرر شده است؛ زیرا در دنیا گرفتار بوده و نتوانسته است توشهای بردارد و کسی که (با قناعت) از دنیا بینیاز مانده (جمع آوری نکرده)، به آسودگی (در رستاخیز) یاری شده است.امام علی علیهالسلام در این جا میفرمایند که شما به چشم خود عینک سبز زدهاید و دنیا را سبز و خرّم میبینید. این عینک سبز را بردارید تا ببینید دنیا سبز و خرّم نیست بلکه حطام است (حطام: کاه، پاییز، زرد و خشک) علاقه به دنیا یک عینک سبز است، در حالی که دنیا همواره پاییز است.این حطام هم وبادار است ـ این جا نچرید ـ جای دیگر بچرید؛ زیرا:1 ـ سبز نیست زرد است؛2 ـ مستحکم نیست، محطوم و خرد شده است؛3 ـ وباخیز است.پس دیوانه است کسی که به دنیا دل ببندد؛ زیرا:1 ـ هیچ حیوانی چراگاه وباخیز را نمیخواهد. پس اگر کسی به دنیا دل بسپارد، از هر حیوانی پستتر است.2 ـ نزدیکی با دنیا مانع درک زشتی آن است، چون شامهی شما بسته است. اگر اندکی از دنیا کناره گیرید، زشتی آن را میبینید.3 ـ تا دنیا طلب هستید، ذلیل خواهید بود.33امام صادق علیهالسلام میفرمایند:من أصبح و أمسی و الدنیا أکبر همّه، جعل اللّه الفقر بین عینیه و شتّت أمره و لم ینل من الدنیا إلاّ ما قسم له و من أصبح و أمسی و الاخره أکبر همّه جعل اللّه الغنی فی قلبه و جمع له أمره.34
هرکه صبح و شام کند، در حالی که دنیا بزرگترین همّ او باشد، خداوند، فقر را بین دیدگانش قرار میدهد و کار او را درهم میکند. از دنیا برخوردار نمیشود مگر آن چه برای او قسمت شده است و کسی که صبح و شام کند، در حالی که آخرت بزرگترین همّ او باشد، خداوند، بینیازی را در قلب او جای میدهد و برای او کار گرد میآورد.در توضیح این مطلب باید گفت:1 ـ کسی که قلبش متوجه آخرت باشد، امور دنیا و کارهای صعب آن در نظرش حقیر و سهل میشود. وی دنیا را گذرگاه و پرورشگاه خود میداند و به هیچ یک از سختیها و خوشیهای آن اعتنا نمیکند. نیاز و افتخارش به امور دنیا و مردم آن کم میشود و به جایی میرسد که بینیاز شود. پس امورش جمع و کارش تنظیم میشود و غنای ذاتی و قلبی به دست میآورد.2 ـ هرچه به دیدهی عظمت و محبت در این عالم بنگری و قلبات به آن علاقهمند شود، به میزان دنیا دوستی تو، نیازت افزون گردد و فقر باطنی و ظاهری در تو نمایان میشود. امورت درهم آشفته و قلبت متزلزل، غمناک و هراسان میشود و کارت به دلخواه انجام نمیگیرد. آرزو و حرصت روزافزون، غم و حسرت بر تو چیره و یأس و حیرت در دلت جایگزین میگردد.35 ه ـ پستی و خواریامام علی علیهالسلام میفرمایند:افّ لکم لقد سئمت عتابکم أرضیتم بالحیاه الدنیا من الاخره عوضا و بالذل من العز خلفا؟36
اف بر شما ای مردم! (من از شما دلتنگ میباشم) از خطاب و توبیخ بر شما خسته شدهام (رنجیده گشتهام). آیا در عوض زندگانی همیشگی به زندگی ناپایدار دنیا خشنود هستید و به جای عزت تن به ذلت و خواری دادید؟ (به پذیرش ذلت به جای عزت دلخوش کردهاید).ایشان میفرمایند کسی که به خوشیهای بیاساس دل بندد، باید به ذلت و پستیها تن در دهد. مگر از سرنوشت عبرتانگیز اقوام و ملل گذشته اطلاعی ندارید که چند صباحی با نخوت بر زمین گام نهادند و گوهر گران بهای وجود خویش را در بازار فریبای این دنیا از دست دادند و کالایی جز خسارت نیاندوختند.37هنگامی که بیماری عشق به جیفهی دنیا، بینایی و شنوایی را از کار انداخت و دنیاپرستی، قلب را تباه ساخت، نتیجهای جز حقارت و پستی نخواهد داشت. به یک معنا باید گفت در این هنگام، آدمی شخصیت روحی خود را از دست داده است و این نابودی شخصیت، به دلیل در افتادن در چاه تاریک دنیاپرستی است که در آمدن از آن ممکن نیست.در چهی افتادن کان را غَور نیستآن گناه اوست جبر و جور نیستدر چَهی افکنده او خود را که مندر خور قعرش نمییابم رسن حضرت علی علیهالسلام دربارهی دنیاپرستی میفرماید:عقل این لاشهخواران را شهوت و قلبشان را دنیاگرایی تباه ساخته است.38(داستان اسارت مردم اندلس روشنترین شاهد تاریخی در این زمینه است؛ زیرا جان بینور، مغز بیعقل، گوش ناشنوا و دیدهی نابینا به یقین گرفتار چاه خواهد شد. و ـ آلودگی به گناهانامام علی علیهالسلام میفرمایند:
ای مردم! از خدا بترسید (به دنیا و کالای آن دل مبندید) چه بسا کسی امید دارد به چیزی که به آن نمیرسد و ساختمانی را میسازد که در آن ساکن نمیشود و ثروتی میاندوزد که به زودی آن را رها میکند و شاید آن را از راه نادرستی گرد آورده و از حق جلوگیری کرده است (یعنی) از راه حرام به آن رسیده و به سبب آن زیر بار گناهان رفته است. پس در قیامت با بارِ گران آن باز میگردد و در پیشگاه پروردگارش (هنگام حساب) با حسرت و اندوه میآید. چنین کسی چنان که در قرآن کریم آمده است:در دنیا و آخرت زیانبار است و زیان او زیانی است که بر همه آشکار میباشد.39امام صادق علیهالسلام نیز میفرمایند:دنیا به سان اندامی است که سر آن «کبر»، چشماش «حرص و آز»، گوشاش «طمع»، زبانش «ریا و خودنمایی»، دستش «شهوت»، پایش «عجب»، قلبش «عظمت و بیخبری»، تمام وجودش «فنا» (بودنش فنا و نیستی) و ثمرهاش «زوال» است. پس هرکس آن را دوست دارد، «کبر و خودبینی» به او دست میدهد. هرکس آن را زیبا پندارد، حریص میشود. دنیا طلب را به «طمع» وا میدارد و آن کس که دنیا را میستاید، جامهی «ریا» بر تن کند. هرکس که مقصدش دنیا باشد، «خودبین» میشود و آن کس که به دنیا دل بندد، «غفلت» نصیبش میگردد. آن کس را که از متاع دنیا خوشحال شود، «نابود» میکند و آن کس که دنیا را جمع کند و بخل ورزد، بهقرارگاه اصلیاش که همانا «آتش» است، باز میگرداند.40دنیا به سان اندامی است که:سرش: کبرچشماش: حرص و آزگوشاش: طمعزبانش: ریادستش: شهوتپایش: عجبقلبش: غفلت
وجودش: فناثمرهاش: زوال میباشد.پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله فرموده است:حبّ الدنیا اصل کل معصیه و اول کلّ ذنب41محبت و عشق به دنیا، ریشه و اصل هر معصیت و ابتدای هر گناهی است.هرکه بر دل حب دنیا نقش کردبر دل خود این بلاها پخش کرد همّ دائم، حرص لازم، آرزوکه نیاید هرگز اندر دست او42 ز ـ اندوه فراوانعلی علیهالسلام پیشوای متقیان میفرمایند:کسی که دوستی دنیا را پیشهی خود سازد، خاطرش را پر از اندوه میکند که آن اندوهها، دل او را از اضطراب و نگرانی انباشته میسازد. اراده و قصدی او را مشغول و گرفتار میسازد و اراده و قصدی او را اندوهگین، و هم چنان پیوسته در کشاکش اندوه و گرفتاریها است تا آن که راه نفس او (گلویش) گرفته شود (بمیرد). پس او را به صحرا اندازند (در گورستان به خاک سپارند) در حالی که دو رگ دل او قطع شده (هلاک گشته) است و برای خدا نابودی او و برای برادران و یارانش افکندن وی (به گورستان) سهل و آسان میباشد.43تلخ کامی اندر این دنیای زشتهست شیرین کامیت اندر بهشت ور تو شیرین کام از این دنیا شدیتلخ کام عالم عقبی شدی44 حضرت علی علیهالسلام میفرماید:من کانت الدنیا همّته اشتدّت حسرته عند فراقها.45کسی که تمام همتش دنیا باشد، به هنگام جدایی از آن حسرت و اندوهش بیشتر خواهد بود.امام صادق علیهالسلام میفرماید:من تعلق قلبه بالدنیا تعلق قلبه ثلاث خصال هم لایفنی و امل لایدرک، و رجاء لاینال.46
کسی که دلش به دنیا تعلق داشته باشد، قلبش به سه چیز تعلق پیدا کند: اندوهی بیپایان، آرزویی که به آن نرسد و امیدی که بدان نایل نشود.و باز در همین باره امام صادق علیهالسلام میفرماید:من کثر اشتباکه بالدنیا کان لحسرته عند فراقها.47کسی که خود را بیشتر در شبکه و دام (تعلق به) دنیا بیاندازد، به هنگام جدایی از آن، حسرت و اندوهش بیشتر خواهد بود. ح ـ هلاکت و نابودیمحبت دنیا منشأ گرفتاریها و ناراستیهای باطنی و ظاهری آدمی است و او را به هلاکت رهنمون میسازد.از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت شده است که درهم و دینار، پیشینیان شما را کشتند و کشندهی شما هم آنها است.48 ط ـ ترس و هراسامام علی علیهالسلام فرمودند:و کن ا نس ما تکون بها أحذر ما تکون منها، فانّ صاحبها کلما اطمأنّ فیها الی سرور أشخصته عنه الی محذور، أو الی ایناس أزالته عنه الی ایحاش.49هرگاه انس تو به دنیا بیشتر است از آن هراسانتر باش؛ زیرا دنیا دوست به آن دل بست و شاد شد، دنیا او را از آن حال به سختی میکشاند و هرگاه به دنیا مطمئن گردید، او را به ترس و هراس گرفتار میکند. ی ـ کوردلیحضرت علی علیهالسلام میفرماید:فارفض الدنیا فان حبّ الدنیا یعمی و یصمّ و یبکم و یذل الرقاب.50پس دنیا را رها کن؛ زیرا دنیادوستی انسان را کور و کر و لال و ذلیل میکند.امام علیهالسلام دربارهی تأثیر حب دنیا و این که اگر انسان فریفتهی دنیا گردد، از دیدن حقایق چشم خواهد پوشید، میفرمایند:و من راقه زبرجها أعقبت ناظریه کمها.51
دنیا، دیدگان کسی را که زینت و آرایش آن (دنیا) او را به شگفتی آورده، کور مادرزاد ساخته است (مانند این که نشانی از بینایی در او نیست). ک ـ سستی ارادهیکی دیگر از مفاسد بزرگ دنیا دوستی آن است که انسان را از عبادتها و مناسک شرعی باز میدارد و جنبهی طبیعت را قوت میدهد، طبیعت از اطاعت روح خودداری میکند و انقیاد آن را نمیپذیرد و عزم انسانی را سست و اراده را ضعیف میکند.52سرانجام، علی علیهالسلام در این باره میفرماید:حب الدنیا رأس الفتن و اصل المحن.53دوستی دنیا، رأس فتنهها و ریشهی همهی دردها و رنجهاست.با توجه به سخنان حضرت علی علیهالسلام در نهج البلاغه، برخی دیگر از مفاسد دنیاپرستی را بر میشماریم:ـ از خود بیگانگیـ غفلت از یاد خداـ خودفروشی و دین فروشیـ آشفتگی و افسردگیـ فساد سیاسی و اجتماعیـ جنگ و خونریزیـ انحطاط فرهنگیـ محرومیت از آزاداندیشیـ جهاد گریزیـ تباهی و خسرانبحث را با سخن پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در این باره پایان میدهیم:اکبر الکبائر حب الدنیا.54بزرگترین گناهان کبیره، دنیادوستی است. 5 ـ تأثیر دنیادوستی بر قلب انساناحذر الدنیا فانها شبکه الشیطان و مفسدة الایمان.55حذر کن از دنیا پس بدرستیکه آن دام شیطان است و جایگاه فساد ایمان. انسان دنیاپرست از فضایل معنوی به دور است:شجاعت، عفت، سخاوت، عدالت که مبدأ تمام فضایل نفسانی است با حب دنیا جمع نمیشود. معارف الهی، توحید در اسما و صفات و افعال و ذات و حقجویی و حقبینی با حب دنیا متضادند.
غنای قلب، بزرگواری، عزت نفس، حریت و آزادمردی از لوازم بیاعتنایی به دنیاست، چنانچه فقر، ذلت، طمع، حرص، بندگی و چاپلوسی از لوازم حب دنیاست.عطوفت، رحمت، مواصلت، مودّت و محبت با حب دنیا ناسازگار است.بغض، کینه، جور، قطع رحم و نفاق و دیگر اخلاق فاسد زاییدهی این امالامراض (حب دنیا) است.حبّ دنیا مانع از حضور قلب انسان در نماز است. از عواملی که سبب میشود انسان در نماز حضور قلب پیدا نکند، حبّ دنیا و تعلق خاطر به امور دنیوی است که سر منشأ گناهان بزرگ و ریشهی بیماریهای باطنی است که خار طریق اهل سلوک و سرچشمهی مصایب است و تا وقتی که دل پایبند دنیا و زیورهای ماده است، اصلاح باطن ناممکن و رستگاری اخروی دست نایافتنی است.بنابراین دل ما چون با حب دنیا آمیخته شده و مقصد و مقصودی جز تعمیر آن ندارد، ناچار این حب دنیا، مانع از فراغت قلب و حضور آن در محضر قدس میشود و علاج این مرض مهلک و فساد خانمان سوز با علم و عمل نافع است.56اگر محبت دنیا صورت قلب انسان گردد و انس به آن شدید شود، در وقت مردن که برای او کشف شود که حق تعالی او را از محبوبش جدا میکند و ما بین او و مطلوباتش افتراق میاندازد، با بغض از دنیا میرود.57البته، دنیا زمین و آسمان نیست. اینها دنیا نیستند، بلکه آیات الهیاند. مقامهای اعتباری و این که به من احترام میگذارند، من این قدر مال دارم، من چهرهی مقبول مردم هستم و... این پندارها دنیاست.
وگرنه زمین که دنیا نیست، کسی که به زمین دل میبندد و در آن کشاورزی و تولید میکند تا نیاز جامعهی اسلامی برآورده شود، این آخرت است، اما این پندار که این از آنِ من است، من از فلانی بهتر هستم و... این وسوسههای پلید دنیاست. بنابراین دنیا یک امر عدمی نیست. همین عنوانهای اعتباری، دام شیطان است و او، هم قوی است و هم غوّی و اهل ضلالت است.بنابراین باید گفت:اعوذ بالله القوی من الشیطان الغویّ.58از فریب شیطان رانده شده به خداوند قدرتمند پناه میبریم. 6 ـ سیمای دنیاپرستانان الذین لایرجون لقاء نا ورضوا بالحیوة الدنیا.و اطمأنوا بها والذین هم عن آیاتنا غافلون. اولئِکَ مأوبهمُ النّار59کسانی که امید به دیدار ما ندارند و به زندگی دنیا دل خوش کرده و بدان اطمینان یافتهاند و کسانی که از آیات ما غافلند،... جایگاهشان آتش است.امام علی علیهالسلام میفرماید:اهل الدنیا کرکب یساربهم و هم نیام.60اهل دنیا مانند کاروانی هستند که ایشان را میبرند در حالی که خوابند (در خواب غفلت هستند).مردمان در خواب و روز عمر رو در کوتهیچون بمیرند از غرور خویش یابند آگهی61 حضرت علی علیهالسلام اهل دنیا را به چهار گروه تقسیم میکند و میفرماید:مردم بر چهار صنف هستند:1 ـ کسی است که او را از فتنه و فساد منع نمیکند مگر بیچارگی و کندی شمشیر و کمی مال او.
2 ـ کسی است که شمشیر از غلاف کشیده و شر خود را آشکار ساخته است؛ سواره و پیادهی خویش را گرد آورده، برای فتنه و فساد، خویشتن را آماده و دیناش را تباه کرده است، برای متاعی که به غنیمت برباید یا برای سوارانی که پیشرو خود قرار دهد، یا برای منبری که بر آن بر آید (از هیچ فسادی کوتاهی نمیکنند)3 ـ کسی است که دنیا را به عمل آخرت میطلبد و آخرت را به عمل دنیا خواهان نیست. خود را با وقار و طمأنینه نشان میدهد. گام خویش را نزدیک به هم گذارده (آهسته، آهسته قدم بر میدارد) دامن جامهاش را جمع کرده، با شتاب راه میرود. خود را برای امین قرار دادن و مورد وثوق گشتن میآراید و پردهی خداوند (راه دین و شریعت) را وسیلهی معصیت قرار داده است (گرگانی در لباس گوسفند و جو فروشانی هستند گندم نما. اهل دنیایند اما در سیمای اهل آخرت)4 ـ کسی است که بر اثر حقارت و پستی و نداشتن وسیلهای که به مقام ریاست برسد، از خواستن آن مقام، خانهنشین گردیده است و چون به آرزوهای خود دسترسی ندارد، به همان حالی که مانده، خویش را قانع نشان داده است و به لباس اهل زهد و تقوا زینت میدهد. و حال آن که نه در اندرون خود که شب آرام میگیرد و نه در بیرون خود که روز به سر میبرد، اهل تقوا نیست. حقارت نفس او را خانه نشین کرده است و برای این که روی این حقارت نفس، پرده بکشد، به لباس اهل زهد در میآید.62حضرت این چهار گروه را اهل دنیا میداند؛ زیرا آنان در چنگال مادیات دنیا گرفتار شدهاند و انسانهایی اسیر و برده هستند.
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:الذین یستحبون الحیوه الدنیا علیالاخره و یصدون عن سبیل الله و یبغونها عوجا اولئک فی ضلال بعید.63همان کسانی که زندگی این دنیا را بر جهان دیگر ترجیح میدهند و از راه خدا جلوگیری میکنند و آن را منحرف میخواهند، در ضلالتی دورند.پس انسانها باید یکی از این دو راه را برگزینند:1 ـ اختیار آخرت بر دنیا؛ یعنی آخرت را هدف دنیا و دنیا را مقدمهی آن پنداشتن.2 ـ اختیار دنیا بر آخرت؛ یعنی دنیا را هدف دانستن و آخرت را به کلی انکار کردن.حیات انسان با در نظر گرفتن مرگ به دو بخش تقسیم میشود:64زندگی موقت پیش از مرگزندگی دایمی پس از مرگآدمی به طور فطری علاقه دارد زندگانی سعادتمندانهای داشته باشد. وی تنها با انتخاب آخرت و ترجیح آن بر دنیا خواهد توانست به این مقصود نایل شود.علامه طباطبایی رحمه الله در ترسیم وضعیت مردم دنیازده میفرماید:این وضع مردم دنیازده است که همواره آرای متناقض از خود نشان میدهند به این معنا که کارهایی میکنند که هوا و هوسشان، آن را تصدیق و عقل و فطرتشان، تکذیب میکند. آنان هم چنان به رأی هوا و هوس خود اعتماد دارند و همین اعتماد، آنان را از التفات به آن چه عقل اقتضا میکند، باز میدارد.65در تفسیر کشف الاسرار سیمای اهل دنیا چنین ترسیم شده است:هرکس روی در دنیا داشت، پشت بر خدای دارد و پشت بر خدای داشتن آن است که پیوسته به اندیشهی دنیا خسبد و بر اندیشهی دنیا خیزد. اوقات وی بدان مشغول بود...
دنیادار به سان مسافری باشد در کشتی نشسته و دنیازادِ اوست. اگر زاد افزون از آن گیرد، کشتی غرق شود و باعث هلاک او گردد.هرکه دنیا را دوست دارد، از خدا خبر ندارد و هرکه چنین است هرگز آرزوی مرگ نکند و زندگی همین داند، که زندگی دنیا است و از حیات طیب که زندگی دوستان است بیخبر. و این حیات غافلان است که در تاریکیاند.66سرانجام نکبتبار دنیاپرستان در کلام حضرت امیر این چنین به تصویر کشیده شده است:والدنیا دار منی لها الفناء و لأهلها منها الجلاء و هی حلوه خضراء و قد عجلت للطالب، و التبست بقلب الناظر67دنیا سرایی است که برای آن فنا و نیستی و برای اهلش، رخت بربستن مقدر گردیده است. دنیا (در نظر اهلش) خوشگوار و سبز و خرّم است و (سبب گول زدن وغافل نمودن آن این که) شتابان به سراغ خواهان و طالبش میآید و محبت و علاقهی خود را به قلب نظر کننده وارد میکند.همچنین حضرت دربارهی فرجام ذلتبار دنیاداران میفرماید:فغیر موصوف ما نزل بهم: إجتمعت علیهم سکرة الموت و حسره الفوت ففترت لها أطرافهم و تغیرت لها ألوانهم ثمّ ازداد الموت فیهم ولوجا فحیل بین أحدهم و بین منطقه68پس سختیهایی که به ایشان رو آورد به وصف در نمیآید. سختی جان دادن و غم و اندوه آن چه از دست رفته، عنان را فرا گفت و دست و پایشان سست شد و رنگهایشان تغییر کرد. پس از آن آثار مرگ در آنها زیاد شد تا این که میان هریک با گفتارش حایل گردید.
زیبایی و زینتهای دنیا، دنیاپرستان را به خود مشغول داشته است و اینان جان خویش را در راه به دست آوردن اموال و اعتبار مادی، تقدیم دنیا میکنند (خویشتن را به بهایی اندک میفروشند)؛ چه رقابتهای کشنده و چه حسادتهایی که بر سر لاشهی دنیا به راه انداختند و با خوردنش رسوا گشتند.حال که پرده برداشته شده، میبیند که دیر شده است و این بیداری، نه تنها سودی برای او نخواهد داشت، بلکه آغاز کیفرهایی است که برای او مقرر شده است و او باید طعم آنها را بچشد.به راستی کیفری است بسیار تلخ که آدمی هنگامی که بیدار شود، بفهمد با عظمتترین و پرارزشترین سرمایهی خود را که شخصیت اوست، قربانی امیال دنیوی کرده است. علاقهی بیش از مقدار ضروری به امیال مادی، نشانهی پستتر بودن از حیوانات است. هیچ حیوانی بیش از حدّ ضروری به خوردنی و آشامیدنی و مسکن علاقه ندارد؛ زیرا در این صورت مزاحم زندگی دیگر حیوانات میشود.69رایت الدهر مختلفا یدورفلا حزن یدوم و لا سرور و قد نبت الملوک به قصورافما بقی الملوک و القصور70روزگار به صورتهای گوناگون در گردش است، نه حزنش دوام دارد و نه سرور و شادمانیش. چه بسا پادشاهان در آن قصرهایی بنا کردند که نه پادشاهان باقی ماندند و نه قصرهایشان.ویژگیهای دنیاپرستان در حدیث معراجو ان اهل الدنیا لا یشرکون عند الرخاء و لا یصبرون عندالبلاء ان عیب اهل الدنیا کثیر، فیهم الجهل و الحمق، لا یتواضعون لمن یتعلمون منه و هم عند انفسهم عقلاً و عند العارفین حمقاء...71
به درستی که اهل دنیا هنگام خوشی و گشایش، شکر پروردگار را به جا نمیآورند و هنگام بلا و آزمایش الهی، صبر و تحمل نمیکنند. همانا عیب اهل دنیا زیاد است؛ آنان جاهل و احمق هستند، نسبت به کسی که علمی به آنان یاد داده است، تواضع و فروتنی ندارند، آنان خودشان را عاقل میدانند در حالی که نزد مردم آگاه، احمق و نادان هستند. خلاصه و جمعبندی«دنیاپرستی و دنیاگرایی»1 ـ از مصادیق حب دنیا عشق به دنیاست که چشم را نابینا و دل را بیمار میگرداند.حب دنیا یعنی دل خوشی و رضایت و قناعت به علایق دنیوی2 ـ دنیا در دیدگاه مکتبهای گوناگون مفاهیم متفاوتی دارد:الف ـ گروهی با طرد کردن دنیا، به ریاضت روی میآورند.ب ـ گروهی با برگزیدن دنیادوستی، در مظاهر و لذایذ زندگی غرق میشوند.ج ـ عدهای به پوچی دنیا اعتقاد دارند و برای زندگی هدفی قایل نیستند.د ـ اسلام هر سه اندیشه را انحرافی میداند؛ زیرا:الف ـ دنیا را نباید طرد کرد (الدنیا مزرعة الاخره).ب ـ دنیاگرا و دنیاپرست هم نباید شد چون: حب الدنیا راس کل خطیئه.ج ـ خلقت جهان هستی، پوچ و بیهدف نیست و آفرینش هدف دارد: «افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینالا ترجعون؛ آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریدیم و به سوی ما باز نمیگردید.کار من و تو بدین درازیکوتاه کنم که نیست بازی؟3 ـ خطرات و مفاسد دنیاگرایی و دنیاپرستی
فریبندگی دنیا (فریفته شدن به دنیا)، ترس از مرگ، از دست دادن آخرت (خود را میفروشند و عظمتهای ابدی را از دست میدهند تا چند صباحی زنده باشند)، فقر و نیازمندی، پستی و خواری، آلودگی به گناهان، هلاکت و نابودی، درازی آرزو، کوردلی، اندوه فراوان، ترس و هراس، از خودبیگانگی، سستی اراده، غفلت از یاد خدا، خودفروشی و دینفروشی، آشفتگی و افسردگی، فساد سیاسی و اجتماعی، جنگ و خونریزی، انحطاط فرهنگی، اسارت و بردگی، جهادگریزی، محرومیت از آزاداندیشی، تباهی و خسران.4 ـ تأثیر حب دنیا بر قلب انسانـ صفات خوب و فضیلتهای انسانی را از بین میبرد.ـ به جای صفات خوب، بغض، کینه، نفاق و دیگر اخلاق فاسد را در انسان پدید میآورد.ـ انسان را از حضور قلب در نماز باز میدارد.5 ـ سیمای دنیاپرستان:الف ـ دنیاگرایی و شهوت، و قلبشان را تباه کرده و به اسارت دنیا درآورده است.ب ـ هنگام خوشی و گشایش، شکر پروردگار را به جا نمیآورند و هنگام بلا و آزمایش، صبر و تحمل نمیکنند. _________________________________________________________________________________________________پی نوشت :1ـ رعد، 2.2ـ أقبلوا على جیفه قد افتضحوا بأکلها، و اصطلحوا على حبها، و من عشق شیئا اعشى بصره و امرض قلبه، فهو ینظر بعین غیر صحیحه و یسمع باذن غیر سمیعه قد خرقت الشهوات عقلها و اماتت الدنیا قلبه، و ولهت علیها نفسه.3ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبهى 108، فراز 13.4ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبهى 108، فراز 14.5ـ بقره، 18.
6ـ ترجمه و شرح نهجالبلاغه، ج 20، صص 3 ـ 31 تلخیص.7ـ منهاج البراعه، ج 21، ص 451. 8ـ تفسیر المیزان، ج 3، صص 180 ـ 181 تلخیص.9ـ بیست گفتار شهید مطهرى، صص 160 ـ 170.10ـ اربعین حدیث، ص 119. 11ـ توبه، 38.12ـ اربعین حدیث، ص 120. 13ـ تفسیر المیزان، ج 13، صص 519، 540 تلخیص.14ـ منهاج البراعه، ج 21، ص 442. 15ـ غررالحکم، ج 5، ص 257.16ـ به نقل از رسانههاى گروهى، از هر صد هزار نفر در آلمان، 24 نفر، در انگلستان، 11 نفر و در بلژیک، 14 نفر خودکشى مىکنند (به نقل از کیهان، ش 6595 و جمهورى اسلامى، ش 1618).17ـ سخن حضرت على علیهالسلام در غرر الحکم، به نقل از میزان الحکمه، ج 3، ص 294.18ـ ابزار و اطلاعات مقدماتى تحقیق در نهج البلاغه، صص 123 ـ 124 تلخیص.19ـ مؤمنون، 115.20ـ ص، 27.21ـ ترجمه و شرح نهجالبلاغه، ج 10، شعر یاد شده از این کتاب نقل شده است. 22ـ غرر الحکم، ج 2، ص 398.23ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبهى 159، فراز 21.24ـ میزان الحکمة، ج 3، ص 295، به نقل از اصول کافى، ج 2، ص 130.25ـ میزان الحکمة، به نقل از غررالحکم.26ـ آداب الصلوة، صص 49 ـ 50.27ـ منهاج البراعه، ج 21، ص 298. 28ـ عرفان اسلامى، ج 6، صص 325 ـ 326. 29ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبهى 177، فراز 4.303ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبهى 230، فراز 5.31ـ همان، خطبهى 113، فراز 14. 31ـ اربعین حدیث، صص 123 ـ 124. 32ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 359، فراز 2.33ـ عرفان و حماسه، صص 239 ـ 244 تلخیص.
34ـ به نقل از اربعین حدیث، صص 126 ـ 127.35ـ اربعین حدیث، صص 126 ـ 127 تلخیص. 36ـ خطبهى 34، فراز 1.حضرت این خطبه را پس از پایان غایلهى خوارج و براى بسیج کردن مردم جهت نبرد با اهل شام بیان فرموده است. ایشان پس از آن که مردم ناسپاس عراق، او را اجابت نکردند، به تندى این سخنان را بیان کرد.37ـ ترجمه و شرح نهجالبلاغه، ج 9، صص 7 ـ 8.38ـ ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج 20، صص 3 ـ 31 تلخیص. 39ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 336.معاشر الناس، اتّقوا الله فکم من مؤمل ما لا یبلغه و بان ما لایسکنه و جامع ما سوف یترکه و لعله من باطل جمعه و من حق منعه: اصابه حراما و احتمل به اثاما. فباء بورزه و قدم على ربه اسفالاهفا، قد خسرالدنیا و الاخره ذلک هوالخسران المبین.40ـ آداب الصلوة، صص 49 ـ 50.41ـ میزان الحکمه، ج 3، به نقل از: تنبیه الخواطر، ص 362.42ـ منهاج البراعه، ج 21، ص 298. 43ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، کلام 359، فراز 4.و من استشعر الشعف بها ملات ضمیره أشجانا، لهن رقص على سویداء قلبه، هم یشغله و هم یحزنه، کذلک حتى یؤخذ بکظمه فیلقى بالغضاء، منقطعا أبهراه هینا على اللّه فناوه و على الاخوان القاؤه.44ـ منهاج البراعه، ج 21، ص 318.45ـ بحارالانوار، ج 71، ص 181.46ـ میزان الحکمة، ج 3، ص 297، به نقل از بحارالانوار، ج 73، ص 24.47ـ به نقل از: اربعین حدیث، صص 126 ـ 127. 48ـ اربعین حدیث، صص 121 ـ 122. 49ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، نامهى 68، فراز 2. 50ـ بحارالانوار، ج 73، ص 75.
51ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 359، فراز 3. 52ـ اربعین حدیث، صص 123 ـ 124.53ـ میزان الحکمه، ج 3، ص 294، به نقل از: غررالحکم.54ـ میزان الحکمه، ج 3، ص 294. 55ـ غررالحکم، ج 2، ص 279.56ـ آداب الصلوة، ص 48.57ـ اربعین حدیث، صص 121 ـ 122.58ـ عرفان و حماسه، صص 239 ـ 244 تلخیص. 59ـ یونس، 7.60ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 61.61ـ تنبیه الغافلین و تذکرة العارفین، ج 3، ص 314.62ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبهى 32، فراز 3 تا 10؛ سیرى در نهج البلاغه، ص 282.63ـ ابراهیم، 3.64ـ تفسیر المیزان، ج 12، صص 18 ـ 19.65ـ تفسیر المیزان، ج 13، صص 519 ـ 540 تلخیص.66ـ خلاصه تفسیر کشف الاسرار، ج 2، ص 448.67ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبهى 45، فراز 2.68ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبهى 108، فراز 15.69ـ شرح و ترجمه نهجالبلاغه، صص 3 ـ 32.70ـ منهاج البراعه، ج 4، ص 5. در این شعر اشاره به گذرا بودن حال حاضر مىکند از دیوان منسوب به ایشان.71ـ میزان الحکمة، ج 3، ص 317، به نقل از بحارالانوار، ج 77، ص 24. منبع : کتاب "سرای گذر (دنیا در منظر امام علی ( علیه السلام))"ادامه دارد ...
09:42 - 2 آذر 1390