کارگاهی برای بازگشت به زندگی
در کارگاه تولیدی حمایتی آرمان، تولید تنها بهانهای برای کار کردن نیست. اینجا دهها نفر از افراد دارای معلولیت ذهنی و حرکتی، در کنار یادگیری مهارت و کسب درآمد، فرصت حضور در جامعه و تجربه زندگی مستقلتر را پیدا میکنند؛ مسیری که از پشت همین میزهای کار آغاز میشود.
خبرگزاری فارس - تبریز: قطعهای کوچک را از روی میز برمیدارد، چند ثانیه آن را زیر و رو میکند و بعد به نفر کناری میدهد. نفر بعدی مرحله دیگری از کار را انجام میدهد و محصول دوباره دست به دست میشود تا به ایستگاه بعدی برسد. برای ساخت همین قطعه ساده، چندین نفر کنار هم مشغول کار هستند؛ هر کدام مسئول بخشی از فرآیند تولید.در نگاه اول، اینجا تفاوت چندانی با دیگر کارگاههای تولیدی ندارد. صدای دستگاهها در سالن میپیچد، روی میزها محصولات نیمهتمام و آماده بستهبندی دیده میشود و کارگران سرگرم انجام وظایف خود هستند. اما کمی که بیشتر در میان میزها قدم بزنی، متوجه میشوی اینجا فقط یک کارگاه تولیدی نیست.اینجا مرکز تولیدی حمایتی آرمان است؛ جایی که افراد پشت میزهایش، دارای معلولیت ذهنی و یا حرکتی هستند و کار کردن برایشان فقط راهی برای کسب درآمد نیست، بلکه بخشی از مسیر بازگشت به زندگی اجتماعی محسوب میشود.
یکی از توانجویان با دقت مشغول مرتب کردن محصولات روی میز است. مربی مرکز میگوید اگر جای یکی از قطعات تغییر کند، بلافاصله متوجه میشود و دوباره همه چیز را مرتب میکند. همان دقتی که شاید کمتر کسی انتظار داشته باشد، حالا به یکی از نقاط قوت او در کار تبدیل شده است.در گوشه دیگری از سالن، چند نفر روی تولید یک محصول مشترک کار میکنند. خروجی نهایی این کارگاه تولیدی، خوشبوکننده های هواست که صفر تا صد محصول از جمله شیشه و در چوبی آن، گیره های مخصوص کولر و تمامی ظریفکاری آنها برعهده خود این توانخواهان است.اکبر پورصادق لواسانی، مسؤول فنی مرکز، توضیح میدهد که برای ساخت برخی محصولات، از جمله گیره کولر، گاهی ۱۲ نفر درگیر فرآیند تولید میشوند و هر فرد مسئول انجام بخشی از کار است. به گفته او، ساختار فعالیتها به گونهای طراحی شده که هر توانجو متناسب با تواناییهای خود در فرآیند تولید مشارکت داشته باشد.
مرکز آرمان از سال ۱۳۸۷ فعالیت خود را آغاز کرده است. فعالیتی که در ابتدا با قالیبافی و مونتاژ قطعات همراه بود و امروز به تولید محصولاتی از جمله خوشبوکنندهها رسیده است. این مجموعه در قالب کارگاههای حمایتی تیپ یک و تیپ دو فعالیت میکند و اکنون میزبان بیش از ۱۲۰ توانجوی دارای معلولیت ذهنی است.پورصادق لواسانی میگوید: در این مرکز افراد بالای ۱۵ سال پذیرش میشوند و برای هر توانجو، مسیر آموزشی مشخصی تعریف شده است. به گفته وی، هدف تنها آموزش یک مهارت شغلی نیست، بلکه تلاش میشود افراد برای حضور مستقلتر در جامعه آماده شوند.وی با اشاره به فعالیت نیروهای تخصصی و نیمهتخصصی در مرکز میافزاید: «۱۸ نفر از کادر تخصصی و نیمهتخصصی وظیفه آموزش، هدایت و همراهی توانجویان را برعهده دارند. بخشی از توانجویان پس از طی دورههای لازم وارد اشتغال رسمی میشوند و حقوق و بیمه دریافت میکنند.»
اما شاید مهمترین دستاورد این مجموعه را نتوان در تعداد محصولات تولیدشده یا آمار اشتغال خلاصه کرد. مدیران مرکز از تغییراتی حرف میزنند که در زندگی توانجویان رخ داده است.جواد زرگرزاده، صاحب امتیاز مرکز، میگوید برخی از افرادی که سالها قبل وارد این مجموعه شدند، حتی شناخت درستی از پول و دستمزد نداشتند و برخی نیز در برقراری ارتباط با دیگران با مشکل مواجه بودند.به گفته او، امروز بسیاری از همین افراد برای حقوق ماهانه خود برنامهریزی میکنند، خریدهای شخصی انجام میدهند و مسئولیتهای بیشتری در زندگی روزمره برعهده گرفتهاند.
زرگرزاده معتقد است مهمترین رویکرد چنین مراکزی، «اجتماعیسازی» افراد دارای معلولیت است؛ موضوعی که فلسفه شکلگیری کارگاههای حمایتی را تشکیل میدهد.وی میگوید: «این افراد باید در بطن جامعه باشند. به همین دلیل بیشتر این مراکز در داخل شهر فعالیت میکنند. اگر معلولان را به حاشیه شهر و شهرکهای صنعتی منتقل کنیم، ارتباط آنها با جامعه کمرنگ میشود و هدف اصلی این مراکز زیر سوال میرود.»صاحب امتیاز مرکز آرمان یکی از چالشهای فعلی مجموعه را موضوع مجوزها عنوان میکند و میگوید برخی قوانین و ضوابط موجود با ماهیت فعالیت چنین مراکزی همخوانی کامل ندارد. او امیدوار است با حمایت دستگاههای مسئول، زمینه توسعه فعالیت این مراکز و افزایش فرصتهای شغلی برای افراد دارای معلولیت فراهم شود.
زرگرزاده همچنین معتقد است آذربایجانشرقی ظرفیت راهاندازی کارخانههای اختصاصی ویژه افراد دارای معلولیت را دارد؛ ظرفیتی که میتواند فرصتهای شغلی بیشتری برای این قشر ایجاد کند و زمینه حضور پررنگتر آنان در عرصههای اقتصادی و اجتماعی را فراهم سازد.در میان توانجویان این مرکز، افرادی نیز حضور دارند که تشکیل خانواده دادهاند و زندگی مستقلی را تجربه میکنند. موضوعی که از نگاه مدیران مجموعه، نتیجه سالها آموزش، توانمندسازی و حضور مستمر در محیطهای اجتماعی و کاری است.
هنگام خروج از مرکز، چند نفر از توانجویان همچنان مشغول کار هستند. یکی از آنها بدون آنکه تمرکزش را از دست بدهد، سرش را بالا میآورد و لبخند میزند. لبخندی کوتاه اما معنادار.شاید همین لبخند، خلاصه تمام آن چیزی باشد که در مرکز آرمان جریان دارد؛ جایی که کار تنها به معنای تولید یک محصول نیست، بلکه فرصتی است برای ساختن اعتماد به نفس، استقلال و سهمی دوباره از زندگی اجتماعی.
16:45 - 25 خرداد 1405