نقد واسازانه سياست جغرافيايي و بازخواني ژئوپليتيك جمهوري اسلامي ايران (قسمت دوم)

خبرگزاري فارس: در اين نوشتار مؤلف با طرح يك بحث نظري مبسوط در خصوص ژئوپليتيك به تبيين جايگاه ،اهميت و ظرايف تئوريك آن پرداخته برضرورت بررسي ژئوپليتيك ايران روش مناسب براي اين كار به منظور ارزيابي ظرفيت امنيتي جمهوري اسلامي ايران ، تأكيد مي ورزد.
ج ـ بازشناسي ژئوپليتيك ايران : عوامل متغير 1ـ جمعيت : فرصتها و تهديدات «انسان » پراهميت ترين عامل ژئوپليتيك به شمار مي آيد. (45) هر چند نبايد از كميت جمعيت غفلت نمود ليكن به ويژه در شرايط كنوني تأكيد عمده بر نيروي انساني ماهر،آموزش ديده و كيفي است . چنين پتانسيلي مي تواند از عوامل توسعه يك جامعه به شمارآيد. به طور خلاصه در زمينه عامل جمعيت ملاحظات مختلفي مطرح مي باشد. از آن جمله : تراكم ، نحوه توزيع ، تعداد، مصرفي يا مولد بودن ، ميانگين سني و سرانجام ميزان انسجام فرهنگي آن . ايران با جمعيتي حدود 000/000/65 نفر از جمله پرجمعيت ترين كشورهاي دنيابوده و رتبه 21 را در اين خصوص به خود اختصاص داده كه پيش بيني مي گردد در 30سال آينده به مرتبه 10 ارتقاء يابد. آمارها بيانگر جوان بودن جامعه ايراني هستند. تعدادجمعيت زير 25 سال از 9/10 ميليون نفر در سال 1335 به 6/35 ميليون نفر در سال 1370 بالغ گرديده و سهم آنها در تركيب ملي جمعيت از 6/57% به 7/63% رسيده است . نتايج سرشماري سال 1375 مبين اين مسأله بود كه جمعيت انبوه صفر تا 4 ساله ،به گروه سني 10 تا 14 ساله انتقال يافته ، از اين روي انتظار مي رود در سال 1385جمعيت گروه سني 20ـ25 ساله به شدت افزايش يابد. حساسيت اين ارقام زماني ملموس تر مي گردد كه بدانيم مطابق يافته هاي اكولوژي اجتماعي در خشونتهاي شهري ،بالاتري ن ميزان ناآرامي و نابهنجاري در گروه سني 21ـ17 سال ديده مي شود.(46)
بيكاري از جمله آسيبهايي است كه پتانسيل تبديل شدن به بحران (طغيان ، آشوب ،حمايت از شورشها و…) را دارا مي باشد. محاسبات نشان مي دهد سطح بيكاري گروه سني 24ـ20 در سال 1365، 36/23% بود كه در سال 1375 به 9/24% رسيده است .همچنين پايين بودن ميزان فعاليت عمومي در جامعه را بايد به مثابه هشداري در نظرگرفت كه رقم مذكور از 32% در سال 1335 به 9/25% در سال 1365 كاهش ولي مجدداًدر سال 1375 به 7/26% بالغ گرديد. ليكن همچنان نسبت به سال 1335 افت محسوسي را نشان مي دهد. بالا بودن نرخ رشد جمعيت ، جوان بودن ، مشاركت ناچيززنان در بازار كار و از دلايل عمده مسايل مذكور شناخته مي شود. (47) علاوه بر مباحثي كه بيان گرديد در مناطق روستايي و شهرهاي كوچك به علت روابط نزديك ، نوعي كنترل مستقيم بر افراد اعمال مي گردد، ولي در شهرها به علت فراواني نفوس و ناآشنايي افراد،نظارت مؤثر پيشين اعمال نگرديده و تنها نظارتي غيرمستقيم و كلي برقرار مي گردد. درمحيطهاي شهري به دليل اختلافات طبقاتي ، گروههاي مختلف شغلي ، تعارضات گروههاي سني ، نژادي ، زباني و منافع متفاوتي ايجاد مي گردد كه بديهي است اين مسأله با ستيزشهايي پيرامون هنجارهاي اجتماعي همراه بوده و منجر به روندفرسايشي / كاهشي مشروعيت نظام سياسي گرديده و در مجموع «ناامني و بي ثباتي » راپديد خواهد آورد.
همان گونه كه بيان شد، در كنار كميت ، كيفيت نيروهاي انساني هر جامعه اي نيز حايزاهميت و توجه مي باشد. در شرايطي كه به طور متوسط هر فرد شاغلي ناگزير بايدهزينه هاي 5/3 نفر را عهده دار باشد، مي توان نتيجه گرفت كه اغلب خانوارهاي ايراني ،به دليل بارسنگين هزينه هاي مصرفي ناشي از گستردگي ابعاد خانواده ، اشتغال ناكافي ويا بيكاري سرپرست خانواده ، در تأمين حداقل سطح معيشت خود با دشواريهاي فراواني مواجه اند.(48) ديگر خصيصه بافت جمعيتي جامعه ما، روند رو به تزايد شهرنشيني مي باشد.برآورد مي شود نسبت جمعيت شهري از 3/52% در سال 1365 به 72% در سال 1390و 74% در سال 1400 افزايش يابد. (49) چنان چه روند مذكور ادامه يافته و برآوردهاي فوق تحقق يابد، ملاحظاتي نظير تأمين منابع آبي ، خدمات رساني و تأمين شرايط رفاهي ،رفع نيازهاي اساسي ، بحرانهاي ناشي از حاشيه نشيني ، مسأله اشتغال و قابل طرح مي باشند. همچنين ، حركت به سوي شهرهاي بزرگ و متمركز شدن جمعيت در آنها،پديده محسوسي است . آمارها نشان مي دهند، تعداد شهرهاي با بيش از 250 هزار نفر از16 شهر در سال 1365 به 23 شهر در سال 1375 افزايش يافته است . همچنين شهرهاي با جمعيت بين 100 هزار تا 250 هزار نفر از 25 شهر در سال 1365 به 36 شهر در سال 1375 رسيده اند.(50)
اساساً ايران به لحاظ قوميتها كشوري متكثر مي باشد. ليكن بايد توجه نمود، اكثريت ايرانيان را (51 درصد) فارسها تشكيل مي دهند. از طرف ديگر با توجه به تعداد مذاهب در كشور، بيش از 7/59 ميليون نفر از جمعيت 60 ميليوني ، مسلمان و عمدتاً شيعه مذهب مي باشند. بيش از 50% مردم با زبان فارسي كه زبان رسمي نيز مي باشد، تكلم مي نمايند. با رويكردي تحليلي در مي يابيم كه «مسأله قوميتها» مي تواند يك گرفتاري جمعيتي براي كشور ما به شمار آيد. با نگرش خوش بينانه ، مي توان به نيروي انساني كشور به عنوان «فرصت » نگريست .اساساً يكي از عوامل رشد و توسعه هر جامعه اي نيروي كار جوان مي باشد، كه در يك گستردگي فراوان ، سيستم ما از اين استعداد برخوردار است . پايين بودن ميانگين سني جمعيت در صورت فراهم نمودن شرايط و بستر مناسب ، محرك اساسي توسعه و توليدمي باشد. 2ـ منابع : فرصتها و تهديدات سرنوشت كشورها تا حد بسياري به منابع طبيعي و مواد خام وابسته است وپيوستگي نزديكي با قدرت ملي و به ويژه توانمنديهاي نظامي دارد. امنيت منابع دو جنبه مختلف را در بر مي گيرد: 1) امنيت منابع تجديد شونده مانند آب 2) امنيت منابع تجديدناپذير نظير دسترسي به سوختهاي فسيلي . گر چه توسل به «منابع سبك » مانند انرژي خورشيدي ، باد و حرارت زمين در حكم جايگزينهايي در مقابل منابع تجديد ناپذير، در حال گسترش است ، ولي استفاده از اين منابع غيرمتعارف (به دليل موانع فني ، سياسي محيطي ) هنوز آن چنان گسترش نيافته كه بتواند اثر مهمي بر امنيت ملي بگذارد.(51)
يكي از پايه هاي ثابت توسعه ، انرژي مي باشد؛ قبل از بحران انرژي دهه 1970 رابطه عددي بين سطح رشد، ميزان مصرف انرژي و ميزان مصرف نفت به ترتيب چنين بوده است : 6ـ5ـ7، يعني به ازاي 6% رشد ساليانه اقتصاد شاهد 5% رشد مصرف انرژي و 7%رشد مصرف ساليانه نفت بوده ايم . ضرايب فوق براي دهه 1990 تا آخر قرن ، براي 3%رشد اقتصادي ، 2% رشد مصرف انرژي و 2% نيز افزايش مصرف نفت پيش بيني مي گرديد. (52) بدين روي دسترسي آسان و ارزان به منابع انرژي ، پتانسيل پيشرفت اقتصادي و اجتماعي را فراهم مي كند. در واقع با بهره گيري از منابع مزبور، دولتها شرايط زندگي بهتر، رفاه و آسايش تابعين خود را مهيا كرده ، بنابراين «ضريب ثبات » و مقبوليت خود را افزايش مي دهند. از بين منابع موجود، در شرايط فعلي اقتصاد جهاني ، «نفت » جايگاه و اهميتي جهاني و «آب » از حساسيتي منطقه اي (بنابه پر آب يا كم آب بودن منطقه ) برخوردار است .عواملي مانند ارزاني ، فراواني ، دسترسي آسان ، گران بودن جايگزينها، نياز مبرم اكثركارخانجات و صنايع به دليل مصرف ديرينه و انطباق با آن ، دليل توجه و وابستگي اقتصاد جهاني به نفت مي باشد.
«آب » به تدريج در حال تبديل شدن به كالايي استراتژيك است . اين روند در مناطق كم آب ، از شدت و حدّت فراوانتري برخوردار مي باشد. آب را نفت قرن بيست و يكم لقب داده اند. عمده جنگهاي قرن بيستم بر سرتصاحب منابع نفتي رخ داد. بحران كويت در سال 1991 با تجويز سازمان ملل ، نمونه اي از اقدامات جمعي براي تضمين دسترسي آسان و بي خطر به منابع كمياب نفت بود. (53) برخي تحليلگران براين باورند كه درسالهاي آتي ، كشورها (به ويژه در مناطق كم آب ) بر سر دستيابي و كنترل منابع آبي بهتر وبيشتر با يكديگر برخوردهاي نظامي خواهند داشت . (54) از جمله اين سرزمينها، دولتهاي شبه جزيره عربستان مي باشند كه پيش بيني مي شود در سالهاي 2005ـ2000 با كمبودآبي به طور روزانه حدود 9/5 ـ 8/4 ميليارد متر مكعب مواجه شوند.(55) در حال حاضر تخمين زده مي شود كه 40% از تقاضاي جهاني براي انرژي را نفت برطرف مي سازد. پيش بيني مي گردد از سال 2010 تا 2005 سالانه حدود 9/1 ميليون بشكه ، تقاضاي جهاني نفت افزايش يابد.(56) در جهاني كه اقتصاد تعيين كننده ترين مؤلفه شعاع نفوذ دولتهاست ، نبايد غافل بود كه همين اقتصاد همچنان وابسته به مواد خامي است كه اغلب مخازن آن در كشورهاي جهان سوم واقع گرديده است . خاورميانه به واسطه دارا بودن عظيم ترين ذخاير نفتي درجهان به منزلة مركز ثقل اين مجموعه مطرح مي باشد. البته تمركز اغلب انرژي مذكور درخليج فارس و استقرار ايران در اين منطقه ، جايگاه ممتازي براي كشورمان ايجاد كرده است .
همان گونه كه مي دانيم ، مهمترين ماده خام كشور نفت است كه حدود 96% توليدناخالص داخلي ما از طريق صدور موادخام (عمدتاً نفت ) حاصل مي شود. (57) ايران 4/14% ذخاير نفت منطقه و 14% مجموع ذخاير گاز جهان و به طوركلي 13% كل منابع دنيا را در اختيار دارد. بين سالهاي 98ـ1995 ميزان متوسط توليد نفت خام كشور سه ميليون و 600 هزار بشكه در روز بوده است . (58) كه از محل فروش آن ارز قابل ملاحظه اي عايد دولت گرديد. بين سالهاي 57ـ1348 حدود 109 ميليارد دلار، طي سالهاي 67ـ1358 تقريباً 142 ميليارد دلار و بين سالهاي 77ـ1368 نزديك به 152ميليارد دلار از صادرات نفت و گاز نصيب كشور گرديده است .(59)
بنابراين نفت و صنايع جانبي آن ، منبع درآمد، رفاه ، اشتغال ، امنيت و ثبات كشور به شمار مي رود. با درآمدهاي حاصل شده از فروش نفت مي توانيم با خريد تجهيزات نظامي پيشرفته تا حدي تواناييهاي دفاعي خود را بالا برده و قدرت چانه زني خود راافزايش دهيم . با توجه به چنين جايگاهي است كه برخي صاحبنظران معتقدند : نفت شاهرگ حياتي اقتصاد و امنيت ايران است . (60) در همين زمينه نبايد فراموش كرد كه آب و منابع آن به ويژه در منطقه خاورميانه اهميت روزافزون كسب مي نمايد. خشكي آب وهوا، بهره برداري مفرط از منابع آبي ، مصرف بيش از حد ناشي از افزايش جمعيت ،محور بودن كشاورزي در اقتصاد اكثر كشورها، به كارگيري شيوه سنتي در آبياري و هدررفتن بخش قابل توجهي از منابع ، مهمترين عوامل كمبود آب در منطقه به شمار مي رود.از طرفي به دليل اجراي برنامه هاي توسعه اقتصادي ـ اجتماعي ، نياز به آب به شدت روبه فزوني است . در مجموع آمار مربوط به وضعيت آبي كشور نگران كننده و هشداردهنده از بروز بحرانهايي در آينده نزديك مي باشد كه بايد براي آنها فكر اساسي نمود. (61) اين وضعيت در بخش آب آشاميدني (62) و كشاورزي نگران كننده تر مي باشد وحكايت از ابعاد وسيع بحران آب دارد. كمبود آبي معادل 2 ميليارد و 400 ميليون مترمكعب (63) كه بعضاً بيشتر هم برآورد شده (64)، از جمله ارقامي است كه مي تواند تبعات منفي زيادي را به دنبال داشته باشد.(65) 3ـ نهادهاي سياسي و اجتماعي : فرصتها و تهديدات
مؤلفه هاي بنيادي سياست جغرافيايي كه مورد تدقيق و بررسي قرار گرفت ، زمينه سازبرقراري زيرساختهاي اجتماعي ، نهادهاي سياسي و نيز اتخاذ خط مشيهاي اساسي مي گردد. سياست همواره در صدد است ضمن حفظ استقلال عوامل مذكور، آنها راموجه جلوه داده و يا تغيير شكل دهد. از سوي ديگر امكان دارد با انتخاب عاملي وايجاد بستري مناسب ، شعاع نفوذ و تحرك آنها را توسعه دهد. نمونه بارز آثار تحولات دروني ساختار سياسي - اجتماعي بر موقعيت دولتها، وقوع انقلاب اسلامي در كشورمان است . تا پيش از انقلاب ، ايران به مثابه جزيره ثبات ، يكي ازمتحدان استراتژيك غرب و از پايه هاي نظام دو ستوني به شمار مي رفت و تأمين كننده انرژي غرب و از بازيگران پراهميت در اجراي راهبردهاي منطقه اي غرب و آمريكامحسوب مي شد.
پس از پيروزي انقلاب ، ساختار و معادلات امنيتي - ژئوپليتيكي منطقه فرو ريخت .روسها كه تا پيش از اين ، حكومت تهران را به چشم يكي از زنجيره هاي حلقه دربرگيري امنيتي غرب مي نگريستند، انقلاب اسلامي را اقدامي ضد امپرياليستي تلقي و به ايران نزديك شدند. از طرفي آمريكا با چرخشي كامل در سياست خارجي و منطقه اي خود،اقدامات متعددي به منظور مهار انقلاب و تضعيف نظام انجام داد. با تصميم رهبران جمهوري اسلامي مبتني بر قطع صدور نفت ، بحران انرژي ، اقتصاد جهاني را متأثرساخت . مسأله صدور انقلاب ، رژيمهاي محافظه كار عرب منطقه را به مبارزه خواند؛اسلام دوباره به نيرويي «تحول ساز» بدل گرديد و مجموع گزاره هاي فوق بازخواني شرايط ژئوپليتيكي كشور را در پي آورد. اين تحولات با انتخاب آقاي خاتمي به رياست جمهوري و اجراي سياست تنش زدايي از سوي ايران ، ابعاد تازه اي مي يابد كه آثار امنيتي آن آشكار مي باشد.(66) 4ـ ويژگي‌هاي نظام بين الملل : فرصتها و تهديدات تنها عامل خارج از مرزهاي خودي كه در ژئوپليتيك كشور اثرگذار مي باشد، نظام بين الملل است . از مهمترين وقايعي كه متغيّرهاي ژئوپليتيكي را در تمامي سطوح فروملي و فراملي تحت تأثير قرار داده ، تجزيه اتحاد جماهير شوروي بود.(67)
به واسطه چنين تحولي است كه ديگر، مسأله تهديدهاي نظامي داراي اولويت سابق نبوده و توجه جهاني به مسايلي نظير محيط زيست ، منابع انرژي ، كميت و كيفيت آبها،ميزان دسترسي به تكنولوژيهاي مدرن و پيشرفته و معطوف شده است . بنابراين نظام بين المللي ، مفهوم ژئوپليتيك را تحت شعاع خود قرار داده است . براي نمونه امروزه شاهد افزايش قدرت سياسي و اثرگذاري قطبهايي اقتصادي همچون آلمان و ژاپن هستيم . روند همگرايي منطقه اي به ويژه در سويه هاي اقتصادي - مالي افزايش يافته ونيروهايي كه چندان داراي نفوذ نبوده اند، به سوي ايفاي نقشي مستقل تر و پراهميت تر ازگذشته جهت گيري نموده اند. در اين باره برخي تحليلگران اذعان دارند كه به دليل هزينه هاي بالاي جنگ قدرتهاي بزرگ ، با توجه به تحول هنجارهاي بين المللي و تمركزي كه بر نافذ بودن مي شود، كشمكشهاي خشونت بار بر منابع اقتصادي متمركز خواهد شد.براي مثال ادوارد لوت واك 1 بر اين باور است كه ژئوپليتيك به ژئواكونوميك شكل داده است . او مي گويد واقعيت آن است كه «منطق كشمكش »2 همچنان انگيزه هايي براي منازعات جهاني بر سر كسب قدرت ايجاد مي كند. با اين وجود ابزارهاي مؤثر براي منازعه مذكور را بايد در عرصه اقتصاد جستجو نمود.(68) از متن تحولات فوق در سالهاي اخير برخي فرصتها و تهديدات ايجاد شده است . الف ـ فرصت‌ها 1ـ قرار گرفتن بين دو قطب انرژي جهاني (خليج فارس و درياي خزر) موقعيت ژئوپليتيكي بي نظيري را براي كشورمان فراهم نموده است .
2ـ در صورت انتخاب مسير با ثبات و پرصرفه جمهوري اسلامي به منظور عبورخطوط انتقال انرژي مناطق شمالي ، ايران تبديل به «گلوگاه انرژي » جهاني گشته وامنيت ملي كشور نيز تضمين خواهد شد. 3ـ به واسطه پيدايش و استقلال دولي جديد زير عنوان همسايگان شمالي ، دريچه ،بازار و چشم اندازهاي تازه اي فراسوي فرصتهاي رشد و توسعه اقتصادي موجود،برروي كشور گشوده شد. 4ـ تاحد قابل ملاحظه اي نبض اقتصاد و مآلاً امنيت واحدهاي مذكور در اختيار ماقرار گرفته كه شرايط مناسبي را براي امتيازگيري فراهم مي آورد. ب ـ تهديدات 1ـ امنيت ملي كشور، به واسطه بي ثباتي و جنگهاي همسايگان شمالي تهديدمي شود. 2ـ وجود منابع عظيم نفت و گاز، بروز بحرانها و جنگها، زمينه ساز حضور و نفوذقدرتهاي بزرگ منطقه اي و فرامنطقه اي نظير اسراييل و ناتو در مرزهاي شمالي كشورشده است . 3ـ با اضمحلال شوروي ، خلاء قدرتي در منطقه ايجاد گرديد كه قدرتهاي منطقه اي وبرون منطقه اي هر كدام به نوعي در صدد پر كردن بخشي از خلاء مذكور مي باشند، اين روند به هر حال باعث تحديد دامنه نفوذ جمهوري اسلامي ايران مي گردد. 4ـ در گذشته پيرامون چگونگي استفاده از منابع درياي خزر تنها با منافع روسيه تعامل داشتيم ، ليكن امروزه به دليل اختلاف با منافع متضاد چندين كشور، تعيين رژيم حقوقي درياي خزر با پيچيدگيهاي فراواني مواجه شده است .
5ـ جنگ دوم خليج فارس كه خلاء حضور وزنه تعادل اتحاد جماهير شوروي كاملاً درآن ملموس بود، موجب حضور پر نفوذ، مداوم ، تهديدكننده نيروهاي آمريكايي درمرزهاي جنوبي ايران گرديد. نتيجه گيري همان گونه كه گذشت پرسش اساسي اين مقاله اين بود كه اوضاع ژئوپليتيك ايران چه فرصتها و تهديداتي را فراروي جمهوري اسلامي قرار مي دهد و در نهايت اين كه تداوم فرآيندهاي نوپيداي جهاني از قبيل جهاني شدن و دگرشدگي مفاهيم نافذ در ژئوپليتيك چه تأثيري در بهبود يا بحراني شدن امنيت ايران ايفاء مي نمايند؟ براي پاسخ به مجموعه پرسشهاي فوق ، ابتدا فرايند تكوين ، تدوام و وضع مستقر ايران از منظر ژئوپليتيك كلاسيك و مدرن بررسي گرديد و در ادامه ، فرصتها و تهديدات متصور در چنان بستري مورد تفسير و تبيين قرار گرفت . مجموعه تحليل و بررسيهاي فوق بدين نتيجه منتهي مي شود كه :
1ـ متأثر از رويكردهاي زبان شناسانه بايد اذعان داشت كه متون ، زمينه پرورده اند.ديدگاه سنتي پيرامون ژئوپليتيك تحت شعاع بستر نظام جهاني بوده و امروزه كه زمينه فروپاشيده و ساختي جديد يافته ، بديهي است مفاهيم نيز مورد بازبيني قرار خواهندگرفت ، تا توانايي تبيين تحولات و شرايط نوين را داشته باشند. از ابزارهاي مؤثر در اين خصوص بهره گيري از استراتژي واسازي 1 است كه بيان مي دارد، مي توان با تار و پودپيشين مفاهيم ، آنها را مورد باز خوانش قرار داد. از اين رو زايش و نشر «ژئوپليتيك مدرن » حاصل درهم ريختگي مناسبات و سازه هاي قبلي ، پيرايش و آرايش جديد وسازوارگونة عناصر پيشين اين واژه است . 2ـ برآيند توالي و ترتب چنين تغييراتي در ماهيت و اولويت عناصر ژئوپليتيك نيزمتبلور است . در مقطعي ، موقعيت جغرافيايي كشورها (به لحاظ اهميت استراتژيكي ،برخورداري از منابع انرژي و ) جايگاه ويژه اي است ، ليكن در عصر كنوني ، روند به گونه اي پيش مي رود كه به نظر مي رسد عامل «انسان » منزلت ارزنده اي در بين سايرعوامل به خود اختصاص داده است . مباني چنين استنتاجي براساس مشاهده تحولات رخداده بين المللي ، اساس يافته كه هويتها يكي از جدّي ترين مخاطبان فرآيند جهاني شدن مي باشند. در وضعيتي اين گونه بحث بر سر «ژئوپليتيك قوميتها/ هويتها»مي باشد كه عنصر اصلي مقوله مذكور نيز «انسان » هست .
3ـ هر چند كه داشتن سه فرصت ، استقرار بين دو كانون عمده انرژي جهاني ، دراختيار داشتن تنگه هرمز و نيز منابع و ذخاير نفتي / گازي و آبي كشور امتياز عالي به شمار مي رود، ولي برخورداري از اقبال ژئوپليتيك فقط نيمي از فرايند پر فراز و فرودتوسعه يافتگي است و نيم مهم ديگر آن به سياست سازي صحيح و پذيرش طيف وسيعي از سازش و ستيزشهاي استراتژيك مربوط مي شود كه انجام گرفتن مقرون به توفيق آن به فرجام «بهروزي » ختم مي شود. خلاصه اين كه در صورت فقدان «بهسازي استراتژيك »، «بهبودگي ژئوپليتيك » مي تواند واحد سياسي را اسير اعتبار خويش ساخته از دستيابي به «بهروزي » محروم كند. جمهوري اسلامي از اين قاعده مستثني نيست . بي تدبيري بهره برداري از موقعيت ممتاز ژئوپليتيكي ، بختي ارزنده را به خسراني بزرگ تبديل خواهد كرد.
4ـ «اقتصادي شدن جهان »، حيطه بسيار محدودي براي استقلال به وجود مي آورد ودر نتيجه ، سياستگذاران ملي ، كنترل خود را بر حوزه هاي اصلي مديريت اقتصادي ازدست مي دهند. نفوذ متقابل فزاينده ميان اقتصادهاي محلي و جهاني به اين معناست كه تمايز متعارف ميان محيطهاي تجاري ـ اقتصادي خاص و عام ، به تدريج اهميت خود را باتوجه به جريانهاي بالفعل كالاها و سرمايه ها از دست مي دهد. پس سرزمين زدايي 1 چشمگيري در حوزه فعاليت اقتصادي وجود دارد. از سوي ديگر، « جهاني شدن اقتصاد»2 شكل جديد مالكيت و بنيان خلق ثروت را ترسيم نموده كه اين مباني نوظهور، « هوش و اطلاعات » مي باشند.(69) مؤلفه هاي مؤثر در سهم بخشي به هر واحد در سيستم تقسيم كار جهاني ، به شدت دستخوش بازنگري شده اند. توان توليد اطلاعات وفناوريهاي ارتباطي ، دسترسي به جديدترين اطلاعات و اتصال به شبكه هاي جهاني اطلاع رساني ، از جمله شاخصهاي جدّي در تعيين دامنه نفوذمندي دولتها به شمارمي آيند. از اين رو شايسته است با امكان سنجي توانمنديهاي كشور، به تدريج اتكاي خود را از نقطه ثقل تك هسته اي تأمين انرژي (به دليل ناپايا بودن )، به فضايي چندهسته اي (با تأكيد بر سويه هاي فوق الذكر) منتقل نماييم . يادداشتها 1ـ يگر، ورنر؛ ترجمه محمدحسن لطفي ؛ جلد اول ؛ (تهران ، انتشارات خوارزمي ، 1376)، صص 39ـ17 2. Glassner, Martin;Political Geography, New York, John Wiley & Sons.Inc., p 13. 3. Tuathail, Gearaid,Critical Geopolitics , London, Routledge, 1996, pp 44-45.
4. Ibid; pp 21-23. 5. See: plano, Jach;The International Relation Dictionary, New York, Holt, 1988, p 98. 6ـ لاكوست ، ايو و بئتريس ژيبلن ؛ عوامل و انديشه ها در ژئوپليتيك ؛ علي فراستي ، تهران ، نشر آمن ؛ 1378،صص 14ـ12 7- The International Dictionary, op. cit. p.141. 8- Ibid; p 142. 9- Ibid; p 59. 10- Ibid; pp 7-20. 11- Ibid; pp 60-61. 12- Ibid; pp 65-66. 13ـ ر.ك . تاجيك ، محمدرضا، «متن ، وانموده و تحليل گفتمان (2)»، فصلنامه گفتمان ، شماره 1، (تابستان 1377)،صص 16ـ7. 14- The International Dictionary, op. cit. pp 66-68. 15- Taylor, Peter & Colin Flint;Political Geography, Fourth Edition, New York, Printice Hall,2000, p 103. 16- Glassner, Martin, op. cit, p. 102. 17- Demko, Grorge. J. and W. B. Wood,Re- Ordering The World, Colotado, West View Press,1994, pp 17-19. 18ـ لاكوست ، ايو و بئترس ژيبلن ؛ پيشين ؛ ص 15. 19ـ براي اطلاع بيشتر رجوع كنيد به : 20- Agnew, John, Geopolitics: Revisioning World Politics, London, Routledge, 1998. 21ـ ر. ك . به عزتي ، عزت الله . ژئوپليتيك ، تهران ، نشر سمت ، 1371، ص 73. 22ـ ميرحيدر، درّه ، «جغرافياي سياسي ، آنچه بود، آنچه هست »، مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي ، شماره 40، (تابستان 1377)، ص 212. 23ـ درويشي سرتلاني ، فرهاد، پيشين ، ص 90. 24ـ عزتي ، عزت الله ، پيشين ، ص 73. 25ـ بديعي ، ربيع ، جغرافياي مفصل ايران ، جلد اول ، تهران ، نشر اقبال ، 1372، ص 11.
26ـ عزتي ، عزت الله ، پيشين ، صص 80ـ58، همچنين ر. ك . شكوهي ، حسين ، فلسفه جغرافيا، تهران ، مؤسسه جغرافيايي و كارتوگرافي گيتاشناسي ، 1367، صص 243ـ264. 27ـ در اين باره رك . اسدي ، بيژن ، علائق و استراتژي ابرقدرتها در خليج فارس (1368ـ1357)، تهران ،انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي ، 1371، ص 19. 28ـ علايي ، حسين ، «اهميت استراتژيكي خليج فارس »، ارائه شده در سمينار جغرافيايي كاربردي و جنگ ،تهران ، دانشگاه امام حسين (ع )، صص 26ـ22. 29ـ حافظ نيا، محمدرضا، «وضعيت ژئوپليتيكي منطقه خليج فارس »، ارايه شده در سمينار مسائل جغرافيايي جهان اسلام ، تهران ، پژوهشكده علوم دفاعي دانشگاه امام حسين (ع )، 1377، صص 118ـ117، همچنين : حافظ نيا، محمدرضا، پيشين ، ص 163. سنجابي ، عليرضا، استراتژي و قدرت نظامي ، تهران ، نشر پاژنگ ، 1375، صص 187ـ186. 30ـ حافظ نيا، محمدرضا، پيشين ، صص 448ـ430. 31ـ حافظ نيا، محمدرضا، پيشين ، صص 106ـ105. 32ـ ميرحيدر، دره ، اصول و مباني جغرافياي سياسي ، تهران ، كتابخانه سيمرغ ، 1357، ص 13. 33ـ سالنامه آماري كشور 1376، تهران ، انتشارات سازمان برنامه و بودجه ، 1378. 34ـ بديعي ، ربيع ، پيشين ، ص 85. 35ـ ر. ك به ميرحيدر، دره ، مباني جغرافياي سياسي ، تهران ، نشر سمت ، 1371، صص 153ـ141. 36ـ اطاعت ، جواد، ژئوپليتيك و سياست خارجي ايران ، تهران ، نشر سفير، 1376، ص 51. 37ـ حافظ نيا، محمدرضا، پيشين ، ص 193. 38ـ پيشين ، صص 449ـ429.
39ـ مجتهدزاده ، پيروز، كشورها و مرزها در منطقه ژئوپليتيك خليج فارس ، حميدرضا ملك محمدي نوري ،تهران ، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي ، 1373، ص 87. 40ـ ميرحيدر، دره ، پيشين ، صص 188ـ141. 41ـ عزتي ، عزت االله ، پيشين ، ص 84. 42ـ اطاعت ، جواد، پيشين ، صص 49ـ47. 43ـ كاظمي ، علي اصغر، نقش قدرت در جامعه روابط بين المللي ، تهران ، نشر قومس ، 1369، ص 244. 44ـ ميرحيدر، دره ، پيشين ، ص 105. 45ـ صفوي ، سيديحيي ، جغرافياي نظامي ايران ، تهران ، انتشارات دانشگاه امام حسين (ع )، 1378، صص 160ـ140. 46ـ افشين ، يدالله ، رودخانه هاي ايران ؛ 2 جلد، تهران ، شركت مهندسين مشاور جاماب ، 1373، ص 55. 47ـ عزتي ، عزت الله ، ژئوپليتيك ، ص 89. 48ـ آقايي ، علي اكبر، «جواني جمعيت و خشونت »، فصلنامه مطالعات راهبردي ، شماره 6 و 5 پاييز و زمستان 1378، ص 13. 49ـ آل ياسين ، احمد، «تصوير نگران كننده نرخ بيكاري جوانان در ايران »، گزارش ، شماره 113، (تيرماه 1379)،ص 68. 50ـ عطارزاده ، مجتبي ، «پويش امنيتي رشد جمعيت در ايران »، فصلنامه مطالعات راهبردي ، شماره 5 و 6 (پاييزو زمستان 78)، صص 86ـ63. 51ـ ر.ك : سالنامه آماري كشور 1376. 52ـ «ميزگرد وفاق اجتماعي »، فصلنامه مطالعات ملي ، شماره 3 و 2، (زمستان 1378 و بهار 1379)، صص 18ـ17. 53ـ ر.ك : سريع القلم ، محمود، عقل و توسعه يافتگي ، تهران ، نشر سفير، 1372.
54ـ ماندل ، رابرت ، چهره متغير امنيت ملي ، ترجمه پژوهشكده مطالعات راهبردي ، تهران ، پژوهشكده مطالعات راهبردي ، 1377، صص 136ـ135. 55ـ ر.ك : جزوه درسي دكتر محمدباقر حشمت زاده براي درس مسايل اقتصادي - سياسي نفت ، (سال تحصيلي 1375ـ1374)، دانشكده علوم اقتصادي و سياسي دانشگاه شهيد بهشتي . 56ـ مجتهدزاده ، پيروز، «تحولات جهاني و منطقه ژئوپليتيك خليج فارس »، اطلاعات سياسي ـ اقتصادي ،شماره 50ـ49، (مهر و آبان 1370)، ص 220. 57ـ استار، جويس ، «بحران آب زمينه ساز درگيريهاي آينده در خاورميانه »، ا. طباطبايي . اطلاعات سياسي ـاقتصادي ، سال ششم ، شماره 56ـ55، (فروردين و ارديبهشت 1371)، 47ـ40. 58ـ نهازي ، غلامحسين ، «بحران آب در خاورميانه »، فصلنامه خاورميانه ، سال چهارم ، شماره 1، (بهار 1376)،ص 154. 59ـ نفت در آستانه قرن بيست و يكم ، ترجمه داود علمايي ، تهران ، دانشكده فرماندهي و ستاد، 1378، ص 20ـ19. 60ـ سريع القلم ، محمود، «نظام بين المللي و توسعه يافتگي دنياي اسلام »، ارايه شده در اولين همايش اسلام وتوسعه ، تهران : انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي 1376. ص 431. 61ـ ترجمان اقتصادي ، سال سال اول ، شماره 19، ص 16. 62ـ ر.ك : اقتصاد ايران ، سال اول ، شماره 9، (مهر 1378). 63ـ اميراحمدي ، هوشنگ ، «سياست خارجي منطقه اي ايران »، عليرضا طيب ، اطلاعات سياسي ـ اقتصادي ،شماره 72ـ71، (مرداد و شهريور 1372)، ص 5.
64ـ ميلاني ، سيدعلي ، «كشاورزي ايران »، اطلاعات سياسي ـ اقتصادي ، شماره 140ـ139، (فروردين ـارديبهشت 1378)، ص 192. 65ـ روزنامه سلام ، مورخه 29/8/1376، ص 5. 66ـ گزارش مؤسسه مطالعات استراتژيك لندن ؛ آب ، امنيت و خاورميانه ؛ ترجمه پيروز ايزدي ، تهران ،پژوهشكده علوم دفاعي استراتژيك دانشگاه امام حسين (ع )، 1372، ص 14. 67ـ ر.ك : عسگري ، محمود، «هيرمند آتشي زيرخاكستر»، روزنامه همشهري ، مورخه 14 و 15/10/1378، ص 6. 68ـ افشين ، يدالله ، روزنامه هاي ايران ، ص 38. 69ـ صفوي ، سيديحيي ، جغرافياي نظامي ايران ، ص 159. 70ـ ر.ك : روزنامه ايران ، مورخه 19/5/1379، ص 13. 71ـ سريع القلم ، محمود، عقل و توسعه يافتگي ، پيشين ؛ صص 192ـ191. 72ـ عسگري ، محمود، «ژئوپليتيك پس از جنگ سرد»، روزنامه همشهري ، مورخه 15/9/1378، ص 6. 73- Russett, Bruce, (eds), op. cit. p 324. 74ـ اكسفورد، باري ، نظام جهاني : اقتصاد، سياست و فرهنگ ، حميرا مشيرزاده ، تهران ، دفتر مطالعات سياسي وبين المللي ، 1378، صص 165، 127 .................................................................... منبع: فصلنامه مطالعات راهبردي ، شماره 10
15:56 - 26 اسفند 1386

0 بازدید




1 پاسخ