اثرات سوء دنیا پرستی و دنیا گرایی

خبرگزاری فارس: امام علی (ع) درباره‏ی حب دنیا می‏فرماید: به مرداری (دنیا) روی آوردند که به خوردن آن رسوا گشتند و بر دوستی آن اتفاق نمودند. هرکه به چیزی عاشق شود، دیده‏اش را کور سازد و دلش را بیمار گرداند پس او به چشمی که نمی‏بیند، می‏نگرد و به گوشی که نمی‏شنود، می‏شنود.
1 ـ مصادیق دوستی دنیاو فرحوا بالحیوة الدنیا و ما الحیوة الدنیا فی الاخره الاّ قلیل.1امام علی علیه‏السلام درباره‏ی حب دنیا می‏فرماید:به مرداری (دنیا) روی آوردند که به خوردن آن رسوا گشتند و بر دوستی آن اتفاق نمودند. هرکه به چیزی عاشق شود، دیده‏اش را کور سازد و دلش را بیمار گرداند پس او به چشمی که نمی‏بیند، می‏نگرد و به گوشی که نمی‏شنود، می‏شنود.2خواهش‏های بیهوده، عقل او را دریده و دنیا، دلش را میرانده و شیفته‏ی خود ساخته است.3پس او بنده‏ی دنیاست و بنده‏ی هرکه چیزی از دنیا دستش می‏باشد. به هر سو که دنیا گراید، می‏گردد و به هرجا که رو آورد، به آن جا، متوجه می‏شود. از منع کننده و پند دهنده که از جانب خداوند است، متنبه نمی‏شود و پند نمی‏پذیرد. حال آن که می‏بیند که گرفتار شده‏ها چنان غافل‏گیر شدند که بازگشتی برای آنان نیست.چگونه آن چه را که نمی‏پنداشتند (مرگ) برایشان فرود آمد و جدایی از دنیا که با آسودگی خاطر در آن بودند، به آنان رو آورد و به آخرت که به آنان وعده داده شده بود، وارد گشتند.4حضرت در این سخن، به مصادیقی از حب دنیا اشاره می‏کند. مانند:1 ـ رو آوردن به دنیا؛2 ـ اتفاق بر دوستی آن؛3 ـ عشق به دنیا که سبب کور باطنی آنان می‏شود (صم بکم عمی فهم لایرجعون)؛54 ـ تمایل به خواهش‏های نفسانی؛5 ـ بندگی و پذیرش اسارت دنیا؛6 ـ متنبه نشدن از موعظه‏ها و پندها.
بنابراین عاشق دلباخته‏ی دنیا، نمی‏بیند و نمی‏شنود، عقلش را تباه و دنیا، قلبش را میرانده است و تنها در حال مرگ به واقعیات پی می‏برد.حضرت می‏فرماید: سرمست غرور بودند که ناگهان خطری ناآشنا بر سرشان تاختن گرفت و آنان را در مسیری قرار داد که بازگشتی ندارد. زرق و برق دنیا، آنان را چنان سرمست و غافل ساخت که یقین به زوال عمر و پایان حرکت و جنب و جوش را از مغزشان بیرون کرد. خود را در دنیایی ابدی می‏دیدند و زندگی را فناناپذیر.مرگ با سکراتش و دل گسستن از دنیا با حسراتش، تاختن می‏آورد. در حال تسلیم به نفوذ تدریجی چنگال‏های مرگ، در این اندیشه فرو رفته است که روزگار عمر گرانبها را در کجا سپری کرده است؟6هرکس تا بدان عاشق و دلباخته شدصد کوره‏ی غم در دل او ساخته شد غم‏ها همه در صفحه‏ی قلبش رقصاناندوه بر آرد نفسش در خفقان پرتاب شود چنان که برّد دو رگشاز قلب برآیدش جان زلبش7 مظاهر دنیا دوستیاین تقدیر الهی درباره‏ی زندگی انسان در دنیا، تنها برای آن است که آدمی آن را وسیله‏ی سعادت اخروی خود قرار دهد و از کالا و سود آن، برای جهان دیگر توشه‏ای بردارد، نه آن که به دیده‏ی استقلال آن را بنگرد و هدف را فراموش کند. در واقع چنین افرادی در عین آن که خواه ناخواه به سوی پروردگارشان روانند، با فراموش کردن مقصود، راه را به جای مقصد گرفته‏اند.
آدمیان می‏پندارند که این منفعت ناچیز، آنان را از خداوند، بی‏نیازی می‏بخشد، به این جهت دنیایی که با لذات برای آنان نعمت الهی بود و می‏توانستند از آن بهره‏ی کاملی به چنگ آورند و با آن به تقرب الهی برسند، وسیله‏ی حرمان و عذاب‏شان گشته است!!8آیا علاقه به دنیا نکوهیده است؟به طور کلی علاقه و محبت به کاینات بد است. استاد مطهری درباره‏ی این موضوع می‏نویسد:البته آن چه قرآن، آن را مذموم می‏شمارد، علاقه به معنی وابستگی، دلخوشی و قانع بودن و رضایت دادن به امور مادی و دنیوی است.بنابراین سخن در هدف و ایده‏آل و کمال مطلوب است. اسلام، اهل دنیا را کسانی می‏داند که هدف‏شان همین خوشی‏های زندگی دنیوی است و به آن رضایت داده‏اند و از آیات الهی غافل شده‏اند.آن چه ناپسند است دلخوشی و رضایت و قناعت به علایق دنیوی است؛ زیرا نشأت وجود انسان منحصر به یک نشئه‏ی مادی و دنیایی نیست و قرآن، دنیا را به عنوان این که غایت آمال و آرزوها باشد، برای بشر قابل و لایق نمی‏داند.9امام خمینی رحمه الله نیز در کتاب اربعین حدیث در این باره می‏فرمایند:
«تعلق قلب و محبّت دنیا» عبارت از دنیای مذموم است و هرچه دل بستگی به آن زیادتر باشد، حجاب بین انسان و دار کرامت او و پرده‏ی بین قلب و حق غلیظ‏تر می‏شود و آن چه در بعضی احادیث شریفه است که از برای خدا هفتاد هزار حجاب است از نور ظلمت، حجاب‏های ظلمانی می‏تواند همین تعلق‏های قلبی به دنیا باشد و هرقدر تعلق‏ها بیشتر باشد، حجاب‏ها زیادتر است و هرچه تعلق شدیدتر باشد، حجاب غلیظ‏تر و خرق آن مشکل‏تر است.10 2 ـ دلیل دنیا دوستیارضیتم بالحیوة الدنیا من الاخره.11آیا به جای آخرت به زندگی دنیا دل خوش کرده‏اید؟چون انسان زاییده‏ی همین عالم طبیعت است و مادر او همین دنیاست و اولاد این آب و خاک است، دوستی این دنیا در قلبش نشو و نما می‏کند و او را مغرور می‏سازد و هرچه بزرگ‏تر شود، این محبت در دل او ریشه‏دارتر می‏شود و به واسطه‏ی این که خداوند به او قوای شهویه و آلات التذاذیه مرحمت فرمود، برای حفظ شخص و نوع محبت افزون شود و دل بستگی او رو به ازدیاد گذارد و چون این عالم را محل التذاذها و تعیّنات خود می‏پندارد و مردن را اسباب انقطاع از آن‏ها می‏داند، بنابراین حبّ وی به این عالم بسیار زیاد می‏شود (و چون انسان به طور فطری حبّ بقا دارد و از فنا و زوال گریزان است) و مردن را فنا می‏پندارد (گرچه عقلش هم تصدیق کند که این عالم دار فنا و گذرگاه است و آن عالم باقی و سرمدی است).
اگر قلوب آگاه شوند که این عالم دنیا، پست‏ترین عوالم است و دار فنا و زوال و تغیّر است و عالم هلاک و نقص است، و عوالم دیگر که بعد از موت است، هر یک باقی و ابدی و دار کمال و ثبات و حیات و بهجت و سرور است، به طور فطری حبّ آن عالم را پیدا می‏کنند و از این عالم گریزان می‏شوند.12بنابراین دلیل پیوستگی بسیاری از مردم به این دنیا، نه بدان جهت است که انسان واقعا به خود این دنیا عشق می‏ورزد بلکه حب بقا دارد. البته عده‏ای دیگر به جهت ترسی که از مرگ و ماورای آن دارند، دو دستی به زندگی چنگ می‏زنند و نمی‏دانند که هر اندازه از مرگ وحشت و خوف داشته باشند و از آن فرار کنند، سرانجام مرگ را می چشند: «کل نفس ذائقة الموت». حبّ بقادل آدمی به چیزی که فانی می‏شود، تعلق نمی‏گیرد و اگر تعلق بگیرد (از این جهت است که در آن بویی از بقا استشمام می‏کند). حال هرکس به قدر فهم‏اش نسبت به بقا و زوال اشیا فکر می‏کند. در هر چیزی هر قدر بقا ببیند به همان مقدار مجذوب آن می‏شود و دیگر به فروض فنا و زوال آن توجه نمی‏کند. بنابراین می‏بینی که وقتی دنیا به او روی می‏آورد، دلش بدان آرامش و اطمینان یافته، سرگرم بهره‏گیری از آن و زینت‏های آن می‏شود و از غیر آن یعنی امور معنوی منقطع می‏گردد. هواها یکی پس از دیگری برایش پدید می‏آید و آرزوهایش دور و دراز می‏گردد.
گویی نه برای خود فنایی می‏بیند و نه برای نعمت‏هایی که در دست دارد، زوالی احساس می‏کند و نه برای آن اسبابی که به کام او در جریان است، انقطاعی سراغ دارد و وقتی دنیا به او پشت می‏کند، به یأس و نومیدی دچار گشته، هر روزنه‏ی امیدی را از یاد می‏بردو چنین می‏پندارد که این بدبختی و نکبتش زوال نمی‏پذیرد. (این نیز همیشه و تا ابد هست) و سبب همه‏ی این‏ها آن فطرتی است که خدا در نهاد او به ودیعه نهاده که نسبت به زینت دنیا علاقه‏مند باشد تا او را از این راه آزمایش کند.13هرکه شد شیفته بر این دنیاکی به خود آید از غرور و از هوا جز به آژیر نیش حادثه‏هاکه فغانش کنند و ناله به پا14 3 ـ دنیاگرایی در دیدگاه مذاهبمن ابتاع آخرته بدنیاه ربحهما.15هرکه بخرد آخرت خود را به دنیای خود سود کند در هر دو.مذاهب گوناگون درباره‏ی گرایش به دنیا دیدگاه‏های متفاوتی دارند که به اختصار اشاره می‏شود:الف ـ گروهی از ادیان الهی و مکاتب مادی، دنیا را طرد می‏کنند و آدمی را به ریاضت کشی، رهبانیت و انزواطلبی فرا می‏خوانند. این گروه، ترک لذت‏های مادی را پسندیده می‏دانند (مسیحیت تحریف شده ـ مرتاضان هندی)ب ـ برخی اندیشه‏ها نیز به دنیامداری روی آورده‏اند. این گروه با غرق شدن در مظاهر مادی زندگی، انواع فساد و فحشا را پدید آورده و برای رفاه خویش، جهانی را به استعمار و استثمار کشانده‏اند. آنان در راه تأمین خواسته‏های خویش از هیچ گونه جنایت و تجاوز علیه مردم جهان ابا نمی‏کنند.
افزایش روزافزون آمار جرم، جنایت و فساد در جوامع غربی از همین تفکر ریشه می‏گیرد.ج ـ گروهی نیز دنیا را بیهوده و زندگی را نوعی جنایت می‏دانند. آنان آفرینش انسان را بی‏هدف و پوچ می‏پندارند.اینان زمانی به دنیا و گاهی به پدر و مادر خود ناسزا می‏گویند که چرا آن‏ها را به وجود آورده‏اند. آنان همه چیز را مسخره و خودکشی را توصیه می‏کنند. آمار خودکشی افرادی که از این اندیشه تغذیه می‏کنند، روز به روز افزایش می‏یابد.16د ـ فرهنگ اسلامی، هر سه اندیشه‏ی یاد شده را انحرافی می‏داند و به ما می‏آموزد که:1 ـ دنیا را نباید طرد کرد. «الدنیا مزرعه‏الاخره».2 ـ دنیاگرا و دنیاپرست هم نباید شد؛ زیرا «حب الدنیا رأس الفتن و اصل المحن».173 ـ دنیا پوچ و بی‏هدف نیست، بلکه آفرینش هدف دارد و باید با خودسازی در مسیر کمال انسانی گام برداشت.در این تفکر، خودکشی بزرگ‏ترین گناه است و عذاب الهی در انتظار کسی است که خود را بکشد.18أفحسبتم انّما خلقناکم عبثا و انّکم الینا لاترجعون.19آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریدیم و به سوی ما باز نمی‏گردید.خداوند آفرینش انسان را هدف‏دار می‏داند.همچنین در آیه‏ی دیگری می‏فرماید:و ما خلقنا السماء والارض و ما بینهما باطلاً.20آفرینش جهان پوچ و بی‏هدف و بی‏اساس نیست.کار من و تو بدین درازیکوتاه کنم که نیست بازی؟21 4 ـ مفاسد دنیاگراییاعظم الخطایا حب الدنیا.22بزرگترین خطاها دوستی دنیاست.
و لو لم یکن فینا الاّ حبنا ما أبعض اللّه و رسوله و تعظیمنا ما صغراللّه و رسوله لکفی به شقاقا للّه و محادّه عن أمراللّه.23و اگر نبود در ما انسان‏ها مگر دوستی دنیایی که خدا و رسول آن را دشمن داشته و بزرگ شمردن آن را که خدا و رسول کوچک شمرده‏اند، همین مقدار برای سرکشی در برابر خدا و مخالفت با فرمان او بس بود.از امام سجاد علیه‏السلام پرسیدند: کدام عمل نزد خداوند بلندمرتبه بهتر است؟فرمود: پس از معرفت خداوند بلندمرتبه و رسول او، هیچ عملی پسندیده‏تر از بغض دنیا نیست و برای آن شعبه‏های بسیاری است. گناهان نیز شعبه‏های بسیاری دارد. نخستین نافرمانی در برابر خدا، «تکبر» شیطان بود. نافرمانی دیگر «حرص» آدم و حوا و پس از آن «حسد» پسر آدم (قابیل) بود.و از این نافرمانی‏ها، دوستی زنان دنیادوستی، حبّ ریاست، راحت‏طلبی، دوستی سخن گفتن، دوستی سروری و ثروت اندوزی منشعب شد. این هفت ویژگی همگی در دوستی دنیا گرد آمده‏اند. از این رو، پیامبران و دانشمندان پس از شناخت این مطلب گفتند: (دوستی دنیا سرّ هر خطا و گناه است).دنیا دو گونه است: دنیای رساننده (بلاغ) و دنیای ملعون.24دنیای بلاغ (رساننده)؛ دنیایی که انسان را به طاعت و قرب خدا می‏رساند، به قدر کفاف ا ست و این دنیا ممدوح و پسندیده است.دنیای ملعون، دنیایی است که بیش از مقدار کفاف و زیادتر از احتیاج و مایه‏ی لعنت و دوری از رحمت خداست.علی علیه‏السلام می‏فرمایند:حب الدنیا یفسد العقل و یصم القلب عن سماع الحکمه و یوجب ألیم العقاب.25
دوستی دنیا، عقل را فاسد و دل را از شنیدن حکمت، ناشنوا می‏کند و عذاب دردناک می‏آورد.دیلمی در ارشاد القلوب از حضرت علی علیه‏السلام روایت می‏کند که رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: در شب معراج خدای تعالی فرمود: ای احمد! اگر بنده‏ای، نماز اهل آسمان و زمین را بخواند، روزه‏ی اهل آسمان و زمین را بگیرد، مانند ملایکه طعام نخورد و جامه‏ی عابدان را بپوشد، آن گاه در قلب او، دزه‏ای از حب دنیا یا ریاست، اشتهار و زینت آن را ببینم، با من در منزلم مجاورت نمی‏کند و محبت خود را از قلب او بیرون می‏رانم و قلبش را تاریک می‏کنم تا مرا فراموش کند و شیرینی محبت خود را به او نمی‏چشانم.26بنابراین محبت دنیا با محبت خدا جمع نشود:هرکه بر دنیا بود اندوه بارخشم کرده بر قضای روزگار27 تمثیل دنیا به دریالقمان حکیم می‏فرماید:بنی انّ الدنیا بحر عمیق قد غرق فیها الاکثرونفرزندم: همانا دنیا دریای عمیقی است که بیشتر مردم در آن غرق شدند.اندکی در لفظ «بحر عمیق» تفکر کن. همین قدر بدان، دریا نهنگ دارد، ماهی دارد، جانورهای عجیبه‏ی آن بسیار، مهالک غریبه‏ی آن بی‏شمار، جزایر هولناکش زهره‏ی شیران را آب و کوه‏های سهمناکش چه بسیار مردمان را نایاب کرده است. اصل و میدان این دریا از ظلمات جهل ریشهمی‏گیرد.
امواج آمال و آرزوهای دنیا بسی کِشته‏های عمر را بر باد داده، جبال هموم و غموش بسا پشته‏ها از کشته‏ها نهاده، مارهای معاصی مهلکه‏ی آن چه بسیار اشخاص را به ستم خود هلاک کرده، نهنگ‏های اوصاف مذمومه‏ی آن دریا چه کسان را فرو برده، آب تلخ و شور محبت آن چه مردمان را کور و چه دیدگان را بی‏نور ساخته است. هرکه در این دریا غرق شد، در گریبان نار جحیم سر برون خواهد آورد و در عذاب، جاودان خواهد ماند.28دنیا گرایی علاقه‏های منفی بسیاری را در انسان پدید می‏آورد که با آن علاقه‏های کاذب نمی‏توان حق و حقیقت را به درستی شناخت.خطرها و پی‏آمدهای دنیاگرایی به اختصار بیان می‏شود. الف ـ فریفته شدن به دنیاامام علی علیه‏السلام می‏فرماید:أیّها النّاس، انّ الدنیا تغر المومل لها و المخلد الیها، ولاتنفس بمن نافس فیها، و تغلب من غلب علیها.30ای مردم! دنیا آرزومند و اعتماد دارنده به خود را می‏فریبد. به کسی که به آن شیفته شده، بخل می‏ورزد و به کسی که بر آن تسلط یابد، (متاع آن را به دست آورد) غلبه خواهد یافت (نابود خواهد کرد).امام علی علیه‏السلام درباره‏ی فریبندگی دنیا می‏فرمایند:
بیرون رفتند از دنیایی که در آن سکونت داشتند و جا گرفتند در گوری که از آن می‏رمیدند. آلوده بودند به دنیایی که از آن دست کشیدند و تباه ساختند آخرتی را که به سوی آن منتقل گشتند. نه از کار زشت می‏توانند برگردند و نه بر کار نیک می‏توانند بیافزایند. به دنیا انس گرفتند، ولی دنیا ایشان را فریب داد. به آن اعتماد کردند، ولی دنیا آنان را به خاک انداخت (تباه شان ساخت).29مولای متقیان می‏فرمایند:فسبحان الله ما اغر سرورها، و اظمأریها، و أضحی فیئها، لاجاءٍ یردّ و لا ماضٍ یرتدّ.30سبحان اللّه! چیست که سرور و خوشی آن فریبنده است و سیرابی‏اش سبب تشنگی و سایه‏اش موجب گرمی است؟ نه آینده رد می‏شود و نه گذشته باز می‏گردد. ب ـ ترس از مرگیکی از مفاسد بزرگ دنیاگرایی و وابستگی به آن، این است که انسان را از مردن هراسان کند. این خوف که از محبت دنیا و علاقه‏ی قلبی به آن پیدا می‏شود، بسیار ناپسند است. این خوف که از محبت دنیا و علاقه‏ی قلبی به آن پیدا می‏شود، بسیار ناپسند است. این خوف با خوف از مرجع که از ویژگی‏های مؤمنان می‏باشد، تفاوت دارد. همین فشار رفع تعلقات و خوف از خود مرگ است.31 د ـ فقر و نیازمندیامام علی علیه‏السلام می‏فرمایند:ایّها الناس متاع الدنیا حطام موبی... حکم علی مکثریها بالفاقه، و أعین من غنی عنها بالرّاحة.32
ای مردم! کالای دنیا گیاه خشک شده‏ی و با آورنده‏ی تباه کننده است... برای کسی که در دنیا با حرص و آز بسیار، دارایی گرد آورد، فقر و بی‏چیزی اخروی مقرر شده است؛ زیرا در دنیا گرفتار بوده و نتوانسته است توشه‏ای بردارد و کسی که (با قناعت) از دنیا بی‏نیاز مانده (جمع آوری نکرده)، به آسودگی (در رستاخیز) یاری شده است.امام علی علیه‏السلام در این جا می‏فرمایند که شما به چشم خود عینک سبز زده‏اید و دنیا را سبز و خرّم می‏بینید. این عینک سبز را بردارید تا ببینید دنیا سبز و خرّم نیست بلکه حطام است (حطام: کاه، پاییز، زرد و خشک) علاقه به دنیا یک عینک سبز است، در حالی که دنیا همواره پاییز است.این حطام هم وبادار است ـ این جا نچرید ـ جای دیگر بچرید؛ زیرا:1 ـ سبز نیست زرد است؛2 ـ مستحکم نیست، محطوم و خرد شده است؛3 ـ وباخیز است.پس دیوانه است کسی که به دنیا دل ببندد؛ زیرا:1 ـ هیچ حیوانی چراگاه وباخیز را نمی‏خواهد. پس اگر کسی به دنیا دل بسپارد، از هر حیوانی پست‏تر است.2 ـ نزدیکی با دنیا مانع درک زشتی آن است، چون شامه‏ی شما بسته است. اگر اندکی از دنیا کناره گیرید، زشتی آن را می‏بینید.3 ـ تا دنیا طلب هستید، ذلیل خواهید بود.33امام صادق علیه‏السلام می‏فرمایند:من أصبح و أمسی و الدنیا أکبر همّه، جعل اللّه الفقر بین عینیه و شتّت أمره و لم ینل من الدنیا إلاّ ما قسم له و من أصبح و أمسی و الاخره أکبر همّه جعل اللّه الغنی فی قلبه و جمع له أمره.34
هرکه صبح و شام کند، در حالی که دنیا بزرگ‏ترین همّ او باشد، خداوند، فقر را بین دیدگانش قرار می‏دهد و کار او را درهم می‏کند. از دنیا برخوردار نمی‏شود مگر آن چه برای او قسمت شده است و کسی که صبح و شام کند، در حالی که آخرت بزرگ‏ترین همّ او باشد، خداوند، بی‏نیازی را در قلب او جای می‏دهد و برای او کار گرد می‏آورد.در توضیح این مطلب باید گفت:1 ـ کسی که قلبش متوجه آخرت باشد، امور دنیا و کارهای صعب آن در نظرش حقیر و سهل می‏شود. وی دنیا را گذرگاه و پرورش‏گاه خود می‏داند و به هیچ یک از سختی‏ها و خوشی‏های آن اعتنا نمی‏کند. نیاز و افتخارش به امور دنیا و مردم آن کم می‏شود و به جایی می‏رسد که بی‏نیاز شود. پس امورش جمع و کارش تنظیم می‏شود و غنای ذاتی و قلبی به دست می‏آورد.2 ـ هرچه به دیده‏ی عظمت و محبت در این عالم بنگری و قلب‏ات به آن علاقه‏مند شود، به میزان دنیا دوستی تو، نیازت افزون گردد و فقر باطنی و ظاهری در تو نمایان می‏شود. امورت درهم آشفته و قلبت متزلزل، غم‏ناک و هراسان می‏شود و کارت به دلخواه انجام نمی‏گیرد. آرزو و حرصت روزافزون، غم و حسرت بر تو چیره و یأس و حیرت در دلت جایگزین می‏گردد.35 ه ـ پستی و خواریامام علی علیه‏السلام می‏فرمایند:افّ لکم لقد سئمت عتابکم أرضیتم بالحیاه الدنیا من الاخره عوضا و بالذل من العز خلفا؟36
اف بر شما ای مردم! (من از شما دلتنگ می‏باشم) از خطاب و توبیخ بر شما خسته شده‏ام (رنجیده گشته‏ام). آیا در عوض زندگانی همیشگی به زندگی ناپایدار دنیا خشنود هستید و به جای عزت تن به ذلت و خواری دادید؟ (به پذیرش ذلت به جای عزت دلخوش کرده‏اید).ایشان می‏فرمایند کسی که به خوشی‏های بی‏اساس دل بندد، باید به ذلت و پستی‏ها تن در دهد. مگر از سرنوشت عبرت‏انگیز اقوام و ملل گذشته اطلاعی ندارید که چند صباحی با نخوت بر زمین گام نهادند و گوهر گران بهای وجود خویش را در بازار فریبای این دنیا از دست دادند و کالایی جز خسارت نیاندوختند.37هنگامی که بیماری عشق به جیفه‏ی دنیا، بینایی و شنوایی را از کار انداخت و دنیاپرستی، قلب را تباه ساخت، نتیجه‏ای جز حقارت و پستی نخواهد داشت. به یک معنا باید گفت در این هنگام، آدمی شخصیت روحی خود را از دست داده است و این نابودی شخصیت، به دلیل در افتادن در چاه تاریک دنیاپرستی است که در آمدن از آن ممکن نیست.در چهی افتادن کان را غَور نیستآن گناه اوست جبر و جور نیستدر چَهی افکنده او خود را که مندر خور قعرش نمی‏یابم رسن حضرت علی علیه‏السلام درباره‏ی دنیاپرستی می‏فرماید:عقل این لاشه‏خواران را شهوت و قلب‏شان را دنیاگرایی تباه ساخته است.38(داستان اسارت مردم اندلس روشن‏ترین شاهد تاریخی در این زمینه است؛ زیرا جان بی‏نور، مغز بی‏عقل، گوش ناشنوا و دیده‏ی نابینا به یقین گرفتار چاه خواهد شد. و ـ آلودگی به گناهانامام علی علیه‏السلام می‏فرمایند:
ای مردم! از خدا بترسید (به دنیا و کالای آن دل مبندید) چه بسا کسی امید دارد به چیزی که به آن نمی‏رسد و ساختمانی را می‏سازد که در آن ساکن نمی‏شود و ثروتی می‏اندوزد که به زودی آن را رها می‏کند و شاید آن را از راه نادرستی گرد آورده و از حق جلوگیری کرده است (یعنی) از راه حرام به آن رسیده و به سبب آن زیر بار گناهان رفته است. پس در قیامت با بارِ گران آن باز می‏گردد و در پیشگاه پروردگارش (هنگام حساب) با حسرت و اندوه می‏آید. چنین کسی چنان که در قرآن کریم آمده است:در دنیا و آخرت زیان‏بار است و زیان او زیانی است که بر همه آشکار می‏باشد.39امام صادق علیه‏السلام نیز می‏فرمایند:دنیا به سان اندامی است که سر آن «کبر»، چشم‏اش «حرص و آز»، گوش‏اش «طمع»، زبانش «ریا و خودنمایی»، دستش «شهوت»، پایش «عجب»، قلبش «عظمت و بی‏خبری»، تمام وجودش «فنا» (بودنش فنا و نیستی) و ثمره‏اش «زوال» است. پس هرکس آن را دوست دارد، «کبر و خودبینی» به او دست می‏دهد. هرکس آن را زیبا پندارد، حریص می‏شود. دنیا طلب را به «طمع» وا می‏دارد و آن کس که دنیا را می‏ستاید، جامه‏ی «ریا» بر تن کند. هرکس که مقصدش دنیا باشد، «خودبین» می‏شود و آن کس که به دنیا دل بندد، «غفلت» نصیبش می‏گردد. آن کس را که از متاع دنیا خوشحال شود، «نابود» می‏کند و آن کس که دنیا را جمع کند و بخل ورزد، به‏قرارگاه اصلی‏اش که همانا «آتش» است، باز می‏گرداند.40دنیا به سان اندامی است که:سرش: کبرچشم‏اش: حرص و آزگوش‏اش: طمعزبانش: ریادستش: شهوتپایش: عجبقلبش: غفلت
وجودش: فناثمره‏اش: زوال می‏باشد.پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرموده است:حبّ الدنیا اصل کل معصیه و اول کلّ ذنب41محبت و عشق به دنیا، ریشه و اصل هر معصیت و ابتدای هر گناهی است.هرکه بر دل حب دنیا نقش کردبر دل خود این بلاها پخش کرد همّ دائم، حرص لازم، آرزوکه نیاید هرگز اندر دست او42 ز ـ اندوه فراوانعلی علیه‏السلام پیشوای متقیان می‏فرمایند:کسی که دوستی دنیا را پیشه‏ی خود سازد، خاطرش را پر از اندوه می‏کند که آن اندوه‏ها، دل او را از اضطراب و نگرانی انباشته می‏سازد. اراده و قصدی او را مشغول و گرفتار می‏سازد و اراده و قصدی او را اندوهگین، و هم چنان پیوسته در کشاکش اندوه و گرفتاری‏ها است تا آن که راه نفس او (گلویش) گرفته شود (بمیرد). پس او را به صحرا اندازند (در گورستان به خاک سپارند) در حالی که دو رگ دل او قطع شده (هلاک گشته) است و برای خدا نابودی او و برای برادران و یارانش افکندن وی (به گورستان) سهل و آسان می‏باشد.43تلخ کامی اندر این دنیای زشتهست شیرین کامیت اندر بهشت ور تو شیرین کام از این دنیا شدیتلخ کام عالم عقبی شدی44 حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید:من کانت الدنیا همّته اشتدّت حسرته عند فراقها.45کسی که تمام همتش دنیا باشد، به هنگام جدایی از آن حسرت و اندوهش بیشتر خواهد بود.امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید:من تعلق قلبه بالدنیا تعلق قلبه ثلاث خصال هم لایفنی و امل لایدرک، و رجاء لاینال.46
کسی که دلش به دنیا تعلق داشته باشد، قلبش به سه چیز تعلق پیدا کند: اندوهی بی‏پایان، آرزویی که به آن نرسد و امیدی که بدان نایل نشود.و باز در همین باره امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید:من کثر اشتباکه بالدنیا کان لحسرته عند فراقها.47کسی که خود را بیشتر در شبکه و دام (تعلق به) دنیا بیاندازد، به هنگام جدایی از آن، حسرت و اندوهش بیشتر خواهد بود. ح ـ هلاکت و نابودیمحبت دنیا منشأ گرفتاری‏ها و ناراستی‏های باطنی و ظاهری آدمی است و او را به هلاکت رهنمون می‏سازد.از رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله روایت شده است که درهم و دینار، پیشینیان شما را کشتند و کشنده‏ی شما هم آن‏ها است.48 ط ـ ترس و هراسامام علی علیه‏السلام فرمودند:و کن ا نس ما تکون بها أحذر ما تکون منها، فانّ صاحبها کلما اطمأنّ فیها الی سرور أشخصته عنه الی محذور، أو الی ایناس أزالته عنه الی ایحاش.49هرگاه انس تو به دنیا بیشتر است از آن هراسان‏تر باش؛ زیرا دنیا دوست به آن دل بست و شاد شد، دنیا او را از آن حال به سختی می‏کشاند و هرگاه به دنیا مطمئن گردید، او را به ترس و هراس گرفتار می‏کند. ی ـ کوردلیحضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید:فارفض الدنیا فان حبّ الدنیا یعمی و یصمّ و یبکم و یذل الرقاب.50پس دنیا را رها کن؛ زیرا دنیادوستی انسان را کور و کر و لال و ذلیل می‏کند.امام علیه‏السلام درباره‏ی تأثیر حب دنیا و این که اگر انسان فریفته‏ی دنیا گردد، از دیدن حقایق چشم خواهد پوشید، می‏فرمایند:و من راقه زبرجها أعقبت ناظریه کمها.51
دنیا، دیدگان کسی را که زینت و آرایش آن (دنیا) او را به شگفتی آورده، کور مادرزاد ساخته است (مانند این که نشانی از بینایی در او نیست). ک ـ سستی ارادهیکی دیگر از مفاسد بزرگ دنیا دوستی آن است که انسان را از عبادت‏ها و مناسک شرعی باز می‏دارد و جنبه‏ی طبیعت را قوت می‏دهد، طبیعت از اطاعت روح خودداری می‏کند و انقیاد آن را نمی‏پذیرد و عزم انسانی را سست و اراده را ضعیف می‏کند.52سرانجام، علی علیه‏السلام در این باره می‏فرماید:حب الدنیا رأس الفتن و اصل المحن.53دوستی دنیا، رأس فتنه‏ها و ریشه‏ی همه‏ی دردها و رنج‏هاست.با توجه به سخنان حضرت علی علیه‏السلام در نهج البلاغه، برخی دیگر از مفاسد دنیاپرستی را بر می‏شماریم:ـ از خود بیگانگیـ غفلت از یاد خداـ خودفروشی و دین فروشیـ آشفتگی و افسردگیـ فساد سیاسی و اجتماعیـ جنگ و خون‏ریزیـ انحطاط فرهنگیـ محرومیت از آزاداندیشیـ جهاد گریزیـ تباهی و خسرانبحث را با سخن پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در این باره پایان می‏دهیم:اکبر الکبائر حب الدنیا.54بزرگ‏ترین گناهان کبیره، دنیادوستی است. 5 ـ تأثیر دنیادوستی بر قلب انساناحذر الدنیا فانها شبکه الشیطان و مفسدة الایمان.55حذر کن از دنیا پس بدرستیکه آن دام شیطان است و جایگاه فساد ایمان. انسان دنیاپرست از فضایل معنوی به دور است:شجاعت، عفت، سخاوت، عدالت که مبدأ تمام فضایل نفسانی است با حب دنیا جمع نمی‏شود. معارف الهی، توحید در اسما و صفات و افعال و ذات و حق‏جویی و حق‏بینی با حب دنیا متضادند.
غنای قلب، بزرگواری، عزت نفس، حریت و آزادمردی از لوازم بی‏اعتنایی به دنیاست، چنانچه فقر، ذلت، طمع، حرص، بندگی و چاپلوسی از لوازم حب دنیاست.عطوفت، رحمت، مواصلت، مودّت و محبت با حب دنیا ناسازگار است.بغض، کینه، جور، قطع رحم و نفاق و دیگر اخلاق فاسد زاییده‏ی این ام‏الامراض (حب دنیا) است.حبّ دنیا مانع از حضور قلب انسان در نماز است. از عواملی که سبب می‏شود انسان در نماز حضور قلب پیدا نکند، حبّ دنیا و تعلق خاطر به امور دنیوی است که سر منشأ گناهان بزرگ و ریشه‏ی بیماری‏های باطنی است که خار طریق اهل سلوک و سرچشمه‏ی مصایب است و تا وقتی که دل پای‏بند دنیا و زیورهای ماده است، اصلاح باطن ناممکن و رستگاری اخروی دست نایافتنی است.بنابراین دل ما چون با حب دنیا آمیخته شده و مقصد و مقصودی جز تعمیر آن ندارد، ناچار این حب دنیا، مانع از فراغت قلب و حضور آن در محضر قدس می‏شود و علاج این مرض مهلک و فساد خانمان سوز با علم و عمل نافع است.56اگر محبت دنیا صورت قلب انسان گردد و انس به آن شدید شود، در وقت مردن که برای او کشف شود که حق تعالی او را از محبوبش جدا می‏کند و ما بین او و مطلوباتش افتراق می‏اندازد، با بغض از دنیا می‏رود.57البته، دنیا زمین و آسمان نیست. این‏ها دنیا نیستند، بلکه آیات الهی‏اند. مقام‏های اعتباری و این که به من احترام می‏گذارند، من این قدر مال دارم، من چهره‏ی مقبول مردم هستم و... این پندارها دنیاست.
وگرنه زمین که دنیا نیست، کسی که به زمین دل می‏بندد و در آن کشاورزی و تولید می‏کند تا نیاز جامعه‏ی اسلامی برآورده شود، این آخرت است، اما این پندار که این از آنِ من است، من از فلانی بهتر هستم و... این وسوسه‏های پلید دنیاست. بنابراین دنیا یک امر عدمی نیست. همین عنوان‏های اعتباری، دام شیطان است و او، هم قوی است و هم غوّی و اهل ضلالت است.بنابراین باید گفت:اعوذ بالله القوی من الشیطان الغویّ.58از فریب شیطان رانده شده به خداوند قدرت‏مند پناه می‏بریم. 6 ـ سیمای دنیاپرستانان الذین لایرجون لقاء نا ورضوا بالحیوة الدنیا.و اطمأنوا بها والذین هم عن آیاتنا غافلون. اولئِکَ مأوبهمُ النّار59کسانی که امید به دیدار ما ندارند و به زندگی دنیا دل خوش کرده و بدان اطمینان یافته‏اند و کسانی که از آیات ما غافلند،... جایگاهشان آتش است.امام علی علیه‏السلام می‏فرماید:اهل الدنیا کرکب یساربهم و هم نیام.60اهل دنیا مانند کاروانی هستند که ایشان را می‏برند در حالی که خوابند (در خواب غفلت هستند).مردمان در خواب و روز عمر رو در کوتهیچون بمیرند از غرور خویش یابند آگهی61 حضرت علی علیه‏السلام اهل دنیا را به چهار گروه تقسیم می‏کند و می‏فرماید:مردم بر چهار صنف هستند:1 ـ کسی است که او را از فتنه و فساد منع نمی‏کند مگر بیچارگی و کندی شمشیر و کمی مال او.
2 ـ کسی است که شمشیر از غلاف کشیده و شر خود را آشکار ساخته است؛ سواره و پیاده‏ی خویش را گرد آورده، برای فتنه و فساد، خویشتن را آماده و دین‏اش را تباه کرده است، برای متاعی که به غنیمت برباید یا برای سوارانی که پیشرو خود قرار دهد، یا برای منبری که بر آن بر آید (از هیچ فسادی کوتاهی نمی‏کنند)3 ـ کسی است که دنیا را به عمل آخرت می‏طلبد و آخرت را به عمل دنیا خواهان نیست. خود را با وقار و طمأنینه نشان می‏دهد. گام خویش را نزدیک به هم گذارده (آهسته، آهسته قدم بر می‏دارد) دامن جامه‏اش را جمع کرده، با شتاب راه می‏رود. خود را برای امین قرار دادن و مورد وثوق گشتن می‏آراید و پرده‏ی خداوند (راه دین و شریعت) را وسیله‏ی معصیت قرار داده است (گرگانی در لباس گوسفند و جو فروشانی هستند گندم نما. اهل دنیایند اما در سیمای اهل آخرت)4 ـ کسی است که بر اثر حقارت و پستی و نداشتن وسیله‏ای که به مقام ریاست برسد، از خواستن آن مقام، خانه‏نشین گردیده است و چون به آرزوهای خود دسترسی ندارد، به همان حالی که مانده، خویش را قانع نشان داده است و به لباس اهل زهد و تقوا زینت می‏دهد. و حال آن که نه در اندرون خود که شب آرام می‏گیرد و نه در بیرون خود که روز به سر می‏برد، اهل تقوا نیست. حقارت نفس او را خانه نشین کرده است و برای این که روی این حقارت نفس، پرده بکشد، به لباس اهل زهد در می‏آید.62حضرت این چهار گروه را اهل دنیا می‏داند؛ زیرا آنان در چنگال مادیات دنیا گرفتار شده‏اند و انسان‏هایی اسیر و برده هستند.
خداوند متعال در قرآن کریم می‏فرماید:الذین یستحبون الحیوه الدنیا علی‏الاخره و یصدون عن سبیل الله و یبغونها عوجا اولئک فی ضلال بعید.63همان کسانی که زندگی این دنیا را بر جهان دیگر ترجیح می‏دهند و از راه خدا جلوگیری می‏کنند و آن را منحرف می‏خواهند، در ضلالتی دورند.پس انسان‏ها باید یکی از این دو راه را برگزینند:1 ـ اختیار آخرت بر دنیا؛ یعنی آخرت را هدف دنیا و دنیا را مقدمه‏ی آن پنداشتن.2 ـ اختیار دنیا بر آخرت؛ یعنی دنیا را هدف دانستن و آخرت را به کلی انکار کردن.حیات انسان با در نظر گرفتن مرگ به دو بخش تقسیم می‏شود:64زندگی موقت پیش از مرگزندگی دایمی پس از مرگآدمی به طور فطری علاقه دارد زندگانی سعادت‏مندانه‏ای داشته باشد. وی تنها با انتخاب آخرت و ترجیح آن بر دنیا خواهد توانست به این مقصود نایل شود.علامه طباطبایی رحمه الله در ترسیم وضعیت مردم دنیازده می‏فرماید:این وضع مردم دنیازده است که همواره آرای متناقض از خود نشان می‏دهند به این معنا که کارهایی می‏کنند که هوا و هوس‏شان، آن را تصدیق و عقل و فطرت‏شان، تکذیب می‏کند. آنان هم چنان به رأی هوا و هوس خود اعتماد دارند و همین اعتماد، آنان را از التفات به آن چه عقل اقتضا می‏کند، باز می‏دارد.65در تفسیر کشف الاسرار سیمای اهل دنیا چنین ترسیم شده است:هرکس روی در دنیا داشت، پشت بر خدای دارد و پشت بر خدای داشتن آن است که پیوسته به اندیشه‏ی دنیا خسبد و بر اندیشه‏ی دنیا خیزد. اوقات وی بدان مشغول بود...
دنیادار به سان مسافری باشد در کشتی نشسته و دنیازادِ اوست. اگر زاد افزون از آن گیرد، کشتی غرق شود و باعث هلاک او گردد.هرکه دنیا را دوست دارد، از خدا خبر ندارد و هرکه چنین است هرگز آرزوی مرگ نکند و زندگی همین داند، که زندگی دنیا است و از حیات طیب که زندگی دوستان است بی‏خبر. و این حیات غافلان است که در تاریکی‏اند.66سرانجام نکبت‏بار دنیاپرستان در کلام حضرت امیر این چنین به تصویر کشیده شده است:والدنیا دار منی لها الفناء و لأهلها منها الجلاء و هی حلوه خضراء و قد عجلت للطالب، و التبست بقلب الناظر67دنیا سرایی است که برای آن فنا و نیستی و برای اهلش، رخت بربستن مقدر گردیده است. دنیا (در نظر اهلش) خوش‏گوار و سبز و خرّم است و (سبب گول زدن وغافل نمودن آن این که) شتابان به سراغ خواهان و طالبش می‏آید و محبت و علاقه‏ی خود را به قلب نظر کننده وارد می‏کند.همچنین حضرت درباره‏ی فرجام ذلت‏بار دنیاداران می‏فرماید:فغیر موصوف ما نزل بهم: إجتمعت علیهم سکرة الموت و حسره الفوت ففترت لها أطرافهم و تغیرت لها ألوانهم ثمّ ازداد الموت فیهم ولوجا فحیل بین أحدهم و بین منطقه68پس سختی‏هایی که به ایشان رو آورد به وصف در نمی‏آید. سختی جان دادن و غم و اندوه آن چه از دست رفته، عنان را فرا گفت و دست و پایشان سست شد و رنگ‏هایشان تغییر کرد. پس از آن آثار مرگ در آنها زیاد شد تا این که میان هریک با گفتارش حایل گردید.
زیبایی و زینت‏های دنیا، دنیاپرستان را به خود مشغول داشته است و اینان جان خویش را در راه به دست آوردن اموال و اعتبار مادی، تقدیم دنیا می‏کنند (خویشتن را به بهایی اندک می‏فروشند)؛ چه رقابت‏های کشنده و چه حسادت‏هایی که بر سر لاشه‏ی دنیا به راه انداختند و با خوردنش رسوا گشتند.حال که پرده برداشته شده، می‏بیند که دیر شده است و این بیداری، نه تنها سودی برای او نخواهد داشت، بلکه آغاز کیفرهایی است که برای او مقرر شده است و او باید طعم آن‏ها را بچشد.به راستی کیفری است بسیار تلخ که آدمی هنگامی که بیدار شود، بفهمد با عظمت‏ترین و پرارزش‏ترین سرمایه‏ی خود را که شخصیت اوست، قربانی امیال دنیوی کرده است. علاقه‏ی بیش از مقدار ضروری به امیال مادی، نشانه‏ی پست‏تر بودن از حیوانات است. هیچ حیوانی بیش از حدّ ضروری به خوردنی و آشامیدنی و مسکن علاقه ندارد؛ زیرا در این صورت مزاحم زندگی دیگر حیوانات می‏شود.69رایت الدهر مختلفا یدورفلا حزن یدوم و لا سرور و قد نبت الملوک به قصورافما بقی الملوک و القصور70روزگار به صورت‏های گوناگون در گردش است، نه حزنش دوام دارد و نه سرور و شادمانیش. چه بسا پادشاهان در آن قصرهایی بنا کردند که نه پادشاهان باقی ماندند و نه قصرهایشان.ویژگی‏های دنیاپرستان در حدیث معراجو ان اهل الدنیا لا یشرکون عند الرخاء و لا یصبرون عندالبلاء ان عیب اهل الدنیا کثیر، فیهم الجهل و الحمق، لا یتواضعون لمن یتعلمون منه و هم عند انفسهم عقلاً و عند العارفین حمقاء...71
به درستی که اهل دنیا هنگام خوشی و گشایش، شکر پروردگار را به جا نمی‏آورند و هنگام بلا و آزمایش الهی، صبر و تحمل نمی‏کنند. همانا عیب اهل دنیا زیاد است؛ آنان جاهل و احمق هستند، نسبت به کسی که علمی به آنان یاد داده است، تواضع و فروتنی ندارند، آنان خودشان را عاقل می‏دانند در حالی که نزد مردم آگاه، احمق و نادان هستند. خلاصه و جمع‏بندی«دنیاپرستی و دنیاگرایی»1 ـ از مصادیق حب دنیا عشق به دنیاست که چشم را نابینا و دل را بیمار می‏گرداند.حب دنیا یعنی دل خوشی و رضایت و قناعت به علایق دنیوی2 ـ دنیا در دیدگاه مکتب‏های گوناگون مفاهیم متفاوتی دارد:الف ـ گروهی با طرد کردن دنیا، به ریاضت روی می‏آورند.ب ـ گروهی با برگزیدن دنیادوستی، در مظاهر و لذایذ زندگی غرق می‏شوند.ج ـ عده‏ای به پوچی دنیا اعتقاد دارند و برای زندگی هدفی قایل نیستند.د ـ اسلام هر سه اندیشه را انحرافی می‏داند؛ زیرا:الف ـ دنیا را نباید طرد کرد (الدنیا مزرعة الاخره).ب ـ دنیاگرا و دنیاپرست هم نباید شد چون: حب الدنیا راس کل خطیئه.ج ـ خلقت جهان هستی، پوچ و بی‏هدف نیست و آفرینش هدف دارد: «افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینالا ترجعون؛ آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریدیم و به سوی ما باز نمی‏گردید.کار من و تو بدین درازیکوتاه کنم که نیست بازی؟3 ـ خطرات و مفاسد دنیاگرایی و دنیاپرستی
فریبندگی دنیا (فریفته شدن به دنیا)، ترس از مرگ، از دست دادن آخرت (خود را می‏فروشند و عظمت‏های ابدی را از دست می‏دهند تا چند صباحی زنده باشند)، فقر و نیازمندی، پستی و خواری، آلودگی به گناهان، هلاکت و نابودی، درازی آرزو، کوردلی، اندوه فراوان، ترس و هراس، از خودبیگانگی، سستی اراده، غفلت از یاد خدا، خودفروشی و دین‏فروشی، آشفتگی و افسردگی، فساد سیاسی و اجتماعی، جنگ و خون‏ریزی، انحطاط فرهنگی، اسارت و بردگی، جهادگریزی، محرومیت از آزاداندیشی، تباهی و خسران.4 ـ تأثیر حب دنیا بر قلب انسانـ صفات خوب و فضیلت‏های انسانی را از بین می‏برد.ـ به جای صفات خوب، بغض، کینه، نفاق و دیگر اخلاق فاسد را در انسان پدید می‏آورد.ـ انسان را از حضور قلب در نماز باز می‏دارد.5 ـ سیمای دنیاپرستان:الف ـ دنیاگرایی و شهوت، و قلب‏شان را تباه کرده و به اسارت دنیا درآورده است.ب ـ هنگام خوشی و گشایش، شکر پروردگار را به جا نمی‏آورند و هنگام بلا و آزمایش، صبر و تحمل نمی‏کنند. _________________________________________________________________________________________________پی نوشت :1ـ رعد، 2.2ـ أقبلوا على جیفه قد افتضحوا بأکلها، و اصطلحوا على حبها، و من عشق شیئا اعشى بصره و امرض قلبه، فهو ینظر بعین غیر صحیحه و یسمع باذن غیر سمیعه قد خرقت الشهوات عقلها و اماتت الدنیا قلبه، و ولهت علیها نفسه.3ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى 108، فراز 13.4ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى 108، فراز 14.5ـ بقره، 18.
6ـ ترجمه و شرح نهج‏البلاغه، ج 20، صص 3 ـ 31 تلخیص.7ـ منهاج البراعه، ج 21، ص 451. 8ـ تفسیر المیزان، ج 3، صص 180 ـ 181 تلخیص.9ـ بیست گفتار شهید مطهرى، صص 160 ـ 170.10ـ اربعین حدیث، ص 119. 11ـ توبه، 38.12ـ اربعین حدیث، ص 120. 13ـ تفسیر المیزان، ج 13، صص 519، 540 تلخیص.14ـ منهاج البراعه، ج 21، ص 442. 15ـ غررالحکم، ج 5، ص 257.16ـ به نقل از رسانه‏هاى گروهى، از هر صد هزار نفر در آلمان، 24 نفر، در انگلستان، 11 نفر و در بلژیک، 14 نفر خودکشى مى‏کنند (به نقل از کیهان، ش 6595 و جمهورى اسلامى، ش 1618).17ـ سخن حضرت على علیه‏السلام در غرر الحکم، به نقل از میزان الحکمه، ج 3، ص 294.18ـ ابزار و اطلاعات مقدماتى تحقیق در نهج البلاغه، صص 123 ـ 124 تلخیص.19ـ مؤمنون، 115.20ـ ص، 27.21ـ ترجمه و شرح نهج‏البلاغه، ج 10، شعر یاد شده از این کتاب نقل شده است. 22ـ غرر الحکم، ج 2، ص 398.23ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى 159، فراز 21.24ـ میزان الحکمة، ج 3، ص 295، به نقل از اصول کافى، ج 2، ص 130.25ـ میزان الحکمة، به نقل از غررالحکم.26ـ آداب الصلوة، صص 49 ـ 50.27ـ منهاج البراعه، ج 21، ص 298. 28ـ عرفان اسلامى، ج 6، صص 325 ـ 326. 29ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى 177، فراز 4.303ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى 230، فراز 5.31ـ همان، خطبه‏ى 113، فراز 14. 31ـ اربعین حدیث، صص 123 ـ 124. 32ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 359، فراز 2.33ـ عرفان و حماسه، صص 239 ـ 244 تلخیص.
34ـ به نقل از اربعین حدیث، صص 126 ـ 127.35ـ اربعین حدیث، صص 126 ـ 127 تلخیص. 36ـ خطبه‏ى 34، فراز 1.حضرت این خطبه را پس از پایان غایله‏ى خوارج و براى بسیج کردن مردم جهت نبرد با اهل شام بیان فرموده است. ایشان پس از آن که مردم ناسپاس عراق، او را اجابت نکردند، به تندى این سخنان را بیان کرد.37ـ ترجمه و شرح نهج‏البلاغه، ج 9، صص 7 ـ 8.38ـ ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج 20، صص 3 ـ 31 تلخیص. 39ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 336.معاشر الناس، اتّقوا الله فکم من مؤمل ما لا یبلغه و بان ما لایسکنه و جامع ما سوف یترکه و لعله من باطل جمعه و من حق منعه: اصابه حراما و احتمل به اثاما. فباء بورزه و قدم على ربه اسفالاهفا، قد خسرالدنیا و الاخره ذلک هوالخسران المبین.40ـ آداب الصلوة، صص 49 ـ 50.41ـ میزان الحکمه، ج 3، به نقل از: تنبیه الخواطر، ص 362.42ـ منهاج البراعه، ج 21، ص 298. 43ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، کلام 359، فراز 4.و من استشعر الشعف بها ملات ضمیره أشجانا، لهن رقص على سویداء قلبه، هم یشغله و هم یحزنه، کذلک حتى یؤخذ بکظمه فیلقى بالغضاء، منقطعا أبهراه هینا على اللّه فناوه و على الاخوان القاؤه.44ـ منهاج البراعه، ج 21، ص 318.45ـ بحارالانوار، ج 71، ص 181.46ـ میزان الحکمة، ج 3، ص 297، به نقل از بحارالانوار، ج 73، ص 24.47ـ به نقل از: اربعین حدیث، صص 126 ـ 127. 48ـ اربعین حدیث، صص 121 ـ 122. 49ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه‏ى 68، فراز 2. 50ـ بحارالانوار، ج 73، ص 75.
51ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 359، فراز 3. 52ـ اربعین حدیث، صص 123 ـ 124.53ـ میزان الحکمه، ج 3، ص 294، به نقل از: غررالحکم.54ـ میزان الحکمه، ج 3، ص 294. 55ـ غررالحکم، ج 2، ص 279.56ـ آداب الصلوة، ص 48.57ـ اربعین حدیث، صص 121 ـ 122.58ـ عرفان و حماسه، صص 239 ـ 244 تلخیص. 59ـ یونس، 7.60ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 61.61ـ تنبیه الغافلین و تذکرة العارفین، ج 3، ص 314.62ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى 32، فراز 3 تا 10؛ سیرى در نهج البلاغه، ص 282.63ـ ابراهیم، 3.64ـ تفسیر المیزان، ج 12، صص 18 ـ 19.65ـ تفسیر المیزان، ج 13، صص 519 ـ 540 تلخیص.66ـ خلاصه تفسیر کشف الاسرار، ج 2، ص 448.67ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى 45، فراز 2.68ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏ى 108، فراز 15.69ـ شرح و ترجمه نهج‏البلاغه، صص 3 ـ 32.70ـ منهاج البراعه، ج 4، ص 5. در این شعر اشاره به گذرا بودن حال حاضر مى‏کند از دیوان منسوب به ایشان.71ـ میزان الحکمة، ج 3، ص 317، به نقل از بحارالانوار، ج 77، ص 24. منبع : کتاب "سرای گذر (دنیا در منظر امام علی ( علیه السلام))"ادامه دارد ...
امام علی علیه السلام
09:42 - 2 آذر 1390

0 بازدید