از سیا تا ماسک؛ حساب‌کشی از آمریکا در جشنواره ونیز

هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز در حالی به پایان رسید که چند فیلم مهم این دوره، تصویر سرمایه‌داری افسارگسیخته، رسانه‌های جنجالی، مداخلات نظامی و الیگارش‌های تشنه قدرت در آمریکا را ارائه کردند؛ از «جوهر» درباره ظهور روپرت مرداک تا «پرایم‌تایم» درباره اخلاق رسانه‌ای، «اسب وحشی شماره نُه» درباره سازمان سیا و «ماسک» درباره ایلان ماسک.
خبرگزاری فارس- گروه سینما: هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز که از ۲ تا ۱۲ سپتامبر برگزار شد، در سال‌های اخیر همواره یکی از مهم‌ترین ویترین‌های سینمای جهان برای آغاز فصل جوایز بوده است؛ اما امسال بیش از همیشه رنگ‌وبوی سیاسی داشت و آمریکا، حتی در فیلم‌هایی که مستقیماً درباره این کشور نبودند، به یکی از محورهای اصلی آثار جشنواره تبدیل شد.در بسیاری از این فیلم‌ها، گذشته و حال آمریکا از زاویه‌ای انتقادی بررسی شده است؛ از قدرت رسانه‌های راست‌گرا و میل سیری‌ناپذیر به کسب سود و مخاطب گرفته تا عملکرد سازمان‌های امنیتی، سیاست خارجی و ظهور چهره‌هایی که ثروت و قدرت عظیمی به دست آورده‌اند.یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها، فیلم «جوهر» (Ink) به کارگردانی دنی بویل بود که افتتاحیه جشنواره را رقم زد. داستان فیلم در سال ۱۹۶۹ می‌گذرد و روپرت مرداک جوان با بازی گای پیرس را دنبال می‌کند؛ روزنامه‌نگار استرالیایی که فعالیت رسانه‌ای خود را در بریتانیا آغاز می‌کند و در ادامه با خرید روزنامه «سان» مسیر تازه‌ای برای امپراتوری رسانه‌ای خود رقم می‌زند.مرداک در فیلم، لری لمب با بازی جک اوکانل، روزنامه‌نگار طبقه کارگر را برای اداره «سان» استخدام می‌کند. همکاری این دو به شکل‌گیری الگویی از روزنامه‌نگاری عامه‌پسند و جنجالی منجر می‌شود که در آن جذابیت و فروش، بیش از اطلاع‌رسانی اهمیت پیدا می‌کند.«جوهر» هرچند یک زندگی‌نامه کامل از مرداک نیست، اما تصویری از ذهن و روش کاری فردی ارائه می‌دهد که بعدها به یکی از قدرتمندترین غول‌های رسانه‌ای جهان تبدیل شد. فیلم نشان می‌دهد تصمیم‌های مرداک و لمب در بسیاری از موارد نه بر اساس اصول اخلاقی، بلکه با توجه به میزان مخاطب و سودآوری گرفته می‌شوند.
این فیلم از این منظر به رسانه‌های راست‌گرای معاصر آمریکا نیز پیوند می‌خورد؛ جریانی که به باور نویسنده گزارش، الگوی رسانه‌ای شکل‌گرفته توسط مرداک در ایجاد آن نقش داشته است. «فاکس نیوز»، «دیلی وایر»، «نیوزمکس» و حتی بخش‌هایی از فضای رسانه‌های اجتماعی، در این نگاه، ادامه همان سنت رسانه‌ای مبتنی بر جنجال و سرگرمی هستند.فیلم «پرایم‌تایم» (Primetime) به کارگردانی لنس اوپنهایم نیز سراغ وجه دیگری از رسانه آمریکایی می‌رود. این فیلم که در بخش مسابقه ونیز حضور داشت، داستان واقعی کریس هانسن، مجری برنامه تلویزیونی «به دام انداختن یک شکارچی» (To Catch a Predator) را روایت می‌کند؛ برنامه‌ای که در دهه ۲۰۰۰ یکی از برنامه‌های پربیننده تلویزیون آمریکا بود.در این برنامه، اعضای گروه تولید خود را به جای نوجوانان جا می‌زدند و با مردانی که تصور می‌کردند با کودکان ارتباط دارند، وارد گفت‌وگو می‌شدند. رابرت پتینسون در «پرایم‌تایم» نقش هانسن را بازی می‌کند. فیلم تلاش می‌کند مرز میان روزنامه‌نگاری، سرگرمی و نمایش عمومی مجازات را بررسی کند و نشان دهد چگونه میل به کسب مخاطب و پیروزی در رقابت تلویزیونی می‌تواند بر ملاحظات اخلاقی غلبه کند.در سوی دیگر، «اسب وحشی شماره نُه»، ساخته مارتین مک‌دونا، مستقیماً به سازمان سیا و سابقه مداخلات آمریکا در نقاط مختلف جهان می‌پردازد. جان مالکوویچ و سم راکول در نقش دو مأمور سیا ظاهر می‌شوند که در آستانه کودتای نظامی سال ۱۹۷۳ به شیلی سفر می‌کنند.
شخصیت کریس، با بازی مالکوویچ، که به سرطان مبتلاست و حافظه‌اش رو به زوال گذاشته، از همکارش لی می‌خواهد در جزیره ایستر او را بکشد. همزمان تلاش می‌کند خاطرات خود را ثبت کند و گذشته‌ای را مرور کند که در آن خشونت و عملیات مخفیانه بخش مهمی از زندگی‌اش بوده است.مک‌دونا در نشست خبری فیلم، «اسب وحشی شماره نُه» را نقدی تند بر عملکرد سیا و «کارهای وحشتناکی» دانست که این سازمان طی ۶۰ سال گذشته در نقاط مختلف جهان انجام داده است. فیلم همچنین به قتل پاتریس لومومبا، نخست‌وزیر پیشین جمهوری دموکراتیک کنگو، در سال ۱۹۶۱ اشاره می‌کند و رابطه میان سیاست خارجی آمریکا و استفاده از خشونت را زیر سؤال می‌برد.«آقای نلسون، آیا آدم کشتید؟» (Mr Nelson, Did You Kill People?) ساخته شینیا تسوکاموتو نیز از زاویه‌ای متفاوت به پیامدهای سیاست نظامی آمریکا می‌پردازد. رادنی هیکس در این فیلم نقش آلن نلسون، سرباز ۲۳ ساله سیاه‌پوست آمریکایی را بازی می‌کند که پس از حضور در جنگ ویتنام و بازگشت به خانه با اختلال استرس پس از سانحه دست‌وپنجه نرم می‌کند.فیلم از طریق جلسات درمانی نلسون با روان‌پزشکش تلاش می‌کند به این پرسش برسد که چرا او در ویتنام دست به کشتن زده است. داستان در نهایت به فقر، نابرابری و ساختاری می‌رسد که به باور فیلم، برخی اقشار محروم جامعه آمریکا را به سوی حضور در نهادهای نظامی سوق می‌دهد.اما شاید بزرگ‌ترین چهره آمریکایی جشنواره امسال، ایلان ماسک بود؛ شخصیتی که الکس گیبنی در مستند چهار ساعته «ماسک» (Musk) سراغ او رفته است.
گیبنی در این فیلم مسیر ماسک را از یک کارآفرین جوان با رؤیای سفر به فضا و فناوری‌های آینده تا تبدیل شدن به یکی از ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد جهان دنبال می‌کند. فیلم به شرکت‌هایی مانند پی‌پل، تسلا و اسپیس‌ایکس می‌پردازد و تلاش می‌کند نشان دهد چگونه محیط اقتصادی و سیاسی آمریکا به رشد کسب‌وکارهای ماسک کمک کرده است.«ماسک» همچنین به خرید شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق)، اختلافات خانوادگی او، حمایت سیاسی‌اش از دونالد ترامپ و حضورش در دولت آمریکا می‌پردازد. فیلم همچنین نقش ماسک در وزارت کارآمدی دولت موسوم به دوج (Doge) و پیامدهای تصمیمات این نهاد، از جمله حذف آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا (USAID)، را بررسی می‌کند.مستند در عین حال به حمایت سیاسی ماسک از جریان‌های راست‌گرا در کشورهای مختلف از جمله آلمان، برزیل و آرژانتین اشاره دارد.یکی از محورهای مهم «ماسک» این است که قدرت و ثروت این میلیاردر فقط محصول توانایی‌های فردی او نبوده و دولت‌های مختلف آمریکا، از جورج دبلیو بوش و باراک اوباما گرفته تا ترامپ و جو بایدن، در مقاطع مختلف از طریق سیاست‌ها و برنامه‌های دولتی به رشد شرکت‌های او کمک کرده‌اند.
بر اساس گزارشی از «واشنگتن‌پست» که در فیلم به آن اشاره می‌شود، شرکت‌های ماسک طی دو دهه گذشته حدود ۳۸ میلیارد دلار در قالب قراردادهای دولتی، وام، یارانه و اعتبار مالیاتی دریافت کرده‌اند.در نهایت، وجه مشترک بسیاری از این فیلم‌ها تصویری از ساختار آمریکایی است که در آن قدرت اقتصادی، رسانه‌ای و سیاسی به یکدیگر گره خورده‌اند و فیلم‌های ونیز صرفاً به نقد این ساختار بسنده نمی‌کنند و بر اهمیت همبستگی و حرکت جمعی برای شکست دیکتاتوری‌ها و الیگارش‌ها تأکید دارند.#ونیز#آمریکا#ماسکاخبار رسانه را می‌توانید از طر‎یق صفحه ‌هنر و رسانه فارس دنبال کنید.
13:04 - 29 شهریور 1405
هنر
سینما

2 بازنشر
18٫5k بازدید