ردِ خون روی تور سفید؛ ارمغان دموکراسی آمریکایی
مدرسه میناب… ورزشگاه… و حالا، مجلس عروسی! انگار دشمن قسمخوردهی ما، تاب دیدن لبخند روی لبهای فرزندان این آب و خاک را ندارد. فرقی نمیکند زنگ تفریحِ بچهمدرسهایها باشد، هیجانِ یک مسابقه ورزشی، یا هلهلهی شادیِ آغاز یک زندگی مشترک در ساحل؛ هدف برای آنها همیشه یکی است: «گرفتن جان، نشاط و امیدِ ایرانی».تصویر، تلختر از آن است که در واژهها بگنجد. تور سفید عروسی که قرار بود نماد خوشبختی و آرزوهای یک دختر ایرانی باشد، حالا با خاکستر و خون گره خورده و روی ماسههای ساحل سیریک جا مانده است.این، رویِ واقعی و بدون روتوشِ تمدن غرب است. همانهایی که در رسانههایشان با کراوات و لبخند از “حقوق بشر” و “آزادی” دم میزنند، اما وقتی پای عمل میرسد، «هدیهی عمو ترامپ»شان برای مردم ما، بمب و موشک و عزادار کردنِ خانوادههاست.ما در میانهی یک جنگ شناختی و ادراکی هستیم؛ نباید حافظه تاریخیمان پاک شود! نباید یادمان برود پشت آن ژستهای دلسوزانهِ مجازی، چه هیولای بیرحمی پنهان شده که حتی به بزم عروسی هم رحم نمیکند.خونِ بیگناهانِ سیریک و میناب، سندِ مظلومیتِ مقتدرانهی ماست. این جنایتها شاید قلب ما را به درد بیاورد، اما ارادهی ما را برای ایستادگی محکمتر میکند. ما فراموش نمیکنیم و نمی بخشیدم.#سیریک#جنایت_آمریکا#پدافند_ادراکی#هدیه_عمو_ترامپ#ایران_تسلیت#حقوق_بشر_آمریکایی 09:48 - 11 شهریور 1405