هالیوود برای قهرمانسازی از شکست آمریکا در ایران دستبهکار شد
درحالیکه روایت رسمی آمریکا از عملیات نجات خلبانان سرنگونشده بر فراز ایران همچنان با ابهامات و تکذیبهای گسترده روبهروست، هالیوود خیلی زود وارد میدان شده تا نسخه سینمایی این ماجرا را بسازد.
خبرگزاری فارس-گروه سینما: این پروژهٔ تازه از مایکل بی، کارگردان شناختهشده فیلمهای جنگی و اکشن، بار دیگر نشان میدهد که صنعت سرگرمی آمریکا چگونه سالهاست روایتهای یکطرفهٔ جنگی واشنگتن را به قهرمانسازیهای پرزرقوبرق سینمایی تبدیل میکند.پروژه جدید مایکل بی: اقتباس از کتابی که هنوز منتشر نشده است استودیوی یونیورسال پیکچرز و بی درحالتوسعه فیلمی بلند درباره عملیات نجات دو خلبان آمریکایی هستند که پس از سرنگونی جنگنده اف-۱۵ای استرایک ایگل بر فراز ایران، در محدودهای در شمال شهرضا، در دشت مهیار که در جنوب استان اصفهان واقع شده، گرفتار شدند. این پروژه بر اساس کتاب میچل زوکف، استاد ارتباطات آمریکایی در دانشگاه بوستون که انتشارات هارپرکالینز در سال ۲۰۲۷ منتشر خواهد کرد، ساخته میشود. فیلم بی قرار است روایتی «قهرمانانه» از عملیات موسوم به «خشم حماسی» ارائه دهد؛ عملیاتی که به ادعای واشنگتن، به نجات موفق خلبان و افسر تسلیحات این جنگنده انجامیده است. بااینحال، همزمان با آغاز این پروژه، روایت رسمی آمریکا درباره این عملیات با تردیدها و تناقضهای فراوانی همراه شده است؛ تناقضهایی که قرار است پیش از روشنشدن جزئیات واقعی، در قالب یک فیلم هالیوودی تثبیت شوند. واقعیت میدانی: سنگینترین تلفات هوایی آمریکا و اسرائیل آمریکا و رژیم صهیونیستی در اواخر فوریه جنگی تحمیلی علیه ایران را کلید زدند که با پاسخ تلافیجویانه نیروهای مسلح ایران همراه شد. تهران علاوه بر پاسخ نظامی با اعمال مقررات عبور و مرور کشتیها و نفتکشها در تنگه هرمز هزینههای این جنگ را برای طرف آمریکایی-اسرائیلی بسیار بالا برد.
واشنگتن پس از چهل روز جنگ که منجر به خسارات شدید در پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه و همچنین مراکز نظامی اسرائیل در سرزمینهای اشغالی شد، در نهایت مجبور به ایجاد آتشبس و برقراری مذاکرات با ایران شد.بر اساس گزارش نشریه نظامی «میلیتری واچ مگزین»، عملیات نجات خلبانان آمریکا در جریان جنگ علیه ایران، نهتنها ساده و بیهزینه نبوده، بلکه به یکی از سنگینترین دورههای تلفات هوایی آمریکا و اسرائیل تبدیل شده است. این نشریه گزارش داده که در مجموع ۱۱ فروند هواپیمای آمریکایی و اسرائیلی در این نبردها از دست رفتهاند؛ آماری که به گفته تحلیلگران، خطر بالای عملیات هوایی بر فراز خاک ایران را آشکار میکند. روایت ایران: «طبس ۲» و ناکامی در برابر عملیات مشترک نیروهای ایرانی واقعیت آنچه رسانههای آمریکایی آن را «بزرگترین عملیات نجات در تاریخ آمریکا» مینامند، چیز دیگری است. سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص) تأکید کرده است که تلاش آمریکا برای نجات خلبانان با عملیات مشترک نیروهای ایرانی ناکام مانده و چند پرنده نظامی متجاوز، از جمله دو بالگرد بلکهاوک و یک هواپیمای سی-۱۳۰، هدف قرار گرفتهاند. لاشه این تجهیزات در جنوب اصفهان همچنان وجود دارد و قابل رویت است، اما ظاهراً هالیوود پیشاپیش تصمیم خود را گرفته و روایت آمریکایی را به یک پروژه سینمایی بزرگ تبدیل کرده است. چیزی که با نگاهی به عوامل فیلم قابل حدس است . این فیلم بی را با تهیهکنندگان اسکات گاردنهاور و اروین استوف دوباره متحد میکند. آنها پیشازاین روی یک داستان جنگی دیگر به نام «۱۳ ساعت: سربازان مخفی بنغازی» همکاری کرده بودند. اثری که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
ابعاد پنهان عملیات: ابهام درباره سرقت اورانیوم درحالیکه برخی روایتها عملیات نجات خلبانان آمریکایی را داستانسرایی برای پوشاندن یک عملیات سرقت اورانیوم غنیشده از خاک ایران دانستهاند، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در پاسخ به این سؤال که عدهای معتقدند هدف اصلی عملیات آمریکاییها در جنوب اصفهان سرقت اورانیوم بوده، گفت ابهامات درباره این عملیات بسیار زیاد است. او تأکید کرد منطقهای که ادعا میشد خلبان آمریکایی در آن حضور دارد، در استان کهگیلویه و بویراحمد بوده، درحالیکه محل پیادهشدن نیروهای آمریکایی فاصله زیادی با آن منطقه دارد. او ادامه داد: احتمال اینکه یک عملیات سریع برای دزدیدن اورانیوم بوده باشد را نباید بههیچعنوان نادیده گرفت. آنچه که مشخص است این است که نتیجه اقدام آنها چیزی نبود جز طبس ۲. معمای طبس ۲: هواپیماهای سوخته، روایتهای ناتمامروایتسازی آمریکا از عملیات ادعایی نجات خلبان این کشور در جنوب ایران، یادآور شکست تاریخی آنها در صحرای طبس در عملیات «پنجه عقاب» (آوریل ۱۹۸۰) است؛ عملیاتی که برای نجات گروگانهای آمریکایی از تهران طراحی شده بود، اما پیش از هرگونه درگیری، در دل کویر به فاجعه انجامید. برخورد یک هلیکوپتر با هواپیمای سوخترسان، آتشسوزی مهیب و کشتهشدن هشت نیروی آمریکایی، آن عملیات را به یکی از تحقیرآمیزترین شکستهای نظامی ایالات متحده تبدیل کرد.
جالب آنکه واشنگتن در آن زمان نیز تلاش کرد شکست خود را پنهان کند، اما حقیقت در همان شنهای طبس ثبت شد. هواپیمای سوخته آمریکایی همچنان در آن منطقه باقی است، درست مانند لاشه چهار هواپیمای نابودشده آمریکا در جریان عملیات ادعایی نجات خلبان. هواپیماهای سوختهای که تهران سرنگونی آنها را تأیید کرده و لاشهها هنوز در محل باقیاند؛ درحالیکه واشنگتن همچنان در تلاش برای پوشاندن ابعاد واقعی ماجراست. طلیعهای بر یک الگوی تکراری: هالیوود، نیروی کمکی سیاست خارجی این نخستینبار نیست که سینمای آمریکا، همزمان با جنگ یا شکستهای نظامی، وارد فاز بازسازی تبلیغاتی میشود. در واقع، کارنامه مایکل بی خود نمونهای روشن از همین مسیر است. بی طی سه دهه گذشته به یکی از مهمترین چهرههای سینمای نظامیگرای آمریکا تبدیل شده است؛ از «پرل هاربر» (۲۰۰۱) تا «۱۳ ساعت: سربازان مخفی بنغازی» (۲۰۱۶)، روایتهای او معمولاً بر قهرمانسازی از نیروهای آمریکایی و بازسازی احساسی عملیات نظامی متمرکز بودهاند؛ حتی زمانی که خود آن عملیات با شکست، ابهام یا انتقادهای گسترده سیاسی همراه بودهاند. به همین دلیل، ورود او به پروژهای درباره عملیات اخیر آمریکا در ایران، برای بسیاری ادامه همان سنت قدیمی هالیوود در بازسازی تبلیغاتی جنگهای واشنگتن تلقی میشود.
«پرل هاربر» – شکست اطلاعاتی که به حماسه تبدیل شد «پرل هاربر» یکی از مشهورترین نمونههای بازسازی هالیوودی تاریخ نظامی آمریکاست. اما واقعیت تاریخی چه بود؟ حمله ژاپن به پرل هاربر در ۷ دسامبر ۱۹۴۱، یکی از بزرگترین شکستهای اطلاعاتی و نظامی آمریکا محسوب میشد. ناوگان آمریکا غافلگیر شد، هزاران نظامی کشته شدند و بخش مهمی از توان دریایی واشنگتن نابود شد. سالهاست مورخان درباره قصور اطلاعاتی و ضعف فرماندهی مقامهای آمریکایی در مواجهه با احتمال حمله بحث میکنند. بی اما این شکست را به یک روایت احساسی و قهرمانانه تبدیل کرد؛ روایتی که در آن تمرکز اصلی نه بر ناکارآمدی فرماندهی یا شکست استراتژیک، بلکه بر شجاعت نیروهای آمریکایی و «وحدت ملی» پس از حمله قرار دارد. راجر ایبرت، منتقد آمریکایی، در نقد خود فیلم «پرل هاربر» را اثری میداند که هستهٔ مرکزی آن چهل دقیقه جلوههای ویژهٔ تکراری است که با داستان عاشقانهای «بهشدت مبتذل» احاطه شده است. به باور او، فیلم «بدون ظرافت، چشمانداز یا اصالت» کارگردانی شده و مخاطبان اگر هم دیالوگهایش را بهخاطر بسپارند، بهخاطر تحسین نیست، بلکه بهخاطر ابتذال خندهدار آنهاست. ایبرت با لحنی تند مینویسد که فیلم برای مخاطبی ساخته شده که «شاید نام پرل هاربر یا حتی جنگ جهانی دوم را نشنیده باشد» و هر تماشاگری که اندک آگاهی از رویدادهای تاریخی داشته باشد، بیشتر از این فیلم میداند. به اعتقاد او، «هیچ حسّی از تاریخ، استراتژی یا زمینه» در این اثر دیده نمیشود.
«پرل هاربر» با بازی بن افلک، جاش هارتنت، کیت بکینسیل، کوبا گودینگ جونیور، تام سایزمور، جان ویت، کلم فیور و الک بالدوین، ازیکطرف نامزد دریافت جایزه اسکار در چهار رشته مختلف شد (و توانست جایزه بهترین تدوین صدا را دریافت کند) و از طرف دیگر نامزد دریافت جایزه تمشک طلایی در شش رشته مختلف از جمله بدترین فیلم شد. «۱۳ ساعت: سربازان مخفی بنغازی» – قهرمانسازی از دل فاجعه «۱۳ ساعت: سربازان مخفی بنغازی» نمونهای دیگر است؛ اثری که بر پایه حمله سال ۲۰۱۲ به کنسولگری آمریکا در بنغازی لیبی ساخته شد. حمله بنغازی یکی از جنجالیترین بحرانهای امنیتی دولت آمریکا بود. در جریان این حمله، سفیر واشنگتن و چند آمریکایی دیگر کشته شدند و بعدها بحثهای گستردهای درباره ضعف امنیتی، سردرگمی دولت آمریکا و نحوه مدیریت بحران شکل گرفت. این حادثه سالها به موضوع درگیری سیاسی میان جمهوریخواهان و دموکراتها تبدیل شد. مایکل بی در «۱۳ ساعت» تمرکز را تقریباً به طور کامل روی گروهی از نیروهای امنیتی آمریکایی گذاشت که در شرایطی بحرانی برای نجات جان همکاران خود میجنگند. فیلم فضای پرتنش و قهرمانانهای خلق میکند که در آن نیروهای آمریکایی، مردانی فداکار و تنها تصویر میشوند که قربانی بیکفایتی سیاسی شدهاند.چاد لیفمن در نقدی که برای وبسایت «اسپینینگ پلترز» نوشت، میگوید: دیالوگهای این فیلم که از ۹۵٪ جملههای تکراری احمقانه تشکیل شدهاند، مایه شرمساری هستند. شخصیتهای فرعی کلیشهای و خجالتآور هستند و پیامی که بی سعی در انتقال آن دارد، گیجکننده است.
او میافزاید: نمیتوانم تصور کنم که سربازان واقعی حتی ذرهای مانند فیلم «۱۳ ساعت» صحبت کرده باشند، توهینهای بیارزش و جملات رکیک مردانهای گفته باشند که انگار پسرهای دانشجویی هستند که بازیهای ویدئویی انجام میدهند. همزمان با اکران این فیلم در سینماهای آمریکای شمالی (با بازی جیمز بج دیل، جان کرازینسکی، توبی استفنز و پیمان معادی)، رایان تراپانی، یکی از سخنگویان وقت سازمان سیا، سازندگان فیلم را به تحریف وقایع و افرادی که در شب وقوع حادثه در کنسولگری آمریکا در بنغازی بودند متهم کرد و گفت: هیچکس این فیلم را با یک مستند اشتباه نمیگیرد. در ایران لاشه هواپیما، در هالیوود پوستر افتخار در هر دو فیلم «پرل هاربر» و «۱۳ ساعت»، یک الگوی مشخص دیده میشود: بحران یا شکست نظامی آمریکا، بهجای آنکه بهعنوان نتیجه سیاستهای اشتباه مورد بررسی قرار گیرد، در هالیوود به بستری برای قهرمانسازی از سربازان آمریکایی تبدیل میشود. امروز، درحالیکه حتی گزارش سیانان نیز اذعان کرده جزئیات اصلی عملیات آمریکاییها در جنوب اصفهان در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران هنوز نامشخص است، و برخی تحلیلگران آمریکایی از آن بهعنوان «یکی از پیچیدهترین و دلخراشترین عملیات نجات تاریخ آمریکا» یاد کردهاند، فیلم سینمایی این ماجرا پیش از روشنشدن واقعیتها در حال تولید است.
این شتاب برای تبدیل یک روایت جنگی به محصول سرگرمی، برای منتقدان نشانهای آشناست: هالیوود بار دیگر در حال ایفای نقش مکمل سیاست خارجی آمریکاست؛ جایی که دوربینها، انفجارها و موسیقی حماسی، جایگزین پرسش درباره حقیقت جنگ میشوند. بی تقریباً سه دهه است که با ارتش آمریکا و نیروهای انتظامی در فیلمهایی از جمله «دسته سنگی»، «پسرهای بد» و «آرماگدون» همکاری کرده است. وقتی ددلاین برای اظهارنظر درباره ساخت فیلم از عملیات آمریکا در ایران با این کارگردان ٦١ساله تماس گرفت، او گفت: من در طول ۳۰ سال حرفهای خود شراکت فوقالعادهای با وزارت جنگ و اعضای شگفتانگیز ارتش آمریکا داشتهام. «این فیلم درباره همه کسانی است که در یکی از پیچیدهترین، دقیقترین و پرمخاطرهترین عملیات تاریخ اخیر به ندای کمک پاسخ دادند. این فیلم قهرمانی واقعی و فداکاری بیوقفه خدمه ما را جشن میگیرد.»#هالیوود#مایکل_بی#ایران #طبس#اصفهاناخبار هنری را میتوانید از طریق صفحه هنر و رسانه فارس دنبال کنید. 09:50 - 31 اردیبهشت 1405